زفاف

آن سوي زفاف

پاره شدن پرده بکارت ، در حقيقت نمود خارجي جرياني بسيار پيچيده است که بايد آن را آغاز "زنانگي" و پايان "دوشيزگي" شمرد.
تازه عروس بنا به طبيعت ، از نخستين اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسماني نيست که اگر همراه با آرامش و خودداري و صبوري مرد باشد خيلي جزئي است. غالبا خود دختر هم نمي داند علت اين هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در اين مرحله دچار نوعي " شرم " نيز هست . همه اين علت ها را بايد در جاي ديگري جستجو کرد.
در حقيقت چون زن در اين مرحله که وارد حيات زناشويي مي گردد دگرگوني مهمي در برابر خود مي بيند و به زندگي آينده و مسووليت ها و خطرهاي آن مي انديشد و از آن واهمه دارد. همه اين واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شايسته توجه است.
اين وظيفه شوهر است که وجود اين هراس فطري زن را دريابد و همواره آن را به ياد داشته باشد.بهترين فرصت براي جلب اطمينان زن همين دوره کوتاه است.

معروف است که زفاف را نبايد با جبر آغاز کرد ، ما مي گوييم در کار پاره شدن پرده دوشيزگي نه تنها جبر نبايد در کار باشد بلکه اين عمل بايد دنباله و نتيجه نوازشي صبورانه و معاشقه اي جانانه باشد و شوهر بايد عروس را به تدريج متمايل و راغب به عمل نمايد نه آن که با شتابکاري و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خويش را فرو نشاند. در اين صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراين شوهر در شب زفاف بايد تمام تمهيدات لازم را به کار گيرد و در نهايت ملايمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترين اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده مي کند که به آساني التيام پذير نخواهد بود و گاه تا پايان زندگي زناشويي آثار آن بر جاي مي ماند.

از نظر روانشناسي اين دردهاي روحي منجر به پيدايش هزاران نوع اختلالات فکري ، غم و اندوه مزمن مي گردد که درمان آن بسيار مشکل خواهد بود زيرا اغلب منشا و علت اصلي آن ناشناخته مي ماند.

در واقع علت سرد مزاجي بسياري از زناني که لذت جنسي نمي برند آن است که در شب زفاف ناگواري ديده و رنج و تب روحي کشيده اند و اين تالمات در ضمير پنهان آنها مانده و اختلالات جسمي و رواني بعدي را با خود آورده است.

بسياري از امراض ديگر چون پريشان خيالي و بيماريهاي عصبي غالبا در اثر همين رويدادهاي به ظاهر کوچک شب زفاف ايجاد مي شود و گاهي اين عوارض روحي به قدري پيچيده و شديد مي شود که روان پزشک بايد مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمينان بيمار ، شايد موفق به کشف ريشه اصلي اختلال گردد. اين است که باز تکرار مي کنيم در نوازش و مهرباني و رعايت حال تازه عروس به ويژه در شب رفاف به هيچ نبايد کوتاهي کرد.

هيچ دختري فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه مي خواهد بکند و اگر حجب و حياي عروس يا هر علت ناشناخته ديگر مانع از آن است که به ميل تسليم شود بهتر است يک شب يا حتي شبهاي متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسماني خو بگيرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسي شود.

عمر انسان آن قدر کوتاه نيست که چنين شتابکاري لازم باشد و به خصوص در اين دوره ، صبر و متانت و حوصله به پيروزي و کامروايي خواهد انجاميد.

در اينجا بايد يادآور شويم اگر داماد به دليل ضعف نفس و سستي در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتيجه نمي رسد و لازم است اصرار در اين باره خيلي ملايم و صبورانه باشد.

اصولا زن وقتي هم حاضر و راغب به تسليم است طبيعتا مي خواهد بر او ظفر يابند ولي بين فتح عاشقانه و استيلاي وحشيانه تفاوت بسيار است و مرد بايد با فراست دريابد که هنگام دخول فرا رسيده است.

به طور کلي در هفته هاي اول ازدواج براي نزديکي نبايد پافشاري کرد جز آن که عروس خود ابراز تمايل کند.شوهر اگر عيبي در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نبشب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب رو تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.
منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه میکنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .
ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند.
همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت .
اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
1-
درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
2-
درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.

در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :
1-
معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
2-
استفاده از ژل لوبریکانت
3-
بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
4-
دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
5-
درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.

پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمیشود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید.
تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود.
در صورتی که هر گونه سوال برای شما پیش آمد حتما با ما مکاتبه کنید.
دکتر امیر
جراح و متخصص زنان و زایمان
_________________
ايد آن را آشکار کند يا اظهار براي شروع عجله نكنيد



زن و مرد بايد قبلا عالم هر يك را به خوبي شناخته باشند يعني بايد بدانند در دنياي جنس مخالف چه مي‌گذرد
وقتي زن‌ها و مردها با هم ازدواج كرده و وارد دنياي جديد زندگي مشترك مي‌شوند هر دو، اهداف و برنامه‌هاي مشتركي دارند: هر دو مي‌خواهند كه روابطشان عاشقانه و دوستانه باشد و اين ارتباط قوي همچنان ادامه پيدا كند. تا اينجاي مسئله كه ظاهرا مشكلي وجود دارد اما يك موضوع مهم و اجتناب‌ناپذير هم وجود دارد و آن هم رابطه جنسي است كه جزء جدايي ‌ناپذير زندگي مشترك محسوب مي‌شود، و درست در همين مورد بسياري از مشكلات شروع مي‌‌شود وزن يا مرد حس مي‌كنند رابطه آنها در زندگي مشترك مورد دلخواه‌شان نيست و يا در زندگي خود موفق نبوده‌اند. برقراري رابطه جنسي سالم در دوران زندگي مشترك موضوع بسيار مفصلي است و ما در اين قسمت تنها به بخشي از آن مي‌پردازيم يعني شروع رابطه جنسي در اوايل ازدواج كه ممكن است براي زن و شوهر (هردو) كمي مشكل‌‌ساز باشد.
معمولا علت مشكل بودن اين شروع و آغاز اين است كه زن و مرد هنوز به هم عادت نكرده و به عبارتي كمي از هم خجالت مي‌كشند. گاهي اين وضعيت در ابتدا باعث نااميدي طرفين مي‌شود چون هنوز نمي‌دانند كه از نظر روحي به چه آمادگي‌‌هايي احتياج دارند. در اين شرايط اگر نسبت به جنس مخالف (زن نسبت به شوهر و بالعكس) حس خوبي وجود داشته باشد به راحتي مي‌توان ارتباط موثر برقرار كرد و گر نه كار مشكل‌تر خواهد شد. نكته مهم ديگر اين است كه زن و مرد بايد قبلا عالم جنس مخالف را به خوبي شناخته باشند يعني بايد با مطالعه بدانند در دنياي جنس مخالف چه مي‌گذرد؟ احساساتش چگونه است؟ به‌عنوان يك زن يا مرد چگونه بايد با عواطف او برخوردي مناسب داشته و هزاران مورد ديگر كه بايد قبل از ازدواج و در دوران آشنايي براي ازدواج براي اين سئوالات پاسخي مناسبي پيدا شود. اگر شناخت شرايط روحي و عاطفي طرف مقابل به طور كامل انجام نشده باشد در اين صورت رابطه جنسي به يكي از بزرگترين سرچشمه‌هاي سوء تفسير از شريك زندگي تبديل خواهد شد.

شايد بهتر باشد مدت كمي از ازدواج بگذرد و بعد طرفين از يكديگر انتظار داشته باشند؛ چون اقدام فوري براي رابطه جنسي در بعد از ازدواج ممكن است براي شريك زندگي و به‌خصوص خانم‌ها با احساس و تجربه بدي همراه باشد. اگر مراحل پس ازدواج را به چهار مرحله آشنايي بيشتر، ارزشيابي طرف مقابل، ايجاد احساس قوي و ثابت و ورود به خلوت و حالات روحي خصوصي طرف مقابل تقسيم كنيم، رابطه جنسي بايد در مرحله چهارم صورت بگيرد. يعني بايد بتوان با صميميت به خلوت و شرايط روحي كاملا منحصر به فرد طرف مقابل وارد شد، يك رابطه جنسي خوب و موثر برقرار كرد در غير اين صورت به يك تجربه ناگوار و ناخوشايند اجباري تبديل مي‌شود. در اين مرحله بسيار مهم است كه هر دو طرف بدانند ديگري نسبت به حوزه خصوصي زندگي خودش و طرف مقابل چه حسي دارد؟
متاسفانه اكثر خانم‌ها و آقايان فكر مي‌كنند تنها جذابيت ظاهر براي ايجاد رابطه جنسي موفق كافي‌ست. البته آمادگي ظاهري شرط مهمي است اما كافي نيست. ممكن است آقا يا خانم حس كنند با وجود آمادگي ظاهري ديگر مشكلي وجود ندارد، اما اين طرز فكر صحيح نيست و ممكن است طرف مقابل (اكثرا خانم‌ها) آماده نبوده و شديدا از نظر روحي آسيب ببيند. خانم‌ها معمولا به مدت زمان بيشتري احتياج دارند تا آمادگي اين كار را پيدا كنند و معمولا بعد از ازدواج بيشتر به اين مسئله فكر مي‌كنند كه چطور مي‌توان زندگي مشترك را تقويت كرد و چطور مي‌توان رابطه‌اي محكم‌تر و قوي‌تر برقرار كرد. در نتيجه براي برقراري روابط جنسي بايد به آنها فرصت داد. در اوايل ازدواج مهم نيست كه چقدر زن و مرد جذابيت جنسي دارند بلكه نكته قابل توجه آن است كه اگر در اين دوران به سرعت و بدون دادن فرصت به طرف مقابل وارد مرحله جنسي شويد عين آن است كه آب يخ روي سر يكديگر ريخته باشيد! مثل اينكه هنوز شروع جاده و راه را طي نكرده يكباره به آخر راه برسيد. بايد آقايان اين فرصت را به خود بدهند تا كاملا مورد تاييد همسرشان قرار گرفته و مهلتي هم به خانم‌ها داده شود تا فارغ از تفكرات جدي در مورد زندگي و آينده براي برقراري رابطه جنسي آماده شويد. اگر اين اتفاق خيلي سريع و زود رخ دهد امكان دارد تا مدتي طرفين از هم رانده شوند. معمولا هورمون‌هاي مردانه باعث مي‌شود آقايان خيلي سريع براي رابطه جنسي آماده شوند و گاهي اين آمادگي سريع باعث مي‌شود به ناچار بدون آمادگي لازم تن به اين كار داده و به هيچ وجه از اين رابطه لذت نبرند.

البته منظور ما اين نيست كه به هيچ وجه در اوايل زندگي مشترك (بخصوص روزهاي اول) نبايد رابطه جنسي برقرار شود. گاهي طرفين به خوبي براي اينكار آمادگي دارند و مشكلي پيش نمي‌آيد. اما اگر تمايل برقرار شود. گاهي طرفين به خوبي براي اين كار آمادگي دارند و مشكلي پيش نمي‌آيد. اما اگر تمايل داريد رابطه زناشويي شما پايدار بوده و طولاني مدت از قدرت كافي برخوردار باشد بهتر است كار را مرحله به مرحله انجام دهيد. اگر ذهنتان را باز و آزاد نگهداريد و فقط تفكر برقراري رابطه جنسي فكرتان را پر نكرده باشد آن وقت خودتان و طرف مقابل را بهتر ارزيابي كرده و فرصت كافي به خودتان و او مي‌دهيد. هر چه همديگر را بيشتر بشناسيد برقراري رابطه جنسي راحت‌تر بوده و مشكلات‌تان كمتر مي‌شود. حتي اگر در آن زمان آنقدر از خودتان مطمئن باشيد كه فكر كنيد شما يك روح در دو جسم هستيد باز هم بايد مدت زمان لازم سپري شود تا واقعا با روحيات يكديگر آشنا شويد.

اگر هم حس كرديد در اين رابطه با مشكلاتي روبرو هستيد يا احساس رضايت نمي‌كنيد باز هم راه چاره وجود دارد. فكر نكنيد علم ارتباطات زناشويي مثل پرواز يك آپولو سخت و دشوار است! وقتي زن و مرد در اين زمينه احساس ناراحتي مي‌كنند بر اين تصور هستند كه به آخر خط رسيده‌اند. اين در حالي است كه در مورد مسائل جنسي هم مي‌توانيد از ديگران كمك بگيريد. پزشكان و مشاوران راهنماي خوبي در اين مورد هستند و بهتر است از همين امروز عادت كنيد بدون خجالت و رودربايستي سئوالات خود را در زمينه مسائل جنسي از پزشك و يا هر فرد متخصص ديگر در اين زمينه بپرسيد. مطمئن باشيد آنها بهتر از در و همسايه شما را راهنمايي مي‌كنند.
www.salamat.ir

_________________
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها تعجب کند مبادا زن اندوهگين شود و آن را

برج میلاد

برج میلاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو
نمای غربی برج میلاد
نمای غربی برج میلاد

برج میلاد نام برج مخابراتی و چندمنظوره در کوی گیشا واقع در شمال غرب شهر تهران است. در حال حاضر، از نظر ارتفاع چهارمین برج مخابراتی و تلویزیونی جهان است.[۱]

این برج بخشی از پروژه مجموعهٔ یادمان است که نام چندین ساختمان و سازه به هم پیوسته در کوی گیشا است.در ابتدا نام این برج نیز برج یادمان بود اما در صدمین سالگرد تولد آیت الله خمینی نام این برج به برج میلاد تغیر یافت.[نیاز به ذکر منبع]

فهرست مندرجات

[

[ویرایش] پیشینه

پیشنهاد ساخت یک برج و تالار نمادین برای شهر تهران در سال ۱۳۷۰ یعنی در زمان غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران، مطرح شد و در پایان سال ۷۲ تپه‌های گیشا (کوی نصر) در جنوب بزرگراه شهید همت به عنوان محل مناسب برگزیده شد.

[ویرایش] مشخصات فنی

این برج سازه‌ای است بتنی با کاربردهای متنوع، ۴۳۵ متر از سطح زمینهای مجاور ارتفاع دارد. پایهٔ اصلی برج بتن آرمه است. ارتفاع آن ۳۱۵ متر از روی زمین‌طبیعی با مقطع حجره‌ای (سلولار) است. حدود ۳۳۰۰۰ متر مکعب بتن در آن مصرف شده است. این بدنه شامل هسته مرکزی و چهار عدد باله است.

درون هسته مرکزی ۳ حجره به آسانسورها و یک حجره به راه پله اضطراری اختصاص یافته است. باله در تراز صفر برج به‌صورت ذوزنقه در چهار طرف قرار دارد و تا ارتفاع ۲۴۰ متری به‌صورت هرمی شکل کاهش مقطع دارد. هسته مرکز از این تراز به تنهایی تا ۳۱۵ متر ادامه می‌یابد. از تراز ۲۴۵ تا ۳۱۵ متر سازه رأس برج قرار دارد.

[ویرایش] مشخصات معماری و کاربردی سازه رأس برج میلاد

ساختمان رأس برج میلاد مجموعه‌ای از ۱۲ طبقه با کاربردهای مختلف در طبقات است. این ساختمان پس از اجرای بدنه اصلی برج تا تراز ۳۱۵+ ساخته و در بالای بدنه اصلی نصب می‌شود. قسمت مرکزی سازه رأس برج بتنی است که قبلاً در امتداد بدنه اصلی برج و از تراز ۲۴۷+ تا ۳۱۵+ اجرا شده است.

سه طبقه تأسیساتی به ترتیب در ترازهای مختلف وجود دارد که مساحت هر طبقه ۷۰ متر مربع است. سازه فلزی رأس مشخصاتی به شرح ذیل را داراست:

  • به‌طور کلی سازه رأس به دو قسمت عمده شامل سبد فلزی و قسمت فوقانی تقسیم می‌شود.

[ویرایش] امکانات ویژه برج

  1. بالابرها: برج دارای شش بالابر (آسانسور) اصلی خواهد بود که به‌صورت زیر تفکیک می‌شود:
    • بالابر میهمان ۲ دستگاه
    • بالابر خدماتی ۱ دستگاه
    • بالابر خدماتی و تلویزیونی و مخابراتی ۱ دستگاه
    • بالابر رستورانِ گردان ۱ دستگاه
    • بالابر گنبد آسمان ۱ دستگاه
    • علاوه بر اینها یک بالابر بین طبقات رأس حرکت خواهد کرد.
  1. رستوران گردان
  2. محیطهای رو باز و سر بسته برای بازدید از شهر
  3. نمایشگاه دفاع مقدس در سرسرا (لابی)
  4. امکانات ویژهٔ مخابراتی
  5. امکانات ویژهٔ تلویزیونی
  6. دکل مخابراتی با آنتهای متفاوت
  7. کافه‌تریا در رأس
  8. نگارخانهٔ آزاد هنری
  9. امکانات فروشگاهی در سرسرا
  10. فضاهای خدماتی

هیتلر

بیستم آوریل زادروز مردى است كه كمابيش نامش را شنيده ايم ودر مورد او حرف و حديثهاى بسيار زيادى زده شده و در آينده نيز زده خواهد شد.

آدولف هيتلر مردى است كه جهان را لرزاند و به اعتقاد بسيارى دنيايى كه امروز در آن زندگى مى كنيم ساخته و دست پرورده اوست؛ دنيايى كه چه از نظر نظامى و چه از نظر ارتباطات و از نقطه نظرهاى ديگرى چون پزشكى ، فرهنگى ، اقتصادى ، علمى و حتى تفريحى بى تاثير از او نبوده و نمى تواند باشد.

در اينجا نمى خواهم در مورد خوب يا بد بودن او سخن بگويم چرا كه تبليغات دنياى غرب بر عليه او به حدى است كه هر كس تا نام او را مى شنود به ياد كوره هاى آدم سوزى ، كشتارهاى وسيع غير نظاميان و جنگ و خونريزى و كشتار مى افتد. در صورتى كه واقعيت امر چيز ديگريست واين نكته هيچگاه نبايد فراموش شود كه هيتلر براى سه سال متوالى مرد سال اروپا لقب گرفت و جهانيان او را مى ستودند و ملت آلمان او را مى پرستيدند. پس هيتلر را نبايد به صرف يك جنايتكار جنگى نگريست ، هر چند كه جنايتكار جنگى را نيز بايد بيشتر مورد بررسى قرار داد. در هر جنگى جنايت رخ مى دهد و كشته شدن بيگناهان منفك از جنگ نمى باشد. آيا مى توان باور كرد كه هيتلر به تنهايى دست به اين همه جنايت زده باشد و متفقين جوابى به اين جنايتها نداده باشند.

در دادگاه نورنبرگ كه براى محاكمه جنايتكاران جنگى برگزار شده بود هيچ وكيل مدافعى از او دفاع نمى كرد و تنها دادستانهاى غربى بودند كه او را محكوم مى كردند و شاهدينى بودند كه همگى دست نشانده متفقين بودند و براى اثبات صحت و يا سقم مطالبشان هيچ بررسى جدى بعمل نيامد.

در جايى ديدم كه شخصى در جايگاه شهود ادعا كرده بود كه در كارخانه اى كار مى كرده كه در آن توسط روغن برگرفته شده از انسانهايى كه سوزانده مى شدند نوعى صابون درست مى كرده اند و تنها مدركش قالب صابونى بود كه روى ميز قاضى دادگاه وجود داشت. حال در مورد اينكه آن صابون مورد آزمايش قرار گرفته يا خير هيچ مدركى در دست نمى باشد.

هيتلر مى گويد:

... به هيچ وجه مهم نيست ، وقتى ما فاتح شديم هيچكس در اين باره سوالى نخواهد كرد.

