سید اَبوالحسَن بَنی‌صَدر (متولد ۲ فروردین ۱۳۱۲ (۲۲ مارس ۱۹۳۳ میلادی)) نخستین رئیس جمهور ایران بود.

او در باغچه از توابع همدان بدنیا آمد. [۱] پدرش آیت الله سیدنصرالله بنی صدر، از روحانیون بسیار با نفوذ همدان [۲] بود که با آیت الله خمینی نیز ارتباط دوستانه‌ای داشت. او به همراه حسن حبیبی (معاون اول اسبق برخی از روسای جمهور ایران) جزء دانشجویانی بود که به همت احسان نراقی، نظریه پرداز و محقق وابسته به فرح دیبا برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. این دو نفر از شاگردان نراقی نیز بوده‌اند.[۳]

او در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در پاریس و تهران رهبری گروه کوچکی از مبارزان را دارا بود و با ایراد سخنرانی و چاپ و انتشار مقالات و کتب تالیفی خود، به مبارزه با حکومت می‌پرداخت.[۴] در طی این سالها او که نزدیکی بیشتری با جبهه ملی احساس می‌کرد و خود را تئوریسین انقلاب می‌دانست همواره درگیر رقابت با صادق قطب زاده بود که او نیز در پاریس اقامت داشت. قطب زاده نزدیکی فکری بیشتری با نهضت آزادی داشت و به همین لحاظ بیشتر مورد تائید مبارزین اسلامی بود.[۵]در سال۵۷ و اندکی پیش از پیروزی انقلاب، با ورود آیت الله خمینی به پاریس، جزء معدود مستقبلین وی در فرودگاه بود [۶] و این ارتباط و نزدیکی تا بازگشت تاریخی ۱۲ بهمن با پرواز ایرفرانس (که بنی صدر کرایه چارتر آنرا با چک بلامحل خودش پرداخته بود[۷]) ادامه یافت.

بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ابتدا مدتی به عضویت شورای انقلاب در آمد و سپس با بروز بحران گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران، به یکی از تصمیم گیرندگان اصلی این ماجرا تبدیل شد. رقابت وی با قطب زاده، باعث شد حل این بحران ۴۴۴ روز به طول بیانجامد. [۸] و [۹] او مدتی بعد از استعفای دولت موقت مهندس مهدی بازرگان در اعتراض به گروگانگیری، با حمایت جامعه روحانیت مبارز[۱۰] در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و با به دست آوردن یازده میلیون رای به عنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران انتخاب شد. او در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ درصد آرا را کسب کرد. رکوردی که فقط ۱۵ سال بعد، و توسط سید محمد خاتمی با اختلافی اندک شکسته شد. رقبای وی در این انتخابات آقایان (جلال الدین فارسی، حسن حبیبی، احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت [۱۱]) بودند. که بجز جلال الدین فارسی (که به علت تابعیت و اصل و نسب مشکوک به غیر ایرانی) مجبور به انصراف شد، بقیه این افراد مجموعا بیست و سه درصد آرای باقیمانده را میان خود تقسیم نمودند.

وی موفق شد پس از پیروزی، جانشینی فرماندهی کل قوا را نیز به دست آورد. او در ابتدای جنگ ایران و عراق به سیاست «دادن زمین و گرفتن زمان» اعتقاد داشت که همین موضوع بهانه‌ای شد تا توسط جناح مخالف وی یعنی حزب جمهوری اسلامی که از شکست کاندیدای حزب (دکتر حسن حبیبی) به شدت مکدر بودند به چالش کشیده شود. حزب روزنامه جمهوری اسلامی را (که هنوز بی وقفه چاپ می‌شود) منتشر کرد و بنی صدر شروع به انتشار روزنامه انقلاب اسلامی (که از تیراژ بیشتری برخوردار بود) نمود.

درگیری میان حزب جمهوری اسلامی (که اکثریت مجلس را در اختیار داشت، به رهبری فکری آیت‌الله بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی) با وی سر انجام باعث شد که عمر اولین ریاست جمهوری ایران ظرف یک سال خاتمه بیابد. درتاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف رأی بر عدم کفایت او داد و وی با تایید آیت‌الله خمینی از ریاست جمهوری خلع شد.[۱۲]

او پس از فرار از ایران در دوره‌ای با سازمان مجاهدین خلق ایران همکاری نمود و با فرح پهلوی ملاقاتهایی در قاهره داشت. [۱۳ننننننننننننننننننننننننننن

ابوالحسن بنی‌صدر
ابوالحسن بنی‌صدر

ممممممممممممممممممممممممم

ششم مرداد سالروز فرار بني صدر و رجوي به فرانسه

 

 

 

در بهمن ماه 1358 اولين انتخابات عمومي براي تعيين رئيس جمهور برگزار شد و ابوالحسن بني صدر که خود را از ياران نزديک امام (ره) و مدافع مردم معرفي مي کرد به رياست جمهوري رسيد.
امام خميني (ره) مطابق قانون اساسي حکم رياست جمهوري وي را تنفيذ کردند و با توجه به شرايط پس از انقلاب و نياز به ايجاد هماهنگي و داشتن قدرت اجرايي بيشتر او را به رياست شوراي انقلاب و به سمت فرماندهي کل قوا نيز منصوب نمودند. اما با گذشت مدت کوتاهي بني صدر روش خود را دگرگون کرد. بني صدر پس از رسيدن به قدرت روز به روز از امام و مردم انقلابي که وي با تظاهر به وفاداري به آنها خود را به رياست جمهوري رسانده بود، فاصله مي گرفت و در مقابل به گروهک هايي که قبلاً خود را دشمن سرسخت آنها معرفي کرده بود، نزديک مي شد. وي در مقام رئيس جمهور از هر فرصتي براي تضعيف ياران صادق و انقلابي امام و نهادهاي قانوني کشور مثل مجلس و قوه قضاييه و سپاه پاسداران که مانع رسيدن به اهدافش بودند استفاده مي کرد و براي مقابله با مردم به تقويت گروهک ها مي پرداخت.
سرانجام کار به جايي کشيد که امام خميني (ره) در خرداد ماه سال 1360 بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل کردند و چند روز بعد مجلس به عدم کفايت سياسي وي براي ادامه رياست جمهوري راي داد و بني صدر از سمت خود برکنار شد. وي که پس از برکناري مخفي شده بود، با آرايش و تغيير چهره همراه با بعضي از سران گروهک منافقين از جمله مسعود رجوي از کشور خارج شد و به پاريس گريخت. خلباني که آنان را به پاريس برد همان فردي بود که محمدرضا پهلوي را روز 26 دي ماه سال 1357 از ايران خارج کرده بود.