عمومی
قلب چگونه کار می‌کند

کارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی از راه سرخرگ‌های بزرگ به سرتاسر بدن می‌باشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافت‌ها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیره‌تری در آمده‌است را دوباره به قلب بر می‌گردانند .

مرحله نخست تپش
مرحله نخست تپش
مرحله دوم تپش
مرحله دوم تپش

قلب دارای دو قسمت می‌باشد که هر قسمت آن به گونه یک تلمبه جداگانه عمل می‌کند. هر یک ازاین قسمت‌ها نیز به دو بخش تقسیم می‌شود. بنابراین قلب رویهمرفته دارای چهار اتاقک می‌باشد. حفره‌های بالایی را که اصطلاحاً دهلیز می‌نامند , به گونه جمع کننده خون ورودی به قلب عمل می‌کنند و حفره‌های پایینی که به آنها «بطن» گفته می‌شود , با انقباض خود مانع می‌شوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود.دهلیز راست با بطن راست ارتباط دارد و دهلیز چپ هم با بطن چب ولی دهلیز راست و دهلیز چپ با هم ارتباط ندارند و میان طرف راست و طرف چپ قلب دیواره‌ای قرار دارد تا خون آن‌ها با هم مخلوط نشود. قسمت راست قلب , خون‌هایی را که از سیاهرگ‌های تمام بدن می‌آید را گرفته و به سمت شش‌ها تلمبه می‌کند تا اکسیژن شش‌ها بتوانند وارد این خون شوند،که به آن گردش ششی یا کوچک می‌گویند. قسمت چپ قلب , خونی را که از شش‌ها بیرون می‌شود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمت‌های بدن می‌فرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید که به آن گردش بزرگ یا عمومی می‌گویند . برای اینکه خون به همراه اندام‌ها و ماهیچه‌های بدن برسد , باید با فشار فراوانی تلمبه گردد. شما وقتی یک سرخرگ‌تان بریده می‌شود , می‌بینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره می‌زند. برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی نیرومند باشند و هیچگاه همانند دیگر عضلات (برای نمونه ماهیچه‌های پاها) دچار خستگی نگردند. بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود. این خونرسانی خود عضلات قلب , بدست سرخرگ‌های تاجی و شاخه‌های آنها صورت می‌پذیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:35  توسط حمید  | 

میخچه ها از مشکلات رایجی هستند که در نقاط مختلف پا و به ویژه در انگشتان پا ایجاد می شوند وعلت به وجودآمدن آن ها،ضخیم شدن لایه های پوست به دلیل وجود فشارها وسایشهای متوالی است.می توان گفت که میخچه ها و همچنین پینه ها راههای طبیعی هستند که بدن برای محافظت از خود استفاده می کند
بافت شناسی( پاتولوژی) پینه و میخچه مشابه است در هر دو مورد پوست در پاسخ به فشارهای زیاد ضخیم می شود و معمولا پینه به ضخیم شدن های گسترده اطلاق می شود (بیشتر بر روی مفاصل انگستان پا ایجاد می شود )
از علائم این بیماری می توان به پوست غیر طبیعی، سخت شدن پوست در منطقه ی فشار، پو ست پوست شدن و خشکی پوست در آن منطقه و درد در مواردی که تحت درمان قرار نگیرد، اشاره کرد
اگر چه میخچه ها وپینه ها شرایط خطر ناکی را برای سلامت فرد ایجاد نمی کنند اما آنهایی که درمان نشوند می توانند دردناک باشند .با ادامه پیدا کردن فشار در منطقه و کلفت شدن پوست کم کم بدن آن منطقه را بیگانه طلقی می کندو زخم هایی در آنجا ایجاد می شود در نتیجه احتمال بروز عفونت در منطقه زیاد می شود
سخت ترین میخچه هاآنهایی هستند که بر روی قسمت خارجی انگشت کوچک پا ایجاد می شود و خوشخیم ترین آنها بین انگشتان پا ایجاد می شوند
درمان
در مان های دارویی تنها علائم بیماری را از بین می برند و در واقع هیچ اقدامی در جهت ازبین بردن علت ایجاد کننده ی میخچه انجام نمی دهند. داروهای شیمیایی مثل اسید ها که به منظور درمان استفاده می شوند، میخچه ها و هر آنچه بر روی آن باشد را از بین می برند و این عمل برای افراد سالم با ریسک همراه است و برای افرادی که دیابت دارند ویا گردش خون ضعیف دارند بسیار خطر ناک است .یکی از روش های سنتی که افراد استفاده می کنند بریدن میخچه است این عمل اگر به وسیله ی خود فرد و یا یک فرد نا وارد و بدون رعایت نکات بهداشتی انجام شود بسیار خطرناک است و احتمال ایجاد عفونت درآن منطقه بسیار زیاد خواهد بود .
اقداماتی که می توانیم به منظور بهبود انجام دهیم:
• دنباله روی کردن از هشدارهایی که مراکز بهداشتی در مورد میخچه می دهند
• استفاده کردن از کفش مناسب و در کل حذف کردن فشارها وسایش ها از منطقه ی مورد نظر
• رعایت بهداشت پا و استفاده از مواد کمک کننده به سلامت پوست
• اگر در ناحیه ی میخچه زخم یا عفونت ایجاد شد باید حتما به پزشک مراجعه شود و بافت صدمه دیده با جراحی خارج گردد . در مان با آنتی بیوتیک در این موارد لازم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:19  توسط حمید  | 

تاثير نماز بر بيماريهاي اپيدميك ( همه گير )



آنتوني بارنت (1) مي نويسد : عادت به استحمام كه در عصر جديد در مغرب زمين متداول شده است شايد در پيشگيري از بيماريها همان اندازه موثر بوده است كه مراقبت از منابع آب اثر داشته است . در سال 1842 وقتي كه از يك كارگر معدن در “ لانكاشاير‌” مي پرسند ، كارگران زغال كش هر چند وقت يكبار بدن خود را مي شويند ؟ او جواب مي دهد : آنها هيچوقت بدن خود را نمي شويند !؟! من هم هيچوقت بدن خود را نمي شويم ، پيراهن من چرك بدنم را پاك مي كند …!؟

و از آن گوياتر ، ياداشتهاي روزانه درياسالار “ ساموئل پپيز ” است كه با شادي درباره پيدا كردن بيست شپش در يك شب ، در موهاي سر خود نوشته است . “ روزهاي روز بود كه اين اندازه نداشتم ، بنابراين امشب با رضاي خاطر فراوان به رختخواب رفتم !؟!

گفته هاي اين نويسنده آمريكايي نشانگر اين موضوع است كه غرب به ظاهر متمدن ، تا گذشته نه چندان دور ، به اهميت استحمام و دوري از كثافات در پيشگيري از بيماريها ناآگاه بوده است و شاهد اين مدعا نيز بروز اپيدمي هاي بزرگ بيماريهايي مانند “ تيفوس ” است كه در قرن اخير به علت عدم رعايت نظافت شخصي به مرگ و ميرهاي وحشتناك و نابودي انسانهاي بسياري منتهي شده است .در حاليكه تاريخ مسلمانان بندرت شاهد اپيدمي هاي اينچنين مرگبار حتي در قرنهاي دور بوده است . اما “ حدث اكبر ” در مباني فقهي شيعه به مواردي مانند جنابت و حيض و … اطلاق مي شود كه مانعي براي اقامه نماز صحيح به حساب مي آيند و “ غسل ” بعنوان برطرف كننده حدث اكبر از واجبات نماز در اين قبيل موارد به حساب مي آيد .

علاوه بر غسل هاي واجب در مكتب شيعه موارد متعددي از غسل هاي مستحب مي توان سراغ گرفت (2) كه در مجموع مثلا “ در طول يك هفته ، غسل هاي متوالي ( اعم از واجب يا مستحب ) توسط يك مسلمان معتقد نمازگزار بوقوع مي پيوندد .

به اين ترتيب روشن است كه سر نهادن به فرمان غسل ، كه عمدتا “ براي اقامه صحيح نماز صورت مي پذيرد ، در بعد نظافت شخصي از اپيدمي شدن برخي بيماريها “ مانند گال و تيفوس ” و در بعد نظافت عمومي ( يعني اطاعت همه اعضاي جامعه اسلامي از آن ) از اپيدمي شدن برخي بيماريهاي ديگر مانند “ طاعون ” جلوگيري مي كند .

گگگگگگگگگگگگگگ

واکنش مغز آدمک حسي نسبت به وضو :

آنچه موجب تعجب و شگفتي دانشمندان نورو فيزيولوژي گرديده اين است که اگرعمل وضو همان طورکه ، انسان انجام مي هد ، روي آدمک حسي اجراء شود ، آن اعضا بدن آدمي فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل مي شوند ولي قسمت اعظم قشر حسي تحريک گرديده و واکنش نشان ميدهد.

بعبارت ديگر ، مي توان از اين واکنش معادله زير با بدست آورد :

مرطوب کردن تمام بدن= مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)

نتايج بدست آمده از اين تحقيقات اين مطالب را متذکر مي گردد که ، وضو وسيله اي براي هوشياري انسان است و شايد يکي از حکمتهاي وجوب وضو براي نمازگزار ، هوشياري حاصل از آن باشد. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

الا بذكر الله تطمئن القلوب (سوره رعد/آیه 28)

"اضطراب" بیماری شایع قرن اتم و كهكشان است. پیشرفت سریع و پیچیده تمدن و در عین حال بی توجهی به ارزش های مذهبی و خانوادگی هر روز بیش از پیش برای افراد و اجتماع اضطراب های جدید به وجود می آورد.(1)

از نظر روان پزشكان، اضطراب با یك احساس منتشر و مبهم دلواپسی كه اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می شود كه معمولا با یك یا چند مشكل جسمی همراه می گردد. از جمله شخص ممكن است علامت های جسمی چون احساس تپش قلب، تنگی نفس و درد قفسه سینه، خالی شدن سردل، تعریق، سردرد، تكرر ادرار، اسهال، گزگز دست و پاها، لرزش و… را نیز به همراه داشته باشد.

اضطراب، گاهی به شكل طبیعی در اشخاص سالم بروز می كند و گاهی به صورت بیمارگونه و دائمی در می آید كه نیاز به درمان و مراقبت پزشكی دارد. با اینكه دلایل علمی گوناگونی از دیدگاه های مختلف به عنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی، به عنوان یك عامل مهم در بروز اضطراب نقش غیرقابل انكاری دارد(2) و به این ترتیب نقش پیشگیری كننده و حتی درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است.

آرامش حاكم بر روح و روان و در نتیجه آن سلامت جسم اشخاص مذهبی، در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لامذهب ها از دیر باز مورد توجه پزشكان بوده است.

به این ترتیب در بعد پیشگیری از اضطراب و برای آرامش دائمی جسم و روان، "نماز" نقش خارق العاده ای را ایفا می كند. از طرفی در بعد درمان بیماران مبتلا به اضطراب، امروز علاوه بر درمان های دارویی، از روش های چون آموزش انبساط آرامش عضلانی و همچنین تلقین بوسیله هیپنوتیزم نیز استفاده می شود(3) كه ما در مورد آرامش عضلانی ناشی از نماز در نكته چهارم از این مجموعه مقالات، سخن گفته ایم و درباره تلقین های سازنده ناشی از نماز نیز در آینده سخن خواهیم گفت.

در مورد اضطراب، بد نیست به این نكته اشاره كنیم كه شخص نمازگزار با ایمان به قدرت لایتناهی پروردگاری كه در مقابلش كرنش می كند، خود را در مقابل هر عاملی كه قصد به خطر انداختن و ترساندن (و در نتیجه مضطرب ساختن) او را داشته باشد ایمن می یابد و ضمن تكرار باور اعتقادی خود طی نمازهای پنجگانه یومیه این ایمنی همه جانبه را، به روان خود تلقین می كند و سرانجام آرامش عمیق را در وجود خود ملكه می سازد.

در راستای این موضوع تحقیقات علمی در برخی كشورهای مسلمان نشان می دهد كه بیماران مضطربی كه در كنار درمان های رایج ضد اضطراب، به خواندن نماز و قرآن و حتی احادیث نبوی مشغول شده اند(4)، از بهبودی بالاتری نسبت به سایرین برخوردار بوده اند.

گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

تاثير نماز بر افزايش طول عمر





در سالهاي نخستين كه اين حقير نگارنده سطور ، تحصيل طب را در تهران آغاز كرده بودم ، در برخورد با استاد بزرگ پاتولوژي ايران ، جناب آقاي “ دكتر كمال الدين آرمين ”(1) همواره اين سؤال در ذهنم نقش مي بست كه چه نيروي عظيم و خارق العاده اي وجود دارد كه سبب مي شود اين مرد در اوج كهولت مقتدرانه بركرسي تحقيق و پژوهش و تدريس همچنان تكيه بزند و در آستانه هشتمين دهه عمر خود اينچنين شاداب و دل زنده باقي بماند !

تا اين كه روزي سر كلاس درس استاد اين راز بر ما دانشجويان آشكار شد . بدين سان كه ، استاد هنگامي كه مشغول تدريس اسلايدهاي پيچيده و متنوع علمي مربوط به تشخيص هاي پاتولوژي بود ، ناگهان به اسلايدي رسيد كه به كلي با همه چيزهايي كه در دانشكده پزشكي ديده بوديم فرق داشت !؟!

بر روي آن اسلايد تنها يك بيت از حافظ شيراز نگاشته شده بود كه :

تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافريست

راهرو گر صد هنر دارد “ توكل ” بايدش

آن گاه استاد مدتي درباره توكل سخن گفت و به ما آموخت كه والاترين و بالاترين قدرت پزشك براي تشخيص و درمان بيماريها تنها توكل به باريتعالي است و ديگر هيچ .

ايمان متعالي و توكل بدون قيد و شرط را يكبار ديگر من در ملاقات با پير تاريخ ايران و پدر تاريخ كرمان ، استاد باستاني پاريزي ديدم . مرد جاودانه اي كه هنوز حتي در دوران كهولت ، استوار و با عظمتي شگرف و ستودني و بي آلايشي و بي ريايي بي نهايت خود ، . زندگيش را وقف ايران عزيز نموده است . مشاهده بزرگاني چون آرمين ، باستاني پاريزي و .. و توجه به اين نكته ظريف كه بسياري از مراجع تقليد بزرگ و مشايخ صوفيه كه ايمان و ذكر خدا در جزء جزء زندگيشان جاريست ، عمرهاي طولاني و پر بركت مي كنند. آشكار كننده اين مطلب است كه ميان “ ذكر خدا ” و فزوني طول عمر رابطه تنگاتنگي وجود دارد .

توجيه علمي اين موضوع نيز با توجه به فوايد پزشكي مختلف نماز ، كه ما در اين مجموعه مقالات تنها به فرازهاي كوچكي از آن اشاره كرده ايم ، روشن مي شود . در اين مورد حتي برخي از نويسندگان علت علمي طولاني شدن بي سابقه عمر حضرت صاحب الزمان (عج ) را براي قرنها ، تسلط همه جانبه و كامل ايشان بر مسايل جسمي و رواني بشر ، به حساب مي آورند .

و حضرت قائم (عج ) همان بزرگ مردي است كه والاترين حد نماز را به جاي مي آورد ، نمازي كه پيوسته سزاوار ستايش و سلام ابدي است :

“ السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد ، السلام عليك حين تقراء ، السلام عليك حين تصلي ، السلام عليك حين تقنت ، السلام عليك حين تركع و تسجد ، السلام عليك حين تحلل و تكبر السلام عليك حين تحمدو تستغفر ، السلام عليك حين تصبح و تمسي ، السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي ” (2)


گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

تاثير نماز بر بيماريهاي مقاربتي





ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر ( سوره عنكبوت آيه 45 )

با اين كه همواره نام “ زيگموند فرويد ” بعنوان پزشكي نابغه و انديشمندي بي نظير كه با كاوش در عميق ترين ابعاد روان انساني ، باني بزرگترين انقلاب در علم روانپزشكي شد ، بر پيشاني دانش بشري درخشش مي كند ، اما برخي خطاهاي او و همچنين تعبيرهاي نادرستي كه متاخرين او از نظرياتش به عمل آوردند ، منجر به فجايعي جبران ناپذير در عرصه جوامع گوناگون شد .

فرويد مي گفت : عقده هاي جنسي بشر مسبب ركود و عقب ماندگي انسانها در زمينه هاي مختلف علمي ، اقتصادي ، صنعتي ، فرهنگي و .. است و غربيان با قبول نظريه او از حدود 5 دهه پيش ، و آزاد گذاشتن بي قيد و شرط روابط گسترده جنسي بناگاه به رشدي باور نكردني و جهشي سرسام آور ، در زمينه هاي گوناگون دست يافتند !؟! (1)

اما در عوض ، آزادي بي حد و حصر جنسي ارمغانهاي مرگبار گوناگون نيز براي آنها به همراه داشت كه از آن جمله بيماريهاي مختلف مقاربتي از جمله سوزاك و سيفليس و .. كه در طب امروز با عنوان بيماريهاي (
S.T.D) Veneral
شناخته مي شوند و بخش عمده اي از مراقبت هاي پزشكي را به خود اختصاص مي دهند .

از طرفي بيماري مهلك و مرموز
Aids ( ايدز ) را نيز مي توان بنوعي جزو اين گروه بيماريها به حساب آورد. در بروز همه اين بيماريها ، روابط متعدد و نامشروع جنسي با شريك هاي جنسي گوناگون نقش اصلي را ايفا مي كنند . اما اسلام و شكل حقيقي آن يعني تشيع با اين كه با رهبانيت و تجرد به شدت مخالفت مي كند ( بر خلاف مسيحيت كاتوليكي و متعصب ) و نسبت به ارضاي غريزه جنسي در حد نياز و در چارچوب مشروع نظر بسيار مساعدي دارد تا جائيكه قانون درخشان “ ازدواج موقت ” را براي بهره وري از اين نعمت بزرگ الهي وضع مي نمايد ـ اما آنجا كه كار اين غريزه به فساد كشيده شود و به صورت فحشا(2) بروز نمايد ،اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را پيشنهاد مي نمايد و مجازاتهاي سخت براي افراد خاطي در نظر مي گيرد. از طرفي بسياري از قوانين اسلامي از جمله “ نماز ” به گونه اي خود بخود و شايد ناخوداگاه ( آن طور كه خداي بزرگ در سوره عنكبوت فرموده است ) انسانهاي مومن را از نزديك شدن به فحشاء بر حذر مي دارد كه مثلا “ ضمن مقايسه اجمالي آمار بيماريهاي مقاربتي در غرب با جوامع مسلمان ، مي توان به اين نكته مهم دست يافت . توجيه علمي اين قضيه نيز با توجه به تغيير و تحولاتي كه بر اثر نمازهاي پنجگانه در ناقلهاي عصبي محرك جنسي بوقوع مي پيوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع مي شود ، قابل بررسي است كه ما در بحث تعادل ناقل هاي عصبي بدان توجه خاص خواهيم داشت . هر چند كه در اين مورد تلقين نيز به عنوان يك توجيه علمي خوب ، مطرح است .

به قول حضرت آيت ا.. خزعلي : “ پسر و دختر جوان كه انگيزه شهوت دارد وقتي كه به نماز شروع كرد و پنج نوبت “ الحمدا.. رب العالمين ” گفت ، يعني تمام سپاس و ثناي من مال آن كسي است كه مالك بدن و جسم عواطف و احساس ، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امكانات و ارزشهاي من است ، يك انگيزه قويي در او پيدا مي شود . انگيزه اي كه توان مقابله او را در مقابل انگيزه جنسي فزوني مي بخشد ” (3)

و به اين ترتيب نماز حقيقي ، خود به خود و فعالانه ريشه فساد جنسي و فحشاء را مي خشكاند و متعاقب آن آمار بيماريهاي مقاربتي را به شدت كاهش مي دهد .


گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

تاثير نماز بر بيماريهاي روح ( گناهان)

 

     با آن كه طي سي و نه نكته گذشته با نكات گوناگون و متنوعي پيرامون برخي فوايد پزشكي نماز ، با شما همراه بوده ايم ، اما با طرح نكات سي و هشتم و سي و نهم و بحث درباره " تعادل ناقل هاي عصبي " به گستره عظيم و بي نهايت عميقي از معارف نماز وارد شديم كه عرصه توانمنديهاي اين گستره حداقل تا قرنهاي آينده از حيطه توانائي هاي متصّور براي علم بشر و دانش پزشكي خارج است . و آن همانا تاثير خارق العاده و فوق بشري نماز در از بين بردن روحيه گناه و بيماريهاي روح ، يعني همان چيزي كه در قاموس قرآن از آن با نام " امراض قلب " ياد شده است ـ و گفتيم كه غربيان آن را با عنوان عدم تعادل ناقل هاي عصبي مي شناسند ـ مي باشد.

     هر چند اظهار نظر در اين مورد از حيطه نگاه و تخصص اين حقير سر تا پا تقصير نگارنده سطور ، به كلي خارج است اما از آنجا كه شايد براي برخي خوانندگان اين مجموعه مقالات ، اين نگرش پديد آمده باشد كه " نماز " تنها پديده اي عبودي و معنوي ، توأم با تأثيرات شگرف مادي و دنيايي از جمله روي جسم و روان انسان است ، لازم ديدم كه در بعد ديگر و تنها به گونه اي اشاره وار، از عظمت لايتناهي و قدرت و توانايي باورنكردني " نماز " در پيراستن انسان از "گناه " نيز سخن بگويم.

     به خصوص كه با ارائه نكات اخير به اين ديدگاه رسيديم كه " گناه " نه فقط از ديدگاه دين و قرآن بلكه از ديدگاه علم و يافته هاي جديد دانش پزشكي ، نوعي " بيماري " است .

بنابراين اصرار ما مبني بر اين كه بيماريهاي روح ) گناهان ) را بعنوان مسائل پزشكي بشر بشناسيم ، نه فقط ديدگاه قرآني و ناشي از تعصب مذهبي نويسنده است ، بلكه اين موضوع يك باور عميق علمي است كه هر چه دروازه هاي علم بيشتر به روي انسان گشوده مي گردد ، اين باور عميق بيشتر تقويت مي شود.

     بعنوان مثال : در تعاليم اسلامي از دروغ به عنوان يك گناه كبيره و معصيتي بزرگ ياد شده است ، و ما در مطالعات روانپزشكي به بيماريها و اختلالات گوناگوني بر مي خوريم كه در آنها “ دروغ گوييبعنوان يك علامت برجسته مطرح است .

يا "دشنام گويي " كه يك گناه محسوب مي شود ، گهگاه با ابتلاء حاد برخي از اشخاص به گروهي خاص از بيماريهاي رواني ، در آنها ديده مي شود ( به اين علامت در روانپزشكي  coprolalia  گفته مي شود (

     پس چه بسا كه ساختمان مغز و وضعيت ناقل هاي عصبي در اشخاص دروغگو به گونه اي باشد كه آنها را به دروغگويي وا دارد يا كساني كه دشنام گويي بيمارگونه دارند بر اثر تغييرات نابهنجاري كه بر اثر عوامل مختلف اعم از علل جسمي ، محيطي ، رواني ، خانوادگي و .. در دستگاه اعصاب آنها بوقوع پيوسته است ، دچار اين عارضه شده اند .

