حسین رسید همواره بعنوان سند هژمونی ایران در منطقه, در قابی زرین نگاهداری شده, در صورتی که شاید بهتر آن باشد که این قرارداد در کنار ماجرای جدا شدن بحرین بررسی شود
آنگونه که روشن است با شدت گرفتن اصطکاک میان ایران و عراق و وخیم شدن اوضاع تا سر حد جنگ, با توجه به برتری همه جانبه ایران, کفتار به قرارداد مذبور "تن در داد" بویژه آنکه سران ارتش شاهنشاهی برای آغاز جنگ, مشتاقانه منتظر فرمان آریامهر بودند و برای صرف ناهار در بغداد لحظه شماری می کردند. در این میان تقلاهای کفتار برای نجات از مهلکه خود ساخته اش با دست یاری الجزایر همراه شد
اما ایران در عین برتری, هرگز برنده از این بازی بیرون نیامد, چرا که متعهد شد حمایت از کردهای عراق را متوقف کند و این امر را جز خیانت تعبیری نتوان کرد؛ آنهم با توجه به توانمندی نظامی ایران, و جایگاه ایران در مناسبات بین المللی آن روز. از اینرو درست همانند ماجرای بحرین باب توجیه به کلی مسدود است. تا جاییکه یکی از نمایندگان مجلس آن زمان, در سفر خود به عراق از اندوه کردان گرد آن دیار حکایت می کرد و از دیده نمناک آنان که "... پدر به ما پشت کرد
در واقع بعد از آنچه پدرش با کردان ترکیه کرد, شاه برای پایان دادن به زوزه های  بی بنیان کفتار تازی, شیر بچه هایش را دو دستی به دشمن سپرد تا امروز این فرزندان چه در عراق, چه در ترکیه, سوریه یا حتی ایران, بجای آنکه پدر را بجویند, دست بر زانوی خویش گیرند و علم استقلال برفرازند
در این پیوند فیلم ذبح اسلامی سه کرد عراق قابل دیدن است که اعلیحضرت همایونی با آن امضا رسماً در برابر چنین حوادثی تصمیم به سکوت گرفت. کاش پیش از مرگش حلبچه را می دید
و در پایان اینکه ناسیونالیزم جدای پان ایرانیزم دروغی بیش نیست