آرى ، مانند اين است كه او تمامى اين روزها را پيش بينى كرده بوده است و پس از جنگ ، هنگامى كه متفقين به پيروزى رسيده بودند هيچ كس آنها را بازخواست نكرد كه مثلا آقاى استالين شما چرا در اول جنگ كه متحد هيتلر بوديد آن فجايع را در فنلاند بوجود آورديد.

 

به هرحال ........  مختصرى از زندگى او:

 

صد و چهارده سال پيش، دريك غروب بهارى در منطقه سرسبز باواريا ( مرز ميان آلمان و اتريش) ، آلويس و كلارا صاحب فرزندى شدند كه نامش را آدولف گذاشتند.

آلويس هيتلر كارمند اداره گمرك بود و به همين جهت دوست داشت كه پسرش نيز راه او را ادامه دهد وكارمند شود. از اين رو با آنكه درآن زمان در وضعيت مالى بدى قرار داشت پسرش را براى تحصيل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمى خواست كارمند شود. او كارمند شدن را همتراز اسارت مى دانست و از اينكه بله قربان گوى كس ديگرى باشد متنفر بود. به همين جهت با آنكه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشى روى آورد. ديرى نپاييد كه نخست پدر و سپس مادرش را از دست داد و او مجبور شد كه براى ادامه زندگى به تنهايى به وين، پايتخت بزرگ و ثروتمند آن زمان اروپا ، گام بگذارد. او در آنجا روزگار سختى را پشت سرگذاشت. در سال 1914 يعنى درست در سالى كه جنگ اول جهانى رخ داد به آلمان هجرت كرد و چون تعصبات ملى قويى داشت به جبهه اعزام شد و آن طور كه دوستانش مى گويند رشادتهاى زيادى از خود نشان داد تا آنجا كه به مدال صليب شجاعت كه تا آخر عمر با افتخار به گردن مى آويخت نائل گشت.

به سبب جراحتهاى جنگ در بيمارستان بسترى بود كه خبر شكست آلمان را به گوشش رساندند. اين تلخ ترين خبرى بود كه تا آن زمان شنيده بود و او را منقلب نمود.او سياستمداران را مسببين اصلى  اين شكست مى دانست و به همين جهت بود كه نسبت به حكومتى كه آنان بنام جمهورى وايمار تشكيل دادند هيچگاه خوشبين نبود.

پس از جنگ او در قسمت تبليغات ارتش به كار مشغول شد تا زمانيكه وارد حزب كارگران آلمان گشت. اين همان حزبى است كه بعدها بنام حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان بزرگترين حزب آلمان گرديد.

حزب كارگران حزبى كوچك و متشكل از نهايتا 10 عضو و تعدادى هوادار بود. اما با مديريت، فعاليت و كوششهاى آدولف هيتلر و همچنين ابداعاتش از قبيل ساختن پرچم و سرود براى حزب و نيز برگزارى جلسات حزبى در اماكن مطرح و همچنين تاسيس روزنامه برا ى حزب رفته رفته تبديل به حزبى بزرگ شد تا آنجا كه دست به يك كودتا زدند كه بعدها بنام كودتاى آبجوفروشى مشهور شد. كودتايى كه در آن هيتلر و ديگر افراد حزب بر عليه دولت جمهورى براه انداختند. اما به سبب خامى او و همكارانش در اين راه با شكست مواجه شدند و نه تنها همگى را به زندان افكندند بلكه حزب تعطيل و غير قانونى اعلام و از هرگونه فعاليتى منع گرديد.

هر كس ديگرى بود دست از كار مى كشيد و يا حداقل در زمانى كه در زندان بود حركتى نمى كرد اما اين شخصيت خارق العاده دست به يكى از بزرگترين اعمال خويش زد، نوشتن كتابنبرد من .

كتاب نبرد من بعدها بعنوان كتاب مقدس نازيها ( اعضاء حزب ناسيونال سوسياليسم ) درآمد كه در آن ريشه هاى فكرى رايش سوم بيان گرديده است. رايشى كه بزرگترين امپراتورى آلمان لقب گرفت.

پس از آزادى او با دولت توافق نمود كه بر عليه آنان حركتى انجام ندهد و اينچنين بود كه بار ديگر حزب را رو به جلو به پيش راند.

حزب نازى به علت نبوغ سياسى هيتلر به سرعت حزب اول آلمان شد و در پارلمان اكثريت كرسيها را به خود اختصاص داد بطوريكه هرمان گورينگ يكى از نزديكترين ياران هيتلربه عنوان رئيس پارلمان انتخاب گرديد.

سرانجام در 30 ژانويه 1933 ژنرال هيندنبورگ رئيس جمهور سالخورده آلمان آدولف هيتلر را به عنوان صدراعظم آلمان برگزيد و اين لحظه تاريخى آغاز رايش سوم مى باشد.

هيتلر پس از به قدرت رسيدن به سرعت وضع اقتصادى آلمان را بهبود بخشيد و با اينكه در پيمان ورساى آلمان حق داشتن نيروى نظامى را نداشت با نيرنگ يك نيروى نظامى براى آلمان آفريد كه تا آن زمان بى سابقه بود.

پس از آن اتريش را الحاق خاك آلمان كرد.اتريش پس از جنگ اول جهانى بسيار ضعيف شده بود و هيچ نشانى از شكوه و عظمت گذشته را نداشت ، به همين سبب مردم مشتاقانه به الحاق كشورشان به آلمان قدرتمند راى مثبت دادند. اين واقعه به آنشلوس معروف است.

بدين ترتيب هيتلر در 14 مارس 1938 پيروزمندانه و در حالى كه به ابراز احساسات مردم كه مشتاقانه براى ديدنش صف كشيده بودند پاسخ مى گفت وارد وين ، شهرى كه روزگارى در آن زندگى سختى را سپرى كرده بود ، گرديد. 

پيمان ورساى يكى از ذلت بارترين پيمانهايى بود كه پس از جنگ اول جهانى و در پى شكست آلمانها بر ملت آلمان تحميل گرديده بود و هيتلر سوگند خورده بود كه اين پيمان را براندازد. از جمله مفاد اين پيمان دادن سرزمينهايى از آلمان به لهستان بود و چون آلمانيها، لهستانيها را ملتى پست تر از خود مى دانستند اين امر برايشان بسيار گران مى آمد. بدين سبب به دستور هيتلر در سپيده دم اول سپتامبر 1939 لشكريان قدرتمند ورماخت (ارتش آلمان ) مانند سيل از مرز لهستان عبور كردند و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پيش راندند. انگلستان و فرانسه كه در آن زمان جزو هم پيمانان لهستان بودند، پس از اين واقعه به آلمان اعلام جنگ كردند واين آغاز جنگ دوم جهانى، بزرگترين جنگ تاريخ بشرى ، بود.

نبوغ نظامى هيتلر به صورتى بود كه همه جهان را به شگفتى واداشته بود. با تدابير نظامى اين مرد لهستان، دانمارك، نروژ،هلند ، بلژيك و سپس فرانسه به سرعت به اشغال نيروهاى آلمانى درآمد.

هيتلر انگلستان را جزء لاينفك تمدن اروپا مى دانست و در هر لحظه از جنگ براى صلح با انگلستان اقدام مى كرد اما انگليسيها كه مردمى متكبر بودند حاضر به صلحى كه كمتر از تسليم نبود نمى شدند و تا آخرين نفس دلاورانه با آلمانها جنگيدند.

هيتلر كه نه مى خواست انگلستان را از بين ببرد و نه مى خواست قدرت ارتش خود را كاهش دهد از ادامه جنگ در غرب منصرف شد و رويش را به طرف شرق ، يعنى روسيه ، برگرداند.

در ساعت 3:30 بامداد 22 ژوئن 1941 ارتش آلمان طى عملياتى موسوم به بارباروسا به روسيه شوروى حمله كردند. در ابتدا سرعت ارتش بسيار بالا بود و در همان آغاز عمليات قسمتهاى بسيارى از خاك روسيه را به تصرف خود درآوردند.هيتلر و ساير فرماندهانش اينچنين مى پنداشتند كه كار روسيه تا قبل از پائيز به اتمام خواهد رسيد و همين ، بزرگترين اشتباه ، او بود.

در زمستان سرد آن سال روسيه، ارتش آلمان ، بعلت نداشتن تجهيزات كافى براى نبرد زمستانى با آنكه تا دروازه هاى مسكو رسيده بود، بعلت مقاومت سرسختانه مردم و ارتش روسيه، مجبور به عقب نشينى شد و اين آغاز پايان بود.

پس از ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم كه توسط ژاپن صورت گرفت ، روح تازه اى در قواى متفقين دميده شد و جنگ وارد مرحله جديدى گرديد. 

سرانجام با توافقى كه توسط سران سه كشور انگلستان،روسيه و آمريكا يعنى چرچيل، استالين و روزولت انجام گرفت ، متفقين از شرق و غرب به سمت آلمان يورش بردند و توانستند ارتش آلمان را به زانو درآورند.

هيتلر تا دقايق آخر مقاومت كرد و چون ديگر هيچ نيرويى براى جنگيدن نداشت براى آنكه جسدش به دست دشمنانش نيفتد دستور داد جسدش را بسوزانند و پس از اين دستور با شليك تپانچه به زندگى پر فراز و نشيب خود پايان داد.

اما جنگ جهانى دوم ، جداى از تبعات منفى ، آثار مثبتى نيز بر جاى گذاشت كه امروزه  بشراز آنها بهره مند است. اصولا انسانها در مواقعى كه ضرورت ايجاد كند دست به كارهاى بزرگى مىزنند و رشد سريع علم و دانش بشرى و پيشرفت فوق العاده تكنولوژى كه به علت رقابت شديد نظامى بوجود آمد از جمله اين آثار است.

از ديگر مواردى كه در دنياى پس از جنگ بوجود آمد و مستقيما به اين جنگ مربوط مىشود مى توان از تشكيل سازمان ملل متحد، بوجود آمدن بلوك شرق و غرب و دو قطبى شدن جهان و دهها موارد ديگر را نام برد كه هنوز هم مى توانيم اين موارد را ببينيم.

اما اگر هيتلر پيروز مى شد ما يقينا در دنياى ديگرى زندگى مى كرديم و شايد اين همه كشت و كشتارهايى كه پس از اين جنگ در سرتاسر جهان به بهانه هاى گوناگون شكل گرفته و مى گيرد بوجود نمى آمد............ و باز هم شايد ... شايد ايران خوشبخت تر از آنى كه هست مى بود.

 

هیپنوتیزم

مقدمه:

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .



مراحل يازده گانه:

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

4>رها سازي دستها>
منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)



نکاتي بيشتر:

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوس
اموزش گام به گام خود هیپنوتیزم
قسمت دوم  ::   عمیق تر کردن خواب مصنوعی
پس از ریلکس کردن بدن خود به خود در حالت ارامش فرو خواهد رفت و هیپنوتیزم به وجود خواهد امد
از کجا بدونیم که ایا هیپنوتیزم شده ایم یا نه ودر چه مرحله از هیپنوتیزم هستیم  نخست اینکه هیپنوتیزم به هفت مرحله
تقسیم می شود دربرنامهای دیگر بیشتر دراین مورد صحبت می کنیم  مرحله اول که گفتیم از کجا بدونیم که در خواب مصنوعی هستیم یا نه
در این حالت که ارام هستیم نزدیک به پنج دقیقه ای به صدای نفس خود یا صدای تپش قلب گوش میکنیم در واقع این برای ان است که فمر متمرکز شود
سپس فکر خود را به دست راست میدیم و به ان تلقین می کنیم که یواش یواش داره سبک وسبک تر میشه در این لحظه احساس دست شما داره سبک
میشه و هیچ وزنی نداره و داره از زمین بلند میشه   تلقین باید به این طریق ده بار تکرار بشه {دست من سبک و سبکتر میشه وهیچ وزنی نداره }
پس از این که دست شما از زمین بلند شد به این طریق به خود تلقین میکنی {دست من داره میچرخد نمی توانم ان را کنترل کنم مگر با اراده خودم}
هر یک از تلقین ها را ده بار تکرار میکنید   اگر به این مرحله رسیدسد معلوم میشه که درکلاس اول یا همان مر حله اول هیپنو تیزم هستید
برای بید ار شدن در این حالت بهتر است این تلقینها را به خود بکنید {دست من کم کم داره بحالت عادی با ز میگردد :من همیشه سلامت شاد و سر حال هستم :هیپنو تیزم من در اینده
عمیق و عمیق تر خواهد بود تا پنج شماره میشمارم و به حالت عادی خود بر میگردم }تا پنج می شماری وسپس شاداب و خحندان از حالت خود
  هیپنو تیزم خارج مشوی چنتا نفس عمیق می کشی سپس به دنیای هستی سلام مکنی  موفق باشین :
در اینده درباره مراحل هیپنو تیزم وهیپنو تیزم کردن دیگران صحبت خواهم کرد

نوشته شده تو سط عباس ف درتا ریخ 31/6/84

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 6:21  توسط حیدر   |  6 نظر

اموزش گام به گام خود هیپنو تیزم
  1. کلید شگفت انگیز کنترل بدن 

    لطفا کسانی که اعتقا د دارند با این متن همگام شوند هیپنوتیزم روشی است برای استفاده از تسهیلات ذهن به منظو ر غلبه بر جسم وروان روشی است در جهت خود کنترلی برای
    نیل به هدف .
      نقطه نخست :رفتن به حمام و دوش گرفتن با اب خنک : خاصیت اراده را قوی میکند ذهن را ارام میکند وتمامی افکار مخدوش را از کار می اندازه سپس در محیطی کاملا بی سروصدا
    بر روی زمین دراز بکشید کاملا راحت لباسی راحت بر تن داشته باشی مواضب باشی زیر شما کاملا تخت باشد :
    اگر به هیپنوتیزم تازه اشنا شده ای انتظار معجز ه نداشته باشی باید با تمرین مادام وتلقین به خود برای پیشرفت هرچه بیشتر ادامه بدهید:
     حالا که راحت  بر روی زمین دراز کشیده ای تمامی فکرتوتو بر روی بدن خود متمرکز کنید لطفا چند نفس عمیق بکشید به این ترتیب از راه بینی نفس رابدهید تو  واز راه دهن باز دم کنیداحساس کنید تمامی ماهیچه های بدنتان دارند ارام ارام شل ورها میشوند
    سپس فکر خود را به نوک انگشتان پای راست خوددهید احساس کنید که دارندشل میشوند همین طور کف پا تا مچ پا انوقت به ساق پا سپس زانو را تا به کشاله ران میرسید ادامه دهید
     
     همین طور پای چپ را تا به کمر خود میرسی اطمینان حاصل کنید که هردو پای شما کاملا راحت بر روی زمین افتاده حالا دو تا نفس عمیق بکشید     
     
    الگوی شماره دو ::وقتی از شل شدن پاهای خود اطمینان حاصل کردید فکر خود را به شکم دهید تمامی رودهای داخل شکم را شل کنید
    سپس پشت تا به سر سینه میرسی حالا فکر خود را به قلب خود دهید احساس کنید قلب شما کاملا سالم  است وخوب داره کار میکنه شل ورها کنید
    سپس روی شانه ها متمر کز شوید مواظب باشی کف دستهای شما که در کنا ر بدنتان افتاده روبه اسمان باشد
    فکر خود را روی بازوی دست راست متمرکز کنید همین طور ساعد تا به مچ دست می رسی و انگشتا نتان 
    ادامه دهید دست چپ خود را بعد گردن  حالا باز یک نفس عمیق بکشید در حالی که نفس می کشی احساس کنید ارام وارام تر می شوید
    ادمه دهید صورت خودرا و زبان  مواظب باشی دهانتان باید یک کم باز باشه دندانهاتان از هم فاصله داشته باش
    به پلک چشمان خود می رسیم شل ورها کنید تا فرق سر::::


برای نتایج ارزشمند تر و پر دوام تر الگو را نظی انچه ذکر شد را به ذهن خود ببرید تا ذهن شما عکس العمل مطلو ب را نشان دهد
باید انقد ر این کارانجام دهید تا انعکاس شرطی ارتباطی بدون اتکا به تفکر حاصل شود :

هنگامی که هیپنو تیزم به وجود امد و در ان حالات ارامش خواسته شد ارامش به طور خود کار به شرطی که ترسی وجود نداشته باشه پدید می اید
پس از بوجود اوردن خود هیپنو تیزم برای تقویت هر نوع مریضی یا هر یک از اعضاء بدن می توانید نظر دهید و به یکایک سوءالهای شما پاسخ داده خواهد شد 


   نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ
29/6/84    
11:30

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 20:38  توسط حیدر   |  4 نظر

قسمت دوم:

4.از افرلد منفی دوری کنید:
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی،عصبانیت یانا امنی میکنید اجتناب کنید
واز کسانی که محبت های دریافتی را بدون پاسخ می کذارند یا دائما از شما انتقاد میکنندیا شما را تحت فشا ر روانی قرار می دهند صریحا از انها بخواهید شما را رها نمایند.
5.مثبت فکر کنیدسعی کنید از حداقل توانایی هایتان استفاده کنید و به خود اعتماد کنیداز شکست هایتان درس بیاموزید مغلوب شکستتان نشویدنقش مثبتی داشته باشید در باره علاقه خود مطالعه و علایق جدید را امتحان کنید.
6.ورزش:
تمرینات کششی یوگا برای تخفیف فشار روانی بسیار مناسبنددر روز حداقل مقداری پیاده روی برای تغییر روحیه لازم است برای جلوگیری از افسردگی کمی نرمش یا ورزش سبک لازم است
7. بخشی از اوقاتتان را تنها بگزرانید
همیشه کمی از وقت خود را صرف فکر کردن در باره خود یا گوش دادن به موسقی ارام در تنهای یا در بیرون از منزل برای لذت بردن از طبیعت بگزرانید
8.کمک به دیگران و استفاده از کمک دیگران
کمک بلا عوض به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ مادی

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 18:6  توسط حیدر   |  6 نظر

10کلید برای تقویت روحیه

1.خود را بشناسید
2.به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد کنید
3. بیش از حد توانتان کار نکنید
4.از افراد منفی دوری کنید
5. مثبت فکر کنید
6.ورزش
7.بخشی از اوقات را تنها بگذرانید
8. به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند
9.ارتباطات و مراودات
10.موقع احتیاج کمک بطلبید
توضیحات
1.خود شناسی
اهداف و احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با ارامش با انها برخورد نمایید.خواه از طریق مطالعه ،خواه از طریق اندیشیدن و تفکر ،سعی کنید بعضی راه هایی که باعث شناخت شما از خود و این که چه چیزهایی شما را خوشحال می کند ،پیدا کنید .
2.ارزش دادن به خود
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کنید رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید،برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید.برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست .بنابر این خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذاریدتا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
3.کار نکردن بیش از حد توانتان
همه ی ما با سخت کوشی ،خواهان تامین امنیت خانواده مان هستیم اما مهم این است که تعادل را در زندگی حفظ کنیم.معمولا ان چه از نظر مالی دنبال می کنیم ،با انچه تحقق میابد یکسان نیست.اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است،بهتر است در تعیین اولویت ها باز نگری کنید.سعی کنید برای برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگیش این توازن ایجاد کرده بیاموزید یا این که با خانواده یا دوستانتان راجع به تاثیرات شغلیتان بر روی انها صحبت کنید.
ادامه مطالب را جلسه بعد توضیح می دهم .
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 22:7  توسط حیدر   |  7 نظر