     در اين مورد مدارك و شواهد پزشكي متعددي مي توان ارائه داد ، بعنوان مثالهاي ديگر بد نيست به يك بيماري عفوني مشهور موسوم به “ سيفليس ” اشاره بكنيم كه با توجه به مباحث قبلي ما در مورد شياطين توسط نوعي از انواع شيطان موسوم به “ تروپوتما پاليدوم ” ايجاد مي شود . علائم رواني و نشانه هايي كه شايد بتوان آنها را بيماري روحي تلقي كرد ، در اين بيماري به وفور ايجاد مي شود. مثلا در مرحله سوم سيفليس بيمار مبتلا شروع  به گزافه گويي ها و دروغگويي هاي عجيب و غريب در مورد خود مي كند ، كه قبل از ابتلاء به بيماري هرگز سابقه اي از اين گونه اعمال را نشان نمي داد. يا در بيماري ديگر عفوني موسوم به " بروسلّوز " ( تب مالت ( كه ناشي از تفّوق شيطان ديگري ، درجسم انسان است ، از تظاهرات مهم بيماري وقوع حالت افسردگي شديد در فرد مبتلاست .

     با اين مثالها مي توان به رابطه نزديك شياطين ميكروبي ، با شياطين دستگاه مغز و اعصاب انسان كه او را به سوي بيماريهاي رواني ( مثل افسردگي ) يا بيماريهاي روحي ( مثل دروغگويي ) سوق مي دهند ، پي برد .

     بد نيست براي تفهيم بهتر مطلب مثال بسيار جالب ديگري را نيز ارائه دهيم و آن در مورد يك اختلال مشهور روانپزشكي در برخي از خانمها و بخصوص خانمهاي حامله است كه  kleptomania  ناميده مي شود . در اين اختلال خانم حامله اي كه حتّي كوچكترين سابقه اي در انجام اعمال خلاف نداشته است به ناگاه مثلا پس از حاملگي خود تمايل بسيار شديدي براي “ دزدي كردن ” پيدا مي كند ، تا جايي كه گهگاه نمي تواند در مقابل اين تمايل بسيار شديد خود ، مقاومت كند و سرانجام اقدام به دزدي هاي عجيب و غريب مي كند .

     توجيه علمي اين دزدي هاي غير منتظره ، بروز تغيير و تحولاتي در ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب است كه متاثر از تغييرات هورموني و شيميايي بدن در دوران بارداري مي باشند و اين تغيير مرموز در دستگاه اعصاب است كه زن را بدون هيچ سوء سابقه اي به سمت دزدي سوق مي دهد .

     اين قبيل مسائل شناخته شده در دانش امروز بشر همگي دلالت بر آن دارند كه گناهاني كه بشر مرتكب مي شود همگي ناشي از تغيير و تحولاتي در دستگاه اعصاب اوست و گناهكاران و منحرفين  بالذّات آدمهاي بدي نيستند ، بلكه موجودات بيماري هستند كه تعادل ناقل هاي عصبي در آنها به هم خورده است .

     بدين ترتيب برآيند و نتيجه همه عواملي كه آنها را در بروز گناهان و بيماريها موثر مي دانند ( مثلا تربيت خانوادگي بد ، اجتماع فاسد ، و منحرف ، دوستان ناباب و .. ) همين برهم خوردن تعادل ناقل هاي عصبي مي باشد كه در طي نكات اخير به مطالبي پيرامون آن اشاره شد .

     با همين ديدگاه است كه در برخي ممالك پيشرفته وقتي كسي در يك فروشگاه هنگام دزدي ، دستگير مي شود او را به جاي آن كه به پليس بسپارند ، به بيمارستان روانپزشكي اعزام مي كنند. در حالي كه علم بشر تا زماني كه به شناسايي كامل تغييرات ناقل هاي عصبي مربوط به هر انحراف ( مثلا دزدي ) دست يابد و براي هر يك دارو پيشنهاد كند راه درازي را در پيش دارد و بر اين اساس بيمارستانهاي روانپزشكي نيز در قرون حاضر نخواهند توانست كار چنداني براي شفا بخشيدن به اين قبيل بيماران ( كه در واقع گنهكاران هستند ) انجام دهند .

و به همين دليل است كه آمار جرم و انحراف و جنايت روز به روز در كشورهاي غربي و اقتداكنندگان به ايشان بالا مي رود .

     اما از آنجا كه مكتب اسلام هيچ سؤال بشر را بدون پاسخ نگذاشته است در مورد نحوه درمان بيماريهاي روان ( گناهان ) و ريشه كن نمودن جرم و جنايت و انحراف از جامعه نيز ميتوان در رهنمودهاي اين مكتب روشهاي متعدد پيدا كرد و با سرنهادن كامل و بدون قيد و شرط به دستورات آن در راه ساختن جامعه اي به تمام معنا سالم قيام نمود.

     پس وقتي كه خالق انسان و هستي ، در كاملترين صحيفه ضامن خوشبختي و سعادت انسان  ندا سر مي دهد كه : انّ الصّلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر . ميتوان با قبول كامل اين جمله الهي اطمينان يافت كه بهترين راه مبارزه با همه بديها و منكرات “نماز ” است .

     چرا كه نماز از راههاي اسرارآميز همه ناقل هاي عصبي بد و نامطلوب را در دستگاه اعصاب انسان مهار مي كند و او را به مفهوم تعادل ناقل هاي عصبي نزديك مي سازد .

     با مروري كه در نكات پيشين اين مجموعه مقالات بر فوايد پزشكي نماز نموديم و با نمونه هاي متعددي كه از تاثيرات مثبت نماز در پيشگيري يا حتي درمان بيماريهاي جسمي و رواني انسان ارائه داديم و با توجّه به اين موضوع كه در نظّريات مربوط به تعادل ناقل هاي عصبي ، همه بيماريهاي جسمي و رواني انسان به نوعي در ارتباط با تحولات ناقل هاي عصبي معرّفي مي شوند . مي توانيم به اين نتيجه درخشان برسيم كه نماز داراي تاثيرات غير قابل انكاري بر ناقل هاي عصبي بسيار متعدد دستگاه عصبي انسان است .

     بعنوان مثال ديديم كه چگونه نماز بهداشت خواب را تامين مي كند و در واقع از تاثير نامطلوب آن گروه از ناقل هاي عصبي كه با كم و زياد شدن خود ، اختلالات گوناگون مربوط به خواب را ايجاد مي كنند جلوگيري مي نمايد .

     يا متوجه شديم كه طهارت همراه نماز از طيف گسترده اي از بيماريهاي عفوني پيشگيري مي نمايد . بر اين اساس مي توانيم قضاوت كنيم كه نماز جلوي بسياري از تغييرات نامطلوب ناقل هاي عصبي در دستگاه اعصاب ، كه بر اثر بيماريهاي عفوني حاصل مي شوند ( مثل روان پريشي ناشي از سيفليس ، افسردگي ناشي از تب مالت و .. ) را مي گيرد .

     يا در بعد بيماريهاي رواني مختلف اعم از اضطراب ، افسردگي، وسواس ، اختلالات شخصيت و .. كه دانش امروز همگي را ناشي از تغيير و تحولات نامطلوب ناقل هاي عصبي ميداند به تاثير گذاري نماز پرداختيم .

     با عنايت به مجموعه اين مباحث و با توجه به مشابهتي كه بين انحرافات و گناهان با بيماريهاي مختلف جسمي و رواني ، از نظر تاثيرات متقابل آنها بر دستگاه مغز و اعصاب ، قائل شديم مي توانيم به تاثير نماز از طريق ايجاد تعادل در ناقل هاي عصبي در ريشه كني بيماريهاي روح يعني همان گناهان و انحرافات ، توجه نماييم . در حقيقت ، انسان نمازگزار با بهره بردن از اين فريضه نوراني خود را در مقابل همه گناهان و خطاها " ايمن " و " واكسينه " مي كند .

     با اين كه در اين مورد مي توان به شواهد متعدد آماري كه به مقايسه ميان روحيات اشخاص نمازگزار و بي نمازها پرداخته اند استناد نمود ، اما با يك نگاه كلي به مردم اطراف نيز ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اشخاص نمازگزار نسبت به بي نمازها و “ تارك الصلوه ” ها داراي ويژگيهاي برجسته اخلاقي و ارزشهاي انساني به مراتب بيشتري هستند و به اين ترتيب تعادل ناقل هاي عصبي به درجات بيشتر در آنها برقرار است .

و اين معما براي دانش پزشكي همچنان باقي اسست كه نماز چگونه اثرات شگفت انگيز خود را در ريشه كني گناه و انحراف از جامعه و در واقع مقابله با تحولات نامطلوب ناقل هاي عصبي به انجام مي رساند .

     اما اي كاش بشر دانشمند امروز هر چه زودتر متوجّه مي شد كه هر آن چه علم در طي مسير پيشرفت خود بدان دست مي يابد ، همان است كه شكل دقيق و بي عيب و نقص آن در كاملترين مكتب ديني يعني اسلام و بخصوص در تعبيرهاي علمي پيشوايان شيعه (ع) مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .

     و اي كاش انسان متوجه مي شد كه براي پيمودن مسير كمال لازم نيست كه دست به روي دست بگذارد و به انتظار بنشيند تا علم به كمال مطلق برسد و مثلا با تكميل نظريات مربوط به ناقل هاي عصبي ، انسان را به طريقه اي جبر گونه به سعادت و آرامش و آسايش برساند ، بلكه كافي است تا دستورات انسان ساز آيين مقدس اسلام را گردن نهد و با اختيار كامل و بوسيله نماز در راه برقراري تعادل ناقل هاي عصبي در سرزمين وجود خود قيام كند .

     در اين مورد آيين مقدس اسلام و بخصوص مكتب شيعه ، نه تنها راه حلهاي عملي و قدرتمندي مثل نماز را براي برقراري تعادل ناقل هاي عصبي ارائه داده است بلكه معصومين (ع) را بعنوان انسانهاي كامل و اسوه هاي حسنه و مظاهر تمام عيار انسانيت معرفي نموده است .

     با توجه به آنچه كه گفتيم ، معصومين (ع) كساني هستند كه تعادل هاي عصبي به مفهوم مطلق كلمه ، در وجود مباركشان برپاست . بدين معني كه اين بزرگواران ، نه فقط در مقابل انجام هر گونه گناه و انحراف يا خطا و اشتباهي مصونيت دارند ، بلكه حتي در مقابل همه بيماريهاي جسمي و رواني نيز محفوظ هستند .

     در باور بشر دانشمند امروز ، برقراري كامل تعادل ناقل هاي عصبي در وجود هر شخص ايجاب مي كند كه آن شخص به مفهوم سلامت كامل دست يابد و بدين سان نه فقط از هر گونه بيماري جسمي و رواني ، بلكه از همه گناهان و انحرافات ، به دور باشد .

     كه اين باور علمي بشر در اعتقادات فلسفي شيعه پيرامون “ انسان كامل ” و حول و حوش مفهوم “ عصمت ” تاييد مي گردد. به عنوان مثال “ خواجه نصير الدين طوسي (ره) ” عالم بزرگ شيعه ، در كتابتجريد الأعتقاد ” با ذكر براهين حكمي و فلسفي متعدد به اثبات رسانده است كه معصومين (ع) نه فقط در مقابل كليه گناهان و اشتباهات مصونيت كامل داشته اند ، بلكه از ابتلا به هر گونه بيماري جسمي يا رواني نيز ايمن و محفوظ بوده اند . شواهد تاريخي متعدد نيز نشانگر اين موضوع است كه پيامبران و امامان (ع) در زمان نبوت و يا امامتشان ، به دليل عصمت خويش ، هرگز بيمار نمي شده اند و يا حتي در سيماي فيزيكي و ظاهري اين اولياء الهي ، كوچكترين ناهنجاري وجود نداشته است . و بدينسان ، در وفات اين بزرگواران پيوسته عواملي به جز بيماري دخيل بوده است.

     با اين اوصاف مي توان حتي علت طولاني شدن بي سابقه عمر حضرت بقيه الله امام زمان (عج ) را پيرامون اين نوع نگرش علمي و فلسفي نسبت به عصمت ايشان دريافت نمود .   

و اين يگانه معصوم زنده در دنيا ، كه قلبهاي منتظر شيعيان و عاشقانش ، پيوسته در حسرت ديدار با او در طپش است همان انسان كاملي است كه در انتهاي مسير حقيقي تكامل بشريت قرار دارد و همان نمازگزاري است كه نماز را با همه عظمتهايش ، به مفهوم حقيقي آن ، اقامه مي كند ، نمازي كه تمامي اجزاي آن سزاوار سلام و ثنا و ستايش ابدي است .

     " السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد ، السلام عليك حين تقراء ، السلام عليك حين تصلّي ، السلام عليك حين تقّنت ، السلام عليك حين تركع و تسجد ، السلام عليك حين تحلّل و تكبر ، السّلام عليك حين تحمد و تستغفر ، السلام عليك حين تصبح و تمسي ، السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي " .
 


 


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:12  توسط حمید  | 

تاثير نماز بر بيماريهاي اپيدميك ( همه گير )



+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:10  توسط حمید  | 

حضرت نوح علیه السلام نخستین پیامبر اولوالعزم بود که خداوند او را با کتاب و شریعت مبعوث فرمود. شریعت و کتاب او نخستین شریعت و کتابی بود که مشتمل بر قوانین و احکام الهی بوده است. حضرت نوح دومین پدر نسل کنونی انسان است و بجز آدم و ادریس که قبل از او بودند، نسبت سایر پیغمبران الهی به او منتهی می‌گردد. نام همسر وی «والیه» و گناه او این بود که در نزد قوم خود، نوح علیه السلام را مجنون معرفی کرد.
نام پسران او حام و سام و یافث و نام پسر گناهکارش که در هنگام طوفان نوح غرق شد، کنعان بود.
به تصریح قرآن کریم، حضرت نوح علیه السلام به مدت 950 سال قومش را به خداپرستی دعوت کرد. او اولین پیامبری است که در زمانش عذاب طوفان بر منکران و مشرکان فرود آمد.
در قرآن کریم داستان نوح به تفصیل بیان شده است. (مفصل تر از همه در سوره هود آیه 25 به بعد و سوره نوح.)
به تصریح قرآن، قوم نوح بت‌پرست بودند و او را می‌آزردند؛ اما نوح در رسالت خود شکیبایی و استقامت می‌ورزید و مردم را به توحید دعوت می‌کرد. با این همه، هیچ کس جز عده کمی به او ایمان نیاورد. آنگاه قومش را به آمدن عذاب الهی تهدید کرد اما آنها به انکار و لجاجت و عناد ادامه دادند تا آنکه نوح نومید شد و نفرین کرد؛ خداوند نیز دعای او را مستجاب کرد و به وی فرمود که کشتی بزرگی بسازد.
هنگام نزول عذاب، نوح به همراه پیروان اندک خود سوار کشتی نوح شد. همه مشرکین در این طوفان غرق شدند، سرانجام عذاب الهی به پایان رسید و کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت.
عمر نوح بسیار طولانی بود، به طوری که در ادبیات عربی و فارسی ضرب المثل شده است. در تاریخ و روایات، عمر او بین هزار تا دو هزار و هشتصد سال (1000، 1450، 1470، 2300، 2500 و 2800 سال) نقل شده است که از این مدت، 950 سال را به رسالت و پیامبری مشغول بود.
مطابق اخبار و تواریخ، قبر حضرت نوح علیه السلام در نجف و در کنار قبر امیر المومنین علی علیه السلام قرار دارد که در زیارت‌نامه‌ی امام علی نیز به آن اشاره شده است.

گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

حضرت نوح عليه السلام يكي از پنج پيامبر اولوالعزم است. در حقيقت نوح عليه السلام اولين پيامبري است كه خداوند دين مستقل به او عنايت فرموده و اولين كتاب آسماني را بر او نازل نمود.

در قرآن كريم به گوشه هايي از زندگي و سيره آن حضرت پرداخته شده است كه جواب بسياري از سؤالات ما را برآورده مي سازد. قرآن كريم زندگي حضرت نوح را به چند دوره تقسيم مي كند و هر دوره به ما معرفي مي نمايد كه نحوه برخورد آن حضرت را مردمان و نحوه برخورد مردمان را با او بازگو مي نمايد.

اين دوره ها به روايت قرآن كريم به شرح ذيل است:

1 ـ اولين دوره زندگي آن حضرت، عبارت از مبعوث شدن آن حضرت به پيامبري است و نيز دل سوزي آن حضرت نسبت به گمراهان و هدايت آنها.

حضرت نوح مدت چند صد سال مردم را به سوي حق و روشنايي هدايت فرمود. اما كم بودند گوشهايي كه پيام او را بشنوند و اندك بودند دل هايي كه به نواي او دل بسپارند. هر اندازه كه حضرت نوح در صدد هدايت و راهنمايي آن قوم بود، آن قوم در صدد دوري و كناره گيري از آن حضرت بودند. تنفر آن قوم جاهل و بدسيرت از حضرت نوح به حدي رسيده بود كه وقتي يكي از آنان مي مرد، به فرزندان خود وصيّت مي كرد كه مبادا به اين مرد كه نوح است، نزديك شويد و حرفهاي او را گوش بدهيد.

متأسفانه از علل تنفر آنها، چيزي به ما نرسيده است اما مي توان اين گونه حدس زد كه چون مهمترين كار انبياء، روشنگري و مبارزه با جهل و خرافه است و از طرفي چون اين امور گاهي به مرور زمان در دل نفوذ مي كند و تمام هستي آنها را در اختيار مي گيرد، لذا با هر كس كه با اين مقبولات خرافي مبارزه كند و در صدد روشنگري باشد، به مبارزه برمي خيزند.

2 ـ دومين مرحله مبارزه آن قوم با حضرت نوح شيوه ها و شكلهاي گوناگوني داشت. يكي از شيوه های برخورد آن قوم، تمسخر بود.

به كارهاي او به عنوان كارهايي كه سابقه نداشته است، مي نگريستند. بنابراين به آن حضرت مي خنديدند. قرآن كريم مي فرمايد: هر گاه بزرگان بر آن حضرت مي گذشتند او را مسخره مي كردند كه نوح هم در مقابل مي فرمود: ما نيز شما را مسخره خواهيم کرد.... و اين امر به زودي معلوم خواهد شد و ... اين چنين بود كه نوح علي نبينا و آله و عليه السلام از هدايت آنها خسته و مأيوس مي شود و آنها را نفرين مي كند و مي گويد: پرودگارا از اين كافران، كسي را روي زمين مگذار زيرا اينان گمراه كننده بندگان تو هستند... خداوند نيز در جواب آن حضرت مي فرمايد: همانا غير آنان كه از قوم تو ايمان آورده اند، ديگر كسي ايمان نمي آورد. پس غمگين مباش به آنچه اينان مي كنند.

اما مرحله آخر اينجاست كه خداوند به حضرت نوح دستور مي دهد كه در صدد ساختن كشتي باشد. آن حضرت مشغول ساختن كشتي مي شود. اما باز هم از استهزاء‌ آن قوم نابكار در امان نيست. بعد از مدّتي كشتي ساخته مي شود. خداوند امر مي فرمايد: كه از هر جانداري دو جفت به علاوه اهل و دوستان و مومنين را سوار كشتي كن. وقتي همه سوار شدند، ناگهان باراني سيل آسا از آسمان و جوشيدن آب از زمين آغاز شد. مدت زماني بعد سراسر منطقه را آب گرفت و همه ظالمان و گمراهان را در كام خود فرو برد.ککککککککککککککککککککککککککک

 

حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیا، اولین پیامبران اولوالعزم است که کتاب آسمانی آورد.
تمام پیامبران، به غیر از حضرت آدم علیه السلام و حضرت ادریس علیه السلام، نسبشان به حضرت نوح میرسد. نام اصلی او در روایات، عبدالغفار، عبدالملک و عبدالاعلی آمده و علت این نام نوح، به دلیل کثرت گریه ونوحه زیاد او بوده است .

در قرآن کریم 43 مرتبه نام او ذکر شده است. داستان او باقومش در سوره های اعراف، مومنون، شعرا، قمر، نوح وتفصیل بیشتردر سوره هود میباشد.

بعد از حضرت آدم، مردم به صورت یک امت بر دین توحید بودند و زندگی ساده ای میکردند، اما کم کم روح تکبر در میان آنها شایع شد .
قدرتمندان آنها به ضعیفان و زیردستان ظلم میکردند، اختلاف طبقاتی شدید و زورگویی وبه دنبال آن، منازعات ومشاجرات زیادی پیدا شد و در نهایت، مردم به شرک و بت پرستی رو آوردند و ازدین توحید وعدالت اجتماعی دور شدند. مهم ترین بت های آنآن که در سوره نوح به آنها اشاره شده، عبارتند از (ود) (سواع) (یغوث) (یعوق) و(نسر) .

در این هنگام بود که خداوند نوح را به رسالت مبعوث کرد و او را باکتاب آسمانی ودین توحید به سوی مردم فرستاد. از این رو، بقای توحید در روی زمین مرهون آن حضرت است.
لذا خداوند آن حضرت را به سلامی خاص اختصاص داده است:
سلام علی نوح فی العالمین (سوره صافات، آیه 79)
''ترجمه: درود و سلام بر نوح در میان جهانیان.''

نوح دعوت خود را به خدا و آیات او شروع کرد و در این راه هرچه توانست کوشش نمود. شب و روز، علنی و مخفی، مردم را به سوی خدا و حق، فرا می خواند؛ ولی آن قوم، جز با عناد و تکبرورزی به او پاسخ نمی دادند. هر قدر که نوح در دعوت و ارشاد آنها می افزود، آنها به سرکشی و کفر خودشان می افزودند و نوح را مسخره میکردند و او را دروغگو و مجنون می گفتند؛ تا آنجا که بزرگان آن قوم و مخالفانش گفتند: ای نوح، اگر از این حرفها ودعوت هایت دست برنداری تو را سنگسار میکنیم.

این دعوت ها و پایداری های حضرت نوح مدت950 سال طول کشید، ولی جز خانواده او و تعداد معدودی کسی ایمان نیاورد. در این زمان بود که دیگر حضرت نوح ناامید شد و به پروردگار خود شکایت کرد و از او یاری خواست. خداوند هم به او وحی کرد که جز افرادی که ایمان آورده اند، کس دیگری ایمان نخواهد آورد و به وی دلداری داد.
آنگاه نوح قوم خود را نفرین کرد که: خدایا! این قوم را نابود کن و احدی از آنها را باقی مگذار.

خدا به او وحی کرد که" بانظارت و وحی ما کشتی بساز"

کشتی حضرت نوح
خداوند به نوح امر کرد که به تایید و کمک الهی، کشتی بسازد. نوح هم در آن سرزمین، که به هیچ وجه آب در حوالی آن نبود، شروع به ساختن کشتی نمود. مردم دسته دسته بر او گذر می کردند و او را مسخره می نمودند و حرف های ناشایست به او می زدند تا بالاخره، ساخت کشتی تمام شد.
از طرف خدا به نوح وحی شد که از هر حیوانی یک جفت (نر و ماده) درکشتی سوار کند. همچنین خانواده اش و تمام کسانی که به او ایمان آورده بودند، _به غیر از زن خائن و پسرش_ به کشتی سوار شدند

نزول عذاب و طوفان
کم کم نشانه های عذاب پیدا شد و آن این بود که آب از تنور فوران کرد و آنقدر آب از آسمان سرازیر شد که زمین را به صورت چشمه ها در آورد. و رود ها همه طغیان کردند و این آب ها به هم رسید و بالا آمد و کشتی بر روی آن در میان امواجی چون کوه به راه افتاد و به این ترتیب، طوفان همه گیر شد و تمام آن مردم ستمکار را گرفت و مردم همه غرق شدند.

سپس در این موقع خداوند به زمین امر کرد که آب خود را فرو برد و آسمان از باریدن خودداری کند. آنگاه نوح و همراهانش از کشتی خارج شدند و خدا را سپاس گفتند و او را به یگانگی و اسلام، پرستش کردند و دودمان او وارث زمین گشتند.

عمر حضرت نوح
مدت عمر او را از 1000 سال تا 2800 سال گفته اند، زیرا 950 سال ، فقط مدت دعوت و رسالتش بود. اگرچه بعضی ها همان 950 سال را عمر آن حضرت دانسته اند. بهر حال در میان پیامبران الهی ، کسی به اندازه نوح عمر نکرده است.
مدفن او، در داخل ضریح مطهر امام علی علیه السلام در نجف|نجف اشرف در عراق می باشد .

ککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

نام‌ اصلى‌ نوح‌،عبدالغفار يا عبدالملك‌ يا عبدالاعلى‌ ' است‌ و علت‌ اينكه‌ او رانوح‌ خواندند كثرت‌ نوحه‌ و گريه‌ آنحضرت‌ بوده‌ است‌.

        «نوح‌ پيامبر تا وقتى‌ كه‌ 460 سال‌ از عمرش‌ گذشته‌ بود،پيوسته‌ در كوهها زندگى‌ مى‌ كرد وبعبادت‌ حقتعالى‌ روزگار خود را بسر مى‌ برد و زن‌ وفرزندى‌ نداشت‌ ولباس‌پشمين‌ ميپوشيد و از سبزيهاى‌ زمين‌ غذاى‌ خود را تأمين‌ مى‌ كرد تا اينكه‌ پس‌ ازگذشتن‌ مدت‌ مزبور جبرئيل‌ بنزد وى‌ آمده‌ گفت‌:چرا از مردم‌ كناره‌گيرى‌ كرده‌اى‌ ؟گفت‌:براى‌ آنكه‌ قوم‌ من‌ خدا را نمى‌ شناسند از اينرو من‌ از ايشان‌ كناره‌گيرى‌ اختيار كرده‌ام‌.جبرئيل‌ گفت‌:با آنان‌ مبارزه‌ كن‌!نوح‌ گفت‌:قدرت‌ ندارم‌.و اگر عقيده‌ مرابفهمند مرا مى‌ كُشند.

        جبرئيل‌ گفت‌:اگر نيروى‌ اين‌ كار بتو داده‌ شود با آنها مبارزه‌ مى‌ كنى‌ ؟

        نوح‌ گفت‌:چه‌ بهتر از اين‌،و اين‌ كمال‌ آرزوى‌ من‌ است‌.در اين‌ موقع‌ نوح‌ پرسيد:توكيستى‌ ؟

        جبرئيل‌ فرشتگان‌ را صدا زد و چون‌ فرشتگان‌ بدورش‌ جمع‌ شدند،نوح‌ ترسيدولى‌ جبرئيل‌ خود را به‌ وى‌ معرفى‌ كرد و سلام‌ خداى‌ رحمان‌ را بوى‌ ابلاغ‌ كرد وبشارت‌ نبوت‌ را بدو داد و به‌ او دستور داد با عموره‌- دختر ضمران‌ بن‌ اخنوخ‌ - كه‌نخستين‌ كسى‌ بود كه‌ بعدا به‌ نوح‌ ايمان‌ آورد- ازدواج‌ كند.

        نوح‌ در حالى‌ كه‌ روز عيد بود و عصايى‌ در دست‌ داشت‌ كه‌ از ضمير مردم‌ خبرمى‌ داد،نزد مردم‌ آمد .در آن‌ روز سركرده‌هاى‌ قوم‌ نوح‌ هفتاد نفر بودند كه‌ نزد بتهارفته‌ بودند.نوح‌ صدا را به‌ لااله‌ الاّالله بلند كرد و نبوت‌ خويش‌ و پيامبران‌ قبل‌ از خودوبعد از خود را به‌ مردم‌ اطلاع‌ داد.در اين‌ موقع‌ بتها را لرزه‌ فرا گرفت‌ و آتشهائى‌ را كه‌روشن‌ كرده‌ بودند خاموش‌ شد و مردم‌ دچار وحشت‌ شدند.

        بزرگان‌ و سركرده‌ هاپرسيدند:اين‌ مرد كيست‌؟

        نوح‌ گفت‌:من‌ بنده‌ خدا هستم‌ كه‌ خداوند مرا به‌ عنوان‌ پيامبر بنزد شما فرستاده‌است‌ و من‌ شما را از عذاب‌ الهى‌ بيم‌ مى‌ دهم‌.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

و آن كشتی به دریا با امواجی مانند كوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد ای پسر تو هم به این كشتی در آی و با كافران همراه مباش. (42) آن پسر نااهل پاسخ داد كه من به زودی بر فراز كوه روم كه از خطر هلاكم نگه دارد، نوح گفت: ای پسر امروز هیچ كس از قهر خدا به لطف او نجات نیابد این بگفت و موج میان آنها جدایی افكند پسر با كفار غرق شد. (43) و به زمین خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به یك لحظه خشك شد و حكم انجام یافت و كشتی بر كوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسید. (44) و نوح به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا فرزند من اهل بیت من است (كه وعده لطف دادی) و وعده عذاب تو هم حتمی است كه قادرترین حكم‌فرمایانی. (45) خدا به نوح خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهلیت ندارد زیرا او را عملی بسیار ناشایست است پس تو از من تقاضای امری كه هیچ از حال آن آگاه نیستی مكن من تو را پند می‌دهم و از مردم جاهل مباش. (46) نوح گفت: بار الها پناه می‌برم به تو كه دیگر چیزی كه نمی‌دانم تقاضا نكنم و اكنون اگر مرا نبخشی و ترحم ننمایی من از زیانكارانم. (47) به نوح خطاب شد كه از كشتی فرود آی كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم كه همیشه با تواند. و به امت‌هایی كه (ستمگر شوند) پس از آنكه بهره از دنیا دهیم آنان را عذاب دردناك خواهیم كرد. (48) این از اخبار غیب است پیش از آنكه ما به تو وحی كنیم و قومت هیچ از آن آگاه نبودید پس تو در طاعت حق صبر كن كه عاقبت اهل تقوی نیكو است. سوره هود
اولین بار (1379) در مقاله «نوح و نوحاوند» ادعا كردم توفان نوح مقابل رشته كوه‌های زاگرس آرام شده و كشتی نوح در كوه «سركشتی» به گل نشسته است. همان گونه كه گمان می‌بردم برخی از صاحب‌نظران این ادعا را مغایر اسناد تاریخی دانستند و نتیجه برخورد دوستان این شد تا این فرضیه در داخل كشور نتیجه‌ای ندهد. بنابراین مقاله را به بنیاد نوح‌شناسی آمریكا فرستادم. چندی بعد گروهی سه نفره از آمریكا به ایران آمدند. با یكی از آنها به كوه «سركشتی» رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگ‌های بسیار عجیبی را پیدا كردیم كه مانند حلقه‌های زنجیر بود و همچنین قبرهایی مربوط به پیش از اسلام. دو قبر در بالای كوه «سركشتی» وجود دارد كه به اعتقاد من یكی قبر نوح و دیگری احتمالا قبر حضرت آدم است.
چندی پیش یكی از دوستان فصلنامه‌ای در اختیارم گذاشت كه در این فصلنامه مقاله‌ای جالب نظرم را جلب كرد.
«نوح و نوحاوند» عنوان آن مقاله بود. دكتر علی‌اكبر افراسیاب‌پور، نویسنده مقاله، عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی تهران مدعی شده كه توفان نوح در ایران پایان یافته و كشتی او در زاگرس به گل نشسته است.
اسناد و مداركی كه نگارنده در این مقاله ارائه كرده و به نظرم بسیار محكم بود. به قدری از این موضوع شگفت‌زده شدم كه از طریق همان دوست توانستم با دكتر افراسیاب‌پور قراری بگذارم.
قرارمان می‌شود ساعت 10 صبح روز یكشنبه 21 بهمن ماه 1386، آپارتمان شخصی دكتر در منطقه قنات‌كوثر.
خلاف تصورم معماری داخلی منزل وی كاملا امروزی است. خودش در این باره می‌گوید: زیاد در خانه نیستم چون بیشتر اوقات را در دانشگاه سپری می‌كنم.
شما كه همیشه در دانشگاه هستید پس قبر نوح و كشتی او را چگونه در كوه‌های زاگرس پیدا كردید؟
سال 1362 كه از جبهه برگشتم در صدا و سیمای مركز لرستان مشغول كار شدم. برنامه‌ای رادیویی داشتم كه باید درباره زندگی ایلات و عشایر استان پژوهش می‌كردم. طی این پژوهش متوجه شدم كوهی به نام «سركشتی» در سمت نورآباد و نهاوند قرار دارد. شنیدن این نام برایم بسیار جالب بود؛ چراكه در آن منطقه نه دریایی است و نه راهی كه با دریا ارتباط داشته باشد، اما اینكه «سركشتی» از كجا آمده بود آغازی شد بر مطالعاتم.
رشته تحصیلی‌تان چیست؟
كارشناسی فلسفه دارم، اما دوره دكترای خود را در گرایش عرفان گذرانده‌ام. 12 جلد كتاب تالیف كرده‌ام و 54مقاله داخلی و خارجی چاپ شده دارم.
پس شما هم چیزی از نوح در ایران نشنیده بودید؟
خیر،‌ اما تصمیم گرفتم مطالعاتم را درباره رشته‌كوه‌های زاگرس ادامه دهم. در قلب رشته‌كوه زاگرس، كوهی به نام «گرین» قرار گرفته است. این كوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب این شهر ادامه دارد. رود معروف «گاماسیاب» كه سرچشمه رود كرخه است از این كوه سرچشمه می‌گیرد. با مطالعاتی كه انجام دادم به اسناد و مداركی پی بردم كه در آنها گفته شده بود «نهاوند» همان «نوح،‌آب‌، بند» است و به علت كثرت استفاده طی سال‌های دور از «نوح آب‌بند» به «نهاوند» تغییر یافته است.
چگونه امكان دارد در منطقه‌ای كه دریایی ندارد و از هر دو طرف به كوه مشرف است، توفانی رخ داده باشد؟
اگر به رشته‌كوه زاگرس توجه كنید،‌ متوجه خواهید شد كه این رشته‌كوه مانند دیواری است كه هر دوطرف آن دشت قرار دارد شكل این رشته‌كوه به خوبی نشان می‌دهد كه اگر در منطقه بین‌النهرین توفانی روی داده باشد این كوه آن را مهار كرده است چون اصلی‌ترین دیواره‌ای است كه می‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد.
همان گونه كه گفتم كوه‌ گرین در قلب زاگرس قرار گرفته است. ارتفاع همه قله‌های زاگرس نزدیك به هم است. در سلسله‌كوه‌های گرین كوهی قرار دارد به نام «سركشتی»، این كوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. با بررسی میدانی در این كوه متوجه شدم بالای آن دو قبر خیلی قدیمی قرار گرفته است كه هم‌اكنون به عنوان امامزاده «بابای بزرگ» مورد زیارت مردم قرار می‌گیرد.
در فرهنگ ایرانی فقط دو پیامبر را به نام بابای بزرگ می‌دانند یكی نوح و دیگری آدم.
‌یعنی الان آن قبر زیارتگاه است؟
بله، از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد برای زیارت، پا به این منطقه می‌گذاشته‌اند.
در قرآن آمده كه كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفته است، شما مدعی هستید كه «گرین» همان‌ «جودی» است؟
آیه 44 سوره نوح اشاره می‌كند «و به زمین خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به یك لحظه خشك شد و حكم انجام یافت و كشتی بر كوه جودی قرارگرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسید»
می‌بینید كه قرآن اشاره می‌كند كه جودی محل به گل نشستن كشتی نوح است. با گسترش پژوهش‌ها متوجه شدم طایفه‌ای به نام جودی و جودكی آن منطقه زندگی می‌كنند. هم‌اكنون هم افراد زیادی در سراسر ایران نام خانوادگی «جودی» یا «جودكی» را دارند.
آیا به غیر از مشاهده‌های جنابعالی، اسناد تاریخی دیگری وجود دارد كه در آن به وجود قبر نوح در نهاوند اشاره كند؟
بله، اسناد تاریخی بسیاری وجود دارد. ابن‌فقیه همدانی در سال 290قمری (1200سال پیش) در كتاب «البلدان» (به زبان عربی و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: «نهاوند از ساخته‌های نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفته‌اند.»
یاقوت حموی متوفی 624 قمری در كتاب معجم‌البلدان صفحه 361آورده است: «نهاوند را به این دلیل نهاوند گفته‌اند كه از ساخته‌های نوح (ع) است»
ابی‌الفداء متوفی 732 در كتاب تقویم البلدان چاپ پاریس صفحه 417 یادآور می‌شود: «نهاوند شهری از سرزمین كوهستان است كه نوح آن را بنا كرده است.»
زكریا قزوینی در سال 674 قمری در كتاب آثار البلاء صفحه 545 می‌نویسد: «نهاوند از بناهای نوح نبی(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است» در كتاب مجمل‌التواریخ تالیف سال 530 قمری صفحه 186 می‌خوانیم:
«نوح پیغامبر شهر را بنا كرد به نام خویش «نوح آوند» و آن نهاوند است.
ابن اثیر در جلد سوم كتاب خود صفحه 335 می‌آورد:
«نهاوند شهری است از بلاد جبل گویند آن را نوح بنا كرده است» در كتاب عجایب‌المخلوقات (سال 555 ق)كه اروپایی‌ها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: «نهاوند شهری قدیم است كه آن را نوح بنا كرد. آن را نوح آوند گویند.»
خلف تبریزی در سال 1062 در كتاب برهان قاطع صفحه 1173 می‌نویسد: «نهاوند: نوح‌(ع) بانی آن شهر بوده و‌آن را نوح‌آوند می‌گفته‌اند یعنی
«نوح تخت» و «نوح مسند». پایتخت نوح بوده و آوند به معنی تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده است.»
می‌بینید كه وجود قبر نوح و آرام گرفتن كشتی این پیامبر در ایران نه تنها حرفی امروزی نیست بلكه سخنی تاریخی است و مانند این جملات در كتاب‌های زیاد دیگری نیز آمده كه شرح آن در این گفت‌و گو نمی‌گنجد.
سال 79 نسخه‌ای از مقاله‌ را برای بنیاد نوح‌شناسی آمریكا فرستادم چون در داخل كشور كسی به این موضوع اهمیت نداد.
پس از اینكه مقاله را به آمریكایی‌ها دادم گروهی سه‌نفره برای بررسی موضوع به ایران آمدند. با یكی از آنها به منطقه رفتیم. از منطقه فیلمبرداری كردند. سنگ‌های عجیبی در منطقه پیدا كردیم؛ مانند حلقه‌های زنجیر و قبرهایی مربوط به دوران پیش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پیرمردهای اطراف كه مصاحبه كردیم همگی آنها می‌گفتند نام این كوه سركشتی است و اجداد ما گفته‌اند قبر نوح اینجاست. جالب اینكه تا 80 كیلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومی همین نكته را نیز می‌گفتند.
به غیر از آمریكایی‌ها گروهی دیگر از منطقه بازدید داشته‌اند؟
بله، چند ماه بعد از بازدید آمریكایی‌ها یك گروه انگلیسی از منطقه بازدید كرد.
شما به آنها اطلاع‌دادید؟
نمی‌دانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف‌ هزینه‌های زیادی منطقه را مورد بازدید قرار دادند و قرار است طی ماه‌های آینده دوباره به نهاوند بروند.
ظاهرا كشورهای دیگری هم مدعی نوح هستند!
هم‌اكنون شش كشور عراق، سوریه، تركیه، آذربایجان، ایران و یمن مدعی هستند كه كشتی نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هیچ تعصبی خدمتان می‌گویم كه اسناد و مدارك ایران بسیار قوی‌تر از سایر كشورها است.
اگرچه معتقدم اسناد و مدارك ایرانی‌ها بسیار قوی‌تر است اما باز تاكید می‌كنم كار علمی تعصب‌بردار نیست و هر كس سند و دلایل ارائه دهد باید حرف او را پذیرفت و نباید فراموش كنیم درباره امور باستانی نمی‌توان به قطعیت صحبت كرد.
منابعی كه ارائه دادید عمدتا عربی بود، آیا منابع دیگری هم وجود دارد؟
یكی از جغرافی‌دانان به نام پاپلی‌ یزدی در كتاب فرهنگ آبادی‌ها صفحه 8 درباره كوه سركشتی نوشته است: «سركشتی محل به گل نشستن كشتی نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته كوهی است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاج‌حیدر كه كهن‌سال‌ترین مرد قبیله بود درباره وجه تسمیه این كوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، كشتی نوح بر بالای این كوه به گل نشست و از حركت باز ایستاد.»
اهل حق كه گروهی از درویشان قدیمی غرب ایران هستند برای گنبد «بابای بزرگ» (همان قبر نوح) احترام خاصی قائل هستند و قرن‌ها است كه به صورت كاروان از استان‌های كردستان، كرمانشاه و لرستان به زیارت آن می‌روند.
هنری راولینسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به كوه زیبای «چهل نابالغان» رسیدیم كه از طرف غرب به یك سلسله كوه مرتفع به نام سركشتی می‌رسد. لر, ها معتقدند كشتی نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است.»
ادعای اینكه قبر نوح در ایران است از لحاظ اقتصادی چه چیزی در بر دارد؟
شما توجه كنید پس از مطرح شدن این فرضیه چند گروه باستان‌شناس معتبر پای به كشورمان گذاشته‌اند. جای تعجب است چنین موضوع مهمی برای برخی از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما كشورهای دیگر كه خدمتتان گفتم: با وجود اینكه اسناد و مدارك ضعیف‌تری دارند با استفاده از تبلیغات فراوان و حمایت دولت‌هایشان، توانسته‌اند توریست‌های زیادی را جمع كنند.
آرام شدن توفان نوح در ایران را از چه جنبه‌هایی بررسی كردید؟
از سه جنبه علمی و تاریخی، اسطوره‌ای و داستانی و دینی و مذهبی این توفان را بررسی كرده‌ام. از هر سه جنبه می‌توان ثابت‌ كرد هزاران سال پیش توفانی رخ داده است.
همه فرهنگ‌ها به نوعی داستان نوح را شنیده‌اند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگری به نام «اندری» ماجرای توفان نوح را با روایت‌های مختلف گردآوری كرده است. 68 روایت محلی، 13 روایت در آسیا، 4 روایت در اروپا، 5 روایت در آفریقا.
ویلكاكس یكی از باستان‌شناسانی است كه در منطقه بین‌النهرین پژوهشی انجام داده و فرضیه‌ای را عنوان می‌كند كه براساس آن طغیان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و كوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدی جلوی این آب ایستاده است.
توفان نوح چند سال پیش رخ داده است؟
نمی‌توان در مورد وقوع این توفان عدد ‌داد اما اگر بخواهیم حدودی سال وقوع توفان نوح را بگوییم می‌توان گفت حدود 4هزار سال پیش این توفان رخ داده است.
چگونگی وقوع این توفان مشخص نیست؟
تورات معتقد است توفان 350سال طول كشید. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به میان آورده اما هیچ اشاره‌ای به سال نمی‌كند.
گفتید كه دو قبر را در بالای كوه سركشتی پیدا كرده‌اید. یكی از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به كیست؟
حدس می‌زنم یكی از نزدیكان نوح باشد ضمن اینكه بعید هم نیست قبر حضرت آدم در آن جا باشد

 

        عموره‌ وقتى‌ سخن‌ نوح‌ را شنيد به‌ او ايمان‌ آورد.پدرش‌ وقتى‌ متوجه‌ شد به‌عموره‌ گفت‌:باين‌ زودى‌ سخن‌ نوح‌ در تو اثر كرد؟من‌ مى‌ ترسم‌ كه‌ پادشاه‌ متوجه‌ايمان‌ تو شود وتو را بكشد.

        ولى‌ عموره‌ به‌ سخن‌ پدر توجهى‌ نكرد و دست‌ از ايمان‌ خود بر نداشت‌.پس‌ ازآن‌ هرچه‌ او را تهديد كرده‌ وزندانى‌ نمودند از ايمان‌ بخداى‌ نوح‌ دست‌ نكشيد تابالاخره‌ نوح‌ با وى‌ ازدواج‌ كرد و سام‌ بن‌ نوح‌ از وى‌ بدنيا آمد.

            علامه‌ مجلسى‌ طبق‌ روايات‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) عمر نوح‌ را 2500 سال‌ ذكر كرده‌ كه‌850 سال‌ قبل‌ از پيامبرى‌ و 1150 سال‌ بعد از پيامبرى‌ وقبل‌ از طوفان‌ و500 سال‌بعد از طوفان‌ زندگى‌ نمود.قبر نوح‌ در نجف‌ است‌.

نوح در قرآن

            قسمتى‌ از سخنان‌ نوح‌ با قومش‌ را در پايين‌ مرور مى‌ نمائيم‌:

  «نوح‌ به‌ مردم‌ گفت‌ كه‌ من‌ هشداردهنده‌ بطور آشكار هستم‌.نبايد غير ازخداى‌ واحد را بپرستيد كه‌ من‌ بر شما از عذاب‌ دردناك‌ قيامت‌ مى‌ ترسم‌.عده‌اى‌ ازكافران‌ قومش‌ گفتند ما تو را آدمى‌ مانند خود مى‌ دانيم‌ وطرفداران‌ تورا آدمهاى‌ ساده‌وپست‌ مى‌ دانيم‌.و شما را داراى‌ فضيلتى‌ بر خود نمى‌ دانيم‌ بلكه‌ شمارا دروغگومى‌ پنداريم‌.نوح‌ گفت‌ اگر من‌ معجزه‌ بياورم‌ وشما را در حالى‌ كه‌ ناراحت‌ هستيدمجبور (به‌ پذيرش‌ حق‌)بوسيله‌ معجزه‌ كنم‌؟اى‌ قوم‌ من‌!من‌ از شما مزدى‌ نمى‌ خواهم‌ كه‌ مزدم‌ با خداست‌ ومن‌ مؤمنين‌ را از خودم‌ دور نمى‌ كنم‌ زيرا اينها خدارا ملاقات‌ خواهند كرد ولى‌ شمارا نادان‌ مى‌ پندارم‌.اى‌ قوم‌ من‌!اگر اين‌ مؤمنين‌ را ازخودم‌ دور كنم‌ چه‌ كسى‌ مى‌ تواند پاسخ‌ خدا را در اين‌ مورد بدهد؟چرا متذكرنمى‌ شويد؟من‌ نه‌ مى‌ گويم‌ كه‌ خزائن‌ خدا نزد من‌ است‌ و نه‌ مى‌ گويم‌ كه‌ علم‌ غيب‌مى‌ دانم‌ و نه‌ مى‌ گويم‌ من‌ فرشته‌ام‌!ونه‌ به‌ آنان‌ كه‌در چشمان‌ شما خوار به‌ نظر مى‌ آيندنمى‌ گويم‌ كه‌ خدا   هرگز به‌ آنان‌ نيكى‌ نمى‌ دهد كه‌ اگر اين‌ گويم‌ جزو ستمكاران‌خواهم‌ بود.