ضمیر ناخوداگاه انسان
وقتی از ضمیر ناخود اگاه و قدرت های بازسازی ان بحث می کنیم نیازی به کمک گیری از جسم مادی نداریم . زیرا قدرت های  اداره کننده حیات جسم مادی دراصل
این دو عنصر هستند و کسی نباید این قدرتها ی روحی وجسمی خود را دست کم بگیرد وبه انها توجهی نکند
ایا میدانید افرا دی در این دنیا وجود دارند که به سادگی قادرهستند نبض و قلب خود راتا مدت زمان معین ومشخصی ازحرکت باز میدارند وانها را متوقف کنند؟
ایا میدانید که برخی از افراد میتوانند شیئی را از زمین  بدون دخالت مستقیم مادی دست بلند کنند ؟
ایا میدانید بعضی از افراد خوابهایی را که در شب میبینند فردای ان روز عین ما وقعی که در خواب دیده اند به وقوع می پیوندند ؟
هزاران نمونه دیگر از این حالتها که برخی از افراد می توانند با استفادهاز نیروهای روحی خود انجام دهند  دراین جهان پهناور افرادی وجود دارند به طورجسته وگریخته از این
نیرو با خبر هستند
ایا تا به حال در این اندیشه بوده اید که بچه علت این نیروها در بدن برخی از افراد بشربه طور وفور وجوددارند و عده ا ی از وجود این قدرتها محروم هستند در صور تی
این دو گروه دارای جسم مادی مشابه یکدیگرمی باشند ؟
برای دست یابی به پاسخ این  سوئالات اگر کسی که طالب شناخت نیروهای ذاتی خویش است از خود بپرسد ودرصدد جواب علمی ان بر اید پس از خود شناسی او می تواند به اکثرانهادست یابد
زیرا خداوند سبحان تمام بشر رادر خلقت یکسان افریده و با افرینش هر فرد روح وتن پوش و جسم مادی را به وی عنایت فرموده تا افراد به نسبت اعمال حرکت  استعدادوفهم شعوروعقل ودرک
خویش از انها بهرمند شود عده ای ضمن شناخت ماده درصددشناخت معنویات بر میایند و گروهی درزندگی هیچ ارزشی برای ماده قائل نمی شوند به دنبال شناخت حقایق حیات می گردند
شنا خت قدرتهای نهان وذاتی ارتباط چندانی به مطالعات کلا سیک کسی ندارد واگاهی از ذات مربوت به شناختها ست کما اینکه در جوامع خود افرادی بی سواد مشاهده می کنیم
که دارای قدرت های فراوان و ناشناخته ای هستند و حتی گاهی فرد بی سوادی شروع به شعر گفتن می کند که دهان تمام استادان ادبیات از تعجب باز می ماند یا اینکه برخی از افراد
بی سواد از حقایقی پرده بر می دارند که تمام دانشمندان جهان دور هم جمع شوند نمی توانند علت وچگونگی به وجود امدن ان را بیان کنند این عدم توانایها برای یافتن پاسخهای علمی
به این علت است که علم محیط نمی تواند جوابگوی حالات و اتفاقات روحی و قدرتهای نهان باشد و این علم جهان خاکی هنوز به نقطه اوج وپایانی خود نرسیده که تمام اطلاعات
را بطور مطلق  در بر گیرد چنانجه روزی بشر به این مرحله تکامل دست یابد به يله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل

mis

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع:برسی عامل ناکامیها و شکستهای فرایند سیستمهای اطلاعات مدیریت

 

 

گرداورنده: دانشجوی سال چهارم حمید محی الدینی

 

 

شماره دانشپایه:  11

 

 

تاریخ : 26/9/86

 

 

 

 

مقدمه:

امروزه، اکثر سازمان‌ها در تمام بخش‌های صنعت، تجارت و دولت، به طور اساسی ، به سیستم‌های اطلاعاتی خود وابسته هستند. از نظر Rockart، فناوری اطلاعات، بگونه‌ای جدا نشدنی با کسب و کار گره خورده است. در صنایعی همچون ارتباطات از راه دور، رسانه، سرگرمی و خدمات مالی، جایی که محصول به طور فزاینده‌ای به سوی دیجیتالی شدن می‌رود و یا حتی به صورت دیجیتال درآمده است ، حیات سازمان‌ها بگونه‌ای تعیین کننده، به کارایی ابزارهای فناوری اطلاعات وابسته می‌باشد. با ظهور تجارت الکترونیک، استفاده از فناوری بعنوان راهی برای هدایت کسب و کار پذیرفته شد. در نتیجه،  سازمان‌ها بطور فزاینده‌ای به سمت ابزارهایی از فناوری جهت‌گیری نمودند که نه تنها عملیات موجود در کسب و کار را پشتبیانی و حمایت کرده، بلکه، فرصت‌هایی را برای سازمان خلق می‌نماید که آن فرصت‌ها فراهم کننده منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی در سازمان می‌باشد.

شرح موضوع :

درحالیکه امروزه سازمان‌ها به دنبال توسعه روشی راهبردی‌به منظور مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات می‌باشند، احتمالا بسیاری از آنها در نتیجه تدابیر(تاکتیک‌های) گوناگون کوتاه مدت در خصوص سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، به موقعیت فعلی خود رسیده‌ا‌ند.

بدون شک بسیاری از سازمان‌ها، خواستار بازبینی در سرمایه‌گذاری، و یا حتی آغازی دیگر در آن هستند، اما متاسفانه میراثی برایشان به جای مانده، که ناشی از یک رویکرد غیر راهبردی به سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در گذشته است.

به ندرت امکان شروع مجدد وجود دارد، چرا که بسیاری از سازمان‌ها همچون بانک‌ها و شرکت‌های بیمه، هنوز به سیستمهایی وابسته‌اند که سالهای زیادی از توسعه آنها گذشته است. هیچ دلیل منطقی برای پیش‌بینی و انتظار موفقیت بیشتر در آینده بدلیل وجود موفقیت‌ها در گذشته، وجود ندارد مگر آنکه هم ‌اکنون توانایی و دانش خود را افزایش دهیم. یکی از مهمترین نمودهای مدیریت راهبردی بهره‌گیری از تجربیات(موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته) می‌باشد. به هرحال، اینگونه به نظر می‌رسد که، نه تنها هیچ سازمانی قابلیت درک تمام وسعت تجربیات موجود در حیطه سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات را ندارد، بلکه، هر آنچه که تجربه می‌شود، همواره بطور قطعی، در دنیای خارج قابلیت ارزیابی و سنجش را ندارد. در این عنوان{نقش سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری در سازمان‌ها : نگاهی راهبردی} به ارزیابی سیر تکاملی سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات در سازمان‌های بزرگ؛ که از چندین دیدگاه و با استفاده از مدل‌های گوناگون{که در مقالات بعدی - جایی که به رویکردهایی خاص جهت تدوین برنامه‌ریزی راهبردی برای سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات نیاز خواهیم داشت - به بعضی از آنها خواهیم پرداخت} بررسی شده‌اند، می‌پردازیم.

تعدادی از نیروهای مهم و موثر بر سرعت پیشرفت فرآیند استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، به منظور دستیابی به مزایا در کسب و کار، به شرح زیر می‌باشد. لازم به ذکر است، وزن نسبی هر کدام از عوامل، با گذر زمان، تغییر یافته، همچنین از سازمانی به سازمان دیگر، متفاوت می‌باشد. این عوامل شامل موارد زیر هستند:

  • قابلیت‌ها و امکانات فناوری.
  • اقتصاد مربوط به گسترش و آرایش فناوری.
  • ابزارهای کاربردی که امکان عملیاتی شدن دارند.
  • توانایی‌ها، شایستگی‌ها و مهارت‌های موجود در داخل سازمان و یا منابع خارجی، به منظور توسعه ابزارهای کاربردی.
  • توانایی‌ها، شایستگی‌ها و مهارت‌های درون سازمانی، جهت استفاده از ابزارهای کاربردی.
  • فشارهایی که بر روی سازمانی خاص و یا صنعت مرتبط با آن، جهت اصلاح و بهبود عملکرد وجود دارد.

طراح و عرضه کنندگان سيستم اشخاص حقيقي ياحقوقي هستند که مسئوليت برنامه‌ريزي ، طراحي ، نصب و هدايت پروژه استقرار سيستم هاي اطلاعاتي را برعهده دارند. نارسائيها ودشواريهاي مرتبط در اين حوزه به شرح زير تشريح مي شود :
1 - اگرچه امروزه بسياري از فنون و شيوه‌‌هاي مديريت پروژه هاي عمومي در پروژه هاي نرم افزاري نيز قابل به‌کارگيري است، ليکن پيچيدگي و انعطاف پذيري پروژه‌هاي نرم‌افزاري اين پروژه ها را از پروژه هاي عمومي متمايز مي سازد. علي رغم حساسيت و تفاوتهاي اساسي مديريت پروژه‌هاي نرم‌افزاري نسبت به مديريت پروژه‌‌هاي عمومي‌، شرکتها و موسسات رايانه‌اي در انتخاب مدير پروژه‌هاي طرح واستقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه دقت کافي مبذول نمي كنند واز کنار اين موضوع مهم که ساده انگاشتن آن ممکن است شکست پروژه را در پي داشته باشد ، به سادگي عبور مي كنند.
2 - تعاريف متفاوت و گاهاٌ متناقض از حدود و ثغور سيستمهاي اطلاعاتي يکپارچه توسط موسسات حرفه اي رايانه اي و مدعيان عرضه کننده چنين سيستم هايي . اين موضوع باعث گرديده است که برخي از اين موسسات با طراحي بخشي از سيستم هاي غير همپيوند مالي سازمانها و موسسات ( دفترداري ، مالي ، اموال و انبار ) يا انطباق برخي از نرم‌افزارهاي آماده رايانه اي با فعاليت سازمانها و موسسات تصور کنند که کار نظام بخشي انجام و در چهارچوب سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه حرکت مي كنند . اين طرز تلقي و درک ناصحيح از سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه باعث مي شود که کنترل هاي داخلي به صورت اصولي و متناسب با فعاليت سازمان استقرار نيابد و از طرفي نيازهاي اطلاعاتي استفاده کنندگان اعم از درون سازماني و برون سازماني برآورده نشود.
3 - هنوز اين درک ناصحيح در حوزه طراح و عرضه کنندگان سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه وجود دارد که فکر ميکنند بدون تغييرات بنيادي و آموزش و فرهنگ سازي مي‌توان روشهاي موجود و سيستم هاي اطلاعاتي سنتي ( دستي ) سازمانها و موسسات را مکانيزه كرد. اين درک اشتباه باعث گرديده است که برخي از سازمانها و موسسات نيازمند سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه طعمه چنين تفکر و نگرشي گرديده و متحمل هزينه و صرف زمان فراوان گردند و نهايتاٌ نتوانند سيستم هاي اطلاعاتي مناسب و مورد نياز سازمان را دراختيار گيرند.
4 - عدم آموزش مناسب طراحان و تحليلگران سيستم در زمينه «کسب مهارتهاي روابط انساني». توجه نداشتن به اين موضوع مهم باعث گرديده است در مواردي که تحليلگر صرفـــــا از دانش علوم سيســـتم‌ها ، رايانه و . . . برخوردار بوده و آموزش مناسب درباره «کسب مهارتهاي روابط انساني» را نديده باشد‌، امکان ارتباط با کاربران و دريافت اطلاعات از آنان ميسر نشود و در مواردي نتايج عدم ارتباط صحيح براي پروژه طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي فاجعه‌آميز خواهد بود و نهايتاٌ ممکن است به عدم استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه منجر شود.
5 - در اغلب موارد که سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه براساس نيازهاي اطلاعاتي سازمانها‌و به سفارش مشتري طرح و استقرار مي‌يابد ، توجه کافي به روابط سيستم ها با يکديگر به عمل نمي آيد و بررسي کافي و کارشناسانه درباره امکانات اطلاعاتي سيستم ها صورت نمي پذيرد. در اين حالت گروههاي کاري (تحليلگران و . . . ) طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه در اجراي کار گروهي از همکاري و ارتباط منظم با يکديگر غافل مي‌گردند و با تفکر توليد بسته هاي نرم افزاري (package) عملاٌ به توليد سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه اقدام مي كنند. چنين نگرش و تک روي و بررسي نکردن روابط سيستم ها با يکديگر در کار طراحي و مکانيزاسيون ، اغلب موجبات دوباره کاريهاي پر هزينه و زمان بر را در پي خواهد داشت و نکته مهم اينکه ممکن است اساس يکپارچگي سيستم که خصيصه بارز سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه است نيز خدشه دار شود.
6 - توجه و پرداختن به تحليل و طراحي فعاليتهايي که امکان مکانيزه كردن آنها وجود دارد و غافل شدن از تحليل و طراحي فعاليتهايي که بايستي به صورت دستي ليکن هماهنگ و يکپارچه باساير فعاليتها انجام پذيرد. در اين شيوه برخورد با طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه ، فرايندهاي جريان اطلاعات به صورت جامع مد نظر قرار نميگيرند و نهايتاٌ طراحي و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه به بخش رايانه اي آن ختم مي شود . اين نگرش و شيوه عمل ضمن مغاير بودن با تعريف سيستمهاي اطلاعاتي يکپارچه‌، همپيوندي و يکپارچگي جامع را در پي نخواهد داشت .
7 - در مواردي که سيستمهاي اطلاعاتي يکپارچه به سفارش و براساس نيازهاي اطلاعاتي مشتري صورت ميگيرد نگراني طراح به در جريان قراردادن مشتري از روند کار انجام شده در کليه مراحل طراحي مخصوصاٌ مراحل تجزيه و تحليل و تعيين حدود و ثغور سيستم هاست . بدين معني که طراح دائماٌ نگران درخواستهاي جديد از طرف مشتري و انجام کار مازاد بر زمان پيش بيني شده براي طراحي و استقرار سيستم هاست و هر گونه تعهدي را براي خوددست و پا گير مي داند. در چنين نگرشي سيستم هاي طراحي شده عمليات مورد انتظار استفاده کنندگان از سيستم را پوشش نخواهد داد و سرانجام طراحي و پياده سازي و اجراي سيستم با مشکلات عديده و تنگناههاي پيچيده و گسترده روبه رو مي‌شود.
8 - بي توجهي طراح و عرضه کنندگان سيستم به نيازهاي زمان راه اندازي سيستم و شيوه هاي جمع آوري اطلاعات و در مواردي اجتناب از همکاري دراين باره. بدين معني که طراح و عرضه کنندگان سيستم ، تدوين سناريوي راه اندازي و شيوه هاي جمع آوري و انتقال اطلاعات به سيستم را از وظايف خود نمي‌دانند و نهايتاٌ هدايت و آموزش کاربران را در فراهم سازي اطلاعات برعهده نمي گيرند . به همين دليل در مواردي علي رغم مناسب بودن سيستم طراحي يا عرضه شده ، سيستم به اجرا در نمي آيد و مشتري اشکالات غير مرتبط با سيستم را به سيستم طراحي يا عرضه شده نسبت مي دهد و ممکن است سيستم کنار گذاشته شود.
9 - بي توجهي طراح و عرضه کنندگان سيستم که وظيفه استقرار سيستم را برعهده دارند به قدمت فعاليت سازمان مشتري . بدين معني که عمليات طرح و استقرار به گونه اي صورت مي‌گيرد که سازمان مشتري در مرحله قبل از بهره برداري به سر مي برد و قرار است فعاليتهاي مرحله بهره برداري خود را با سيستم جديد آغاز كند . اين بي توجهي ، تبديل اطلاعات (Data conversion) مربوط به سيستم‌هايي که انجام فعاليت آنها در زمان راه‌اندازي مستلزم سلسله مراتب سيستمي است‌. ( مانند سيستم خريد که از پيشنهاد خريد شروع و تا تهيه سفارش، دريافت کالا و ثبت رويدادهاي مالي مرتبط بادفاتر حسابداري ادامه مي يابد و لازمه کار هر مرحله از فرايند خريد در سيستم ، انجام عمليات سيستمي مرحله قبل است) را با مشکلات عديده مواجه مي سازد.
10 - علي رغم وجود اين واقعيت که طراحي بخشهاي مختلف سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه نيازمند استفاده از تخصصهاي مختلف از جمله دانش انفورماتيک ، مهندسي صنايع ، دانش حسابداري ، دانش علوم سيستمهاست. متاسفانه هنوز اين مهم موردتوجه جدي موسسات حرفه اي رايانه‌اي و طراحان سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه قرار نمي گيرد و اغلب پروژه هاي نرم افزاري براساس تجربه متخصصان دانش انفورماتيک و در مواردي راهنمايي کاربران پروژه هاي مربوطه طرح و استقرار مي يابد. باتوجه به ناآشنايي کافي متخصصان دانش انفورماتيک با مباحث حسابداري و مالي ( به نظر نگارنده بيشترين مشکلات سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در اين زمينه خودنمايي مي‌کند ) و ساير دانشهاي مورد نياز و همچنين ناآشنايي کاربران با روشهاي طراحي و تکنيک هاي همپيوندي ، سيستم هاي طراحي و استقرار يافته کيفيت مطلوب را دارا نبوده و صرفاٌ ظاهري از سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در سازمان مشتري خودنمايي مي کند.

مشتري ( کاربران و مديران )
مقصود از مشتري اشخاصي هستند که به نحوي با سيستم سروکار دارند و استفاده کننده نهايي سيستم هستند و در اين نوشتار عمدتاٌ تحت عنوان سازمانها و موسسات از آنها نام برده شده است . نارسائيها و دشواريهاي طرح، استقرار و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در حوزه مشتري ( مديران و کاربران) به شرح زير تشريح مي شود :
1 - به دليل آموزش نامناسب مديران سازمانها و موسسات و کار فرهنگي نكردن در رابطه با سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در کشور‌‌‌‌، هنوز اعتقاد برخي از مديران سازمانها و موسسات به تهيه سخت افزار و گرفتن برنامه‌هاي آماده رايانه ي است که در اين شيوه برخورد هيچگاه نيازهاي اطلاعاتي استفاده کنندگان درون سازماني و برون سازماني به صورت جامع برآورده نخواهد شد و از طرفي با نصب و استقرار چنين برنامه هاي آماده اي ،‌کنترل‌هاي داخلي به صورت اصولي در سازمان استقرار نمي‌يابد ، زيرا چنين سيستم‌هايي ضمن منطبق نشدن با واقعيتهاي سازمان ، نيازهاي مربوط به برنامه ريزي و کنترل را در نظر ندارند . به عبارتي در چنين نگرشي طراحي و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه به ديده تحصيل کالا نگريسته مي شود.
2 - برهيچکس پوشيده نيست که مهمترين عامل در هر سيستم اطلاعاتي کاربراني هستند که با سيستم کار مي‌کنند ، ليکن وجود کارکنان متخصص و ماهر شرط لازم است و شرط کافي نيست. علي رغم اين واقعيت هنوز در بسياري از سازمانها و موسسات کشور اعتقاد مديريت به ايجاد نظامهاي ارتباطي به جاي طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي مناسب و يکپارچه است . بدين معني که در اين گونه سازمانها روابط سازماني بر تفکر سيستمي حاکم و اعتماد مديريت به افراد است تا به سيستم . در چنين سازمانهايي اختيارات کامل بدون اعمال کنترل به مسئولان اعطا مي شود و به دليل اعتماد به افراد ، نياز به سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه و نهايتاٌ ايجاد نظام کنترل‌هاي داخلي سيستمي ( کنترلهاي خودکار ) به فراموشي سپرده مي شود .