آنها گفتند كه‌:حقيقتا تو با مامجادله‌ زياد مى‌ كنى‌ .اگر راست‌ مى‌ گوئى‌ آنچه‌ را كه‌ وعده‌داده‌اى‌ (عذاب‌ الهى‌ )بياور.نوح‌ گفت‌ هرگاه‌ خدا بخواهد مى‌ آورد وشما نمى‌ توانيدمانع‌ آن‌ شويد.اگر خدا بخواهد كه‌ شماا بخاطر كفرتان‌ عقوبت‌ كند،نصيحت‌ من‌ به‌شما فايده‌اى‌ ندارد.او خداى‌ شماست‌ وبسوى‌ او برخواهيد گشت‌.»

   «نوح‌ به‌ قومش‌ مى‌ گفت‌:چرا تقوا نداريد؟من‌ براى‌ شما پيامبرى‌ امين‌هستم‌.پس‌ تقوا داشته‌ باشيد و از من‌ اطاعت‌ كنيد.من‌ از شما مزد نمى‌ خواهم‌ زيرامزدم‌ با خداوند عالميان‌ است‌.پس‌ تقوا داشته‌ باشيد و از من‌ اطاعت‌ نمائيد.آنهاگفتند:از تو پيروى‌ كنيم‌ درحالى‌ كه‌ فرومايگان‌ در اطراف‌ تو هستند؟نوح‌ گفت‌:من‌ ازكارهاى‌ آنان‌ اطلاع‌ نداريم‌ و اگر مى‌ فهميد حساب‌ آنها با خداست‌. ومن‌ مؤمنين‌ را ازخود دور نمى‌ كنم‌ زيرا من‌ فقط‌ هشدار دهنده‌اى‌ آشكار هستم‌.گفتند:اگر از اين‌ حرفهادست‌ برندارى‌ تو را سنگسار مى‌ كنيم‌!»

   وقتى‌ كه‌ نوح‌ به‌ دستور خداكشتى‌ مى‌ ساخت‌،هرگاه‌ عده‌اى‌ از قومش‌ از آنجامى‌ گذشتند او را مسخره‌ مى‌ كردند.نوح‌ هم‌ مى‌ گفت‌:اگر امروز شما مارا مسخره‌مى‌ كنيد ما هم‌ در آينده‌ شما را مسخره‌ خواهيم‌ نمود.

  تا اينكه‌ فرمان‌ عذاب‌ آمد وآب‌ از تنور عذاب‌ جوشيد.پس‌ خدا به‌ نوح‌دستور داد تا از هر حيوان‌ ،جفتى‌ بردارد وباتفاق‌ مؤمنين‌ سوار كشتى‌ شود.وقت‌سوار شدن‌ ،نوح‌ گفت‌،با نام‌ خدا سوار شويد كه‌ رفتن‌ وايستادن‌ از خداست‌.حقيقتاخداى‌ من‌ آمرزنده‌ وبخشنده‌ است‌.

  در حالى‌ كه‌ كشتى‌ در ميان‌موجهاى‌ چون‌ كوه‌   مى‌ رفت‌،نوح‌ پسرش‌ را ديدپس‌ او را صدا زد وگفت‌:با ما سوار شو وجزو كافران‌ نباش‌!اما پسر جواب‌ داد به‌كوهى‌ پناه‌ مى‌ برم‌ تا مرا از آب‌ نگه‌ دارد.نوح‌ گفت‌:امروز كسى‌ نمى‌ تواند ز عذاب‌خدا رها شود مگر آنكه‌ خدا به‌ او رحم‌ كند.ناگاه‌ موج‌ بين‌ نوح‌ وپسرش‌ فاصله‌ شد وپسر نوح‌ غرق‌ گرديد.» گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.
از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»
طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.
وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.
● تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.
● تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.
...خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است...
● کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.
و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)
و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما
به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.
اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.
در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.
کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.
در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.
این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟
● لنگرهای کشتی هم کشف شد!
بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.
کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.
اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.
طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد...
● کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد
روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف]
درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف]
محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]
در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
...در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می کنیم:
۱) «کتاب مقدس» می گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.
۲) قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکی «کودی» داغ یا همان کوه «جودی» نام دارد. [در منابع اسلامی آمده است که محل کوه جودی در منطقه موصل است. مثلاً در کتاب «الدر المنثور» از امام کاظم(ع) نقل شده که «جودی کوهی است در موصل». رجوع به نقشه جغرافیایی نشان می دهد که نزدیکترین محل معروف و شناخته شده در عصر ائمه به کوه آرارات، منطقه موصل در شمال عراق است- انصاف]
قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه۴۴)
و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت. [

۳) آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می شود.
۴) اسامی برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- انصاف (به نقل از "کشتی گمشده نوح" صفحه ۱۷۱)]
هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.
در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.
● ادعای یافته شدن کشتی نوح در ارتفاعات البرز
ادعای یافته شدن کشتی نوح در ارتفاعات البرز
چندی پیش تیمی از باستان‌شناسان تگزاسی، مدعی شده‌اند که بقایایی را در ارتفاع ۱۳ هزار پایی کوه‌های البرز در شمال ایران پیدا کرده‌اند که متعلق به کشتی نوح است.
به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، به نقل از سایت «Netscape»، «آرک بونما»، عضو مؤسسه جستجو و کشف آثار باستانی کتاب مقدس به شبکه «ABC» می‌گوید: « اگر کشتی نوح نیست، پس چیست؟». تیم باستان‌شناسی، این آثار را در کنار یک برآمدگی یافتند، اما در آغاز گمان نمی‌کردند که کشتی نوح باشد. آنان هنوز هم متعجب و امیدوارند.
«رابرت کورنوک»، رئیس تیم به شبکه «ABC» گفت: ما چیزی را یافتیم که قلب من را به تپش واداشت. در آغاز زیاد مهم نبود، ولی وقتی نزدیک شدیم، تعجب کردیم؛ بسیار شبیه به چوب بود و از پایین، درست شبیه به عرشه یک کشتی مدرن بود». در کتاب مقدس مسیحیان هم آمده که این کشتی، در کوه‌های آرارات قرار دارد و نظریه‌پردازان می‌گویند که طول آن، هزاران مایل است.
هرچند بسیاری گفته‌اند، اگر این کشتی پیدا شود، در کوه‌های آرارات در ترکیه پیدا خواهد شد، اما اعضای تیم می‌گویند که موقعیت این کشتی در ایران، مطابق با شواهد جغرافیایی کتاب مقدس است. کشتی اندازه‌ای حدود یک هواپیمای کوچک را داشته و آثار کشف شده نیز به همان مقیاس و اندازه هستند. یافته این گروه، حدود ۴۰۰ متر طول دارد و شامل صخره‌هایی است که به طور مشخص از چوب سیاه هستند، در حالی که صخره‌های منطقه، کاملا قهوه‌ای است.
جالبتر آن‌که بعضی بخش‌‌های چوب مانند این صخره در این هفته، مورد آزمایش قرار گرفتند و مشخص شد که چوب‌های سنگواره هستند. در کتاب مقدس آمده است که بدنه کشتی قیراندود شده که ماده‌ای سیاه است. در داخل بخشی از این «صخره» نیز یک فسیل دریایی پیدا شد که تنها متعلق به زیر دریاهاست.
اما چرا عده بسیاری به دنبال کشتی نوح هستند؟ «بروس فیلر»، یک نویسنده مذهبی به «ABC» گفته است: این ایده وجود دارد که اگر بتوانیم ثابت کنیم، این کشتی وجود داشته، آن‌گاه می‌توانیم ثابت کنیم که این داستان واقعیت است و مهم‌تر از آن، می‌توانیم اثبات کنیم که خداوند هم وجود دارد».
● طوفان نوح
حضرت نوح اولین پیامبر اوالو العزم الهی است که مدت رسالت او به تصریح قرآن مجید نهصد و پنجاه سال بوده است و در این مدت طولانی جز تعداد اندکی که گفته شده حدود چهل نفر مرد و چهل نفر زن بودند کسی به او ایمان نیاورده و همگی راه کفر و الحاد را در پیش گرفتندو او را بسیار آزار نمودند و حتی زن و یکی از فرزندان حضرت نوح نیز به او ایمان نیاورده بطوریکه حضرت نوح قوم خود را نفرین کرد و به خداوند چنین گفت:
‹‹ و قال نوح رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا ›› سوره نوح
پروردگارا احدی از کافرین را بر روی زمین باقی مگذار.
خداوند نیز به او وحی فرستاد که به دستور و الهام ما شروع به ساختن کشتی نما و درباره هیچ یک از این کفار شفاعت مکن که همه آنها غرق خواهند شد.
‹‹واضع الفلک باعینا و وحینا و لاتخاطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون››
کافرین و قوم نوح چون بر او می گذشتند که مشغول ساختن کشتی است او را به استهزاء گرفته مسخره می کردند تا اینکه کار ساختن کشتی بپایان رسید.
این کشتی از سه طبقه تشکیل شده بود یک طبقه برای چهارپایان و یک طبقه برای پرندگان و مرغان و یک طبقه برای آدمیان و نشانه آغاز طوفان جوشیدن آب از محل تنور خانه حضرت نوح بود که در کوفه واقع شده بود.
‹‹فلما جاء امرنا و فارالتنور›› قرآن مجید
پس زمانی که امر ما رسید و تنور جوشید به نوح وحی شده که در کشتی سوار شده و مومنین نیز سوار شده و از هر حیوان و پرنده ای یک جفت در کشتی سوار کند.
‹‹ قلنا احمل فیها من کل زوج اثنین››؛ به نوح گفتیم سوار شود از هر زوج جفتی را در کشتی حمل کن و آب از آسمان بارید و از زمین جوشید و آنقدر از آسمان و از زمین آب جوشید بطوریکه کوهها را نیز در بر گرفت تا اینکه آسمان و زمین به امر خداوند از بارش و جوشش آب فرو گذاشته و کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت و حضرت نوح و مؤمنین همراه او از کشتی بیرون آمده و در زمین منزل نمودند.
در هنگام طوفان که آب از آسمان و زمین همه جا را گرفته بود نوح فرزند خود را میان آب دید به او گفت ای فرزند بیا با ما سوار کشتی شو. او گفت: من به کوه پناه می برم تا مرا از آب حفظ کند . نوح گفت امروز هیچ نگهدارنده ای جز خداوند نیست و در این حال موجی آمد و فرزندش را غرق کرد.
نوح به خدا عرض کرد: پروردگارا این فرزند از اهل من است و وعدهٔ تو نیز حق است زیرا خداوند وعده کرده بود که کفار را غرق و اهل نوح را نجات می دهد). خداوند فرمود: انه لیس من اهلک؛ او از اهل تو نیست بلکه او ‹‹عملٌ غیر صالح›› یعنی مجسمه ناصالحی است به تو موعظه می کنم که از نادانان نباش، و نوح از خداوند درخواست عفو کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:18  توسط حمید  | 

سوره دوازدهم(یوسف)که بیش از ده برگ است تنهابه چند آیه آن بسنده میکنم.


داستان عشقی زلیخای مصری بایوسف یهودی



الر( این حروف مقطعه رموز الله و رسول است) اینست آیات کتاب الهی که حقایق را آشکارمیسازد(1 )

(پس حکایت رابه امت بگو)هنگامی که برادران یوسف گفتند که ماباآنکه چند برادریم پدرچنان دلبسته یوسف است که اورا تنها بیش ازهمه ما دوست میدارد وضلالت اودرحب یوسف نیک پدیداراست (8) باید یوسف رابکشید یا درد یاری د وراز پدر بیفکنید و روی پدر را یک جهت به طرف خود کنید آنگاه بعد از این عمل (کشتن یادور کردن یوسف توبه کرده)و مردمی صالح ودرستکارشوید(9)

این رای که مطرح شد یکی ازبرادران یوسف (روبیل) مهین برادراو اظهار داشت که اگرناچار سوء قصدی دارید البته باید از کشتن وی صرفنظر کنید ولی اورا برسر راه کاروانان به چاهی درافکنید که کاروانی اورابیابد(وبه دیار دورببرد ) (1.) (بعد ازرای وتصمیم نزد پدر رفته و)گفتندای پدر چرا تو بر یوسف ازما ایمن نیستی(وهمراه ما اورانمیفرستی)درصورتیکه ما برادران همه خیر خواه یوسفیم ( وازما به اوهرگز آزاری نرسیده ) ای پدر فردا اوراباما به صحرا فرست که درچمن ومراتع بگرد یم وبازی کنیم والبته ماازهرخطری نگهبان اوئیم(12)

یعقوب گفت ای فرزندان من ازآن ترسان وپریشان خاطرم که ازاو دربیابان غفلت کنید وطعمه گرگان دربیابان شود (13)بردران گفتند( والله این هرگزنخواهدشد زیرا) اگرباآنکه ماچند مرد نیرومند بهمراه اوئیم بازگرگ قصداوکند پس ما مردم بسیار ضعیف وزیانکاری خواهیم بود(14) بهرحال پدر پس از اصرارآنان یوسف رافرستاد.

همینکه اورا به صحرا برد ند وبر این عزم متفق شدند که یوسف را به چاه درافکنند ما(در آن حال که به قعر چاه افتاد برای آنکه قلبش آرام شود وبه خواب خود و وعده الله مطمئن گردد) به او وحی نمودیم که (غم مخور ودل شاد باش البته تو روزی برادران را بکار بد شان آگاه میسازی که آنها(تورانشناخته)درک(مقام تو) نمیکنند (15

وبرادران شبانه با چشم گریان به نزد پدربازگشتند(16) ...پدرچون آنهارا گریان دید ویوسف را ندید حال پرسید گفتند قصه اینست که ما در صحرابرای مسابقه رفته ویوسف رابر سر متاع خود گذاردیم (چون باز گشتیم) یوسف را گرگ طعمه خود ساخته بود وهرچه ما راست بگوئیم توباز ازما باور نخواهی کرد (17)(وپیراهن یوسف رابرای اظهار کذب خود) آلوده بخون نزد پدرآوردند ویعقوب گفت بلکه این امر زشت قبیح را نفس در نظر شما زیبا جلوه داد(درهر صورت)دراین مصیبت صبرجمیل کنم (واز الله یاری طلبم) که بر رفع این بلیه که شما اظهارمیدارید پس الله است که مرا یاری تواند داد(18)

باری یوسف درچاه بود که کاروانی آنجا رسید وسقای قافله رابرای آب فرستادند دلو راکه از آن چاه درآورد (دید غلامی زیبا چون ماه تابان در دلو بجای آب بر آمد ) گفت این بشارت وخوشبختی که بما رخداده واوراپنهان داشتند (16) که سرمایه تجارت کنند و الله بهرچه خلق کنند آگاه است (19) (برادران که یوسف را نزد کاروان د ید ند گفتند این پسر غلام ماست ) وبه آن قافله به بهائی اندک ودرهمی ناچیز فروختند و دراو زهد واعراض نمودند(وازیوسف بد گوئی کردند تا کاروان نیز در باره او بی علاقه وبدگمان شد (2.)

(قافله یوسف را به مصرآورد ه واورابسیار گرانبها فروختند) عزیز مصر که اورا خریداری کرد به زن خویش سفارش غلام راکرد که مقامش بسیار گرامی دارد که این غلام امید است بما نفع بسیار بخشد یا اورابه فرزندی برگیریم وما این چنین یوسف رابه تمکین واقتدار رسانید یم...(21) یوسف درآن خانه ای که بود بدون اینکه نظر بد وخیانت کند بانوی خانه به میل نفس خود با او بنای مراوده گذاشت وروزی درهارابست ویوسف رابخود دعوت کرد واشاره کرد که من برای توآماده ام یوسف( که عفت ذاتی وقد س الهی داشت جوابداد پناه به خدا میبرم ( که بر چنین عمل زشت اقدام کنم الله مرا مقامی نیکو ومنزه عطا کرده( چگونه خودرا به گناه وستم آلوده کنم) که الله هرگز ستمکاران را رستگارنسازد(23)

آن زن از فرط میل با آنکه از یوسف جواب رد وامتناع شنید باز دروصال او اصرار واهتمام کرد واگر لطف خاص الله وبرهان روشن حق نگهبان یوسف نبود .او هم به میل طبیعی اهتمام کردی ولی ما میل اورا از قصد بد وعمل زشت بگرداند یم که همانا او از بند گان معصوم وپاکیزه ماست (24) (وهردو برای گریختن) به جانب در شتافتند (یوسف از خوف خدا وزلیخا از شوق یوسف وزن دست درگریبان اوشد) وپیراهن یوسف از پشت بدرید که درآن حال آقای آن زن (یعنی شوهرش )را بر در منزل یافتند وزن( برای رفع تهمت) به سخن سبقت گرفت وگفت جزای آنکه با اهل تو قصد بد کند جز آنکه یابه زندان برند ویابه عقوبت سخت کیفر کنند چه خواهد بود؟(25)

یوسف جواب داد(چنین نیست بلکه)این زن خود(با وجود انکار من ) بامن قصد مراوده کرد وبرصدق دعویش شاهدی از بستگان زن گواهی داد (مفسران گفتند که کودکی درگهواره به اعجاز گواه صدق یوسف گردد ) (ولی سربسته که شرمنده نشود گفت اگر پیراهن یوسف ازپیش دریده زن راستگو ویوسف از دروغگویان است (26) واگرپیراهن او از پشت سر دریده زن دروغگو ویوسف از راستگویان است (27)

چنین بود 27 آیه از111 آیه سوره دوازدهم داستان عشق سوزان زلیخا بر یوسف آمده درکلام الله ؟.

می افزایم که در آغاز داستان درآیه سوم . الله به رسولش چنین مگوید (مابهترین حکایات را به وحی این قرآن برتو میگوئیم وهرچند پیش از این وحی از آن آگاه نبودی(3)؟

بگذریم ازدرستی ونادرستی ورسائی ونارسائی این داستان پیش پا افتاده که رمان نویسی تازه کار هم میتواند بهتر ازاو بنویسد

.اینکه چرا پسران پیامبری با برادر کوچک تر از خود چنین میکنند واورابدرون چاه سرنگون میکنند وچگونه درهمان زمان که کاروانیان اورا از چاه بیرون می آورند درست سربزنگاه میرسند وبسادگی برادر خودرا بجای غلام میفروشند که دراسلام ناب محمدی خرید وفروش غلام زیباروی معنی روشنی دارد؟ وبگذریم که چگونه دراطاق خلوت دربسته زلیخا گواهی به سود اوپیداشده وکودک شیر خواره ای هم درگهواره به سود یوسف گواهی آنچنانی داده است که همه وهمه پرسش برانگیز هستند .وهمچنین درباره حروف( الر یعنی .الف.لام.ر.) که آمده است این حروف رموزی بین الله ورسول میباشد. چون از این حروف بسیاردرکلام الله دیده میشود درآینده بر رسی خواهد گرد ید چه رموزی میان الله ورسول او درمیان بوده است که کسی نباید دریابد ورسول تاپایان زندگی خود نیز آن را با هیچک از نزدیکان خود چون علی.فاطمه.حسن وحسین هم درمیان نگذاشت وباخود بگوربرد؟.

پرسش شرعی من از همه فقها ومجتهدین اسلام ناب محمدی چه شیعه وچه سنی ازتهران وقم تا کربلا ونجف اینست به روشنی پاسخ دهند .کجای داستان عشق سوزان زلیخای مصری بر یوسف پسر یعقوب یهودی برای آمرزش روان مرده های ایرانی سودمند میباشد که با دستورشما آن را بازبان تازیان برای آمرزش ر وان مردگان خود میخوانند؟
ازهمه خوانندگان ارجمند خواستارم این پرسش شرعی را ازمجتهدین بنمایند ونتیجه را برای من بفرستند.

چون این داستان درتورات نیز آمده است باهم نگاهی به تورات می افکنیم تادریابیم اگرگوینده راستین داستان الله میباشد.چرادرتورات بگونه ای ودرقرآن به گونه دیگری آمده است.

سفرپیدایش37

باب سی و هفتم

ویعقوب درزمین غربت پدر خود یعنی زمین کنعان ساکن شد.اینست پیدایش یعقوب چون یوسف هفده ساله بود گله رابابرادران خودچوپانی میکرد وآن جوان باپسران بلهه وپسران زلفه زنان پدرش می بود ویوسف از بد سلوکی ایشان پدرراخبرمیداد.واسرائیل یوسف راازسایرپسران خودبیشتر دوست داشتی زیرا که اوپسرپیری اوبود وبرایش ر دای بلندساخت.

وچون برادرانش دیدند که پدر ایشان اورابیشترازهمه برادرانش دوست میدارد ازاوکینه داشتند ونمیتوانستند باوی به سلامتی سخن گویند.

..............

وبرادرانش برای چوپانی گله پدرخود به شکیم رفتند.واسرائیل به یوسف گفت آیابرادرانت درشکیم چوپانی نمیکنند بیاتاترانزدایشان بفرستم وی را گفت لبیک. اوراگفت الآن بروو سلامتی برادران وسلامتی گله راببین ونزد من خبربیاورواورا ازوادی حبرون فرستاد وبه شکیم آمد.

وشخصی به اوبرخورد واینک اودر صحراآواره می بود پس آن شخص ازاوپرسیده گفت چه می طلبی. گفت من برادران خودرامی جویم مراخبرده که کجا چوپانی میکنند.آن مردگفت ازاینجا روانه شدند زیراشنیدم که میگفتند به دوتان میرویم پس یوسف عقب برادران خودرفته ایشان رادردوتان یافت.

واورا ازدوردیدند وقبل ازآنکه نزدیک ایشان بیاید باهم توطئه دیدندکه اورابکشند. وبه یکدیگر گفتنداینک این صاحب خوابها می آید .اکنون بیائید اورابکشیم وبه یکی ازاین چاهها بیندازیم وگوئیم جانوری درنده اوراخورد وببینیم خوابهایش چه میشود . لیکن روبین چون این راشنید اورا ازدست ایشان رهانیده گفت اورانکشیم. پس روبین بدیشان گفت خون مریزید اورادراین چاه که در صحراست بیندازید ودست خودرابراودرازمکنید . تا اورا ازدست ایشان رهانیده به پدرخود ردنماید.

وبه مجردرسیدن یوسف نزدبرادران خود رختش را یعنی آن ردای بلندرا که دربرداشت ازاوکندند. واوراگرفته درچاه انداختند اماچاه خالی وبی آب بود. پس برای غذاخوردن نشستند وچشمان خودرابازکرده دیدندکه ناگاه قافله اسماعیلیان ازجلعاد میرسد وشتران ایشان کتیرا وبلسان ولادن باردارندومیروندتاآنهارابه مصر ببرند. آنگاه یهودا به برادران خودگفت برادرخودراکشتن وخون اورامخفی داشتن چه سوددارد.

بیائیداورابه این اسماعیلیان بفروشیم ودست مابروی نباشد زیراکه اوبرادروگوشت ماست پس برادرانش بدین رضایت دادند. وچون تجارمدیانی درگذربودند یوسف را ازچاه کشیده برآوردند ویوسف رابه اسماعیلیان به بیست پاره نقره فروختند پس یوسف رابه مصربردند.

وروئین چون به سرچاه برگشت دید که یوسف درچاه نیست جامه خودراچاک زده . ونزدبرادران خودبازآمد وگفت طفل نیست ومن به کجابروم . پس ردای یوسف راگرفتندوبزنری راکشته ردارادرخونش فروبردند. وآن ردای بلندرافرستادند وبه پدرخود رسانیده گفتنداین رایافته ایم تشیص کن که ردای پسرت است یانه. پس آنراشناخته گفت ردای پسر من است جانوری اوراخورده است ویقینا یوسف دریده شده است.

...... باب سی ونهم

اما یوسف رابه مصربردند ومردی مصری فوطیفارنام که خواجه وسردارافواج خاصه فرعون بود وی را ازدست اسماعیلیانیکه اورابدانجابرده بودندخرید. وخداوندبایوسف می بودواومردی کامیاب شد ودرخانه آقای مصری خودماند. وآقایش دیدکه خداوندباوی میباشدوهرآنچه ا و میکند خداوند دردستش راست می آورد. پس یوسف درنظروی التفات یافت واورا خدمت میکرد واورا به خانه خودبرگماشت وتمام مایملک خویش رابدست وی سپرد.

وواقع شدبعدازآنکه اورابرخانه وتمام مایملک خودگماشته بود که خداوندخانه آن مصری را به سبب یوسف برکت داد وبرکت خداوندبرهمه اموالش چه درخانه وچه درصحرابود. وآنچه داشت بدست یوسف واگذاشت و ازآنچه با وی بود خبرنداشت جز نانی که میخورد ویوسف خوش اندام ونیک منظر بود.

وبعدازاین امورواقع شدکه زن آقایش بریوسف نظرانداخته گفت بامن همخواب شو. اما اوابانموده به زن آای خودگفت اینک آقایم ازآنچه نزدمن درخانه است خبرندارد وآنچه داردبه دست من سپرده است. بزرگتری ازمن دراین خانه نیست وچیزی از من دریغ نداشته جزتو چون زوجه او میباشی پس چگونه مرتکب این شرارت بشوم وبه خداخطاورزم.

واگرچه هرروزه به یوسف سخن میگفت به وی گوش نمیگرفت که بااوبخوابد یانزد وی بماند. وروزی واقع شد که به خانه درآمد تابه شغل خودپردازد وازاهل خانه کسی آنجادرخانه نبود. پس جامه اورا گرفته گفت بامن بخواب اما او جامه خودرابدستش رهاکرده گریخت وبیرون رفت . وچون اودید که رخت خودرابدست وی ترک کرد وازخانه گریخت .

مردان خانه راصدازده وبدیشان بیان کردو گفت بنگرید مردعبرانی رانزد ماآوردتامارا مسخره کند ونزد من آمدتابامن بخوابد وبه آوازبلند فریاد کردم . وچون شنیدکه به آوازبلند فریاد برآوردم جامه خودرانزد من واگذارده فرارکرد وبیرون رفت . پس جامه اورانزدخودنگاهداشت تاآقایش به خانه آمد. وبه وی بدین مضمون ذکرکرده گفت آن غلام عبرانی که برای ما آورده ای نزد من آمدتامرامسخره کند. وچون به آوازبلندفریادبرآوردم جامه خودراپیش من رهاکرده بیرون گریخت .

پس چون آقایش سخن زن خودراشنید که به وی بیان کرده گفت غلامت به من چنین کرده است خشم اوافروخته شد. وآقای یوسف اوراگرفته درزندان خانه ای که اسیران پادشاه بسته بودند انداخت وآنجا درزندان ماند.و............

..........

هال مهروزانه وپاکدلانه این داستان آمده در کلام الله را که به گفته الله وحی نیز هست باآنچه که درتورات آمده برابرکنید تابدرستی دریابید که اگروحی است چراتا این اندازه دوگانه است .درهالی که برابرسوره دوم( البقره)آیه 86الله میگوید تورات رامن به موسی عطاکردم .

کلام الله میگوید(برادران یوسف باتبانی یکدیگریعقوب رافریفتندویوسف رابرای بازی به بیابان بردند ودرچاه انداختند وسپس پیراهن خون آلوداورابه پدردادندوگفتنددرپی سهل انگاری مااوراگرگ دریده است) .

تورات. میگوید( یعقوب به یوسف گفت برادرانت درشکم چوپانی میکنندبیاتاتورانزدآنهابفرستم تاازهال آنها وگله برایم خبری بیاوری .زمانی که برادرها ازدوراورادیدند.اراده به کشتنش کردند که یکی ازبرادرها نپذیرفت وبرآن شدند تااورادرچاهی بی آب سرنگون کنند و کردند.سپس ردای بلنداورا آلوده به خون بزی کردند ونزدپدرفرستادند وگفتند. ردای پسرت راشناسائی کن اگر همین است پس اوراگرگ دریده است).

کلام الله میگوید. (باری یوسف درچاه بودکه کاروانی رسیدوسقای قافله رابرای آب فرستادند که بجای آب .یوسف دردلوبالاآمدواوراپنهان داشتند که برادران یوسف رسیدندوگفتند این غلام ماست وبه بهای اندکی اورابه قافله فروختند).

تورات میگوید(درهمان حال که اورابه چاه انداختند قافله اسماعیلیان که به مصر میرفت ازدورپیداشد. برادران بهتردیدندکه اورانکشندوبه غلامی به کاروان بفروشند که اورا از چاه بیرون آوردند وبه بیست پاره نقره به کاروانیان فروختند).

کلام الله میگوید( یوسف رابه مصربردند وعزیزمصراوراخریداری کرد وچون به سن رشد وکمال رسیداورامسند حکمفرمائی ودانش عطاکردیم).

تورات میگوید( درمصر مردی بنام بوطیفارکه خواجه وسردارافواج خاصه فرعون بود اوراخرید .یوسف هفده ساله بود که بابرادران خود چوپانی میکرد ).

کلام الله میگوید (یوسف درخانه ای که بود بانوی خانه به میل خودباوی بنای مراوده گذاشت وروزی درهارابست ویوسف رابرای همخوابگی فراخواندولی یوسف نپذیرفت .هردوبه سوی درشتافتند. زن دست درگریبان اوشدوپیراهن یوسف ازپشت بدرید. که درآن حال آقای آن زن یعنی شوهرش رابه درمنزل یافتند).

تورات میگوید(یوسف خوش اندام بود زن آقایش بریوسف نظرانداخته گفت بامن همخواب شو.یوسف نپذیرفت . روزی که کسی اهل خانه نبود.آن زن جامه یوسف راگرفته گفت بامن بخواب .اما اوجامه خودرابدستش رهاکرده گریخت وبیرون رفت.

چون زن دیدکه یوسف جامه خودرارهاکرده وگریخته. مردان خانه راسدازده گفت .بنگریداین مردعبرانی آمدتابامن بخوابد.من باآوازبلند فریاکردم اوجامه خودنزد من واگذارکردوفرارکرد.

پس جامه رانگاهداشت تاآقایش به خانه آمد وچگونگی رابه آقایش گفت .آقایش خشمگین گردید ویوسف را گرفته زندانی کرد).

این دوگانگی چشمگیر دریک داستان که ازدیدالله وحی نیز بوده است ودرونمایه تورات نیزکه برابر آیه های گوناگون بویژه سوره دوم(البقره)آیه های 4.-89-91-) به استواری الله رسیده بدرستی پذیرفتنی است ؟

اگربه گفته الله این داستان وحی است ودرست. تورات را هم اوفرستاده است .پس این دوگانه گوئیها چیست؟. داوری باخوانندگان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:7  توسط حمید  | 

همون طور که می دونیم نوک گلوله حالت مخروطی داره و شکل مخروط از نظر تعادلی بسیار ناپایداره. در اسلحه ژ۳ طول فشنگ بلنده و فشنگ با ورود به بدن و با برخورد به اعضا داخلی بدن منحرف شده و در نهایت این انحرافات و چرخش خودکار گلوله به دور محور خودش باعث به جا گذاشتن و خالی کردن یه مخروط بزرگ در بدن می شه. یعنی اگر ورودی یک سوراخ به اندازه کالیبر (۶۲/۷ م.م) باشد خروجی یک دایره به قطر ۳۰ سانتی متر است و کامل اعضا داخلی را متلاشی کرده و خالی می کنه . برای همین ژ۳ معروف است که قطعا می کشد مگر این که به پا یا دست بخورد. تفنگ ژ۳ چندان خوشدست نیست و سنگین تر از وزن واقعی به نظر می رسه (۴۲۰۰ گرم) و به علت بلندی فشنگ لگد بیشتری هم داره ولی به دلیل بلندی طول لوله در هدف گیری دقیق تره. ما (ارتش) از ژ۳ استفاده می کنیم.

اما در مورد کلاشینکف چون طول فشنگ کوتاه تره و اسلحه ضعیف تر ، پس در نتیجه مخروط ایجاد شده آن قدر باریک بوده که می توان گفت صرفا یک مسیر مستقیم ایجاد شده است. برای همین کلاشینکف معروف است که به این راحتی نمی کشد مگر این که از شانس بد به یک عضو صد در صد حیاتی بخورد مثلا سر. کلاش سبک تره (۳۸۰۰ گرم) و فوق العاده خوش دست و راحت. برای همین هدف گیری باهاش راحت تره. به علت موتاهی فشنگ لگد کمتری هم داره.

     

اسلحه سازمانی ارتش ژ۳ ، و اسلحه سازمانی سپاه کلاشینکفه .

یک نکته جالب وجود داره. با هر بار استفاده موفقیت آمیز از ژ۳ یک سرباز دشمن کنار گذاشته می شود (چون کشته می شود) ولی با هر بار استفاده موفقیت آمیز از کلاش عملا ۳ سرباز دشمن کنار می رود. یک نفر مجروح و دو نفر که از میدان بیرون ببرندش !!!

پ.ن : بعضی فشنگ ها این خاصیت را دارند که با ورود به هدف منفجر می شوند و هدف را متلاشی می کنند. برخی از انواع فشنگ ها هم هست که با تماس با هدف منفجر می شه و تنها به جدار خارجی آسیب می رسونه. مثلا اگر یک قوطی را باهاش بزنی فقط دیواره جلویی پاره می شه. این نوع فشنگ خاص برای شکار کم خطر حیوانات در راستای فعالیت های زیست محیطی استفاده می شه. البته من تنها همین کاربرد را دیده ام. شاید کاربرد های دیگری هم داشته باشه.

 

 

 

 

 

 

 

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

از

کلاشنیکف ۴۷ اس

کلاشنیکف آ-کا-۴۷ (به روسی: Калашникова AK-47) که‌ در ایران به‌ لفظ عامه‌ گاهی آن را کلاشینکف و یا به‌ طور خلاصه‌ کلاش نیز می‌نامند، اسلحه‌ای انفرادی است که‌ به حالت تمام اتوماتیک یا نیمه اتوماتیک می‌تواند تیراندازی کند. این اسلحه دارای خشاب‌های ۳۰، ۴۰ و ۷۵ فشنگی (قابلمه‌ای) می‌باشد.[نیازمند منبع]

این سلاح به روش غیرمستقیم و با فشار گاز ناشی از انفجار باروت مسلح می‌شود و سیستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشی است. این سلاح در سه نوع با قنداق ثابت، تاشو از زیر، و تاشو از بغل ساخته می‌شود که نوع تاشو آن به دلیل اشغال کردن فضای کمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته‌است. به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد. کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده‌است.کشورهای مختلفی (بیشتر از بلوک شرق) و از جمله ایران، این سلاح را در انواع مختلف به تولید رسانده‌اند و هم اکنون این اسلحه به دلیل کارایی بالای خود در سازمان رزم نیروهای مسلح ما قرار دارد.

نام این اسلحه در زبان روسی Автомат Калашникова образца 1947 года و در انگلیسی Automatic Kalashnikov rifle 1947 model است.

اسلحه‌ کلاشنیکف در سال ۱۹۴۷ توسط میخائیل کلاشنیکف در روسیه طراحی شد و در دوران جنگ سرد توسط بسیاری از کشورهای جهان به ویژه بلوک شرق استفاده‌ گردید. در سال ۱۹۵۱ رسماً وارد ارتش روسیه گردید. بدنه ان از فولاد نرم ساخته شده وبقیه قسمتها پرسکاری شده است. درحدودسال ۱۹۵۹ نوع AKM (افتامات کلاشینکف مدرن) درخط تولید قرارگرفت که بر خلاف مدل آ-کا-۴۷ بدنه این سلاح ورقه پرسکاری است و در قسمتهای دیگر تغییراتی نیز داده شده است. قابل توجه است که درارتش روسیه مدل (AKM) در حال خارج شدن از رده است و مدل دیگری از این سلاح بنام SKS-47 که از نظر ظاهر و مکانیسم مشابه این سلاح بوده وکالیبر ان کمتر است (39*45/5) جانشین ان می‌گردد.

[ویرایش] مدل‌ها

·                     AK۴۷

·                     AK۴۷ (SAR۱

·                     AK۴۷S

·                     AKM

·                     AK۷۴U

·                     AK۷۴

·                     AK۷۴S

·                     AKS-۷۴N

·                     AK۱۰۱

·                     AK۱۰۲

·                     AK۱۰۳

·                     AK۱۰۴

·                     AK۱۰۵

·                     AK۱۰۷

·                     AK۱۰۸

·                     MODEL OF SSR-۸۵B

·                     NORINCO AK۴۷

·                     AKSN

میخائیل کلاشنیکف (به روسی: Михаи́л Тимофе́евич Кала́шников) (متولد ۱۰ نوامبر ۱۹۱۹)، طراح معروف اسلحه‌های سبک روسی و اسلحه‌های معروف کلاشینکف است.

ککککککککککککککککککک

 میخاییل كالاشنیکف در سال 1919 میلادی در یكی از روستاهای سیبری در خانواده ای كشاورز و پر جمعیت به دنیا آمد. میخاییل هفدهمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی حتی نمی‏توانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
 میخاییل مستعد تمامی اطلاعات و مهارت‌ها ‌را خود مستقلانه و با همت و پشتكار و تلاش خستگی ناپذیر كسب کرد. او زمانی که وارد ارتش شد با استعداد خود فرمانده هانش را شگفت زده می کرد مانند ساخت دستگاه شمارشگر توپ های شلیک شده ازتانک او به هین ترتیب با استعداد هایش توانست به درجات بالاتر برسد. كالاشنیكف در سال‌های ‌1941 تا 1945 میلادی در جنگ جهانی شركت كرد كه در آن به شدت مجروح شد وی پس از بازیافتن سلامتی خود شروع به اختراع سلاح دستی اتومات كرد.
در نتیجه آزمون‌ها ‌و تلاش‌های ‌وی طی چندین سال كالاشنیكف تفنگ خود را ساخت. اختراع وی در رقابتی بین نمونه‌های ‌شركت كننده، بهترین شناخته شد و در سال‌های ‌آخر دهه 1940 تصویب شد كه ارتش شوروی سابق به این اسلحه تحت عنوان 47 AK  (اتومات كالاشنیکف 1947) تجهیز شدودر اواسط دهه پنجاه 47 AKبا اندکی تغییر مثل اینکه در ای کی
۴۷ شعله پوش اوریب ندارد ولی در ای کی ام اوریب دارد تغریبا بهینه سازی شد و  به سلاح استاندارد نیروهای مسلح شوروی سابق تبدیل شد.
نام كالاشنیكف به طور واقع تبدیل به افسانه شد اتومات كالاشنیكف رایج ترین تفنگ در جهان است امروزه در جهان 100 میلیون كالاشنیكو اتومات در مدل‌های ‌مختلف مورد استفاده قرار می‏گیرد.این اسلحه مشهور روسی در نیروهای مسلح 55 كشور جهان وجود دارد و در آرم ملی شش قدرت جهانی به تصویر كشیده شده است. میخاییل كالاشنیكف بیش از 50 سال زندگی خود را در كارخانه اسلحه سازی در شهر ایژفسك گذرانده كه تا همین امروز نیز به كار خود ادامه می‏دهد وی در حال حاضر رییس اتحاد اسلحه سازان روسیه است.
   اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زير و تاشو از بغل ساخته مي شود كه نوع تاشو آن به دليل اشغال كردن فضاي كمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است


كالاشنیكف در سال‌های ‌1941 تا 1945 میلادی در جنگ جهانی شركت كرد كه در آن به شدت مجروح شد وی پس از بازیافتن سلامتی خود شروع به اختراع سلاح دستی اتومات كرد.
در نتیجه آزمون‌ها ‌و تلاش‌های ‌وی طی چندین سال كالاشنیكف تفنگ خود را ساخت. اختراع وی در رقابتی بین نمونه‌های ‌شركت كننده، بهترین شناخته شد و در سال‌های ‌آخر دهه 1940 تصویب شد كه ارتش شوروی سابق به این اسلحه تحت عنوان 47 AK  (اتومات كالاشنیکف 1947) تجهیز شدودر اواسط دهه پنجاه 47 AKبا اندکی تغییر مثل اینکه در ای کی
۴۷ شعله پوش اوریب ندارد ولی در ای کی ام اوریب دارد تغریبا بهینه سازی شد و  به سلاح استاندارد نیروهای مسلح شوروی سابق تبدیل شد.
نام كالاشنیكف به طور واقع تبدیل به افسانه شد اتومات كالاشنیكف رایج ترین تفنگ در جهان است امروزه در جهان 100 میلیون كالاشنیكو اتومات در مدل‌های ‌مختلف مورد استفاده قرار می‏گیرد.این اسلحه مشهور روسی در نیروهای مسلح 55 كشور جهان وجود دارد و در آرم ملی شش قدرت جهانی به تصویر كشیده شده است. میخاییل كالاشنیكف بیش از 50 سال زندگی خود را در كارخانه اسلحه سازی در شهر ایژفسك گذرانده كه تا همین امروز نیز به كار خود ادامه می‏دهد وی در حال حاضر رییس اتحاد اسلحه سازان روسیه است.
   اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زير و تاشو از بغل ساخته مي شود كه نوع تاشو آن به دليل اشغال كردن فضاي كمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است.                                      به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد.     کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده است. 

 در جریان جنگ اول و دوم جهانی دو نکته اساسی در مورد اسلحه سربازان به اثبات

رسیده بوداول اینکه  تفنگهای بلند با مهمات قوی و برد زیاد به دلیل سنگینی و 

مشکلات حمل مناسب میدان نبرد نمی باشند. دوم اینکه اسلحه های سبک با

وزن و طول کم هم با توجه به تحرکی که به سرباز می دادند اما در فاصله های بالای

صد متر تاثیر چندانی نداشتند.

·   

بنا بر این این سلاح برای بر آوردن نیاز شوروی بعد از جنگ جهانی دوم طراحی شد

و این به معنای داشتن خصوصیات زیر بود :

-سادگی ساختمان

-نگهداری آسان

-خوش دست بودن

-توانایی تولید انبوه

-اطمینان در عملکرد در بد ترین شرایط.

طراحی این سلاح به وقتی بر می گردد که سرهنگ میخاییل کلاشینکف به علت

جراحات وارد شده در جنگ جهانی دوم در بیمارستان بستری بود . وی ابتدا دست به

تحول در سلاح های به کار رفته در جنگ جهانی دوم مثل چیریکا زد . اما سر انجام به

فکر طراحی یک سلاح هجومی برای ارتش شوروی افتاد . این طرح مورد موافقت

سران شوروی قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۹۴۷ به ارتش شوروی تحویل گردید.

کلاشینکف پر مصرف ترین سلاح نیمه دوم قرن بیستم بوده است و هنوز هم نمونه

های مختلف آن در بسیاری از نقاط جهان تولید می شود اکنون در حدود ۱۰۰ میلیون

قبضه از این نوع سلاح تولید شده است . شهرت این اسلحه در سادگی عملکرد و

نگهداری آسان و اطمینان بالا در عملکرد در شرایط بد محیطی می باشد

اسلحه آ-کا ۴۷ همواره به عنوان یک تفنگ قابل اعتماد شهرت فراوانی داشته است

این اسلحه توسط فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز

نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است . این تفنگ به دلیل اینکه با 

تلرانس های نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های برفی و گل

آلود و شن و ماسه می باشد . در نتیجه در میان بسیاری از واحد های نظامی جهان

از جایگاه ویژه ای بر خوردار است.

نکته جالب این است که آ-کا۴۷ تنها اسلحه است که بسیاری از سازمان ها و نهاد ها

آن را به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند . مانند حزب الله لبنان و سپاه پاسداران

ایران و پرچم موزامبیک که طرحی از کلاشینکف در آن به چشم می خورد.

   استفاده از این سلاح به دلیل ساختار ساده آن بسیار راحت است به

طوریکه همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را دیده ایم که با وجود اینکه

طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما به راحتی از تفنگ خود استفاده

می کنند.

آ-کا-۴۷ نتیجه تجربیات شوروی در طول جنگ جهانی دوم بود . مطالعه گزارشات نشان

می داد که اغلب در گیری ها در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر رخ میداد و طرفی پیروز این

میدان بود که قدرت آتش بالا تری داشت در نتیجه کلاشینکف پاسخی به این نیاز

ارتش شوروی بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می

بخشد و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح به طرز

وحشتناکی افزایش می یابد. اما وجود قدرت آتش بالا به معنی افزایش دقت نیست.

از معایب این سلاح می توان به صدا و حرکت زیاد در حین شلیک و دقت پایین و

مکانیزم آتش و ایمنی ضعیف و قدیمی اشاره کرد. مدل ها:AK47 AK47 (SAR1 AK47S

AKM AK74U AK74 AK74S AKS-74N AK101 AK102 AK103 AK104 AK105 AK107 AK108 MODEL OF SSR-85B  NORINCO AK47 AKSN

ميخاييل كلاشنيكف، مخترع تفنگ معروف كلاشنيكف هشتاد و ششمين سال تولدش را جشن گرفت.

به گزارش البرزبه نقل از الرايه، از بيش از 100 ميليون قبضه انواع مختلف اين تفنگ در اقصي نقاط جهان استفاده مي شود.

ارتش هاي 55 كشور از كلاشنيكف استفاده مي كنند و اين سلاح در پرچم ها و شعارهاي 6 كشور وارد شده است.

كلاشنيكف سال 1919 در يكي از روستاهايي سيبري به دنيا آمد. هفدهمين فرزند خانواده بود و بخاطر مشكلات نتوانست تحصيل خود را تمام كند. وي پس از تجربه هاي مختلف اواخر دهه چهل ميلادي تفنگ ساخته خود را براي استفاده به نيروهاي مسلح شوروي سابق تقديم كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:19  توسط حمید  | 

ژ 3 (G 3)
سلاحی که در بیش از 50 کشور جهان در حال خدمت می باشد

تاریخچه سلاح ژ 3 در ایران و منطقه خاورمیانه

بیش از 35 سال است که سلاح ژ 3 به عنوان اسلحه سازمانی در اختیار ارتش و نیروهای مسلح ایران می باشد.این سلاح در ابتدا بصورت تعداد محدودی توسط کارخانه هلکروکخ اقدام به راه اندازی خط تولید این سلاح در صنایع مسلسل سازی ارتش ( جنگ افزار سازی فعلی ) نمود.بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی متخصصین آلمانی ایران را ترک کردند.در جریان پیروزی انقلاب اسلامی با هجوم مردم به کارخانه و اشغال آن بسیاری از مدارک فنی و ابزار آلات تولید آن معدوم و مفقود گردید.سپس با تلاش متخصصین متعهد و انقلابی ایرانی کارخانه ، خط تولید بازسازی و راه اندازی گردید.این سلاح خوب به دلیل پاره ای از مسائل فنی و کیفیت پایین ساخت و مونتاژ در برابر بعضی از شرایط محیطی مثل گرد و غبار و آلودگی های ناشی از اشتعال باروت در هنگام شلیک بسیار حساس می باشد.اما با نگهداری صحیح و نظافت به موقع این سلاح بسیار قابل اطمینان می باشد.بدلیل استفاده از این سلاح در ارتش ایران و انعقاد پیمان منحله سنتوبین سه کشور ایران ، ترکیه و پاکستان ، این دو کشور نیز نسبت به انتخاب این سلاح برای نیروهای مسلح خود مبادرت ورزیدند ، و هم اینک تولید سلاح ژ3 تحت امتیاز شرکت هلکروکخ در این دو کشور ادامه دارد.نمونه های جدید تولیدی این سلاح مجهز به مکانیزم چکاننده سه تیر می باشند.با انجام اصلاحاتی بر روی این سلاح از قبیل ارگونومی ، بالا بردن کیفیت ساخت و مونتاژ و جدی گرفتن این امر می توان تا سالیان زیادی از این سلاح خوب استفاده نمود.