3 – به دليل نشناختن موارد افتراق روشها و فرآيندهاي اصولي طرح واستقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه با روشها و فرايندهاي غير اصولي و نامطلوب از طرف استفاده کنندگان‌، اغلب تصور مي شود که رسالت و هدف سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه انجام کارهاي جاري سازمان به شيوه اي که پيش از استقرار سيستم و نظام بخشي به صورت دستي انجام مي شد. و به همين دليل بسترسازي براي استقرار سيستم و همچنين آمـوزش کاربران مورد توجه جدي قرار نمي گيرد . در چنين سازمانهايي تفاوت در اختيار داشتن نرم افزار مناسب مشخص نمي‌شود و هزينه ها و زمان قابل توجهي مصروف پروژه اي مي شود که اولاٌ تغيير و تحول اساسي را در سازمان در پي ندارد و ثانيا کار طراحي و استقرار سيستم‌‌‌‌ها با دشواري همراه و در مواردي به شکست منجر مي شود .
4 - برخوردهاي متفاوت مديران و استفاده کنندگان نهايي پروژه هاي مختلف طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه درباره موضوعات کاملاٌ واحد و يکسان در سازمانهاي مختلف و اصرار به مکانيزه شدن فرايندها و روشهاي انجام کار به شيوه مورد نظر آنان . در واقع کاربران در امر نظام بخشي و طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه بيشتر دنبال اعمال سلايق شخصي و عمدتاٌ اصرار بر مکانيزه شدن فرايندهاي جريان اطلاعات براساس استثنائات هستند تا طرح و استقرار سيستمي براساس تفکر سيستماتيک . اين موضوع ضمن دشواري عمليات ، زمان طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه را طولاني و سيستم را نيز از مسير اصلي و منطقي خود دور ساخته و در نهايت ارتقاي اساسي در وضعيت سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه صورت نمي گيرد .
5 - در اغلب پروژه هاي طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه علي رغم وجود کميته‌هاي کاري و تعيين وظايف اعضاي کميته ها ، کاربران در زمان شناخت وضعيت موجود توسط طراح و تجزيه و تحليل و تعيين مشخصات سيستم‌ها ، با پروژه طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه همکاري مناسبي نمي كنند که اين موضوع به دليل کار فرهنگي نكردن قبل از آغاز عمليات اجرايي پروژه و آموزش ندادن کاربران و استفاده کنندگان درباره سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه مي باشد ، به همين جهت در اغلب پروژه هاي طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه نيازهاي کاربران بعد از تعيين مشخصات سيستم ها و طراحي مشخص مي‌شود و در آن زمان اصرار بر تعبيه موضوعهاي مورد درخواست در سيستم مي‌‌شود . به دليل موضوعات اشاره شده طراحي بخش قابل توجهي از سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در ايران در زمانهاي راه اندازي و حتي نگهداري سيستم انجام مي‌پذيرد که ضمن طولاني شدن دوره طرح و استقرار سيستم ، کيفيت کار طراحي نيز تنزل مي يابد.
6 - برخي از مديران سازمانها و موسسات علي‌رغم احساس نياز به سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه ، هزينه طرح و استقرار چنين سيستم‌هايي را بالا و غير متعارف تلقي و به همين دليل اجراي پروژه طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه و اساسا امر نظام بخشي را از طريق نيروي انساني داخل سازمان دنبال مي كنند. بدين معني که مديران فکر مي کنند با به کارگيري افراد داخل سازمان مي توانند ضمن کاهش هزينه ها به اين مهم دست يابند. هر چند به طور معمول افراد خبره طرح و استقرار چنين سيستم هايي در موسسات حرفه‌اي مشغول بکارند ، ليکن اگر سازمانها چنين افراد خبره اي را نيز در اختيار داشته باشند، به دليل مسائل سازماني ، اين افراد از پشتيباني مديريت برخوردار نمي گردند و کار نظام بخشي و پروژه طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه اغلب با شکست مواجه يا به تهيه برخي از دستورالعمل‌ها و آئين نامه هاي مالي ختم مي‌‌شود .
7 - در اغلب پروژه هاي نرم افزاري اعم از طراحي سيستم به سفارش مشتري يا تحصيل نرم افزار سيستم برنامه‌ريزي منابع انساني اين مشکل خودنمايي مي‌کند که شخصي به عنوان تصميم گير پروژه ( رابط مشتري با طراح يا عرضه کننده نرم افزار ) از طرف مشتري معرفي نمي شود و کليه مديران و کاربران سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه نقش تصميم گير پروژه را ايفا مي كنند . ساده انگاشتن چنين امر مهمي در اغلب موارد پروژه هاي طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه را با بحرانهاي جدي روبه رو مي سازد و به دليل اعمال سلايق گوناگون از طرف کاربران به عنوان تصميم گير پروژه ، اغلب پروژه هاي نرم افزاري از ناکجا آباد سر در مي آورند و صرفا شکل ظاهري سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در سازمان مشتري خودنمايي مي کند .

دولت و نهادهاي حرفه اي
مقصود از دولت و نهادهاي حرفه اي ارگانهايي هستند که به صورت مستقيم در طرح و استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه دخالت ندارند و صرفا درباره بسترسازي ، آموزش و نظارت نقش اساسي دارند. نارسائيها و دشواريهاي طرح ، استقرار و توسعه سيستم‌‌هاي اطلاعاتي يکپارچه در اين حوزه به شرح زير تشريح مي شود:
1 - در زمينه معرفي سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه و مفهوم و کاربردآن ، آموزش و اطلاع رساني مناسبي از طرف نهادهاي علمي و دانشگاهي و ديگر نهادهاي حرفه‌اي به عمل نيامده و کار فرهنگي مناسبي درباره ارتقاي سطح بينش مديران در رابطه با سيستم‌هاي مزبور صورت نپذيرفته است. به همين دليل مديران سازمانها و موسسات کشور بدون آگاهي کامل از آثار محيط سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه بر کنترل‌هاي داخلي و اساسا دشواريهاي طبيعي استقرار چنين نظامهايي ، در پي به کارگيري نظامهاي مزبور برمي آيند که اين عدم شناخت بروز مشکلاتي را در رابطه با طرح و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه به همراه خواهد داشت.
2 - هر چند در زمينه حسابرسي سيستم هاي رايانه اي مقالاتي به چاپ رسيده و سازمان حسابرسي و برخي از استادان حرفه حسابداري و حسابرسي کشور نيز اقدام به ترجمه يا تاليف چندين کتاب نموده‌اند، ليکن به دليل به کارگيري محدود سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه توسط سازمانها و موسسات کشور ، مقوله حسابرسي سيستم‌هاي رايانه‌اي و مفاهيم و روشهاي آن که در رابطه با سيستم‌هاي مزبور کاربرد دارد و نه در رابطه با برنامه‌هاي آماده رايانه اي، در حد مباحث تئوريک باقيمانده و بسط و توسعه نيافته است‌. به همين جهت اغلب حسابرسان مستقل بدون شناخت کافي از آثار محيط سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه بر کنترل هاي داخلي نسبت به حسابرسي سازمانهايي اقدام مي‌كنند که داراي چنين سيستم هايي هستند. در نتيجه در مواردي ممکن است اظهار نظرهايي درباره مستندسازي معاملات و رعايت کنترل‌هاي داخلي از سوي حسابرسان مستقل ( با توجه به جايگاه آنان ) صورت گيرد که آثار نامطلوبي را بر سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه داشته باشد و سيستم را از مسير اصلي خود منحرف سازد .
3 - تحليلگران و طراحان به تعداد مورد نياز جامعه پرورش نمي يابند . اگر چه بخشي از اين کمبود مرتبط با پيچيدگي کار طراحي ، نيازمندي تحليلگران و طراحان سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه به آگاهي داشتن از چندين دانش از جمله دانش انفورماتيک ، فناوري اطلاعات ، دانش حسابداري ، دانش مديريت و مجموعه اي از رشته هاي علمي مرتبط است، ليکن مراکز علمي و نهادهاي حرفه‌اي در اين باره نقش خود را به درستي ايفا نمي‌كنند .
4 - آموزش لازم توسط نهادهاي حرفه‌اي و مراکز علمي درباره مستندسازي معاملات و رخدادهاي مالي صورت نمي گيرد . بدين معني که هنوز در کشور فرهنگ مستندسازي عمدتا معادل استفاده از کاغذ است و در مواردي حتي حسابرسان مستقل رعايت ويژگي کيفي «قابليت اتکا» را استفاده از فرم‌‌ها و تائيدات مربوطه قلمداد مي كنند . توجه نداشتن به اين موضوع مهم ، جريان اطلاعات و روشهاي پردازش آن را از مسير اصولي و منطقي خود دور ساخته و صرف هزينه‌هاي فراوان را به کشور تحميل مي كند.

نتيجه گيري
موفقيت کامل استقرار و به کارگيري موثر سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در سازمانها و موسسات کشور مستلزم تمرکز بر برنامه‌ريزي‌، تعريف استراتژي کاري ، پرهيز از پرداختن و اهميت دادن بيش از حد به عمليات طراحي و انتخاب نرم‌افزار،‌محور بودن عرضه کنندگان سيستم، انطباق نرم افزار با شرايط محيطي و استانداردهاي ملي حسابداري در امر استقرار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه است. علي‌رغم اهميت فعاليت پياده سازي از مجموع فعاليتهاي طرح و استقرار سيستم هاي مزبور‌، هنوز اين مهم در کشور مورد توجه جدي قرار نگرفته و درک صحيح و تخمين درست از اثرات آن به عمل نمي آيد و به همين لحاظ سازمانها و موسساتي که به نوعي ديگر اين مرحله از سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه هستند، نتيجه‌اي سريع و عالي را از اين مرحله طلب مي كنند که اين طرز تلقي خود تفکري غلط در پياده سازي سيستم هاي مذکور است، زيرا ساختار سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه و نحوه کارکرد اين سيستم ها بسيار متفاوت با شيوه هاي کارکرد سيستم هاي اطلاعاتي سنتي و يا نرم افزارهاي آماده رايانه اي است از


نارسائیها و دشواریهای سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه: در جریان طرح ، استقرار و توسعه سیستم های اطلاعاتی یکپارچه سه كارگزار نقش اساسی دارند:
الف ) طراح ( تحلیلگر یا آنالیست ) و عرضه کنندگان سیستم؛
ب ) مشتری ( کاربران و مدیران )؛
ج ) دولت و نهادهای حرفه ای.

طراح و عرضه کنندگان سیستم
طراح و عرضه کنندگان سیستم اشخاص حقیقی یاحقوقی هستند که مسئولیت برنامه‌ریزی ، طراحی ، نصب و هدایت پروژه استقرار سیستم های اطلاعاتی را برعهده دارند. نارسائیها ودشواریهای مرتبط در این حوزه به شرح زیر تشریح می شود :
1 - اگرچه امروزه بسیاری از فنون و شیوه‌‌های مدیریت پروژه های عمومی در پروژه های نرم افزاری نیز قابل به‌کارگیری است، لیکن پیچیدگی و انعطاف پذیری پروژه‌های نرم‌افزاری این پروژه ها را از پروژه های عمومی متمایز می سازد. علی رغم حساسیت و تفاوتهای اساسی مدیریت پروژه‌های نرم‌افزاری نسبت به مدیریت پروژه‌‌های عمومی‌، شرکتها و موسسات رایانه‌ای در انتخاب مدیر پروژه‌های طرح واستقرار سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه دقت کافی مبذول نمی كنند واز کنار این موضوع مهم که ساده انگاشتن آن ممکن است شکست پروژه را در پی داشته باشد ، به سادگی عبور می كنند.
2 - تعاریف متفاوت و گاهاٌ متناقض از حدود و ثغور سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه توسط موسسات حرفه ای رایانه ای و مدعیان عرضه کننده چنین سیستم هایی . این موضوع باعث گردیده است که برخی از این موسسات با طراحی بخشی از سیستم های غیر همپیوند مالی سازمانها و موسسات ( دفترداری ، مالی ، اموال و انبار ) یا انطباق برخی از نرم‌افزارهای آماده رایانه ای با فعالیت سازمانها و موسسات تصور کنند که کار نظام بخشی انجام و در چهارچوب سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه حرکت می كنند . این طرز تلقی و درک ناصحیح از سیستم های اطلاعاتی یکپارچه باعث می شود که کنترل های داخلی به صورت اصولی و متناسب با فعالیت سازمان استقرار نیابد و از طرفی نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان اعم از درون سازمانی و برون سازمانی برآورده نشود.
3 - هنوز این درک ناصحیح در حوزه طراح و عرضه کنندگان سیستم های اطلاعاتی یکپارچه وجود دارد که فکر میکنند بدون تغییرات بنیادی و آموزش و فرهنگ سازی می‌توان روشهای موجود و سیستم های اطلاعاتی سنتی ( دستی ) سازمانها و موسسات را مکانیزه كرد. این درک اشتباه باعث گردیده است که برخی از سازمانها و موسسات نیازمند سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه طعمه چنین تفکر و نگرشی گردیده و متحمل هزینه و صرف زمان فراوان گردند و نهایتاٌ نتوانند سیستم های اطلاعاتی مناسب و مورد نیاز سازمان را دراختیار گیرند.
4 - عدم آموزش مناسب طراحان و تحلیلگران سیستم در زمینه «کسب مهارتهای روابط انسانی». توجه نداشتن به این موضوع مهم باعث گردیده است در مواردی که تحلیلگر صرفـــــا از دانش علوم سیســـتم‌ها ، رایانه و . . . برخوردار بوده و آموزش مناسب درباره «کسب مهارتهای روابط انسانی» را ندیده باشد‌، امکان ارتباط با کاربران و دریافت اطلاعات از آنان میسر نشود و در مواردی نتایج عدم ارتباط صحیح برای پروژه طرح و استقرار سیستم های اطلاعاتی فاجعه‌آمیز خواهد بود و نهایتاٌ ممکن است به عدم استقرار سیستم های اطلاعاتی یکپارچه منجر شود.
5 - در اغلب موارد که سیستم های اطلاعاتی یکپارچه براساس نیازهای اطلاعاتی سازمانها‌و به سفارش مشتری طرح و استقرار می‌یابد ، توجه کافی به روابط سیستم ها با یکدیگر به عمل نمی آید و بررسی کافی و کارشناسانه درباره امکانات اطلاعاتی سیستم ها صورت نمی پذیرد. در این حالت گروههای کاری (تحلیلگران و . . . ) طرح و استقرار سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه در اجرای کار گروهی از همکاری و ارتباط منظم با یکدیگر غافل می‌گردند و با تفکر تولید بسته های نرم افزاری (package) عملاٌ به تولید سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه اقدام می كنند. چنین نگرش و تک روی و بررسی نکردن روابط سیستم ها با یکدیگر در کار طراحی و مکانیزاسیون ، اغلب موجبات دوباره کاریهای پر هزینه و زمان بر را در پی خواهد داشت و نکته مهم اینکه ممکن است اساس یکپارچگی سیستم که خصیصه بارز سیستم های اطلاعاتی یکپارچه است نیز خدشه دار شود.
6 - توجه و پرداختن به تحلیل و طراحی فعالیتهایی که امکان مکانیزه كردن آنها وجود دارد و غافل شدن از تحلیل و طراحی فعالیتهایی که بایستی به صورت دستی لیکن هماهنگ و یکپارچه باسایر فعالیتها انجام پذیرد. در این شیوه برخورد با طراحی سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه ، فرایندهای جریان اطلاعات به صورت جامع مد نظر قرار نمیگیرند و نهایتاٌ طراحی و استقرار سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه به بخش رایانه ای آن ختم می شود . این نگرش و شیوه عمل ضمن مغایر بودن با تعریف سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه‌، همپیوندی و یکپارچگی جامع را در پی نخواهد داشت .
7 - در مواردی که سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه به سفارش و براساس نیازهای اطلاعاتی مشتری صورت میگیرد نگرانی طراح به در جریان قراردادن مشتری از روند کار انجام شده در کلیه مراحل طراحی مخصوصاٌ مراحل تجزیه و تحلیل و تعیین حدود و ثغور سیستمها است. بدین معنی که طراح دائماٌ نگران درخواستهای جدید از طرف مشتری و انجام کار مازاد بر زمان پیش بینی شده برای طراحی و استقرار سیستم هاست و هر گونه تعهدی را برای خوددست و پا گیر می داند. در چنین نگرشی سیستم های طراحی شده عملیات مورد انتظار استفاده کنندگان از سیستم را پوشش نخواهد داد و سرانجام طراحی و پیاده سازی و اجرای سیستم با مشکلات عدیده و تنگناههای پیچیده و گسترده روبه رو می‌شود.
8 - بی توجهی طراح و عرضه کنندگان سیستم به نیازهای زمان راه اندازی سیستم و شیوه های جمع آوری اطلاعات و در مواردی اجتناب از همکاری دراین باره. بدین معنی که طراح و عرضه کنندگان سیستم ، تدوین سناریوی راه اندازی و شیوه های جمع آوری و انتقال اطلاعات به سیستم را از وظایف خود نمی‌دانند و نهایتاٌ هدایت و آموزش کاربران را در فراهم سازی اطلاعات برعهده نمی گیرند . به همین دلیل در مواردی علی رغم مناسب بودن سیستم طراحی یا عرضه شده ، سیستم به اجرا در نمی آید و مشتری اشکالات غیر مرتبط با سیستم را به سیستم طراحی یا عرضه شده نسبت می دهد و ممکن است سیستم کنار گذاشته شود.
9 - بی توجهی طراح و عرضه کنندگان سیستم که وظیفه استقرار سیستم را برعهده دارند به قدمت فعالیت سازمان مشتری . بدین معنی که عملیات طرح و استقرار به گونه ای صورت می‌گیرد که سازمان مشتری در مرحله قبل از بهره برداری به سر می برد و قرار است فعالیتهای مرحله بهره برداری خود را با سیستم جدید آغاز كند . این بی توجهی ، تبدیل اطلاعات (Data conversion) مربوط به سیستم‌هایی که انجام فعالیت آنها در زمان راه‌اندازی مستلزم سلسله مراتب سیستمی است‌. ( مانند سیستم خرید که از پیشنهاد خرید شروع و تا تهیه سفارش، دریافت کالا و ثبت رویدادهای مالی مرتبط بادفاتر حسابداری ادامه می یابد و لازمه کار هر مرحله از فرایند خرید در سیستم ، انجام عملیات سیستمی مرحله قبل است) را با مشکلات عدیده مواجه می سازد.
10 - علی رغم وجود این واقعیت که طراحی بخشهای مختلف سیستم های اطلاعاتی یکپارچه نیازمند استفاده از تخصصهای مختلف از جمله دانش انفورماتیک ، مهندسی صنایع ، دانش حسابداری ، دانش علوم سیستمهاست. متاسفانه هنوز این مهم موردتوجه جدی موسسات حرفه ای رایانه‌ای و طراحان سیستم های اطلاعاتی یکپارچه قرار نمی گیرد و اغلب پروژه های نرم افزاری براساس تجربه متخصصان دانش انفورماتیک و در مواردی راهنمایی کاربران پروژه های مربوطه طرح و استقرار می یابد. باتوجه به ناآشنایی کافی متخصصان دانش انفورماتیک با مباحث حسابداری و مالی ( به نظر نگارنده بیشترین مشکلات سیستم های اطلاعاتی یکپارچه در این زمینه خودنمایی می‌کند ) و سایر دانشهای مورد نیاز و همچنین ناآشنایی کاربران با روشهای طراحی و تکنیک های همپیوندی ، سیستم های طراحی و استقرار یافته کیفیت مطلوب را دارا نبوده و صرفاٌ ظاهری از سیستم های اطلاعاتی یکپارچه در سازمان مشتری خودنمایی می کند.