ژ 3 – آ 3 (G3 – A3)

در طول دهه پنجاه ارتش آلملن غربی همانند سایر ارتش های کشورهای عضو ناتو نیاز به یک سلاح انفرادی با قابلیت شلیک فشنگهای51x 62/7 ناتو را احساس می کرد.در ابتدا آلمان ها سلاح اف ان فال FN FAL ساخت بلژیک را برای این منظور انتخاب کردند.در سال 1956 با ایجاد تغییراتی در سلاح سیرکا شوروی ارتش آلمان سلاحی تحت نام G1 ا تولید نمود.( لازم به ذکر است که سلاح سیرکا مادر دو سلاح معروف کلاشینگف و CEMTE که خود مدل ابتدایی سلاح ژ3 است ، می باشد این سلاح شاهد تحولاتی با دو نگرش متفاوت در طول تغییرات خود بوده است که یکی نگرش روسها و آقای کلاش نیکف بوده و دیگری نگاه اروپای غربی و مهندسان شرکت CEMTE اسپانیا و نهایتا شرکت هکلرو کخ آلمان بوده است) بنا به دلایل واضحی آلمان ها خاستار به دست آوردن خودکفایی و تولید این رده از سلاح ها بودند.در ابتدا تقاضای ساخت اسلحه fal بلژیکی در آلمان مطرح شد که این امر از سوی کشور بلژیک به دلیل مشکلاتی که ارتش آلمان در هنگام اشغال آن کشور در زمان جنگ جهانی دوم برای آنها ایجاد کرده بودند با مخالفت روبرو شد.در نتیجه آلمان ها متمایل به کارخانه اسلحه سازی Cemt e شدند.یک مدل از سلاح های ساخت کارخانه مذکور با نام مدل A مورد پسند ارتش آلمان واقع گردید و آنها توانستند امتیاز تولید آن را از کارخانه اسپانیایی خریداری نموده و خط تولید آنرا به آلمان و کارخانه هکلروکخ در شهر اوبرندورف ( هم اینک کارخانه هکلروکخ در این شهر می باشد ) انتقال دهند.در سال 1959 ارتش آلمان غربی با تکمیل و بهینه سازی طرح نهایی سلاح Cemt e مدل A ، اسلحه ژ3 را به جهانیان معرفی کرد از آن زمان تاکنون اسلحه ژ3 در بسیاری کشورها ( نزدیک به 50 کشور جهان ) بکار گرفته شده و چندین کشور هم اینک در حال تولید این سلاح تحت لیسانس کارخانه هکلروکخ آلمان می باشند.کشورهای یونان ، پاکستان ، ترکیه و پرتغال از این جمله اند.

اولین سلاح تولید شده ژ3 در کارخانه هکلر و کخ آلمان

رمزموفقیت و کسب محبوبیت این سلاح در سادگی ساختمان ، استحکام و بهای پایین تولید آن نسبت به رقبای دیگرش مثل FN – FAL بلژیکی و M14 آمریکایی می باشد.تولید این سلاح تا سال 2000 در کشور آلمان ادامه داشت،ولی شکل کلی و مکانیزم این سلاح مبنایی برای تولید مدل های دیگری از سلاحها ، توسط این کارخانه شد.همانند مسلسل دستی MP – 5 که نمونه کوچک شده ژ3 با کالیبر 19x 9 و سلاح هجومی HK 33 با کالیبر 56/5 ، تیربارهای سبک HK 23 و HK 21 با کالیبر های


45 x 56/5
و 51 x 62/7 و تفنگ تک تیر انداز PSG 1 .


ظریب اطمینان بالا ، بهای پایین ، عملکرد عالی ، این اسلحه را تبدیل به یکی از بهترین سلاحهای بکار گرفته شده توسط ناتو کرده است.برای مقاصد پلیسی و امنیت درون شهری کارخانه سازنده مدل نیمه خودکار آن را با نام HK 41 و HK 91 ارایه کرده است.

مکانیزم
این سلاح توسط خشاب 20 تیری تغذیه می شود . گلنگدن آن از نوع تاخیری و محصول تفکرات مهندسان کارخانه ماوزر ( آلمان نازی ) می باشد که بعد از جنگ جهانی دوم به اسپانیا مهاجرت نموده و پایه های اولیه کارخانه CEMTE را بنیان نهادند ، شاید به همین دلیل باشد که مدل های اولیه ژ3 بسیار شبیه به محصولات این کارخانه بودند.بدنه اصلی آن از جنس ورق فولادی پرسکاری شده می باشد.قاب دستگاه چکاننده نیز از ورق فولادی پرسکاری شده ساخته شده است.مدل های اولیه ژ3 دارای روپوش لوله فلزی و شکاف درجه تاشو بودند.در اواسط دهه 60 میلادی طرح اولیه مقداری متحول گردید و مدل های G3A3 و G3A4 عرضه گردیدند.این سلاح ها با روپوش لوله پلاستیکی و شکاف درجه چهار وضعیتی چرخشی ارائه شدند.مدل G3A3 آن دارای قنداق ثابت پلاستیکی و G3A4 دارای قنداق کشوئی فلزی بودند.مدل های بعدی این دو سلاح در قسمت دستگاه چکاننده کمی متحول شدند.بدین شکل که قبضه تپانچه ای شکل آن و حافظ ماشه از جنس پلاستیک ساخته شدند.


کوتاه ترین اسلحه ژ3 مدل G3AK4 که در واقع همان مدل G3A4 با لوله کوتاه تر شده است.ژ3 های تولید آلمان همگی قابلیت نصب دو پایه تاشو و دوربین را دارا هستند. ( لازم به ذکر است که تمامی مدل های ژ3 با تعویض روپوش لوله قدیمی با نوع جدید قابلیت نصب دو پایه را خواهد داشت ) . مدل های استاندارد آن قابلیت نصب سر نیزه ، دوربین و پرتاب نارنجک تفنگی بدون نیاز به نصب تجهیزات خاص و یا تعویض شعله پوش را دارند.دستگیره گلنگدن آن در قسمت بالای لوله قرار دارند و از نوعی است که در هنگام شلیک سلاح ثابت می ماند.برگه ناظم آتش در آن دقیقا بالای ماشه و در قسمت چپ قرار دارد و معمولا با سه حرف SEF به معنای ضامن: S ، تک تیر: E ، و رگبار: F علامتگذاری می شود.


مشخصات فنی: تفنگ ژ3 _ آ 3 قنداق ثابت

کالیبر 51 x 62/7 میلیمتر

نواخت تیر 500 تا 600 تیر در دقیقه

انرژی دهانه 290 - 300 کیلو پوند متر

برد موثر 400 متر

برد نهایی 3750 متر

تعداد خان 4 راستگرد

طول سلاح 1020 میلی متر

طول لوله 450 میلی متر

سرعت دهانه 780- 800 متر در ثانیه

وزن سلاح بدون خشاب 300/4 کیلو گرم

وزن خشاب خالی 284 گرم

وزن فشنگ 24 گرم

شعاع دید 572 میلی متر

مشخصات فنی: تفنگ ژ 3 _ آ 4 قنداق کشویی:

طول سلاح بسته 840 میلی متر

باز 1020 میلی متر

وزن سلاح بدون خشاب 600/4 کیلو گرم

وزن خشاب خالی 284 گرم

 

 

ککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

ژ3 و کلاشینکف

همون طور که می دونیم نوک گلوله حالت مخروطی داره و شکل مخروط از نظر تعادلی بسیار ناپایداره. در اسلحه ژ۳ طول فشنگ بلنده و فشنگ با ورود به بدن و با برخورد به اعضا داخلی بدن منحرف شده و در نهایت این انحرافات و چرخش خودکار گلوله به دور محور خودش باعث به جا گذاشتن و خالی کردن یه مخروط بزرگ در بدن می شه. یعنی اگر ورودی یک سوراخ به اندازه کالیبر (۶۲/۷ م.م) باشد خروجی یک دایره به قطر ۳۰ سانتی متر است و کامل اعضا داخلی را متلاشی کرده و خالی می کنه . برای همین ژ۳ معروف است که قطعا می کشد مگر این که به پا یا دست بخورد. تفنگ ژ۳ چندان خوشدست نیست و سنگین تر از وزن واقعی به نظر می رسه (۴۲۰۰ گرم) و به علت بلندی فشنگ لگد بیشتری هم داره ولی به دلیل بلندی طول لوله در هدف گیری دقیق تره. ما (ارتش) از ژ۳ استفاده می کنیم.

اما در مورد کلاشینکف چون طول فشنگ کوتاه تره و اسلحه ضعیف تر ، پس در نتیجه مخروط ایجاد شده آن قدر باریک بوده که می توان گفت صرفا یک مسیر مستقیم ایجاد شده است. برای همین کلاشینکف معروف است که به این راحتی نمی کشد مگر این که از شانس بد به یک عضو صد در صد حیاتی بخورد مثلا سر. کلاش سبک تره (۳۸۰۰ گرم) و فوق العاده خوش دست و راحت. برای همین هدف گیری باهاش راحت تره. به علت موتاهی فشنگ لگد کمتری هم داره.

     

اسلحه سازمانی ارتش ژ۳ ، و اسلحه سازمانی سپاه کلاشینکفه .

یک نکته جالب وجود داره. با هر بار استفاده موفقیت آمیز از ژ۳ یک سرباز دشمن کنار گذاشته می شود (چون کشته می شود) ولی با هر بار استفاده موفقیت آمیز از کلاش عملا ۳ سرباز دشمن کنار می رود. یک نفر مجروح و دو نفر که از میدان بیرون ببرندش !!!

پ.ن : بعضی فشنگ ها این خاصیت را دارند که با ورود به هدف منفجر می شوند و هدف را متلاشی می کنند. برخی از انواع فشنگ ها هم هست که با تماس با هدف منفجر می شه و تنها به جدار خارجی آسیب می رسونه. مثلا اگر یک قوطی را باهاش بزنی فقط دیواره جلویی پاره می شه. این نوع فشنگ خاص برای شکار کم خطر حیوانات در راستای فعالیت های زیست محیطی استفاده می شه. البته من تنها همین کاربرد را دیده ام. شاید کاربرد های دیگری هم داشته باشه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط حمید  | 

موشک اسکاد:
 
موشکی است تاکتیکی ،با برد متوسط که علیه پادگانهای نظامی ،پایگاهای ss-1هوایی و پشت خطوط دشمن به کارمی رود.این موشک در چهار مدل (A,B,C,D) موجود است و در چهار مدل قادر به حمل سر جنگی از انواع انفجاری شدید، شیمیایی، یا اتمی می‌باشند.

اسکاد-A

برای اولین بار در رژه 1957 به نمایش گذاشته شد.موشکی است با جرم 12125پوند(5500کیلوگرم) ،هدایت ا زنوع رادیویی وبالستیک، یعنی تا زمانی که موتور موشک روشن است بوسیله “جایرو متعادل“ هدایت می‌شود. بعد ازخاموشی موتور موشک فاقد هدایت است و مسیر بالستیکی را تا رسیدن به هدف ادامه می دهد.این موشک تا سال 1972 در خدمت ارتش روسیه بود.

اسکاد-B

از انواع موشکهای تاکتیکی وبالستیکی زمین به زمین روسیه است .که درنیروهای مسلح عراق وجود د ا رد.گفته میشود که در چین و کره شمالی نیز تولید میشود.این موشک از نظر ظاهر شبیه فراگ -7 است لیکن قابلیتهای آن بیشتر است .
طول: 25/11متر، قطر: 88 سانتی‌متر، جرم: 6370کیلوگرم، برد:160الی 300کیلومتر.
نسبت به اسکاد-A طول موتور آن نیم متر بیشتر است.این موشک بر خلاف فراگ 7 دارای سوخت مایع بوده وسیستم هدایت آن از نوع اینرسی “استرپ داون“ است.
اسکاد بی بر روی خودروی هشت چرخ بنام ( ماز-543 ) سوار است ومی توان آن را ظرف یک ساعت آماده پرتاب کرد. کشورهای چک اسلواکی سابق ، ویتنام ، افغانستان ، بلغارستان ،رومانی ،هلند ،کره شمالی ،مصر ،سوریه وعراق دارنده آن هستند. کارشناسان مرکز مطالعات استراتژیک معتقدند که عراق 12 فروند ازموشکهای اسکاد- B را در اختیار دارد ، در حالی که مجله هفتگی “ فلایت اینتر نشنال“ مورخ 10 ژوین 1978تعداد این نوع از موشکهای عراق را 30تا36 فروند اعلام کرده است. دقت این نوع از موشکها که دارای موتور یک مرحله‌ای هستند حدود 450 متر است . در 8 سال دفاع مقدس نیز متجاوز از 600 موشک اسکاد (انواع مختلف) توسط هردو کشور شلیک شد.

اسکاد-C/D

این موشکها بهسازی شده اسکاد-B هستند. برد آنها بترتیب حدود 500و300 کیلومترمی‌باشد. همچنین به علت استفاده از سیستم هدایت پیشرفته واحتمالا هدایت راداری فعال در بخش نهایی ، دارای خطای دایره‌ا ی 45 متر بوده ودقت آنها بیشتر است . قطر این موشکها 88سانتی‌متر می‌باشد.

دقت موشک اسکاد

هدایت موشک اینرسی است که با کمک 3 جایرو وشتاب سنج ،انحرافها وعلایم آ ن دریافت ودر 90 ثانیه مسیر اولیه پرواز ( تا زمانی که موتور روشن است ) برای تصحیح مسیر استفاده می‌شود .بهسازی‌هایی نیز در سوخت آن انجام واز نفت به اسید نیتریک تبدیل یافته که باعث می شود موتور با نور قرمز رنگی سوخته و نیروی محرکه یکنواخت در مسیر ایجاد کند .
نداشتن هدایت در فاز بعدی مسیر باعث می‌شود موشک دقت نقطه زنی نداشته باشد.


موشک نور:

موشک کروز دریایی ضد کشتی نور نوع بهینه شده c-802 چینی است که بردی برابر با 120 کیلومتر داشته و قابلیت شلیک ازساحل و عرشه ناو و جنگنده و هلیکوپترهای ایرانی را داراست. در دو نوع ساده و هدایت تلوزیونی تولید می‌شود که نوع تلوزیونی ان غیر قابل رهگیرست.

مشخصات :
برد : 120 کیلومتر حداکثر و حداقل 10 کیلومتر
وزن سر جنگی : 165 کیلوگرم
وزن موشک : 714 کیلوگرم
طول : 5.329 متر
قطر :360 میلیمتر
نوع سوخت : مایع

موشک کوثر:

موشک رادارگریز ساحلی و دریایی کوثر دارای برد متوسط کوتاه و قابل استفاده علیه اهداف با ابعاد 5 در 25 یا آری تی اس 500 متری است. این موشک داراى سیستم F.C.S (سیستم کنترل آتش) و فوق العاده پیشرفته بوده و قادر است با هر نوع اختلال الکترونیکى مقابله کند. موشک کوثر داراى سیستم جستجوگر در کلاهک خود بوده و هیچ کدام از سیستم‌هاى پیشرفته منحرف کننده موجود در جهان قادر به انحراف آن نیست.اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهاى مسلح در مورد این موشک  اعلام کرد : "کوثر که نوعی موشک کروز و سلاحی هوشمند است ، در سازمان صنایع هوافضا تولید شده است. این موشک می‌تواند در سه وضعیت ساحل به دریا، دریا به دریا و هوا به دریا اهداف خود را مورد اصابت قرار دهد و با اصابت آن به رزمناوهاى کوچک و متوسط، این شناورها غرق می‌شوند." این موشک فوق در دو نوع رادارى و تلویزیونی طراحی شده است که نوع تلویزیونی آن قابل ردیابی نیست . این موشک که منطبق با ویژگیهاى محیطی خلیج‌فارس و دریاى عمان طراحی شده ، از فناوریهاى روزآمد دفاعی برخوردار است .هفته‌نامه اویشن‌ویک‌ اند ‌اسپیس‌تکنالجی چاپ ایالات متحده هم در مقاله‌ای تحت عنوان "موشک سبک وزن ایرانی" نوشت ایران تولید یک موشک ضد کشتی هواپرتاب با نام کوثر را آغاز کرده است. این موشک به احتمال زیاد بر پایه یک برنامه چینی پایه‌ریزی شده است. تولید کوثر گام دیگری در جهت نیل ایران به دستیابی به توانایی ساخت جنگ افزارهای هدایت‌پذیر در داخل می‌باشد و بکارگیری این موشک دردسر جدید نیروی دریایی ایالات متحده در منطقه خواهد بود. موشک کوثر بسیار شبیه موشک ضد کشتی چینی (اف-ال-8)می‌باشدکه از سوی شرکت واردات وصادرات فناوری هوایی ملی چین برای صادرات عرضه شده است. موشک کوثر دارای چهار بال صلیبی شکل با چهار باله دم کوچکتر برای کنترل می‌باشد و هدایت آن از طریق الکترو‌اپتیکی به صورت تلویزیونی یا فرو سرخ انجام می‌شود.اطلاعاتی که سازمان هواوفضای ایران در مورد ابعاد و کارایی کوثر ارائه کرده است از این قرار است:    ۵/۲ متر طول . ۱۸ سانتی متر قطر . ۱۰۵ کیلوگرم وزن و بیشینه برد ۱۵ کیلومتر .نیروی دریایی ایران همچنین هلیکوپترهای   AB204  را در اختیار دارد که احتمال به کارگیری کوثر بر روی آنها بسیار زیاد است.ککککککککککککککککککک
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط حمید  | 

centralclubs.com

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:34  توسط حمید  | 

سيدمحمود حسابى، در سال ۱۲۸۱ (ه. ش)، از پدر و مادرى تفرشى، در تهران زاده شدند. پس از سپرى نمودن چهار سال از دوران كودكى در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر)، عازم شامات گرديدند. در هفت سالگى، تحصيلات ابتدايى خود را در بيروت، با تنگدستى و مرارت هاى دور از وطن، در مدرسه كشيش هاى فرانسوى، آغاز كردند، و همزمان، توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابى)، تحت آموزش تعليمات مذهبى و ادبيات فارسى، قرار گرفتند. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادى ژرف داشتند. ديوان حافظ را، نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدى، شاهنامه فردوسى، مثنوى مولوى و منشات قائم مقام، اشراف كامل داشتند.

 

شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهانى اول و تعطيلى مدارس فرانسوى زبان بيروت بود. از اين ر و، پس از دو سال تحصيل در منزل، براى ادامه به كالج آمريكايى بيروت رفتند و در سن هفده سالگى، ليسانس ادبيات، در نوزده سالگى ليسانس بيولوژى و پس از آن مدرك مهندسى راه و ساختمان را، اخذ نمودند. در آن زمان، با نقشه كشى و راهسازى، به امرار معاش خانواده، كمك مى كردند. استاد همچنين در رشته هاى پزشكى، رياضيات و ستاره شناسى، به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازى فرانسوى كه ايشان در آن مشغول به كار بودند، به پاس قدردانى از زحماتشان، استاد را براى ادامه تحصيل، به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب، در سال ۱۹۲۴ (م)، به مدرسه عالى برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقى فرانسه، مشغول به كار گرديدند، و پس از پايان تحصيل در اين رشته، كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار»، آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمى، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداختند و در سال ۱۹۲۷ (م) در سن بيست و پنج سالگى، دانش نامه دكتراى فيزيك خود را، با ارائه رساله اى تحت عنوان «حساسيت سلول هاى فتوالكتريك» با درجه عالى، از دست بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابرى، دريافت كردند.

استاد، با شعر و موسيقى سنتى ايران و موسيقى كلاسيك غرب، به خوبى آشنا بودند و در نواختن نى، ساز دهنى، ويولن و پيانو تبحر داشتند.ايشان، در چند رشته ورزشى مانند: كوهنوردى، دوچرخه سوارى، دو و ميدانى و چوب پا، موفقيت هايى كسب نمودند، و در شنا، داراى ديپلم نجات غريق شدند. دستاوردهاى عمر پربار استاد و مشاغلى كه در مسند آن خدمات علمى و فرهنگى شايان توجهى ارائه نمودند بسيار زياد است.فعاليت در سه نسل كارى و آموزش هفت نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابى به شمار مى رود، و در همين راستا ايشان از سال ۱۳۵۰ ه. ش، به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران، شناخته شدند.

                                                        

استاد، به چهار زبان زنده دنيا: فرانسه، انگليسى، آلمانى و عربى مسلط بودند و به زبان هاى: سانسكريت، لاتين، يونانى، پهلوى، اوستايى، تركى، ايتاليايى و روسى اشراف داشتند و زبان هاى باستانى را، در تحقيقات علمى خود، به خصوص در امر واژه گزينى فارسى، در برابر لغات بيگانه، به كار مى بردند.پروفسور حسابى، به ايران، فرهنگ و ادب و اعتقادات سنتى و مذهبى اين سرزمين، عشق مى ورزيدند و گذشته از سفر به كشورهاى متعدد عالم، به سراسر ايران سفر كرده بودند و از سفرهاى پربار داخلى و خارجى خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاى بسيارى به جاى نهادند.در زمينه تحقيق علمى: ۲۵ مقاله، رساله و كتاب، از ايشان به چاپ رسيده است. تئورى «بى نهايت بودن ذرات» استاد در ميان دانشمندان و فيزيكدانان جهان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور»، بزرگ ترين نشان هاى كشور فرانسه، به همين مناسبت، به ايشان اهدا گرديده است.