 

اطلاعــــــاتي كه دراختيار مديران قرار مي گيرند با سه مشكل اساسي روبرو هستند:
اطلاعات ناقص و ناكافي؛
به موقع نبودن اطلاعات ارائه شده؛
اطلاعات بيش از اندازه.
براي حل مورد اول بايد سيستم اطلاعاتي (INFORMATION SYSTEM=IS
) طوري طراحي شود تا بتواند فاكتورهاي بيشتري از درون و بيرون سازمان درنظر بگيرد.
درباره مورد دوم كه عنصر مورد تاكيد درواقع سرعت ارائه اطلاعات لازم براي مديـــران است كه در شرايط امروز اهميت فوق العاده پيدا كرده است. چرا كه لحظه اي تأخير در اتخاذ يك تصميم مناسب ممكن است فرصتي بزرگ را از دست بدهد و براي اين مورد بايد سيستم پشتيباني تصميم گيري طوري طراحي شود تا بتواند اطلاعات موردنياز را در زمان مناسب در اختيار مديران قرار دهد. چه بسا كه در بسياري از سازمانها زماني اطلاعات لازم در اختيار مديران قرار مي گيرد كه ديگر فرصت از دست رفته است.
اما مورد سوم متوجه اطلاعات بيش از اندازه است زيرا به همان اندازه كه كمبود اطلاعات مشكل آفرين است اطلاعات بيش از اندازه هم باعث سردرگمي مديران مي شود و باعث مي شود كه مديران نتوانند در زمان مناسب، تصميم مناسب اتخاذ كنند. باتوجه به مسائل يادشده مي تـــوان گفت براي اينكه مديران بتوانند تصميم منــاسب و ناقص، نبود يك سيستم پشتيباني تصميم گيري (DSS) وسيستم هاي گزارش دهي مديريت (MRS
) كه ازقابليت انعطاف پاييني برخوردارند، باعث مي شوند كه در استفاده از تكنولوژي اطلاعات بسيار ناكارآمد عمل كنيم.
براي حل اين مشكلات راه حلهاي زير پيشنهاد مي گردد:

طراحي سيستم اطلاعات لازم (
IS) مناسب كه قابل انعطاف باشد و بتواند فاكتورهاي داخلي و خارجي سازمان و به طور قابل توجه درنظر بگيرد و فاكتورهاي سيستم هاي هـــوشمند را درحد امكـــان در خود داشته باشد تـــا بتواند باتوجه به تغييرات محيط به روز عمل كند؛

طراحي سيستم اطلاعات كه قابليت ارائه اطلاعات در تمام بخشهاي سازمان به صورت كلي و جزئي، داشته باشد؛

طراحي سيستم هاي گزارش دهي كه اين سيستم ها بتوانند گزارشها متنوعي به مديران بدهند كه اين نكته از اهميت فراواني برخوردار اس

 

ت و فراهم كردن چنين سيستمي دست مديران

 

روانشناسی چهره

گونه

برجسته: برجسـتـگي گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژي و اعـتماد بنفس است. كساني كه داراي گـونه بـرـسته مي باشند تمايل بيشتري براي پذيرفتن اشتباهات ديگران دارند.   گود: علاوه بر جذابيت و زيبايي دليلي بر خوش مشربي و سازگاري فرد مي باشد.

چانه و فك

فك چهارگوش: افـراد با فـك چـهار گـوش و مـربعي انـسانهاي تـسخير ناپذير و سركش مي باشند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.                                  چانه هاي برآمده: اينگونه افراد، اشـخاصي خود ستـا بوده و تصـور ميكنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف كس ديگري را قبول نداشته و خود را عقل كل مي دانند.

لب

قلوه اي: لبهاي قلوه اي علاوه بر زيباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستي مي باشد. معمولا اينگونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو كنند.       نازك: نازك بودن لب بيانگر خويشتن گرايي ذاتي در اشخاص است.                           لب بالايي نازك پاييني قلوه اي: نشانه اين است كه فردي متـقـاعد كنـنـده و مـجاب كننده مي باشد.

 

چشم

رمانها، داستانها و اشعار بسيار زيادي در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصيات روحي و رواني انسان نوشته شده است. چشمها هيچگاه دروغ نمي گويند؛آنها بيانگر احساس دروني و واقعي ما مي باشند.

اضطراب: اگر مابين عنبيه و پـلك پـاييني هـر دو چشم مـقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انساني مضطرب و نگران است.

 تندخويي: اگر بالاي عنبـيه بخشي سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخويي و پرخاشگري در فرد است.                                                                   

روان پريشي: چنـانچه دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود. 

شادي: وجـود خـطوط كـوچـك در خـارج از چـشمها حاكي از خنده رويي و شادبودن فرد مي باشد.

ابرو

صاف: صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفكر و ايده گرايي فرد مي باشد.    كماني: افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هسـتند از حـكايـتـها و داسـتـانـهـاي واقعي لذت مي برند.                                                                                       باريك: اينگونه افراد معمولا داراي اعتماد به نفس اندكي مي باشند بخصوص اگر ابـروي آنها بجز باريكي، بالا و گرد نيز باشد.                                                                    پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه فرد دائما" در حال تفكر و انديشـه بـوده و ايده هاي جالبي در سر دارد.

پلك

كوچك: اگر فاصـله بـين بالاي پلك و مژه كم باشد بيانگر اسـتقلال فرد مي باشد و اينكه آن فرد حتي ممكن است بصورت ارادي خودش را به ديگران نزديك نكند.                      بزرگ: بزرگ بودن پلك دلالت بر وابستگي شديد فرد به ديگران دارد.

بيني

كوچك: گفته مي شود اشـخاصي كه بـيـني كـوچـك دارنـد ذاتـا" افـرادي ضعيف و اغلب غيرقابل اتكا بوده و در تصميم هايشان استوار و ثابت قدم نمي باشند.                      بزرگ: بزرگي بيني نشانه ابتكار و عزم و اراده مي باشد. يك شـخصـيت قـوي كه اثرش را برجاي خواهد گذاشت.                                                                                 تيز: تيز بودن نوك بيني نشانگر اين است كه فرد خود را مقيد به رعـايـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافيانش به راحتي برخورد مي كند. ايـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بي باكانه و متهورانه خود را به ديگران نزديك مي كنند.                                           عقابي: خودخواهي، دودلي و حساس بودن از جمله ويژگيهاي كساني است كه داراي چنين بيني مي باشند.

گوش

كوچك:  كوچكي گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـي در افـراد اسـت هر چند اينگونه افراد مي دانند كه چه مي خواهد و معمولا" سخت كوش و كاركن هستند.                  بزرگ و دراز: اين قبيل افراد معمـولا انـعـطاف پـذيـر نـبـوده و به سـختي آرام و بي خيال ميشوند.                                                                                                       پرمو: افرادي كه داراي گوشهايي پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـي و نـكـته بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي كنند.در طول قرون متمادي سعي نموده تا با پيوند زدن خصـيصـه هـاي صـورت افـراد بـه   ويژگيهاي شخصيتي،  متوجه  افكار و درون ديگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسي نيز گسترش يافته و به شاخه هاي مختلف تـقسـيم شـده است. بـراي مثـال "متوپوسكپي" علم پي بردن به سيرت و درون آدمي از روي خطوط روي پيشاني است.

"فرنولوژي" علم جمجمه خواني و مطالعه طرز تشكيل جمجمه ميباشد كه به بنا نهادن شخصيت و اميال ذاتي و رواني افراد كمك مي كند.

"فيزيـوگـنومي" يا عـلم چـهره شـنـاسي، موضوعي است كه ما به آن خواهيم پرداخت. اين علم به ما مي آموزد كه چگونه از روي چهره افراد پي به شخصيت آنها ببريم.

امروزه دانشمندان به چنين علومـي، "شـبـه علـوم" اطـلاق كرده و بـهاي زيـادي بــه آن  نمي دهند و هـمانند عـلومي مانـنـد "طالع بـيني" به آنها مي نگرند: اثبات نشده ولي بيضرر. با اين وجود هنوز بسياري از مردم چهره خواني را راهي مطمئن براي قضاوت در مورد افراد مي دانند. چيزي كه اهميت دارد اين اسـت كـه چـهره را بصورت كامل و دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار داده و تا رسيدن به همه حقايق از قضاوتهـاي شـتابزده اجتناب كنيم.

اكنون گذري مي كنيم بر نكات بنيادين چهره خواني و چگونگي تشخص شخصيت افراد:

شكل صورت

دراز و كشيده: افرادي كه داراي چنين صورتي هستند عموما" داراي صـبر و تحمل زياد بوده و توانايي حل مشكلات در آنها بيشتر است. جـذابـيـت و خوش تركيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است كه آنها معمولا كارهاي خـود را نـيـمـه تمام رها نكرده و عادت به انجام امور بطور تمام و كمال دارند.                                                         گرد: اين شكل دلالت بر اميدواري زنده دلي و انرژي دارد. اينگونه افراد مي تـوانند اتاقي دلگير و ساكت را به بمبي از خنده و شادي تبديل كنند.                                          پهن: اينگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفكري مي باشند.               مربعي: طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سختـكوشـي بـراي دسـتـيـابي بـه آرزوها، زيركي و فعال بودن از ويژگيهاي اين افراد محسوب مي شود.

پيشاني

صاف: كسانيكه كه داراي خطوط در پيشاني نيستـنـد، افـرادي انديشمند و هميشه در حال تفكر مي باشند و در تصميم گيريها سريع و منطقي عمل مي نمايند.                 چروكيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي دهد  كه ايـنـگونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي شده و سريع آشفته و پريشان

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



Be a better friend, newshound, and know-it-all with Yahoo! Mobile. Try it now.

زفاف

آن سوي زفاف

پاره شدن پرده بکارت ، در حقيقت نمود خارجي جرياني بسيار پيچيده است که بايد آن را آغاز "زنانگي" و پايان "دوشيزگي" شمرد.
تازه عروس بنا به طبيعت ، از نخستين اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسماني نيست که اگر همراه با آرامش و خودداري و صبوري مرد باشد خيلي جزئي است. غالبا خود دختر هم نمي داند علت اين هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در اين مرحله دچار نوعي " شرم " نيز هست . همه اين علت ها را بايد در جاي ديگري جستجو کرد.
در حقيقت چون زن در اين مرحله که وارد حيات زناشويي مي گردد دگرگوني مهمي در برابر خود مي بيند و به زندگي آينده و مسووليت ها و خطرهاي آن مي انديشد و از آن واهمه دارد. همه اين واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شايسته توجه است.
اين وظيفه شوهر است که وجود اين هراس فطري زن را دريابد و همواره آن را به ياد داشته باشد.بهترين فرصت براي جلب اطمينان زن همين دوره کوتاه است.

معروف است که زفاف را نبايد با جبر آغاز کرد ، ما مي گوييم در کار پاره شدن پرده دوشيزگي نه تنها جبر نبايد در کار باشد بلکه اين عمل بايد دنباله و نتيجه نوازشي صبورانه و معاشقه اي جانانه باشد و شوهر بايد عروس را به تدريج متمايل و راغب به عمل نمايد نه آن که با شتابکاري و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خويش را فرو نشاند. در اين صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراين شوهر در شب زفاف بايد تمام تمهيدات لازم را به کار گيرد و در نهايت ملايمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترين اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده مي کند که به آساني التيام پذير نخواهد بود و گاه تا پايان زندگي زناشويي آثار آن بر جاي مي ماند.

از نظر روانشناسي اين دردهاي روحي منجر به پيدايش هزاران نوع اختلالات فکري ، غم و اندوه مزمن مي گردد که درمان آن بسيار مشکل خواهد بود زيرا اغلب منشا و علت اصلي آن ناشناخته مي ماند.

در واقع علت سرد مزاجي بسياري از زناني که لذت جنسي نمي برند آن است که در شب زفاف ناگواري ديده و رنج و تب روحي کشيده اند و اين تالمات در ضمير پنهان آنها مانده و اختلالات جسمي و رواني بعدي را با خود آورده است.

بسياري از امراض ديگر چون پريشان خيالي و بيماريهاي عصبي غالبا در اثر همين رويدادهاي به ظاهر کوچک شب زفاف ايجاد مي شود و گاهي اين عوارض روحي به قدري پيچيده و شديد مي شود که روان پزشک بايد مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمينان بيمار ، شايد موفق به کشف ريشه اصلي اختلال گردد. اين است که باز تکرار مي کنيم در نوازش و مهرباني و رعايت حال تازه عروس به ويژه در شب رفاف به هيچ نبايد کوتاهي کرد.

هيچ دختري فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه مي خواهد بکند و اگر حجب و حياي عروس يا هر علت ناشناخته ديگر مانع از آن است که به ميل تسليم شود بهتر است يک شب يا حتي شبهاي متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسماني خو بگيرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسي شود.

عمر انسان آن قدر کوتاه نيست که چنين شتابکاري لازم باشد و به خصوص در اين دوره ، صبر و متانت و حوصله به پيروزي و کامروايي خواهد انجاميد.

در اينجا بايد يادآور شويم اگر داماد به دليل ضعف نفس و سستي در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتيجه نمي رسد و لازم است اصرار در اين باره خيلي ملايم و صبورانه باشد.

اصولا زن وقتي هم حاضر و راغب به تسليم است طبيعتا مي خواهد بر او ظفر يابند ولي بين فتح عاشقانه و استيلاي وحشيانه تفاوت بسيار است و مرد بايد با فراست دريابد که هنگام دخول فرا رسيده است.

به طور کلي در هفته هاي اول ازدواج براي نزديکي نبايد پافشاري کرد جز آن که عروس خود ابراز تمايل کند.شوهر اگر عيبي در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نبايد آن را آشکار کند يا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگين شود و آن را مايه حقارت پندارد.
www.salamat.ir

_________________
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید. info[@]iransalamat.com دکترسجاد 2499320 0912

بازگشت به بالا

 
 

ارسالزمان ارسال: 2 شنبه 7 شهریور 1384 - 04:24    موضوع: پاسخ بصورت نقل قول

شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب رو تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.
منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه میکنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .
ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند.
همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت .
اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
1- درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
2- درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.

در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :
1- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
2- استفاده از ژل لوبریکانت
3- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
4- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
5- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.

پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمیشود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید.
تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود.
در صورتی که هر گونه سوال برای شما پیش آمد حتما با ما مکاتبه کنید.
دکتر امیر
جراح و متخصص زنان و زایمان

_________________
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید. info[@]iransalamat.com دکترسجاد 2499320 0912

بازگشت به بالا

 
 

دکتر نادر



تاريخ عضويت: 1 شنبه 12 تیر 1384

تعداد ارسالها: 6134

ارسالزمان ارسال: 1 شنبه 3 مهر 1384 - 07:13    موضوع: پاسخ بصورت نقل قول

سوالات متداول
۱)آيافقط بايک بار مقاربت پرده بکارت ممکن است از بين برود؟
بله ، از آنجا که پرده بکارت دقيقا در مدخل ورودي واژن قرار دارد، طي اولين مقاربت از بين مي رود، حتي اگر مقاربت بطور کامل انجام نشده باشد
2) پرده بکارت فقط و فقط در اثر ضربه مستقيم به آن يا مقاربت پارگي پيدا مي کندو جز ضربه مستقيم هيچ مورد ديگري باعث پارگي آن نمي شود
بكارت(اخبار و گزارشات)
http://community.iransalamat.com/about186.html

_________________
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید. info[@]iransalamat.com دکترسجاد 2499320 0912

بازگشت به بالا

 
 

دکترحمید سجاد
مدیر سایت


تاريخ عضويت: 5 شنبه 28 خرداد 1383

تعداد ارسالها: 6956
محل سكونت: تهران

ارسالزمان ارسال: 4 شنبه 18 آبان 1384 - 09:34    موضوع:

پاسخ بصورت نقل قول


ضرورت توجه به اصول ارتباط جنسي براي همسران جوان

براي شروع عجله نكنيد



زن و مرد بايد قبلا عالم هر يك را به خوبي شناخته باشند يعني بايد بدانند در دنياي جنس مخالف چه مي‌گذرد
وقتي زن‌ها و مردها با هم ازدواج كرده و وارد دنياي جديد زندگي مشترك مي‌شوند هر دو، اهداف و برنامه‌هاي مشتركي دارند: هر دو مي‌خواهند كه روابطشان عاشقانه و دوستانه باشد و اين ارتباط قوي همچنان ادامه پيدا كند. تا اينجاي مسئله كه ظاهرا مشكلي وجود دارد اما يك موضوع مهم و اجتناب‌ناپذير هم وجود دارد و آن هم رابطه جنسي است كه جزء جدايي ‌ناپذير زندگي مشترك محسوب مي‌شود، و درست در همين مورد بسياري از مشكلات شروع مي‌‌شود وزن يا مرد حس مي‌كنند رابطه آنها در زندگي مشترك مورد دلخواه‌شان نيست و يا در زندگي خود موفق نبوده‌اند. برقراري رابطه جنسي سالم در دوران زندگي مشترك موضوع بسيار مفصلي است و ما در اين قسمت تنها به بخشي از آن مي‌پردازيم يعني شروع رابطه جنسي در اوايل ازدواج كه ممكن است براي زن و شوهر (هردو) كمي مشكل‌‌ساز باشد.
معمولا علت مشكل بودن اين شروع و آغاز اين است كه زن و مرد هنوز به هم عادت نكرده و به عبارتي كمي از هم خجالت مي‌كشند. گاهي اين وضعيت در ابتدا باعث نااميدي طرفين مي‌شود چون هنوز نمي‌دانند كه از نظر روحي به چه آمادگي‌‌هايي احتياج دارند. در اين شرايط اگر نسبت به جنس مخالف (زن نسبت به شوهر و بالعكس) حس خوبي وجود داشته باشد به راحتي مي‌توان ارتباط موثر برقرار كرد و گر نه كار مشكل‌تر خواهد شد. نكته مهم ديگر اين است كه زن و مرد بايد قبلا عالم جنس مخالف را به خوبي شناخته باشند يعني بايد با مطالعه بدانند در دنياي جنس مخالف چه مي‌گذرد؟ احساساتش چگونه است؟ به‌عنوان يك زن يا مرد چگونه بايد با عواطف او برخوردي مناسب داشته و هزاران مورد ديگر كه بايد قبل از ازدواج و در دوران آشنايي براي ازدواج براي اين سئوالات پاسخي مناسبي پيدا شود. اگر شناخت شرايط روحي و عاطفي طرف مقابل به طور كامل انجام نشده باشد در اين صورت رابطه جنسي به يكي از بزرگترين سرچشمه‌هاي سوء تفسير از شريك زندگي تبديل خواهد شد.

شايد بهتر باشد مدت كمي از ازدواج بگذرد و بعد طرفين از يكديگر انتظار داشته باشند؛ چون اقدام فوري براي رابطه جنسي در بعد از ازدواج ممكن است براي شريك زندگي و به‌خصوص خانم‌ها با احساس و تجربه بدي همراه باشد. اگر مراحل پس ازدواج را به چهار مرحله آشنايي بيشتر، ارزشيابي طرف مقابل، ايجاد احساس قوي و ثابت و ورود به خلوت و حالات روحي خصوصي طرف مقابل تقسيم كنيم، رابطه جنسي بايد در مرحله چهارم صورت بگيرد. يعني بايد بتوان با صميميت به خلوت و شرايط روحي كاملا منحصر به فرد طرف مقابل وارد شد، يك رابطه جنسي خوب و موثر برقرار كرد در غير اين صورت به يك تجربه ناگوار و ناخوشايند اجباري تبديل مي‌شود. در اين مرحله بسيار مهم است كه هر دو طرف بدانند ديگري نسبت به حوزه خصوصي زندگي خودش و طرف مقابل چه حسي دارد؟
متاسفانه اكثر خانم‌ها و آقايان فكر مي‌كنند تنها جذابيت ظاهر براي ايجاد رابطه جنسي موفق كافي‌ست. البته آمادگي ظاهري شرط مهمي است اما كافي نيست. ممكن است آقا يا خانم حس كنند با وجود آمادگي ظاهري ديگر مشكلي وجود ندارد، اما اين طرز فكر صحيح نيست و ممكن است طرف مقابل (اكثرا خانم‌ها) آماده نبوده و شديدا از نظر روحي آسيب ببيند. خانم‌ها معمولا به مدت زمان بيشتري احتياج دارند تا آمادگي اين كار را پيدا كنند و معمولا بعد از ازدواج بيشتر به اين مسئله فكر مي‌كنند كه چطور مي‌توان زندگي مشترك را تقويت كرد و چطور مي‌توان رابطه‌اي محكم‌تر و قوي‌تر برقرار كرد. در نتيجه براي برقراري روابط جنسي بايد به آنها فرصت داد. در اوايل ازدواج مهم نيست كه چقدر زن و مرد جذابيت جنسي دارند بلكه نكته قابل توجه آن است كه اگر در اين دوران به سرعت و بدون دادن فرصت به طرف مقابل وارد مرحله جنسي شويد عين آن است كه آب يخ روي سر يكديگر ريخته باشيد! مثل اينكه هنوز شروع جاده و راه را طي نكرده يكباره به آخر راه برسيد. بايد آقايان اين فرصت را به خود بدهند تا كاملا مورد تاييد همسرشان قرار گرفته و مهلتي هم به خانم‌ها داده شود تا فارغ از تفكرات جدي در مورد زندگي و آينده براي برقراري رابطه جنسي آماده شويد. اگر اين اتفاق خيلي سريع و زود رخ دهد امكان دارد تا مدتي طرفين از هم رانده شوند. معمولا هورمون‌هاي مردانه باعث مي‌شود آقايان خيلي سريع براي رابطه جنسي آماده شوند و گاهي اين آمادگي سريع باعث مي‌شود به ناچار بدون آمادگي لازم تن به اين كار داده و به هيچ وجه از اين رابطه لذت نبرند.