استاد، تنها شاگرد ايرانى پروفسور اينشتين بوده و در طول زندگى، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمى، ديراك، بوهر،... و با فلاسفه و ادبايى همچون: آندره ژيد، برتراند راسل،... تبادل نظر داشته اند.ايشان از سوى جامعه علمى جهانى به عنوان «مرد اول علمى جهان» (۱۹۹۰ م) برگزيده شدند و در كنگره «شصت سال فيزيك ايران» (۱۳۶۶ ه . ش)، ملقب به «پدر علم فيزيك و مهندسى نوين ايران» گرديدند.پروفسور حسابى، در ۱۲ شهريور ۱۳۷۱ ه .ش، در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبى، بدرود حيات گفتند. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان، در زادگاه خانوادگى، در شهر دانشگاهى تفرش، قرار دارد. يادشان گرامى و راهشان پررهرو باد.ننننننننننننننننننننننن

زنده یاد دکتر محمود حسابی(۱۳۷۱ – ۱۲۸۱) فیزیکدان ایرانی، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به کارهای دولتی و سیاسی اشتغال داشتند و آثار خدمات آبادانی مانند قنات و مسجد از جد ایشان در تهران موجود است.
محمود چهار ساله بود که پدربزرگش سفیر ایران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بیروت منتقل شدند. تحصیلات ابتدایی را در هفت سالگی در مدرسه فرانسوی بیروت آغاز کرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصیلات متوسطه خود را در کالج امریکایی بیروت گذراند و در سال ۱۲۹۹ شمسی ایسانس ادبیات و علوم خود را از دانشگاه امریکایی بیروت گرفت. در ۱۹ سالگی درجه‌ی مهندسی راه و ساختمان را از دانشکده‌ی مهندسی بیروت دریافت کرد و بخشی از برنامه آموزشی پزشکی دانشگاه بیروت را نیز گذراند.
در ۱۳۰۳ پس از اخذ دانشنامه‌های ستاره‌شناسی و نجوم و زیست‌شناسی از دانشگاه امریکایی بیروت عازم فرانسه شد. در سال ۱۳۰۴ درجه‌ی مهندسی برق را از دانشکده‌ی برق ( اکول سوپریور دو الکتریسیته) و در ۱۳۰۵ مدرک تحصیلات معدن مدرسه‌ی عالی معدن پاریس را دریافت کرد. تحصیلات رسمی دکتر حسابی در سال ۱۳۰۶ با اخذ درجه‌ی دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه یافت.
او در مدت تحصیل خود زبان های عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی را آموخته بود به طوری که می توانست از نوشته های علمی و فنی آن‌ها به خوبی استفاده کند . در ضمن تحصیل رسمی در چند رشته ورزشی از جمله شنا موفقیت‌هایی کسب کرد.
● بازگشت به ایران
دکتر حسابی در سال ۱۳۰۶ به ایران بازگشت و در وزارت فواید عامه (وزارت راه و ترابری) به عنوان مهندس راه‌سازی به استخدام دولت درآمد. یک سال بعد مدرسه‌ی مهندسی وزارت به کوشش او تأسیس شد و بخشی از تدوین نظام‌نامه آن را خود به عهده گرفت. در همین سال نقشه‌ی ساختمانی راه ساحلی سراسری میان بندرهای خلیج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهیه کرد.
در سال ۱۳۰۷ به سبب افزایش مدرسه‌های متوسطه و احتیاج به معلم برای تدریس در آن‌ها ، دارالمعلمین عالی را تأسیس شد . دکتر حسابی در قسمت علمی این مؤسسه در رشته‌ی فیزیک و شیمی به تدریس فیزیک پرداخت. دارالمعلمین عالی در سال ۱۳۲۱ به دانش‌سرا تغییر نام یافت و دکتر حسابی همچنان به تدریس در آن مؤسسه تربیتی مشغول بود.
در سال ۱۳۱۳ دانشگاه تهران را با همکاری جمعی از فرهنگ‌پروران تأسیس کرد و دانشکده فنی را بنیان نهاد و مدت دو سال ریاست دانشکده‌ی فنی و تدریس در آن را برعهده داشت. پس از مدتی دانشکده علوم دانشگاه تهران را بنیان نهاد. ریاست این دانشکده از ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۷ و از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۶ به عهده ایشان بود. از آغاز کار دانشکده علوم تدریس بعضی از درس‌های فیزیک را عهده‌دار بود تا آن که شاگردانی که خود تربیت کرده بود به مقام استادی رسیدند و ایشان فقط به تدریس اپتیک پرداختند.
● آثار و خدمات
دکتر حسابی که در یک خانواده با فرهنگ ایرانی و مسلمان تربیت شده بود، با فرهنگ مغرب زمین نیز آشنا شد و توانست با شایستگی از امکانات موجود استفاده کند و خود را پرورش دهد و آن گاه توانایی‌های خود را در جهت سازندگی به کار گیرد. آثار و خدمات دکتر حسابی در عمر طولانی و مؤثرشان عبارت از تربیت مستقیم چند هزار مهندس، استاد و دبیر فیزیک، پایه‌گذاری چند نهاد علمی و فنی، تألیف و انتشار چندین کتاب و مقاله‌ی علمی.
سراسر زندگی دکتر محمود حسابی در جریان آموزش و پرورش کشور بود. او بیش از شصت سال به آموزش فیزیک اشتغال داشت. نکته‌سنجی ، واقع‌نگری ، ژرف‌نگری علمی و تعمق و تفکر علمی را در جامعه علمی ما پایه‌گذاری کرد. او به کار معلمی خود عشق می ورزید و هیچ گاه از جستجو و کاوش باز نمی ایستاد. دکتر حسابی در کلاس‌های خود فقط مفاهیم علمی را انتقال نمی‌داد بلکه کوشش می‌کرد که در دانشجویان عشق و علاقه به علم‌آموزی و کاوشگری به وجود آید و مهارت‌های لازم را کسب نمایند.
در سال ۱۳۶۶ در کنگره‌ی شصت سال فیزیک که به مناسبت بزرگداشت استاد برپا شد از خدمات ایشان به عنوان پدر فیزیک ایران قدردانی شد. از کارهای مهم او، نخستین نقشه‌برداری از راه ساحلی سراسری بندر‌های میان خلیج فارس، نخستین راه تهران به شمشک، ساختن نخستین رادیو در کشور، بنیانگذاری مؤسسه‌ی ژئوفیزیک، تأسیس سازمان انرژی اتمی، ایجاد نخستین دستگاه هواشناسی، پایه‌گذاری انجمن موسیقی ایران، عضویت در تأسیس فرهنگستان زبان ایران،‌ تدوین قانون تأسیس دانشگاه، تشکیل مؤسسه استاندارد، پایه‌گذاری نخستین مدرسه‌ی عشایر در ایران در لرستان، پایه گذاری مرکز مخابرات اسد آباد، تاسیس نخستین مرکز مدرن تعقیب ماهواره در شیراز، نصب و راه اندازی نخستین دستگاه رادیولوژی در ایران، تاسیس نخستین بیمارستان خصوصی در تهران به نام بیمارستان گوهرشاد، تاسیس مرکز عدسی سازی در دانشکده علوم تهران و ایجاد نخستین رصدخانه‌ی جدید در ایران از کارهای اوست.
دکتر حسابی در سال ۱۳۱۰ انجمن فیزیک ایران را تشکیل داد و از همان زمان به عضویت انجمن فیزیک اروپا، امریکا فرانسه و آکادمی علوم نیویورک درآمد. در سال ۱۳۱۴ عضو پیوسته‌ی فرهنگستان ایران شد. در ۱۳۱۳ عضو شورای دانشگاه بود. علاوه بر این عضو شورای عالی فرهنگ، عضو انجمن اصطلاحات علمی، رئیس پژوهش‌ فضای ایران در هنگام تشکیل آن و رئیس انجمن ژئوفیزیک ایران به هنگام تشکیل آن بود. در بسیاری از کنفرانس‌های علمی شرکت داشت و با بسیاری از نامداران جهان علم در ارتباط بود.
● فعالیت‌های سیاسی
دکتر حسابی علاوه بر فعالیت‌های علمی و کارهای تحقیقاتی در امور سیاسی و اداری و قانونگذاری کشور نیر مؤثر بود. ایشان عضو هیأتی بود که از شرکت نفت انگلیس خلع ید کرد و نخستین رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران شد. در سال ۱۳۳۰ به وزارت فرهنگ ایران در دولت مصدق منصوب شد. پس از آن به مجلس سنا راه یافت و تا سال ۱۳۴۲ در این سمت باقی ماند. او با طرح قرار داد ننگین کنسرسیوم و کاپیتولاسیون و نیز با عضویت دولت ایران در قرارداد سنتو در مجلس مخالفت کرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:20  توسط حمید  | 

سید اَبوالحسَن بَنی‌صَدر (متولد ۲ فروردین ۱۳۱۲ (۲۲ مارس ۱۹۳۳ میلادی)) نخستین رئیس جمهور ایران بود.

او در باغچه از توابع همدان بدنیا آمد. [۱] پدرش آیت الله سیدنصرالله بنی صدر، از روحانیون بسیار با نفوذ همدان [۲] بود که با آیت الله خمینی نیز ارتباط دوستانه‌ای داشت. او به همراه حسن حبیبی (معاون اول اسبق برخی از روسای جمهور ایران) جزء دانشجویانی بود که به همت احسان نراقی، نظریه پرداز و محقق وابسته به فرح دیبا برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. این دو نفر از شاگردان نراقی نیز بوده‌اند.[۳]

او در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در پاریس و تهران رهبری گروه کوچکی از مبارزان را دارا بود و با ایراد سخنرانی و چاپ و انتشار مقالات و کتب تالیفی خود، به مبارزه با حکومت می‌پرداخت.[۴] در طی این سالها او که نزدیکی بیشتری با جبهه ملی احساس می‌کرد و خود را تئوریسین انقلاب می‌دانست همواره درگیر رقابت با صادق قطب زاده بود که او نیز در پاریس اقامت داشت. قطب زاده نزدیکی فکری بیشتری با نهضت آزادی داشت و به همین لحاظ بیشتر مورد تائید مبارزین اسلامی بود.[۵]در سال۵۷ و اندکی پیش از پیروزی انقلاب، با ورود آیت الله خمینی به پاریس، جزء معدود مستقبلین وی در فرودگاه بود [۶] و این ارتباط و نزدیکی تا بازگشت تاریخی ۱۲ بهمن با پرواز ایرفرانس (که بنی صدر کرایه چارتر آنرا با چک بلامحل خودش پرداخته بود[۷]) ادامه یافت.

بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ابتدا مدتی به عضویت شورای انقلاب در آمد و سپس با بروز بحران گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران، به یکی از تصمیم گیرندگان اصلی این ماجرا تبدیل شد. رقابت وی با قطب زاده، باعث شد حل این بحران ۴۴۴ روز به طول بیانجامد. [۸] و [۹] او مدتی بعد از استعفای دولت موقت مهندس مهدی بازرگان در اعتراض به گروگانگیری، با حمایت جامعه روحانیت مبارز[۱۰] در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و با به دست آوردن یازده میلیون رای به عنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران انتخاب شد. او در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ درصد آرا را کسب کرد. رکوردی که فقط ۱۵ سال بعد، و توسط سید محمد خاتمی با اختلافی اندک شکسته شد. رقبای وی در این انتخابات آقایان (جلال الدین فارسی، حسن حبیبی، احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت [۱۱]) بودند. که بجز جلال الدین فارسی (که به علت تابعیت و اصل و نسب مشکوک به غیر ایرانی) مجبور به انصراف شد، بقیه این افراد مجموعا بیست و سه درصد آرای باقیمانده را میان خود تقسیم نمودند.

وی موفق شد پس از پیروزی، جانشینی فرماندهی کل قوا را نیز به دست آورد. او در ابتدای جنگ ایران و عراق به سیاست «دادن زمین و گرفتن زمان» اعتقاد داشت که همین موضوع بهانه‌ای شد تا توسط جناح مخالف وی یعنی حزب جمهوری اسلامی که از شکست کاندیدای حزب (دکتر حسن حبیبی) به شدت مکدر بودند به چالش کشیده شود. حزب روزنامه جمهوری اسلامی را (که هنوز بی وقفه چاپ می‌شود) منتشر کرد و بنی صدر شروع به انتشار روزنامه انقلاب اسلامی (که از تیراژ بیشتری برخوردار بود) نمود.

درگیری میان حزب جمهوری اسلامی (که اکثریت مجلس را در اختیار داشت، به رهبری فکری آیت‌الله بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی) با وی سر انجام باعث شد که عمر اولین ریاست جمهوری ایران ظرف یک سال خاتمه بیابد. درتاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف رأی بر عدم کفایت او داد و وی با تایید آیت‌الله خمینی از ریاست جمهوری خلع شد.[۱۲]

او پس از فرار از ایران در دوره‌ای با سازمان مجاهدین خلق ایران همکاری نمود و با فرح پهلوی ملاقاتهایی در قاهره داشت. [۱۳ننننننننننننننننننننننننننن

ابوالحسن بنی‌صدر
ابوالحسن بنی‌صدر

ممممممممممممممممممممممممم

ششم مرداد سالروز فرار بني صدر و رجوي به فرانسه

 

 

 

در بهمن ماه 1358 اولين انتخابات عمومي براي تعيين رئيس جمهور برگزار شد و ابوالحسن بني صدر که خود را از ياران نزديک امام (ره) و مدافع مردم معرفي مي کرد به رياست جمهوري رسيد.
امام خميني (ره) مطابق قانون اساسي حکم رياست جمهوري وي را تنفيذ کردند و با توجه به شرايط پس از انقلاب و نياز به ايجاد هماهنگي و داشتن قدرت اجرايي بيشتر او را به رياست شوراي انقلاب و به سمت فرماندهي کل قوا نيز منصوب نمودند. اما با گذشت مدت کوتاهي بني صدر روش خود را دگرگون کرد. بني صدر پس از رسيدن به قدرت روز به روز از امام و مردم انقلابي که وي با تظاهر به وفاداري به آنها خود را به رياست جمهوري رسانده بود، فاصله مي گرفت و در مقابل به گروهک هايي که قبلاً خود را دشمن سرسخت آنها معرفي کرده بود، نزديک مي شد. وي در مقام رئيس جمهور از هر فرصتي براي تضعيف ياران صادق و انقلابي امام و نهادهاي قانوني کشور مثل مجلس و قوه قضاييه و سپاه پاسداران که مانع رسيدن به اهدافش بودند استفاده مي کرد و براي مقابله با مردم به تقويت گروهک ها مي پرداخت.
سرانجام کار به جايي کشيد که امام خميني (ره) در خرداد ماه سال 1360 بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل کردند و چند روز بعد مجلس به عدم کفايت سياسي وي براي ادامه رياست جمهوري راي داد و بني صدر از سمت خود برکنار شد. وي که پس از برکناري مخفي شده بود، با آرايش و تغيير چهره همراه با بعضي از سران گروهک منافقين از جمله مسعود رجوي از کشور خارج شد و به پاريس گريخت. خلباني که آنان را به پاريس برد همان فردي بود که محمدرضا پهلوي را روز 26 دي ماه سال 1357 از ايران خارج کرده بود.


 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 20:47  توسط حمید  | 

برج ایفل (به فرانسوی: Tour Eiffel) برجی فلزی واقع در «Champ de Mars» در کنار رود سن در پاریس می باشد. برج ایفل امروزه به عنوان نماد جهانی فرانسه شناخته می شود و یکی از شناخته شده ترین ساختمان ها در جهان است. بنای برج ایفل از سال‌ ۱۸۸۷ شروع و در ۳۱ مارس ‌‌۱۸۸۹ میلادی به اتمام رسید.در ابتدا برج ایفل برای نمایشگاه بین المللی به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد. در ابتدا این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و 300 نفر که در بین آنها می توان از امیل زولا، موپسان، شارل گارنیه( معمار اپرای گارنیه)و هم چنین دوما نام برد به ساخت آن شدیداًٌ اعتراض نمودند.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] مقدمه

تا سال ۱۸۸۹ ستون یادبود واشنگتن به عنوان بلندترین سازه جهان شناخته می شد اما در این سال برج ایفل جاینشین آن شد. برج ایفل به مدت ۴۱ سال تا زمان بهره برداری از برج کرایسلر در نیویورک در سال ۱۹۳۰، به عنوان بلندترین برج جهان شناخته می شد. این برج هم اکنون بلندترین سازه موجود در شهر پاریس و چهارمین سازه بلند فرانسه است. در سال ۲۰۰۶ ۶٬۷۱۹٬۲۰۰ نفر از این برج دیدن کردند. با توجه به اینکه از ابتدای ساخت این برج تاکنون بیش از ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر از این بنا دیدن کرده اند،[۱] این بنا به عنوان پر بازدید کننده ترین بنا در جهان شناخته می شود.

نام برج ایفل از نام سازنده اش گوستاو ایفل گرفته شده است.


بلندی برج ایفل بادر نظر گرفتن آنتن تلویزیونی ۲۴ متری بر فراز آن ۳۲۵ متر می باشد و وزن تقریبی آن ۷۲۰۰ تن است. ۱۶۶۵ پله تا بالاترین نقطه برج ادامه دارند که البته پله‌های طبقه دوم به بالاترین نقطه برج به روی بازدیدکنندگان بسته است. ساختار این سازه به شکلی است که باز و بدون طبقه‌های میانی (به جز دو سطح) می‌باشد. یک سمت آن رودخانه سن و سمت دیگر البته کمی دورتر بنای گنبد دار و زرین رنگ دیده می‌شود که عمارت اینولید نام دارد که مقبره ناپلئون آنجاست.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:10  توسط حمید  | 

مقدمه

انرژى هسته‌اى با توجه به ویژگىهاى حیرت انگیزش در آزاد سازى حجم بالایى از انرژى در قبال از میان رفتن مقادیر ناچیزى از جرم ، به عنوان جایگزین سوختهاى پیر فسیلى که ناجوانمردانه در حال بلعیده شدن هستند، مطرح شده است. ایران نیز با وجود منابع گسترده نفت و گاز به دلیل کاربردهاى بهترى که سوختهاى فسیلى نسبت به سوزانده شدن در کوره‌ها و براى تولید حرارت دارند، براى دستیابى به این نوع از انرژى تلاشهایى را از سالهاى دور داشته است و در سالهاى پس از انقلاب همواره مورد اتهام واقع شده که هدف اصلیش نه فناورى صلح آمیز که رسیدن به فناورى تسلیحات هسته‌اى است.

چرخه سوخت هسته‌اى شامل مراحل استخراج ، آسیاب ، تبدیل ، غنى سازى ، ساخت سوخت باز تولید و راکتور هسته‌اى است و به یک معنا کشورى که در چرخه بالا به حد کاملى از خودکفایى و توسعه رسیده باشد با فناورى تولید سلاحهاى هسته‌اى فاصله چندانى ندارد.

استخراج

در فناورى هسته‌اى ، خواه صلح آمیز باشد یا نظامى ، ماده بنیادى مورد نیاز، اورانیوم است. اورانیوم از معادن زیر زمینى و همچنین حفاریهاى روباز قابل استحصال است. این ماده به رغم آنکه در تمام جهان قابل دستیابى است، اما سنگ معدن تغلیظ شده آن به مقدار بسیار کمى قابل دستیابى است. زمانى که اتمهاى مشخصى از اورانیوم در یک واکنش زنجیره‌اى دنباله دار که به دفعات متعدد تکرار شده ، شکافته مى‌شود، مقادیر متنابهى انرژى آزاد مى‌شود، به این فرآیند شکافت هسته‌اى مى‌گویند.

فرآیند شکاف در یک نیروگاه هسته‌اى به آهستگى و در یک سلاح هسته‌اى با سرعت بسیار روى مى‌دهد، اما در هر دو حالت باید به دقت کنترل شوند. مناسبترین حالت اورانیوم براى شکافت هسته‌اى ایزوتوپهاى خاصى از 235U (یا 239Pu) است. ایزوتوپ ها ، اتمهاى یکسان با تعداد نوترونهاى متفاوت هستند. به هرحال 235U به دلیل تمایل باطنى به شکافت در واکنشهاى زنجیرى و تولید انرژى حرارتى به عنوان «ایزوتوپ شکافت» شناخته شده است.

هنگامى که اتم 235U شکافته مى‌شود دو یا سه نوترون آزاد مى‌کند. این نوترونها با سایر اتمهاى 235U برخورد کرده و باعث شکاف آنها و تولید نوترونهاى جدید مى‌شود. براى روى دادن یک واکنش هسته‌اى به تعداد کافى از اتمهاى 235U براى امکان ادامه یافتن این واکنشها بصورت زنجیرى و البته خودکار نیاز است. این جرم مورد نیاز به عنوان «جرم بحرانى» شناخته مى‌شود. باید توجه داشت که هر 1000 اتم طبیعى اورانیوم شامل تنها حدود هفت اتم 235U ، یعنی (0.7 درصد) بوده و 993 اتم دیگر از نوع 238U هستند که اصولا کاربردى در فرآیندهاى هسته‌اى ندارند.

تبدیل اورانیوم

سنگ معدن اورانیوم استخراج شده در آسیاب خرد و ریز شده و به پودر بسیار ریزى تبدیل مى‌شود. پس از آن طى فرآیند شیمیایى خاصى خالص سازى شده و بصورت یک حالت جامد به هم پیوسته که از آن به عنوان «کیک زرد» (yellow cake) یاد مى‌شود، درمى‌آید. کیک زرد شامل 70 درصد اورانیوم بوده و داراى خواص پرتوزایى (radioactive) است. هدف پایه‌اى دانشمندان هسته‌اى از فرآیند غنى سازى افزایش میزان اتمهاى 235U است که براى این هدف اورانیوم باید اول به گاز تبدیل شود.

با گرم کردن اورانیوم تا دماى 64 درجه سانتیگراد حالت جامد به گاز هگزا فلوئورید اورانیوم (UFG) تبدیل مى‌شود. هگزافلوئورید اورانیوم خورنده و پرتوزا است و باید با دقت جابجا شود، لوله‌ها و پمپها در کارخانه‌هاى تبدیل کننده بصورت ویژه‌اى از آلیاژ آلومینیوم و نیکل ساخته مى‌شوند. گاز تولیدى همچنین باید از نفت و روغنهاى گریس به جهت جلوگیرى از واکنشهاى ناخواسته شیمیایى دور نگه داشته شود.

غنى سازى اورانیوم

هدف غنى سازى مشخصا افزایش میزان 235U _ ایزوتوپ شکافت _ است. اورانیوم مورد نیاز در مصارف صلح آمیز نظیر راکتورهاى هسته‌اى نیروگاهها باید شامل دو تا سه درصد 235U باشد، اما اورانیوم مورد نیاز در تسلیحات اتمى باید شامل بیش از نود درصد 235U باشد. شیوه متداول غنى سازى اورانیوم سانتریفوژ کردن گاز است. در این روش هگزافلوئورید اورانیوم در یک محفظه استوانه‌اى با سرعت بالا در شرایط گریز از مرکز قرار مى‌گیرد. این کار باعث جدا شدن ایزوتوپهاى با جرم حجمى بالاتر از 235U مى‌شود (238U). 238U در طى فرآیند گریز از مرکز به سمت پائین محفظه کشیده شده و خارج مى‌شود، اتمهاى سبکتر 235U از بخش میانى محفظه جمع آورى و جدا مى شود.

235U تجمع یافته پس از آن به محفظه‌هاى گریز از مرکز بعدى هدایت مى‌شود. این فرآیند بارها در میان زنجیرى از دستگاههاى گریز از مرکز در کنار هم چیده شده تکرار مى‌شود تا خالصترین میزان اورانیوم بسته به کاربرد آن به دست آید. از اورانیوم غنى شده در دو نوع سلاح هسته‌اى استفاده مى‌شود، یا بصورت مستقیم در بمبهاى اورانیومى و یا طى چند مرحله در بمبهاى پلوتونیومى مورد استفاده قرار مى گیرد.

بمب اورانیومى

هدف نهایى طراحان بمبهاى هسته‌اى رسیدن به یک جرم «فوق بحرانى» است که باعث ایجاد یک سرى واکنشهاى زنجیره‌اى به همراه تولید حجم بالایى از حرارت مى‌شود. در یکى از ساده‌ترین نوع طراحى این بمبها یک جرم زیر بحرانى کوچکتر به جرم بزرگترى شلیک مى‌شود و جرم ایجاد شده باعث ایجاد یک جرم فوق بحرانى و به تبع آن یک سرى واکنشهاى زنجیره‌اى و یک انفجار هسته‌اى مى‌شود. کل این فرآیند در کمتر از یک دقیقه رخ مى‌دهد. براى ساخت سوخت براى یک بمب اورانیومى هگزافلوئورید اورانیوم فوق غنى شده در ابتدا به اکسید اورانیوم و سپس به شمش فلزى اورانیوم تبدیل مى‌شود.