البته منظور ما اين نيست كه به هيچ وجه در اوايل زندگي مشترك (بخصوص روزهاي اول) نبايد رابطه جنسي برقرار شود. گاهي طرفين به خوبي براي اينكار آمادگي دارند و مشكلي پيش نمي‌آيد. اما اگر تمايل برقرار شود. گاهي طرفين به خوبي براي اين كار آمادگي دارند و مشكلي پيش نمي‌آيد. اما اگر تمايل داريد رابطه زناشويي شما پايدار بوده و طولاني مدت از قدرت كافي برخوردار باشد بهتر است كار را مرحله به مرحله انجام دهيد. اگر ذهنتان را باز و آزاد نگهداريد و فقط تفكر برقراري رابطه جنسي فكرتان را پر نكرده باشد آن وقت خودتان و طرف مقابل را بهتر ارزيابي كرده و فرصت كافي به خودتان و او مي‌دهيد. هر چه همديگر را بيشتر بشناسيد برقراري رابطه جنسي راحت‌تر بوده و مشكلات‌تان كمتر مي‌شود. حتي اگر در آن زمان آنقدر از خودتان مطمئن باشيد كه فكر كنيد شما يك روح در دو جسم هستيد باز هم بايد مدت زمان لازم سپري شود تا واقعا با روحيات يكديگر آشنا شويد.

اگر هم حس كرديد در اين رابطه با مشكلاتي روبرو هستيد يا احساس رضايت نمي‌كنيد باز هم راه چاره وجود دارد. فكر نكنيد علم ارتباطات زناشويي مثل پرواز يك آپولو سخت و دشوار است! وقتي زن و مرد در اين زمينه احساس ناراحتي مي‌كنند بر اين تصور هستند كه به آخر خط رسيده‌اند. اين در حالي است كه در مورد مسائل جنسي هم مي‌توانيد از ديگران كمك بگيريد. پزشكان و مشاوران راهنماي خوبي در اين مورد هستند و بهتر است از همين امروز عادت كنيد بدون خجالت و رودربايستي سئوالات خود را در زمينه مسائل جنسي از پزشك و يا هر فرد متخصص ديگر در اين زمينه بپرسيد.

خوروپف

مطالعات و تحقیقات انجام شده در مراکز علمی دنیا نشان میدهد که در 20 تا 25 درصد از مردهای بالای 50 سال( خانمها با درصد کمتر)، خرخر در حین خواب با درجات مختلف رخ می دهد. بیشترین حجم تنفس در حین خواب از طریق راه بینی و حجم تنفسی کمتری از طریق دهان انجام می شود که هر دو حجم تنفسی در حلق یکی می شوند. چنانچه به هر علت راه هوایی حلقی باریک شود عبور جریان هوائی باعث لرزش زبان کوچک، کام نرم و چین های حلق شده که شدت این لرزش همان پدیده خرخر می باشد. عوامل موثر در پیدایش و شدت خرخر به شرح ذیل می باشد: 1- شلی عضلات کام نرم و عضلات دیواره حلق باعث باریک شدن راه هوایی حلق شده که با بالا رفتن سن، مصرف داروهای شل کننده عضلات، الکل، مورفین و سیگار افزایش میابد. 2- کاهش جریان هوایی از طریق بینی که به علت عوامل انسدادی در بینی شامل انحراف تیغه بینی، پولیپ بینی، آلرژی وغیره که در نتیجه باعث افزایش حجم جریان هوایی از طریق دهان می شود. 3- عقب افتادگی فک تحتانی که در موقع خواب بیشتر شده و باعث عقب افتادگی زبان و باریک شدن راه هوایی و شدت خرخر می شود. 4- باریک شدن راه هوایی حلقی در اثر عوامل داخلی حلق مثل بزرگی لوزتین، لوزه زبانی، لوزه های طرفی حلق، بزرگی زبان کوچک و شلی عضلات داخلی حلق و عوامل خارجی حلق شامل کوتاهی و چاقی گردن، باعث شدت خرخر در حین خواب می شود. چاقی مفرط و بزرگی شکم که به علت فشار احشاء شکم به حجاب حاجز، از فعالیت فیزیکی مناسب قفسه سینه جلو گیری به عمل می آورد که این امر باعث کاهش سطح اکسیژن خون و در نتیجه افزایش شلی عضلات خواهد شد. آیا میدانید خرخر در حین خواب به غیر از مزاحمت برای اطرافیان چه عوارضی دارد؟ 20 تا 25 درصد از افرادی که مبتلا به خرخر در حین خواب می باشند دچارعارضه جدی کاهش میزان اکسیژن خون در حین خواب می شوند. 5/3 تا 5 درصد از مرگ و میر در حین خواب بعلت قطع تنفس رخ می دهد. چنانچه در حین خواب دامنه تنفس به میزان 50 درصد کاهش یابد( هایپوپنه) و جریان تنفس به مدت 20 ثانیه قطع گردد( آپنه) باعث عوارض جـــــــدی کاهش میزان اکسیژن خون در حین خواب خواهد شد و علائم ذیل مشاهده می شود: 1- بیدار شدن ناگهانی از خواب با احساس تنگی نفس و خشکی دهان و حلق. 2- احساس سنگینی سر و سر درد خفیف در ساعات اولیه روز. 3- خواب آلودگی (چرت زدن) در طی روز به خاطر نداشتن کیفیت مناسب خواب. 4- کاهش دقت در کارهای روز مره، عدم تمرکز و فراموشی بدرجات مختلف(اختلافات حسابرسی) . 5- دفع ادرار به دفعات در طی شب (بغیر از بیماران دیابتی و پروستاتی). 6- افزایش فشار خون و درد قفسه سینه در حین خواب. 7- افزایش اولیه ضربان قلب و سپس کاهش ثانویه ضربان قلب، نارسایی و ایست قلبی. آیا میدانید که خرخردر حین خواب و عوارض ناشی از آن چگونه قابل اندازه گیری می باشد؟ مطمئن ترین و تنها روش اندازه گیری خرخرو عوارض ناشی از آن با روش پلی سومنوگرافی می باشد. در این روش تغییرات ذیل در طی 8 ساعت خواب قابل ارزیابی می باشد: بررسی شدت و چگونگی عارضه خرخر و میزان اکسیژن خون، هایپو پنه، آپنه، اختلالات خواب، چگونگی فعالیت قلب و ضربات قلب، انقباضات و پرشهای عضلات و موقعیت مختلف بدن( طاق باز- روی شکم- پهلوی راست و پهلوی چپ) در طی 8 ساعت خواب با مشخص کردن دقیق ساعت، دقیقه وثانیه قابل بررسی می باشد. ( به عنوان مثال ساعت 40:20: 3 بامداد) قابل توجه: انجام تست پولی سومنو گرافی بایستی در بیمارستان انجام شود و چنـــــــــــانچه بیمار قابل انتقال به بیما رستان نباشد انجام این تست به صورت پرتابل در منزل امکان پذیر است. آیا میدانید خرخردر حین خواب و عوارض ناشی از آن را چگونه می توان درمان کرد؟ درمان عارضه خرخر و عوارض ناشی از آن از دو جنبه قابل توجه می باشد. 1- علل اولیه و اصلی بروز این عارضه که به طور اختصار به آن اشاره شده که در رفع آن باید اقدام نمود. 2- علل مساعد کننده و یا شدت یافته آن که اهمیت خاص دارد. بطور کلی درمان بیماران در 5 گروه تقسیم بندی می شود. گروه اول: افرادی که فقط در حالت طاق باز و کمتر از 2 سال خرخر می کنند نیاز به پولی سومنو گرافی و درمان خاص ندارند. گروه دوم: افرادی که فقط در حالت طاق باز و بیش از 2 سال خرخر می کنند نیاز به پولی سومنوگرافی و درمان دارند. گروه سوم: افرادی که در تمام وضعیت های خواب خرخر می کنند و عوارض خفیف قلبی و آپنه داشته نیاز به پولی سومنوگرافی و درمان دارند. گروه چهارم: افرادی که در تمام وضعیت خواب خرخر می کنند و عوارض شدید داشته نیاز به پولی سومنوگرافی، درمان و کنترل عوارض دارند. گروه پنجم: افرادی که خرخر نداشته ولی دارای عوارض کاهش اکسیژن خون و علائم هایپوپنه و آپنه می باشند نیاز به پولی سومنوگرافی و درمان دارند. روشهای درمانی: 1- محافظتی: استفاده از پروتز های دهانی و بینی. 2- علامتی: حذف عوامل مساعد کننده. 3- دارویی: در گروه محدودی از بیماران نتیجه بخش می باشد. 4- P A.p C: دستگاه کمک تنفسی. 5- جراحی: برقراری راه هوایی مناسب با روشهای مختلف جراحی از جمله لیزر و رادیو فرکانسی. توصیه: قبل از شناسایی دقیق علت خرخر و عوارض ناشی از آن هیچگاه اقدام به جراحی نکنید. دکتر ابراهیم رزم پا روی مطلب مورد علاقه تان کليک کنيد: راز غـلبـه بـر اسـتـرس مـنـفـی - دکتر عبدالوهاب حاجی سردار درمان ناهنجاريهای جوش جواني Awitaminoz (به زبان ترکمنی- Türkmen dilinde) ارتباط بیماری قند با چشم روده حساس و مشکلات آن دیابت چیست؟ Semizlikden aga bolun ( به زبان ترکمنی- Türkmen dilinde) دانستنیهای پوست چگونه نه بگوييم ویژگی های دو نیمکره مغز Sagdyn bolmak ( به زبان ترکمنی- Türkmen dilinde) نشانگانها ( سیندرومها) وزن متعادل و طبیعی بکار اندازی مجدد مغز كم شدن شير مادر تعريق بيش از اندازه hyperhidrosis کککککککککککککککککککککککککک

[align=right]حدود 40% مردان و 25%زنان در خواب خروپف مي كنند. اگر شما خروپف مي كنيد مطمئناً هنگام نفس كشيدن در خواب صداهاي عجيبي از دهان‌تان بيرون مي آيد.
حدود يك سوم انسانهايي كه بين 55 تا 84 سال سن دارند خروپف مي كنند. بر خلاف آنچه اكثر مردم تصور مي كنند خروپف كردن يك مشكل در بدن شماست و مي تواند در برخي موار نشان دهنده مشكلات جسمي باشد. اما در مواردي هم خروپف كردن پديده اي است كه شما مي توانيد آن را با رعايت برخي نكات بهبود بخشيد:

1- به پهلو بخوابيد. معمولا زماني كه شما به پهلو نخوابيده ايد خروپف ها سر و كله‌شان پيدا مي شود.

2-وزن كم كنيد. در برخي موارد وقتي كه شما دچار اضافه وزن هستيد و گردنتان از حد معمول كمي بيشتر چربي به خود مي گيرد به راه تنفستان فشار مي آيد و در نتيجه خروپف مي كنيد .

3- قرصهاي آرامبخش هم در اين مورد نقش آفريني مي كنند. معمولا با خوردن اين قرصها ماهيچه هاي گردن و تنفسي حالت شل‌تري به خود مي گيرند و تنفس را مختل مي كنند.

4- اگر آلرژي داريد آن را درمان كنيد. زماني كه شما از بيني نمي توانيد نفس بكشيد مجبوريد كه براي تنفس از دهانتان استفاده كنيد و اين موضوع شما را به خروپف كردن مي اندازد. معمولا خوردن آنتي هيستامين‌ها براي درمان گرفتگي بيني و حساسيت‌ها پيشنهاد مي‌شوند.

5- سيگار نكشيد. سيگار كشيدن به مجراي تنفسي شما آسيب مي رساند.

6- براي خوابتان برنامه ريزي داشته باشيد. در ساعت مشخصي به رختخواب برويد و ساعات معيني برخيزيد.

7- اگر باردار هستيد و خروپف مي كنيد حتما به دكتر مراجعه كنيد. زناني كه هنگام بارداري خروپف مي كنند فرزندان خود را در خطر كمبود اكسيژن قرار مي دهند. اگر شما اين نشانه ها را داريد حتما با پزشك خود موضوع را در ميان بگذاريد.

8- زير سر خود را بلند بگذاريد. اگر هنگام خواب بالش بلند استفاده كنيد امكان خروپف كردنتان كمتر است زيرا تنفس شما راحت‌تر صورت مي گيرد.

جزایر مصنوعی

ی - ۸ آبان ۱۳۸۴

نمایی از یک جزیره مصنوعی نخیل
جزایر بیلیون دلاری ساخته شده در خارج از محدوده ساحل دوبی، به جهانگردان امکان میدهد تا از مرزهای عادی جهان بگذرند و وارد دنیایی تازه شوند. اما هواداران محیط زیست عقیده دارند که اکوسیستم آبی ظریف و آسیب پذیز خلیج فارس، بهای گزاف این مکان تفریحی را پرداخته است.

تشکیلات دولتی توسعه نخیل (Nakheel) در حال ساختن سه جزیره به شکل نخل است. یکی از آنها با جزایر کوچک دیگر محاصره شده که در مجموع یک شعر عربی را ساخته اند و یک گروه چهارمی شامل 300 جزیره هم هست که به شکل نقشه جهان در خواهند آمد.

شعار وب سایت نخیل این است: "مکانی بی نقص برای دور شدن از دنیا" و این شعار با تصاویری از جزایر سبز و سواحل سفید رنگ آنها کامل شده است. این جزایر با بودجه ای 20 بیلیون دلاری در حال ساخته شدن هستند.

تجمل خانه ها و مکان دنج جزیره بسیاری از اشخاص سرشناس را به سوی خود کشانده است. دیوید بکام (David Beckham) فوتبالیست مشهور انگلیسی از جمله اولین افرادی است که یک ویلا در این جزیره پیش خرید کرده است.

دوبی که یکی از هفت ایالت نیمه خود مختار امارات متحده عربی است، مرکز تجاری اصلی در منطقه خلیج فارس به شمار میرود و با تقویت فراوان صنعت توریسم، از حالا برای زمانی که درآمد نفتی اش کاهش خواهد یافت مشغول برنامه ریزی است. اما طرفداران محیط زیست میگویند که این توسعه جدید (جزایر مصنوعی) عوارض سنگینی را بر اکوسیستم تحمیل کرده اند.

تنها ساحل مرجانی شناخته شده در دوبی، در طی این عملیات از بین رفته است، آشیانه های ساحلی لاکپشتهای دریایی ویران شده اند، جریانهای طبیعی آب تغییر مسیر داده اند و گل و لای حاصل از کار، آبهای شفاف و شیشه ای را به شکل لجن زار درآورده است.

فردریک لاونی (Frederic Launay) سرپرست دفتر پشتیبانی از حیات وحش جهان در دوبی میگوید :

"این کار، به خصوص در محل ایجاد اولین جزیره، برای محیط زیست طبیعی دوبی بسیار زیان آور بود. اتفاقی که افتاده شرم آور است زیرا آنجا یک مکان طبیعی بسیار عالی بود و تا مدتی امکان حفاظت و بازگشت به حالت اولیه وجود داشت و هنوز چیزی از سرمایه طبیعی باقی مانده بود تا با آن بتوان به جایی رسید. اما آن فرصت از دست رفت و اکنون ما تنها میتوانیم از ترمیم و تسکین صحبت کنیم"

چگونه مرجانها را به رشد واداریم؟
دوبی که روزی یک مرکز تجاری بسیار کوچک بود، میخواهد با جذب ارز و سرمایه گذاری خارجی به شرایط اقتصادی برسد که بتواند خود را در زمان لازم از وابستگی به ذخایر نفتی که به سرعت درحال اتمام است، رها کند.

این شهر آسمان خراشهای مدرن، که فاقد هرگونه جاذبه تاریخی، طبیعی یا مذهبی است، میخواهد مطمئن باشد که 1.4 میلیون نفر ساکن و بیش از پنج میلیون توریست آن، هرچه میخواهند در آنجا پیدا کنند! و این هدف، دوبی را به زمین بازی معماران و مهندسین مبدل کرده است.


فعالیت ده ها شرکت ساختمانی بصورت شبانه روزی
بر روی پرژه جزیره مصنوعی
درحال حاضر قیمت بالای بی سابقه نفت در حال به وجود آوردن یک جهش سازندگی در شهری است که در واقع بیش از یک واحه بزرگ و پر از بزرگراه با آب و هوایی شرجی و سوزان نیست.

مسئولین پروژه نخیل در جواب اعتراض دفاتر حفظ محیط زیست گفته اند که آنها زیانی به اکوسیستم وارد نکرده اند و بیشتر مرجانهای ساحل، مرده بودند. این شرکت توسعه املاک، که برای ساخت یک هتل مجلل 400 میلیونی در جزیره مصنوعی جمیرا (Jumeirah)، شریک تشکیلات ترامپ (Trump Organization دانلد ترامپ، یکی از با نفوذترین و ثروتمندترین مردان آمریکا در زمینه املاک و ساختمان سازی) است، ادعا دارد که با یک روش انقلابی


به منظور اعتراض به این اقدام غیر مسئولانه کشور امارات و درخواست از دست اندکاران زیربط برای پیگیری سریع  و مستمر این امر اعتراض نامه ای به آدرس زیر ایجاد شده است. شما نیز با مشارکت در اطلاع رسانی در این زمینه گامی بلند در راستای صیانت از گنجینه خلیج همیشه فارس بردارید
عنوان اعتراض نامه
:اين بار خود خليج فارس در خطر است نه نامش
امضا اعتراض نامه

  امارات متحده عربي قصد دارد تا 10 سال آينده بيش از 325 جزيره مصنوعي در آبهاي خليج فارس بسازد و امكاناتي چون خطوط راه‌آهن، سكونتگاه و گردشگاه در آنها مهيا كند كه اگر همچنان بدون واكنش‌ مناسب كشورهاي حاشيه خليج فارس مواجه شود ديگر كسي گونه‌هاي زيستي نادر خليج هميشه فارس به ياد نخواهد آورد.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، امارات متحده عربي پس از سالها ادعاي بي‌اساس بر سر مالكيت جزاير طبيعي سه‌گانه تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي حالا در صدد ساخت 325 جزيره مصنوعي در آبهاي خليج فارس است كه به گفته روزنامه «البيان» چاپ امارات براي احداث اين پروژه‌ها ميلياردها دلار هزينه شده و بيشترين اين پروژه‌ها متعلق به دوبي و در حدود 300 جزيره خواهد بود.
بزرگترين اين جزيره‌ها جزيره «السعديات» در ابوظبي است كه با وسعت 27 كيلومتر خواهد بود كه براي احداث آن بيش از 100 ميليارد درهم هزينه خواهد شد.
پروژه ساخت جزاير مصنوعي با شعار «مكاني بي‌نقض براي دور شدن از دنيا» شروع شده است كه مجري اين طرح، تشكيلات دولتي توسعه نخيل در دوبي است كه قرار است 3 جزيره به شكل نخل با طول هر كدام 6 كيلومتر و يك جزيره بيضوي به شكل نقشه 5 قاره كره زمين به طول 9 كيلومتر و عرض 6 كيلومتر با بودجه 20 بيليون دلار احداث كند.

 مديريت امارات بر سواحل خليج فارس 20 برابر مي‌شود

امارات متحده عربي در حال حاضر بخش كوچكي از سواحل خليج فارس را كه حدود 60 كيلومتر است در اختيار دارد و در مقابل ايران دارنده يك هزار و 880 كيلومتر از سواحل اين دريا است.
سلطان بن سليم، مدير پروژه جزاير مصنوعي مي‌گويد با اتمام اين پروژه‌ها سواحل امارات از 60 كيلومتر به يك هزار و 200 كيلومتر افزايش مي‌يابد كه به اين ترتيب به نظر مي رسد كه كشور امارات در پي وسعت بخشيدن به خاك خود است.

 مرگ محيط زيست خليج فارس در راه است

خليج فارس داراي زيستگاه‌هاي عمده‌اي با تنوع بسيار است به طوريكه در بين علف‌هاي دريايي آن بيش از 600 گونه جانوران آبزي زندگي مي‌كنند.
آبسنگ‌هاي مرجاني، جوامع جلبكي، درختان حرا، مانگرو، 500 گونه ماهي، 15 گونه ميگو و 5 گونه نادر لاك‌پشت دريايي از ديدني‌هاي منحصر به فرد اين درياست.
اما كارشناسان سازمان‌هاي ناظر بين‌المللي در همين مراحل اوليه كار، از بين رفتن تنها ساحل مرجاني شناخته شده در دبي، ويران شدن آشيانه‌هاي ساحلي لاك‌پشت‌هاي دريايي و تبديل اب شفاف دريا به لجن زار خبر مي‌دهند.

 سازمان محيط زيست ايران چه كرد؟

سيد‌محمدباقر نبوي، مديركل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست درباره عكس‌العملي كه نسبت به ساخت جزاير مصنوعي توسط امارات در خليج فارس داشته‌اند، مي‌گويد: از راپمي (تشكيلات بين‌المللي حافظ محيط زيست خليج فارس) خواسته‌ايم تا روند اين ساخت و سازها را مطابق با ضوابط زيست‌محيطي بررسي كند.
وي به خبرنگار فارس گفت: ساخت و سازهاي درون خليج فارس، قطعا براي آبهاي ساحلي و براي حمل ونقل دريايي مشكل ساز خواهد بود.
مدير كل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست تصريح كرد: قبل از احداث اين جزاير مصنوعي در داخل دريا بايد ارزيابي زيست محيطي صورت مي‌گرفته است كه اين موضوع را نيز از «راپمي» پيگيري خواهيم كرد كه اگر قبل از احداث آنها اين ارزيابي صورت نگرفته باشد، جرم تلقي مي‌شود.
نبوي ادامه داد: از «راپمي» خواسته‌ايم كه تمهيداتي را در نظر بگيرد تا روند احداث چنين جزاير مصنوعي كنترل شود.
وي با بيان اينكه فرق خليج فارس با مابقي درياها اين است كه داراي اكوسيستم خيلي حساسي است و نيمه بسته است، اظهار داشت: محيط سالم دريا بايد براي تمام كشورها باشد چون منبع درآمدي مهمي براي همه كشورهاي حاشيه است كه سالم بودن آن به نفع تمام كشورهاست.
به گفته وي خليج فارس منطقه‌اي با شرايط خاص و شكننده زيست محيطي است كه هرگونه اقدامي در آن بايد با ملاحظات زيست محيطي صورت گيرد.
تداخل در اكوسيستم و افزايش آلودگي در آب دريا از جمله عواقب اين س قرار دادن شبکه های شارژ شده با برق در زیر آب رشد مرجانها را تقویت خواهد کرد.

دکتر عماد حفار (Imad Haffar) رییس تحقیقات و توسعه نخیل، میگوید:

"من در این تکنولوژی هیچ ایرادی نمیبینم. ما زمانی که این کار را در ابعاد بسیار بسیار وسیعتر انجام دادیم، باید منتظر نتیجه شویم. منظور من از ابعاد بزرگ، ابعادی غول آسا است."

علاوه بر تمام اینها، بقایای دو هواپیمای جنگی، چند جمبو جت و هفت کرجی به اعماق دریا برده شده اند تا برای غواصان یک پارک زیر دریایی موضوع دار به وجود بیاورد. و نخیل معتقد است که گل و لای ناشی از این عملیات بالاخره نشست خواهد کرد و آب صاف خواهد شد.

پیر چشمی

پرسش از متخصصين
درمان پيرچشمي
156645.jpg
همواره اين سؤال مطرح بوده است كه آيا مي توان از عينك براي هميشه راحت شد؟ دكترحميدرضا صابر، جراح و متخصص چشم: براي همه مردم دنيا اين رؤيا وقتي به واقعيت نزديك شد كه درمان دوربيني و نزديكي بيني و آستيگمات با ليزر اگزايمر فراهم آمد.
چشم پزشكان با ليزيك و تكنيك هاي مشابه به درمان عيوب انكساري پرداختند و ميليونها نفر در سراسر دنيا از وابستگي شديد به عينك راحت شدند.
اما نيمي ازجمعيت دنيا يعني افراد بالاي ۴۰سال با اين مشكل روبرو هستند كه بايد براي مطالعه و نزديك عينك بزنند يا اگر عمر هرفرد را ۸۰سال درنظر بگيريم نيمه دوم آن را هرفرد بايد عينك مطالعه داشته باشد و از آنجا كه اين يك علامت پيري تلقي مي شود تلاش هاي بسياري براي رهايي از عينك مطالعه صورت گرفت.
روشهاي درماني مختلفي مانند استفاده از لنزهاي تماسي دوكانونه، لنزهاي پيرچشمي و مولتي فوكال امتحان شدند.
لنزهاي قابل برداشتن رضايت بيماران را تأمين نمي كرد. روشهاي جراحي مانند لنزهاي دوكانونه و چندكانونه، لنزهاي تطابقي باقابليت جابه جايي هنگام تطابق و لنزهاي كماني شكل بعد ازجراحي آب مرواريد به كارگرفته شدند.
روشهاي تنظيم يك چشم براي دور و چشم ديگر براي نزديك در ضمن جراحي و ليزر با استقبال خوبي مواجه شدند اما اين روشها براي همه بيماران مناسب نيستند. چشمي كه براي نزديك درحد ۱‎/۲۵ تنظيم مي شود مي تواند اشياي دور را ببيند. بخصوص وقتي كه دركنار چشم ديگر كه نمره آن صفر است باشد.
تفسير مغزي از دو تصوير كه در دو نيمكره مغز مي روند به مرور زمان به گونه اي تغييرمي يابد كه بيمار ناخودآگاه دور و نزديك را راحت مي بيند بدون اينكه از تاري تصوير در چشم نزديك بين احساس ناراحتي كند.
اين موضوع زمينه اصلي يك انقلاب در درمان پيرچشمي بود. يعني اگر تطابق واقعي امكانپذير نيست چرا از تفسير مغزي همراه با تطابق مصنوعي و تغيير دامنه تطابقي استفاده نكنيم؟
كاربرد ليزر در چشم پزشكي
156642.jpg
دكتر محمد ناصر هاشميان
در دهه گذشته با پيشرفت چشمگير
در ابداع روش هاي جديد، سعي شده با تغيير شكل و قدرت قرنيه،
عيب انكساري برطرف شود.

مقدمه: نقش اساسي چشم و ساختمان بسيار پيچيده آن ديدن است. براي خوب ديدن لازم است تمام قسمت هاي چشم از پلك ها گرفته تا شبكيه و عصب بينايي ، سالم و با هماهنگي كار كنند از جمله موارد لازم براي ديدن واضح و شفاف، سلامت ساختماني قرنيه ولنز به عنوان سيستم هاي انكساري چشم هستند. منظور از انكسار در واقع مسيري است كه شعاع هاي نوري از اشياي مختلف درميدان بينايي ما تا تشكيل تصوير واضح بر روي شبكيه و از طريق عصب بينايي به مركز بينايي در مغز طي مي كند و سبب ديدن مي شود.
عوامل مؤثر در انكسار نور و نمره چشم
شكل قرنيه، قدرت عدسي چشم و اندازه چشم در مجموع مسؤول واضح بودن تصاوير و اشياء بر روي شبكيه هستند و براي اينكه يك فرد بتواند به صورت واضح اشياء را بدون استفاده از عينك ببيند لازم است تمامي اجزاي ذكر شده به طوري در تناسب با همديگر باشند كه موجب تشكيل تصوير واضح بر روي شبكيه شوند.
درغير اين صورت اگر قدرت چشم بيش از حد باشد باعث تشكيل تصوير در جلوي شبكيه مي شود كه به آن نزديك بيني يا ميويي مي گويند. اگر قدرت چشم كمترباشد باعث هيپرمتروكي يا دوربيني مي شود. و اگر قدرت انكساري چشم در سطح قرنيه در محورهاي مختلف قرنيه با يكديگر متفاوت باشد بيمار دچار آستيگماتيسم خواهد شد.
با ذكر اين مقدمه تلاش چشم پزشكان براي اصلاح اين عيوب انكساري از زمانهاي دور شروع شد.
ابتدا با تجويز عينك سعي شد كه اين عيوب انكساري را برطرف كنند و از حدود ۱۰۰ سال پيش تلاش هايي توسط جراحان چشم صورت گرفت كه با روش جراحي اين عيوب انكساري را اصلاح كرده و نياز بيمار به عينك را برطرف كنند.
در دهه گذشته شاهد رشد و پيشرفت چشمگيري در ابداع روشهاي جديد بوده ايم كه سعي كرده اند با تغيير در شكل قرنيه، قدرت آن را تغيير داده عيب انكساري را برطرف كنند.
با پيشرفت تكنولوژي ليزري وكاربرد آن درپزشكي، انقلاب بزرگي در حوزه جراحي هاي رفراكتيو(يا عيب انكساري) حاصل شد كه يكي از شايعترين و موفق ترين تكنيك هاي جراحي قرنيه به منظور اصلاح عيوب انكساري چشم است. و اين روش را ليزيك مي نامند. (Lasik)
تاريخچه : نخستين چشم پزشكي كه با استفاده از دستگاه ميكروكراتوم ، يك لايه نازك از قرنيه را برداشت و بر روي بستر قرنيه يا ليزراگزايمر (Excimer Lazer) به نحوي برش داد كه باعث اصلاح عيب انكساري شود دكتر يوناس پاليكاريس يوناني بود.
تكنيك عمل: در عمل ليزيك، ابتدا با استفاده از يك دستگاه مخصوص به نام ميكروكراتوم، لايه نازكي از قرنيه برداشته مي شود و سپس با استفاده ازدستگاه ليزراگزايمر و با توجه به اطلاعات لازم كه در معاينه بيمار بايد به دست آيد و تجزيه و تحليل اين اطلاعات در كامپيوتر، ميزان انرژي لازم ليزر به چشم تابيده مي شود و در پايان لايه برداشته شده مجدداً بر روي قرنيه قرار داده مي شود.
كل زمان عمل براي دوچشم حدود ۱۰ دقيقه است و پس از ۲۴ ساعت بهبودي ديد، سريع و معجزه آسا خواهد بود.
اما چه بيماراني از اين روش بهره مي برند؟ بطور كلي بيماران نزديك بين از شماره ۱ـ تا ۹ـ الي ۱۰ـ از اين روش بسيار بهره مي برند.
براي شماره هاي بالاتر هم مي توان ليزيك انجام داد اما روشهاي ديگري نيز وجود دارد كه مي تواند جايگزين ليزيك شود. در بيماران دوربين حداكثر تا نمره ۴+ توصيه به انجام ليزيك مي شود.
و در درمان آستيگماتيسم نيز حداكثر تا ۳ شماره آستيگماتيسم را با ليزيك مي توان اصلاح كرد.
درافراد پيرچشم (Presbyopia) كه بعداز سن ۴۵ سالگي، افراد دچار آن مي شونداين روش را نمي توان انجام داد.
* عضو هيأت علمي بيمارستان فارابي و دانشگاه علوم پزشكي تهران

پیر چشمی



دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۶ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 8, 2004
سلامتي
شماره ۲۷۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
پرسش از متخصصين
پرسش از متخصصين
درمان پيرچشمي
156645.jpg
همواره اين سؤال مطرح بوده است كه آيا مي توان از عينك براي هميشه راحت شد؟ دكترحميدرضا صابر، جراح و متخصص چشم: براي همه مردم دنيا اين رؤيا وقتي به واقعيت نزديك شد كه درمان دوربيني و نزديكي بيني و آستيگمات با ليزر اگزايمر فراهم آمد.
چشم پزشكان با ليزيك و تكنيك هاي مشابه به درمان عيوب انكساري پرداختند و ميليونها نفر در سراسر دنيا از وابستگي شديد به عينك راحت شدند.
اما نيمي ازجمعيت دنيا يعني افراد بالاي ۴۰سال با اين مشكل روبرو هستند كه بايد براي مطالعه و نزديك عينك بزنند يا اگر عمر هرفرد را ۸۰سال درنظر بگيريم نيمه دوم آن را هرفرد بايد عينك مطالعه داشته باشد و از آنجا كه اين يك علامت پيري تلقي مي شود تلاش هاي بسياري براي رهايي از عينك مطالعه صورت گرفت.
روشهاي درماني مختلفي مانند استفاده از لنزهاي تماسي دوكانونه، لنزهاي پيرچشمي و مولتي فوكال امتحان شدند.
لنزهاي قابل برداشتن رضايت بيماران را تأمين نمي كرد. روشهاي جراحي مانند لنزهاي دوكانونه و چندكانونه، لنزهاي تطابقي باقابليت جابه جايي هنگام تطابق و لنزهاي كماني شكل بعد ازجراحي آب مرواريد به كارگرفته شدند.
روشهاي تنظيم يك چشم براي دور و چشم ديگر براي نزديك در ضمن جراحي و ليزر با استقبال خوبي مواجه شدند اما اين روشها براي همه بيماران مناسب نيستند. چشمي كه براي نزديك درحد ۱‎/۲۵ تنظيم مي شود مي تواند اشياي دور را ببيند. بخصوص وقتي كه دركنار چشم ديگر كه نمره آن صفر است باشد.
تفسير مغزي از دو تصوير كه در دو نيمكره مغز مي روند به مرور زمان به گونه اي تغييرمي يابد كه بيمار ناخودآگاه دور و نزديك را راحت مي بيند بدون اينكه از تاري تصوير در چشم نزديك بين احساس ناراحتي كند.
اين موضوع زمينه اصلي يك انقلاب در درمان پيرچشمي بود. يعني اگر تطابق واقعي امكانپذير نيست چرا از تفسير مغزي همراه با تطابق مصنوعي و تغيير دامنه تطابقي استفاده نكنيم؟
كاربرد ليزر در چشم پزشكي
156642.jpg
دكتر محمد ناصر هاشميان
در دهه گذشته با پيشرفت چشمگير
در ابداع روش هاي جديد، سعي شده با تغيير شكل و قدرت قرنيه،
عيب انكساري برطرف شود.

مقدمه: نقش اساسي چشم و ساختمان بسيار پيچيده آن ديدن است. براي خوب ديدن لازم است تمام قسمت هاي چشم از پلك ها گرفته تا شبكيه و عصب بينايي ، سالم و با هماهنگي كار كنند از جمله موارد لازم براي ديدن واضح و شفاف، سلامت ساختماني قرنيه ولنز به عنوان سيستم هاي انكساري چشم هستند. منظور از انكسار در واقع مسيري است كه شعاع هاي نوري از اشياي مختلف درميدان بينايي ما تا تشكيل تصوير واضح بر روي شبكيه و از طريق عصب بينايي به مركز بينايي در مغز طي مي كند و سبب ديدن مي شود.
عوامل مؤثر در انكسار نور و نمره چشم
شكل قرنيه، قدرت عدسي چشم و اندازه چشم در مجموع مسؤول واضح بودن تصاوير و اشياء بر روي شبكيه هستند و براي اينكه يك فرد بتواند به صورت واضح اشياء را بدون استفاده از عينك ببيند لازم است تمامي اجزاي ذكر شده به طوري در تناسب با همديگر باشند كه موجب تشكيل تصوير واضح بر روي شبكيه شوند.
درغير اين صورت اگر قدرت چشم بيش از حد باشد باعث تشكيل تصوير در جلوي شبكيه مي شود كه به آن نزديك بيني يا ميويي مي گويند. اگر قدرت چشم كمترباشد باعث هيپرمتروكي يا دوربيني مي شود. و اگر قدرت انكساري چشم در سطح قرنيه در محورهاي مختلف قرنيه با يكديگر متفاوت باشد بيمار دچار آستيگماتيسم خواهد شد.
با ذكر اين مقدمه تلاش چشم پزشكان براي اصلاح اين عيوب انكساري از زمانهاي دور شروع شد.
ابتدا با تجويز عينك سعي شد كه اين عيوب انكساري را برطرف كنند و از حدود ۱۰۰ سال پيش تلاش هايي توسط جراحان چشم صورت گرفت كه با روش جراحي اين عيوب انكساري را اصلاح كرده و نياز بيمار به عينك را برطرف كنند.
در دهه گذشته شاهد رشد و پيشرفت چشمگيري در ابداع روشهاي جديد بوده ايم كه سعي كرده اند با تغيير در شكل قرنيه، قدرت آن را تغيير داده عيب انكساري را برطرف كنند.
با پيشرفت تكنولوژي ليزري وكاربرد آن درپزشكي، انقلاب بزرگي در حوزه جراحي هاي رفراكتيو(يا عيب انكساري) حاصل شد كه يكي از شايعترين و موفق ترين تكنيك هاي جراحي قرنيه به منظور اصلاح عيوب انكساري چشم است. و اين روش را ليزيك مي نامند. (Lasik)
تاريخچه : نخستين چشم پزشكي كه با استفاده از دستگاه ميكروكراتوم ، يك لايه نازك از قرنيه را برداشت و بر روي بستر قرنيه يا ليزراگزايمر (Excimer Lazer) به نحوي برش داد كه باعث اصلاح عيب انكساري شود دكتر يوناس پاليكاريس يوناني بود.
تكنيك عمل: در عمل ليزيك، ابتدا با استفاده از يك دستگاه مخصوص به نام ميكروكراتوم، لايه نازكي از قرنيه برداشته مي شود و سپس با استفاده ازدستگاه ليزراگزايمر و با توجه به اطلاعات لازم كه در معاينه بيمار بايد به دست آيد و تجزيه و تحليل اين اطلاعات در كامپيوتر، ميزان انرژي لازم ليزر به چشم تابيده مي شود و در پايان لايه برداشته شده مجدداً بر روي قرنيه قرار داده مي شود.
كل زمان عمل براي دوچشم حدود ۱۰ دقيقه است و پس از ۲۴ ساعت بهبودي ديد، سريع و معجزه آسا خواهد بود.
اما چه بيماراني از اين روش بهره مي برند؟ بطور كلي بيماران نزديك بين از شماره ۱ـ تا ۹ـ الي ۱۰ـ از اين روش بسيار بهره مي برند.
براي شماره هاي بالاتر هم مي توان ليزيك انجام داد اما روشهاي ديگري نيز وجود دارد كه مي تواند جايگزين ليزيك شود. در بيماران دوربين حداكثر تا نمره ۴+ توصيه به انجام ليزيك مي شود.
و در درمان آستيگماتيسم نيز حداكثر تا ۳ شماره آستيگماتيسم را با ليزيك مي توان اصلاح كرد.
درافراد پيرچشم (Presbyopia) كه بعداز سن ۴۵ سالگي، افراد دچار آن مي شونداين روش را نمي توان انجام داد.
* عضو هيأت علمي بيمارستان فارابي و دانشگاه علوم پزشكي تهران
نگاهي به خبرها
آب سياه حدود ۵۰ درصد زمينه ارثي دارد
بيماري آب سياه حدود ۵۰ درصد زمينه ارثي دارد و بيشتر در نزد گروه هاي سني بالاي ۵۰ سال شايع است.
به گزارش ايسنا دكتر يوسف عليزاده جراح و متخصص بيماري هاي چشم بااعلام اين موضوع گفت: آب سياه به علت افزايش فشار داخل چشم منجر به تخريب عصب بينايي شده ودر صورت عدم درمان، باعث كوري برگشت ناپذير مي شود.
وي افزود: بيماري آب سياه مادرزادي در كودكان زير ۳ سال و عمدتاً در يك سال اول بعد ازتولد، ديده مي شود و در ۶۰ درصد موارد، در ۶ ماه اول تولد علايم خود را نشان مي دهد و پسران دو برابر دختران به اين بيماري مبتلا مي شوند.
دكتر عليزاده در مورد علايم اين بيماري توضيح داد: اولين نشانه آن، ريزش مداوم اشك از چشم ها وعلامت دوم آن، گريز از نور است كه شيرخوار به محض تماس با نور، چشمان خود را مي بندد. و مهمترين علامت اين بيماري، بزرگ شدن اندازه چشم است كه علاوه بر سياهي چشم، كره چشم نيز بزرگ مي شود. ولي آب سياهي كه پس از سه سالگي شروع مي شود اين علايم راندارد و به علت كاهش ديد كودك، به پزشك مراجعه مي شود.
وي بر اين نكته تأكيد كرد كه با تشخيص و درمان زود هنگام اين بيماري، نه تنها از نابينايي پيشگيري مي شود بلكه اندازه چشم نيز به حالت طبيعي باز مي گردد.

خطر سرطان پستان با مصرف زياد آنتي بيوتيك افزايش مي يابد
نتايج يك مطالعه نشان مي دهد زناني كه مقادير زيادي آنتي بيوتيك (پادزيست) مصرف مي كنند، با افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان روبرو هستند.
سرطان پستان، شايع ترين نوع سرطان در بين زنان است.
به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، اين بررسي حاكي است، خطر ابتلا به سرطان پستان در زناني كه طي مدت ۱۷ سال كمتر از ۵۰۰ روز، پادزيست مصرف كرده اند، ۱‎/۵ برابر زناني است كه پادزيست مصرف نكرده اند. مصرف طولاني پادزيستها ميزان خطر را افزايش مي دهد. نتايج اين تحقيق در مورد انواع گوناگون پادزيستها يكسان بوده است.
كريستين وليكر از مركز مطالعات بهداشتي در سياتل واشنگتن گفت: احتمالاً فرايندهاي ديگري مانند واكنشهاي ايمني ضعيف يا عدم توازن هورموني در بدن زناني كه مقادير زيادي پادزيست مصرف مي كنند، رخ مي دهد كه زمينه بروز سرطان سينه را فراهم مي آورد.
جان پاتر مدير بخش علوم بهداشت عمومي در مركز تحقيقات سرطان فرد هاچينسون نيز گفت: قضاوت در مورد اينكه تمام پادزيستها را مضر بدانيم، زود است. پادزيستها ابزار بسيار مفيدي براي درمان عفونتها هستند، اما بايد به نحو صحيحي استفاده شوند، زيرا مصرف بيش از حد آنها به ايجاد ميكروبهاي مقاوم در برابر پادزيستها مي انجامد.
نتايج كامل اين مطالعه در مجله انجمن پزشكي آمريكا جاما به چاپ رسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |  

کاربرد لیزر

 

كاربرد ليزر در مصارف نظامي

كاربرد ليزر در مصارف نظامي

كاربردهاي نظامي ليزر هميشه عمده ترين كاربردهاي آن بوده است . فعلا مهمتريم كاربردهاي نظامي ليزر عبارت اند از:

الف) فاصله يا بهاي ليزري

ب) علامت گذارهاي ليزري

ج) سلاح هاي هدايت انرژي

فاصله ياب ليزري مبتني بر همان اصولي است كه در رادارهاي معمولي از آن ها استفاده مي شود. يك تپ كوتاه ليزري ( معمولا با زمان 10 تا 20 نانوثانيه) به سمت هدف نشانه گيري مي شود و تپ پراكنده برگشتي بوسيله يك دريافت كننده مناسب نوري كه شامل آشكارساز نوري است ثبت مي شود. فاصله مورد نظر با اندازه گيري زمان پرواز اين تپ ليزري به دست مي ايد. مزاياي اصلي فاصله ياب ليزري را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :

الف) وزن - قيمت و پيچيدگي آن به مراتب كمتر از رادارهاي معمولي است.

ب) توانايي اندازه گيري فاصله حتي براي هنگامي كه هدف در حال پرواز در ارتفاع بسيار كمي از سطح زمين و يا دريا باشد.

اشكال عمده اين نوع رادار در اين است كه باريكه ليزر در شرايط نامناسب رويت به شدت در جو تضعيف مي شود. فعلا چند نوع از فاصله يابهاي ليزري با بردهاي تا حدود 15 كيلومتر مورد استفاده اند :

:الف) فاصله ياب هاي دستي براي استفاده سرباز پياده ( يكي از آخرين مدل هاي آن در آمريكا ساخته شده كه در جيب جا مي گيرد و وزن آن با باتري حدود 500 گرم است.

:ب) سيستم هاي فاصله ياب براي استفاده در تانكها

:ج) سيستم هاي فاصله ياب مناسب براي دفاع ضد هوايي

اولين ليزرهاي كه در فاصله يابي از آن ها استفاده شد ليزرهاي ياقوتي با سوئيچ Q بودند. امروزه فاصله يابهاي ليزري اغلب بر اساس ليزرهاي نئودميم با سوئيچ Q طراحي شده اند. گرچه ليزرهاي CO2 نوع TEA در بعضي موارد ( مثل فاصله ياب تانك ها ) جايگزين جالبي براي ليزرهاي نئودميم است.

دومين كاربرد نظامي ليزر در علامت گذاري است. اساس كار علامت گذاري ليزري خيلي ساده است : ليزري كه در يك مكان سوق الجيشي قرار گرفته است هدف را روشن مي سازد به خاطر روشنايي شديد نور هنگامي كه هدف به وسيله يك صافي نوري با نوار باريك مشاهده شود به صورت يك نقطه روشن به نظر خواهد رسيد. سلاح كه ممكن است بمب - موشك - و يا اسلحه منفجر شونده ديگري باشد بوسيله يك سيستم احساسگر مناسب مجهز شده است. در ساده ترين شكل اين احساسگر مي تواند يك عدسي باشد كه تصوير هدف را به يك آشكارساز نوري ربع دايره اي كه سيستم فرمان حركت سلاح را كنترل مي كند انتقال مي دهد و بنابراين مي تواند آن را به سمت هدف هدايت كند. به اين ترتيب هدف گيري با دقت بسيار زياد امكان پذير است. ( دقت هدف گيري حدود 1 متر از يك فاصله 10 كيلومتري ممكن به نظر مي رسد.) معمولا ليزر از نوع Nd: YAG است. در حالي كه ليزرهاي CO2 به خاطر پيچيدگي آشكارسازهاي نوري ( كه مستلزم استفاده در دماهاي سرمازايي است) نامناسب اند. علامت گذاري ممكن است از هواپيما - هليكوپتر و يا از زمين انجام شود. ( مثلا با استفاده از يك علامت گذار دستي ).

اكنون كوشش قابل ملاحظه اي هم در آمريكا و هم در روسيه براي ساخت ليزرهايي كه به عنوان سلاحههاي هدايت انرژي به كار مي روند اختصاص يافته است. در مورد سيستم هاي قوي ليزري مورد نظر با توان احتمالا در حدود مگا وات ( حداقل براي چند ده ثانيه ) يك سيستم نوري باريكه ليزر را به هدف ( هواپيما - ماهواره يا موشك ) هدايت مي كند تا خسارت غير قابل جبراني به وسايل احساسگر آن وارد كند و يا اينكه چنان آسيبي به سطح آن وارد كند كه نهايتا در اثر تنش هاي پروازي دچار صدمه شود سيستم هاي ليزر مستقر در زمين به خاطر اثر معروف به شكوفايي گرمايي كه در جو اتفاق مي افتد فعلا چندان عملي به نظر نمي رسند. جو زمين توسط باريكه ليزر گرم مي شود و اين باعث مي شود كه جو مانند يك عدسي منفي باريكه را واگرا سازد با قرار دادن ليزر در هواپيماي در حال پرواز در ارتفاع بالا و يا در يك سفينه فضايي مي توان از اين مساله اجتناب ورزيد. اطلاعات موجود در اين زمينه ها به علت سري بودن آن ها اغلب ناقص و پراكنده اند. اما به نظر مي رسد كه اين سيستم ها كلا شامل باريكه هايي پيوسته با توان 5 تا 10 مگا وات (براي چند ثانيه ) با يك وسيله هدايت اپتيكي به قطر 5 تا 10 متر باشند مناسب ترين ليزرها براي اينگونه كاربرد ها احتمالا ليزرهاي شيميايي اند ( DF يا HF) . ليزرهاي شيميايي به ويژه براي سيستم هاي مستقر در فضا جالب اند زيرا توسط آن ها مي توان انرژي لازم را به صورت انرژي ذخيره فشرده به شكل انرژي شيميايي تركيب هاي مناسب تامين كرد.

ذات الریه

ذات الریه (پنومونی)عفونت یا التهاب بسیار شدید ریه ها می باشد. در این بیماری
حبابچه های هوایی موجود در ریه ها پر از چرک و سایر مواد مایع می شود و رسیدن اکسیژن به خون با مشکل مواجه می گردد. اگر اکسیژن موجود درخون شما کاهش یابد سلولهای بدن شما به درستی کار خود را انجام نخواهند داد. به همین علت و ثانویه به انتشار عفونت در داخل بدن، امکان دارد فرد بمیرد.

         تا سال 1936، ذات الریه اولین علت مرگ در ایالات متحده به حساب می آمد  و بعد از آن با توجه به استفاده از آنتی بیوتیکها این بیماری قابل کنترل شد. در سال 2000 ذات الریه همراه با آنفولانزا بعنوان هفتمین علت مرگها شناخته شده اند.

         ذات الریه از دو طریق می تواند ریه های شما را تحت تأثیر قرار دهد. ذات الریه لوبی
( قطعه ای) که یک لوب یا قطعه ای بزرگ از ریه ها را درگیر می  کند و دیگری ذات الریه برونشی که کل ریه را به صورت مناطق کوچک اما منتشر درگیر می نماید.

·                   علل ذات الریه

         ذات الریه یک بیماری منفرد نیست. این بیماری می تواند بیش از 30 علت مختلف داشته باشد. که پنج تا از شایعترین علل آن شامل: علل باکتریایی، علل ویروسی، مایکوپلاسمائی، سایر علل عفونی نظیر قارچها و ترکیبات شیمیایی مختلف می باشد.

-                     ذات الریه باکتریائی:

         این نوع ذات الریه می تواند هر فردی را در هر سنی مبتلا سازد. افراد الکلی و ناتوان، کسانی که عمل جراحی داشته اند، افرادی که دچار بیماری تنفسی یا عفونتهای ویروسی هستند و افرادی که دارای نقص ایمنی هستند از جمله افرادی هستند که شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارند.

         باکتریهایی ایجاد کننده ذات الریه در حلق بعضی از افراد سالم نیز یافت می شوند. زمانیکه سیستم دفاعی بدن به هر علتی نظیر بیماری، افزایش سن، سوء تغذیه، ناتوانی عمومی یا نقص ایمنی ضعیف می شود، این باکتریها می توانند تکثیر یافته و منجر به بروز صدمات شدیدی شوند. معمولاً زمانیکه مقاومت بدن کاهش می یابد این باکتریها به سمت ریه ها رفته و درآنجا سبب التهاب
حبابچه های هوایی می شوند.

         امکان دارد قسمتی از یک لوب یا یک لوب کامل و یا حتی هر پنچ لوب ریه ها بطور کامل از مایع پر شود. این عفونت به هر علت از طریق جریان خون منتشر شده و کل بدن را فرا می گیرد.

         نوعی باکتری به نام پنوموکوک شایعترین علت بروز ذات الریه باکتریایی می باشد. این نوع ذات الریه یکی از اشکال پنومونی است که دارای واکسن می باشد.

            علائم : شروع ذات الریه باکتریایی بسیار متغیر بوده و می تواند تدریجی یا یکباره باشد. در موارد بسیار شدید ممکن است بیمار دچار تب و لرز، درد شدید قفسه سینه و سرفه های خلطی به رنگ قرمز آجری یا سبز شود.

         دمای بدن ممکن است حتی به 105 درجه فارنهایت نیز برسد. فرد مقدار زیادی عرق کرده و تعداد تنفس و ضربان قلب افزایش می یابد. لب ها و بستر ناخن ها بعلت کاهش اکسیژن در خون به رنگ آبی متمایل می شود و سطح هوشیاری فرد نیز ممکن است افت پیدا کند و به فرد حالت گیجی دست دهد.

-                     ذات الریه ویروسی:

         بنظر می رسد نیمی از موارد ذات الریه ها بعلت عوامل ویروسی باشد. هر روزه به تعداد ویروسهایی که می توانند منجر به عفونتهای تنفسی شوند افزوده می گردد که اکثر آنها مجاری هوایی فوقانی را درگیر می کنند، اما بعضی دیگر نیز بخصوص در گروه سنی اطفال می توانند منجر به ذات الریه شوند. اکثر این موارد چندان جدی و خطرناک نبوده و بعد از یک مدت زمان کوتاه بهبود مییابند.

         عفونت با ویروس آنفولانزا ممکن است بسیار شدید بوده و حتی گهگاهی منجر به مرگ شود. ویروس به ریه ها حمله کرده و در آنجا تکثیر می یابد ولی معمولاً علیرغم آنکه بافت ریه پر از مایع
می شود علایم بسیار کم خواهند بود. معمولاً این ویروس افرادی را مبتلا می سازد که خود دارای بیماریهای ریوی یا قلبی زمینه ای بوده و یا حامله هستند.

            علائم : علائم اولیه ذات الریه ویروسی شبیه به علایم آنفولانزا می باشد که شامل : تب، سرفه های خشک، سردرد، درد عضلانی و  ضعف می باشد. امکان دارد تب بالا رخ داده یا حتی لبها حالت آبی رنگ پیدا کنند.

         در موارد بسیار شدید، فرد به آسانی قادر به نفس کشیدن نیست و نیاز به هوا دارد. ذات الریه ویروسی گاهی اوقات امکان دارد همراه با وجود باکتریها باشد و خود را بصورت علایم ذات الریه باکتریایی نشان دهد.

ذات الريه  

ذات الريه عفونتي است كه منجر به التهاب و پرشدن فضاهاي داخل ريه (آلوئول ها) و مجاري هوايي كوچك از مايع مي گردد. به دنبال ايجاد عفونت گلبول هاي سفيد به طرف ريه ها حركت مي كنند تا با عفونت مبارزه نمايند.اما اين جريان منجر به اختلال عملكرد اصلي ريه كه همان دريافت اكسيژن از هوا و انتقال آن به سيستم گردش خون ( و در نتيجه در تمام بدن ) است مي گردد.

 اين نشانگر چگونگي تاثير عفونت ريوي بر ريه هاست

 علت بيماري 

كروب هاي متفاوتي عامل ذات الريه هستند . اگر چه بعضي از اين ميكروبها شايع و تشخيص آن آسان است اما در مواردي تشخيص عامل بيماري بسيار مشكل مي باشد.

 منشا عفونت 

برخي از ميكروارگانيسم ها خصوصا ويروسها همراه تنفس وارد ريه مي شوند، قرد دچار عفونت ، با عطسه و سرفه ميكروارگانيسم ها را وارد هوا مي كند . بعضي از

ميكروبهايي كه به طور معمول در حلق افراد زندگي مي كنند بي ضرر هستند. در صورتي كه شخص به هر علت از جمله به علت ابتلا به ويروس ، ضعيف شده باشد اين ميكروبها به درون ريه ها راه مي يابند.برخي از انواع اين بيماري كه ناياب تر هستند ممكن است از منشا غير عادي ايجاد گردند.ميكروبهايي كه سبب بيماري لژيونر مي گردند گاهي اوقات به علت اشكال در سيستم هاي تهويه از طربق اين سيستها و همچنين توسط دوش هاي آب انتقال مي يابند. همچنين عامل بيماري سيتاكوزيس معمولا توسط طوطي به انسان منتقل مي شود.
 
چه كساني در معرض ابتلا به اين بيماري هستند و ميزان شيوع آن چقدر  است ؟

هر فردي ممكن است به ذات الريه مبتلا شود حتي اگر جوان و سرحال باشد. با اين وجود در كودكان ، سالخوردگان ، افراد سيگاري و اشخاصي كه در اثر يك بيماري طولاني مدت ( مخصوصا همراه  اختلال ايمني )ضعيف شده  باشند شيوع  ذات الريه بيشتر است. از علائم اين بيماري معمولا تب ، احساس كسالت و بي اشتهايي مي باشد. اين بيماري تقريبا دربيشتر مواقع با سرفه ( اغلب به همراه خلط كثيف ) و تنگي نفس‌( با احساس سنگيني در عضلات ققسه سينه ) همراه است. در صورتي كه عفونت ،‌پرده پوششي ريه (جنب )‌را درگير سازد سبب درد در ناحيه قفسه سينه مي شود كه با تنفس ،‌ اين درد افزايش مي يابد . اين وضيعت را پلورزي يا ذات الجنب مي نامند.

 درمان 

بيشترين اثر درماني را آنتي بيوتيك ها دارند. مصرف زياد مايعات حائز اهميت است و گاهي اوقات ممكن است داروهاي مسكن مورد نياز باشد. اكثر بيماران مبتلا به ذات الريه در منزل و به كمك

 دستورات پزشك معالج، بهبود مي يابند. اما در حدود يك ششم از بيماران به قدري بد حال هستند كه بايد آنها را جهت مراقبت هاي ويژه به بيمارستان انتقال داد. اگر چه بيشتر بيماران بهبودي كامل مي يابند و تبشان نيز به سرعت از بين مي رود اما هنوز احساس خستگي و بيحالي در آنها ادامه مي يابد . متاسفانه عده  كمي نيز در اثر اين بيماري جان خود را از دست مي دهند . در حال حاضر تحقيقاتي در جريان است تا روشهاي بهتري براي جلوگيري از مرگ و مير ناشي از اين بيماري ابداع گردد.

 پيشگيري 

از آنجائي كه افراد سيگاري بيش از همه در معرض خطر ابتلا به اين بيماري هستند ،‌ترك سيگار مهمترين عامل پيشگيري از اين بيماري مي باشد. تزريق واكسن انفلونزا با شروع فصل بيماري (‌ پاييز و زمستان )‌ براي اشخاصي كه سابقه طولاني بيماري  ريوي دارند توصيه مي شود. در حال حاضر واكسني براي مقابله با شايع ترين عامل ذات الريه يعني پنوموكوك موجود مي باشد. اين واكسن براي بيماراني كه مشكلات قلبي و ريوي دارند نيز توصيه مي گردد.

 

روانشناسی رنگ

سلام عرض میکنم فقط بخوانید ::::              برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.

ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.

خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.

فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.