میزان انرژى آزاد شده ناشى از شکافت هسته‌اى را به کمک یک فناورى تقویتى افزایش مى‌دهند. این فناورى شامل کنترل و بکار گیرى خواص همجوشى یا گداخت هسته‌اى است. در همجوشى هسته‌اى شاهد بهم پیوستن ایزوتوپهایى از هیدروژن و پس از آن تشکیل یک اتم هلیوم هستیم. به دنبال این واکنش مقادیر قابل توجهى گرما و فشار آزاد مى شود. از سوى دیگر همجوشى هسته اى سبب تولید نوترونهاى بیشتر و تغذیه واکنش شکافت شده و انفجار بزرگترى را ترتیب مى‌دهد. برخى تجهیزات این فناورى تقویتى به عنوان بمب هیدروژنى و سلاحهاى هسته‌اى _ حرارتى (Thermonuclear) شناخته مى‌شوند.

راکتورهاى هسته‌اى

راکتورها داراى کاربردهاى کاملا دوگانه هستند. در مصارف صلح آمیز با بهره گیرى از حرارت تولیدى در شکافت هسته‌اى کار مى‌کنند. این حرارت جهت گرم کردن آب ، تبدیل آن به بخار و استفاده از بخار براى حرکت توربینها بهره گرفته مى‌شود. همچنین اگر قصد ساخت بمبهاى پلوتونیومى در کار باشد نیز اورانیوم غنى شده را به راکتورهاى هسته‌اى منتقل مى‌کنند. در نوع خاصى از راکتورهاى هسته‌اى از اورانیوم غنى شده به شکل قرصهایى به اندازه یک سکه و ارتفاع یک اینچ بهره مى‌گیرند. این قرصها بصورت کپسولهاى میله‌اى شکل صورت بندى شده و درون یک محفظه عایق ، تحت فشار قرار داده مى‌شوند.

در بسیارى از نیروگاههاى هسته‌اى این میله‌ها جهت خنک شدن درون آب غوطه‌ور هستند. روشهاى دیگر خنک کننده نیز نظیر استفاده از دى اکسیدکربن یا فلز مایع هستند. براى کارکرد مناسب یک راکتور (مثلا تولید حرارت با کمک واکنش شکافت) هسته اورانیومى باید داراى جرم فوق بحرانى باشد، این بدین معناست که مقدار کافى و مناسبى از اورانیوم غنى شده جهت شکل گیرى یک واکنش زنجیرى خود به خود پیش رونده موردنیاز است.

براى تنظیم و کنترل فرآیند شکافت میله‌هاى کنترل کننده از جنس موادى نظیر گرافیت با قابلیت جذب نوترونهاى درون راکتور وارد محفظه مى شوند. این میله‌ها با جذب نوترونها باعث کاهش شدت فرآیند شکافت مى‌شوند. در حال حاضر بیش از چهارصد نیروگاه هسته‌اى در جهان وجود دارند و 17 درصد الکتریسیته جهان را تولید مى کنند. راکتورها همچنین در کشتیها و زیردریاییها کاربرد دارند.

باز پردازش

باز پردازش یک عملیات شیمیایى است که سوخت کارکردى را از زباله‌هاى اتمى جدا مى‌کند. در این عملیات میله سوخت مصرف شده ، غلاف بیرونى فلزى خود را در قبال حل شدن در اسید نیتریک داغ از دست مى‌دهد. محصولات این عملیات که در راکتور مورد استفاده دوباره قرار مى‌گیرد، شامل 96 درصد اورانیوم ، سه درصد زباله اتمى به شدت پرتوزا و یک درصد پلوتونیوم است.

همه راکتورهاى هسته‌اى پلوتونیوم تولید مى‌کنند، اما انواع نظامى آنها بصورت کاملا بهینه‌ترى نسبت به سایر انواع راکتور این کار را انجام مى‌دهند. یک واحد باز پردازش و یک راکتور جهت تولید مقدار کافى پلوتونیوم مى‌توانند به صورت نامحسوسى در یک ساختمان عادى جاسازى شوند.این مسئله باعث مى شود استخراج پلوتونیوم با کمک باز پردازش به گزینه‌اى جذاب براى هر کشورى که به دنبال برنامه‌هاى غیرقانونى سلاحهاى اتمى است، تبدیل شود.

بمب پلوتونیومی

پلوتونیوم مزیتهاى متعددى نسبت به اورانیوم به عنوان جزیى از سلاحهاى اتمى دارد. تنها حدود چهار کیلوگرم پلوتونیوم براى ساخت یک بمب موردنیاز است، همچنین براى تولید 12 کیلوگرم پلوتونیوم در هر سال تنها به یک واحد کوچک باز پردازش نیاز است. یک کلاهک هسته‌اى شامل یک کره پلوتونیوم ، احاطه شده توسط پوسته‌اى از فلز، مثلا بریلیوم ، است که نوترونها را به فرآیند شکاف باز مى‌گرداند. این مسئله باعث مى‌شود مقدار کمترى پلوتونیوم براى رسیدن به جرم بحرانى و ایجاد یک واکنش شکافت زنجیره‌اى مورد نیاز باشد.

به هرحال یک گروه تروریستى براى دسترسى به پلوتونیوم از راکتورهاى هسته‌اى غیرنظامى داراى مشکلات کمترى نسبت به دسترسى به اورانیوم غنى شده جهت ایجاد یک انفجار هسته‌اى هستند. کارشناسان معتقدند که بمبهاى عمل آورى شده پلوتونیوم مى‌تواند با تخصصى کمتر از آنچه که توسط فرقه «آئوم» در حمله با گاز اعصاب به مترو توکیو (1995) بکار گرفته شد، طراحى و جمع آورى شود. یک انفجار هسته‌اى از این نوع مى‌تواند با نیروى معادل یکصد تنی TNT منفجر شود؛ بیست بار قویتر از بزرگترین حمله تروریستى تاریخ می‌باشد.

 

 

 مممممممممممممممممممممم

سوخت هسته ای

نحوه آزاد شدن انرژی هسته‌ای

می‌دانیم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتریکی) تشکیل شده است. بنابراین بار الکتریکی آن مثبت است. اگر بتوانیم هسته را به طریقی به دو تکه تقسیم کنیم، تکه‌ها در اثر نیروی دافعه الکتریکی خیلی سریع از هم فاصله گرفته و انرژی جنبشی فوق العاده‌ای پیدا می‌کنند. در کنار این تکه‌ها ذرات دیگری مثل نوترون و اشعه‌های گاما و بتا نیز تولید می‌شود. انرژی جنبشی تکه‌ها و انرژی ذرات و پرتوهای بوجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود. مثلا در واکنش هسته‌ای که در طی آن 235U به دو تکه تبدیل می‌شود، انرژی کلی معادل با 200MeV را آزاد می‌کند. این مقدار انرژی می‌تواند حدود 20 میلیارد کیلوگالری گرما را در ازای هر کیلوگرم سوخت تولید کند. این مقدار گرما 2800000 بار برگتر از حدود 7000 کیلوگالری گرمایی است که از سوختن هر کیلوگرم زغال سنگ حاصل می‌شود.



کاربرد حرارتی انرژی هسته‌ای 

گرمای حاصل از واکنش هسته‌ای در محیط راکتور هسته‌ای تولید و پرداخته می‌شود. بعبارتی در طی مراحلی در راکتور این گرما پس از مهارشدن انرژی آزاد شده واکنش هسته‌ای تولید و پس از خنک سازی کافی با آهنگ مناسبی به خارج منتقل می‌شود. گرمای حاصله آبی را که در مرحله خنک سازی بعنوان خنک کننده بکار می‌رود را به بخار آب تبدیل می‌کند. بخار آب تولید شده ، همانند آنچه در تولید برق از زعال سنگ ، نفت یا گاز متداول است، بسوی توربین فرستاده می‌شود تا با راه اندازی مولد ، توان الکتریکی مورد نیاز را تولید کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشین دیگ بخار در نیروگاه‌های معمولی شده است.

سوخت راکتورهای هسته‌ای

ماده‌ای که به عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شکاف پذیر باشد یا به طریقی شکاف پذیر شود.235U شکاف پذیر است ولی اکثر هسته‌های اورانیوم در سوخت از انواع 238U است. این اورانیوم بر اثر واکنشهایی که به ترتیب با تولید پرتوهای گاما و بتا به 239Pu تبدیل می‌شود. پلوتونیوم هم مثل 235U شکافت پذیر است. به علت پلوتونیوم اضافی که در سطح جهان وجود دارد نخستین مخلوطهای مورد استفاده آنهایی هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونیوم است.

میزان اورانیومی که از صخره‌ها شسته می‌شود و از طریق رودخانه‌ها به دریا حمل می‌شود، به اندازه‌ای است که می‌تواند 25 برابر کل مصرف برق کنونی جهان را تأمین کند. با استفاده از این نوع موضوع ، راکتورهای زاینده‌ای که بر اساس استخراج اورانیوم از آب دریاها راه اندازی شوند قادر خواهند بود تمام انرژی مورد نیاز بشر را برای همیشه تأمین کنند، بی آنکه قیمت برق به علت هزینه سوخت خام آن حتی به اندازه یک درصد هم افزایش یابد.

مزیتهای انرژی هسته‌ای بر سایر انرژیها

بر خلاف آنچه که رسانه‌های گروهی در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهای پرتوزا مطرح می‌کند از نظر آماری مرگ ناشی ازخطرات تکنولوژی هسته‌ای از 1 درصد مرگهای ناشی از سوختن زغال سنگ جهت تولید برق کمتر است. در سرتاسر جهان تعداد نیروگاههای هسته‌ای فعال بیش از 419 می‌باشد که قادر به تولید بیش از 322 هزار مگاوات توان الکتریکی هستند. بالای 70 درصد این نیروگاه‌ها در کشور فرانسه و بالای 20 درصد آنها در کشور آمریکا قرار دارد.

همجوشی  خورشید و ستارگان

سالهاست که دانشمندان واکنشی را که در خورشید و ستارگان رخ داده و در آن انرژی تولید می کند کشف کرده اند. این واکنش عبارت است از ترکیب (برخورد) هسته های چهار اتم هیدروژن معمولی و تولید یک هسته اتم هلیوم.اما مشکلی سر راه این نظریه است.

بالا ترین دمایی که در خورشید وجود دارد مربوط به مرکز آن است که برابر 15ضرب در 10 به توان 6 می باشد.در حالی که در ستارگان بزرگتر این دما به 20 ضرب در ده به توان 6 می رسد. به همین خاطر تصور بر این است که آن واکنش معروف ترکیب چهار اتم هیدروژن معمولی و تولید یک اتم هلیم در سایر ستارگان بزرگ نیست که باعث تولید انرژی می شود. بلکه احتمالا چرخه کربن در آنها به کمک آمده و کوره آنها را روشن نگه می دارد.منظور از چرخه کربن آن چرخه ای نیست که روی زمین اتفاق می افتد. بلکه به این صورت است که ابتدا یک اتم هیدروژن معمولی با یک اتم کربن C12 ترکیب می شود (همجوشی) و یک اتم N13 به علاوه یک واحد گاما را آزاد می کند. بعد این اتم با یک واپاشی به یک اتمC13به علاوه یک پوزیترون و یک نوترینو تبدیل می شود.بعد اینC13دوباره با یک اتم هیدروژن ترکیب می شود وN14و یک واحد گاما حاصل می شود.دوباره در اثر ترکیب این نیتروژن با یک هیدروژن معمولی اتمO15و یک واحد گاما تولید می شود.O15واپاشی کرده و N15به علاوه یک پوزیترون ویک نوترینو را بوجود میاورد.و دست آخر با ترکیب N15با یک هیدروژن معمولیC12به علاوه یک اتم هلیوم بدست می آید.

محصور سازی

مشکلی اساسی سر راه همجوشی هسته‌ای است ; می دانیدهسته ازذرات ریزی تشکیل شده است که پروتون ونوترون جزءلاینفک آن هستند.نوترون بدون بار وپروتون با بار مثبت که سایربارهای مثبت رابه شدت از خود میراند.مشکل مشخص شد؟ بله…اگرپروتونها (هسته های هیدروژن) یکدیگررادفع میکنند چگونه میتوان آنهارا در همجوشی شرکت داد؟

همانطورکه حدس زدید راه حل اساسی آن است که به این پروتونها آنقدر انرژی بدهیم که انرژی جنبشی آنها بیشتر از نیروی رانش کولنی آنها شود و پروتونها بتوانند به اندازه کافی به هم نزدیک شوند. حال چگونه این انرژی جنبشی را تولید کنیم؟ گرما راه حل خوبیست. در اثر افزایش دما جنب و جوش وبه عبارت دیگرانرژی جنبشی ذرات بیشتر و بیشتر میشود به طوری که تعداد برخوردها و شدت آنها بیشتر و بیشتر میشود.به نظر شما آیا دیگر مشکلی وجود ندارد؟ خیر,مسئله اساسیتری سر راه است.

یک سماور پر از آب را تصور کنید.وقتی سماور را روشن می کنید با این کار به آب درون سماور گرما میدهید(انرژی منتقل می کنید).در اثر این انتقال انرژی دمای آب رفته رفته بالاتر می رود و به عبارتی جنب و جوش مولکولهای آب زیاد می شود.در این حالت بین مولکولهای آب برخوردهایی پدید می آید.هر مولکول که از شعله(یا المنت یا هر چیز دیگری)مقداری انرژی دریافت کرده است آنقدر جنب و جوش می کند تا بالاخره (به علت محدود بودن محیط سماور و آب)انرژی خود رابه دیگری بدهد.مولکول بعدی نیز به نوبه خود همین عمل را انجام میدهد.بدین ترتیب رفته رفته انرژی منبع گرما در تمام آب پخش می شود و دمای آب بالا میرود.خوب یک سوال:آیا وقتی بدنه سماور را لمس می کنیم هیچ گرمایی حس نمی کنیم؟…بله حس میکنیم.دلیلش هم که روشن است.برخورد مولکولهای پر انرژی آب با بدنه سماور و انتقال انرژی خود به آن.هدف ما از روشن کردن سماور گرم کردن آب بود نه سماور.امیدوارم تا اینجا پاسخ اولین مشکل اساسی بر سر راه همجوشی را دریافت کرده باشید.بله اگر اگر با صرف هزینه و زحمت بالا سوخت را به دمایی معادل میلیونها درجه کلوین برسانیم آیا این اتمها آنقدر صبر خواهند کرد تا با دیگر اتمها وارد واکنش شوند یا در اولین فرصت انرژی بالای خود را به دیواره داده وآن را نا بود میکند؟(...شما بودید چه می کردید؟؟؟...).بنابر این نیاز به ((محصور سازی)) داریم; یعنی باید به طریقی اجازه ندهیم که این گرما به دیواره منتقل شود.

رسیدن به دمای بالا

شروع واکنش همجوشی به دمای بسیار بالایی نیازمند است.درست است که دمای پانزده میلیون درجه دمای بسیار بالایست و تصور بوجود آوردنش روی زمین مشکل و کمی هم وحشتناک می باشد ولی معمولا در زندگی روزمره دور و برمان دماهای خیلی بالایی وجود دارند و ما از آنها غافلیم.مثلا وقتی در اثر اتصالی سیمهای برق داخل جعبه تقسیم میسوزد وشما صدای جرقه آنرا میشنوید و پس از بررسی متوجه می شوید که کاملا ذوب شده فقط به خاطر دمای وحشتناکی بوده که آن تو به وجود آمده.شاید باور نکنید ولی این دما به حدود سی-چهل هزار درجه کلوین میرسد.البته این دما برای همجوشی حکم طفل نی سواری را دارد.یا اینکه می توانیم با استفاده از ولتاژهای بسیار بالا قوسهای الکتریکی را از درون لوله های مویین عبور بدهیم.به این ترتیب دمای هوای داخل لوله که اکنون به پلاسما تبدیل شده به نزدیک چند میلیون درجه می رسد.(که باز هم برای همجوشی کم است).یکی از بهترین راهها استفاده از لیزر است.می دانید که لیزرهایی با توانهای بسیار بالا ساخته شده اند.مثلا نوعی از لیزر به نام لیزر نوا(NOVA)می تواند در مدت کوتاهی انرژی ای معادل ده به توان پنج ژول تولید کند.اما بازهم در کنار هر مزیت معایبی هست.مثلا این لیزر تبعا انرژی زیادی مصرف میکند که حتی با صرف نظر از آن مشکل دیگری هست که میگوید اگر انرژی تولیدی لیزر در آن مدت کوتاه باید تحویل داده بشود پس برای برقرار ماندن معیار لاوسن (حالا که مدت زمان محصور سازی پایین آمده)باید چگالی بالا تر برود.که در این مورد از تراکم و چگالی جامد هم بالا تر میرود.

انواع واکنشها

برای بهینه سازی کار رآکتورهای همجوشی و افزایش توان خروجی آنها راههای متعددی وجود دارد.یکی از این راهها انتخاب نوع واکنشیست که قرار است در رآکتور انجام بشود.

ظبق تصویر زیر نوعی از واکنش همجوشی بصورتیست که در آن دو هسته سبک با یکدیگر واکنش داده و یک هسته سنگین تر را بوجود میاورند.یعنی حاصل ترکیب دو هسته دوتریم و تولید یک هسته ترتیم به علاوه یک هسته هیدروژن معمولیست. این واکنش انرژی ده می باشد.چون تفاوت انرژی بستگی هسته سنگین تر وهسته های سبکتر مقداری منفیست.

در این واکنش مقدار انرژی ای تولیدی برابر4MeVمی باشد.

قبلا گفته شد که باید برای انجام همجوشی هسته ها به اندازه کافی به هم نزدیک بشوند.این مقدار کافی حدودا معادل3fmمی باشد.چون در این فاصله ها انرژی پتانسیل الکترواسناتیکی دو دوترون در حدود 0.5MeVهست پس می توانیم با این مقدار انرژی دادن به یکی از دوترونها دافعه کولنی بین دوترونها ر شکسته و واکنش را شروع کنیم که بعد از انجام مقدار4.5MeVتولید می شود.(0.5MeVانرژی جنبشی به علاوه 4MeVانرژی آزاد شده)

می توانیم رآکتور خود را طوری طراحی کنیم که دور دیواره بیرونی آن لیتیم مایع تحت فشار جریان داشته باشد.این لیتیم مایع گرمای تولیدی اضافی را از واکنش گرفته و به آب منتقل می کند و با تبدیل آن به بخار باعث می شود که توربین و ژنراتور به حرکت درآیند و برق تولید بشود.

اما چرا لیتیم؟

قبلا دیدید که مقرون به صرفه ترین واکنش در رآکتور همجوشی واکنش دوتریم . ترتیم است.در این واکنش دیدید که یک نوترون پر انرژی تولید می شد.این مساله یعنی نوترون زایی می تواند سبب تضعیف بخشهایی از رآکتور شود.از طرفی برای محیط زیست و مخصوصا سلامتی کسانی که در اطراف رآکتور فعالیت می کنند بسیار مضر است.اما اگر لیتیم را به عنوان خنک کننده داشته باشیم این جریان لیتیم همچنین نقش مهم کند کنندگی را بازی خواهد کرد.به این صورت که با نوترون اضافی تولید شده در واکنش ترکیب شده و سوخت گران قیمت و بسیار کمیاب رآکتور رو که همان ترتیم است تولید می کند.واکنش دقیق آن به شکل زیر است.البته در این مورد باید ضخامت لیتیم مایع در جریان حداقل یک متر باشد.

انواع رآکتور

توکامک یکی از انواع رآکتورهای همجوشی هسته ایست که عمل محصورسازی را به خوبی انجام میدهد.طرح توکامک در دهه پنجاه میلادی توسط روسها پیشنهاد شد. واژه توکامک از واژه های "toroidalnaya", "kamera", and "magnitnaya" به معنی " اتاقک مغناطیسی چنبره ای" گرفته شده است.

یکی از دلایل و توجیحاتی که برای چنبره ای بودن محفظه های محصور سازی می شود بیان کرد این است که : توپ پر مویی را تصور کنید که شما قصد دارید موهای این توپ را شانه بزنید. شما هر طور و از هر طرف که بخواهید این کار بکنید همیشه دو طرف از موهای توپ شانه نشده و نامنظم باقی می ماند.حال به جای توپ فرض کنید که یک کره مغناطیسی داریم .میخواهیم که بردارهای میدان در سراسر اطراف این کره یکنواخت و منظم باشند(در واقع همه در یک جهت باشند).بنا به مثال این کار غیر ممکن بوده ونا منظمی در دو طرف کره باعث عدم پایداری محصور ساز می شود.ولی در یک محصور ساز چنبره ای چنین مشکلی وجود ندارد و یکنواختی میدان سراسر محصور ساز(توکامک)باعث پایداری آن می شود.مهم ترین و حیاتی ترین وظیفه یک ابزار همجوشی پایدار نگه داشتن پلاسما است.

اسفرومک

اسفرومک نوع دیگری از رآکتورهای همجوشیست که بر خلاف توکامک که چنبره ایست شکلی کروی دارد.البته تفاوت اسفرومک با توکامک در این است که در مرکز اسفرومک هیچ جسم مادی ای وجود ندارد.

اسفرومک متاسفانه با بی مهری مواجه شد و به اندازه توکامک مورد توجه واقع نشد.در حالی که اسفرومک مدت زیادی بعد از توکامک اختراع شد.

در دهه گذشته اغلب تحقیقات در بخش انرژی همجوشی مغناطیسی روی توکامک چنبره ای شکل برای رسیدن به واکنشهای همجوشی در سطح بالا متمرکز شده است.

کار توکامک در ایالات متحده وخارج آن ادامه دارد ولی سازمان دانشمندان انرژی همجوشی در حال بازدید از اسفرومک هستند.

قسمت زیادی از علاقه تجدید شده به پروژه اسفرومک روی تحقیقات فعالی در لاورنس لیورمور در گروهی به نام SSPX (Sustained Spheromak Physics Experiment) متمرکز شده است.SSPX در 14ژوئن 1999 در مراسمی با حضور نماینده ای از DOE و با همکاری دانشمندانی از Sandia و آزمایشگاه ملی لس آلاموس آغاز به کار کرد.SSPX یک سری از از آزمایشات است که برای این طراحی شده که توانایی اسفرومک را در این مورد که اسفرومک چقدر این کیفیت را داراست که پلاسما های داغ سوخت همجوشی را درون خود داشته باشد مشخص کند .

به عقیده رهبر پروژه SSPX آقای David Hill توکامک با دمای بالایی که در آن قابل دسترسیست (بیشتر از 100میلیون درجه سلسیوس که بارها بیشتر از دمای مرکز خورشید است)فعلا برنده جریان رهبری پروژه های همجوشی به حساب می آید.با این حال میدانهای مغناطیسی توکامک بوسیله کویل (سیم پیچ) های بیرونی بسیار بزرگ که چنبره رآکتور را کاملا احاطه می کنند تولید می شوند.این کویل های بسیار بزرگ هزینه بسیار زیاد و بی نظمی و اختلالاتی در کار رآکتور خواهند داشت.

در حالی که اسفرومک ها پلاسمای بسیار داغ را در یک سیستم میدان مغناطیسی ساده و فشرده که فقط از یک سری ساده از کویل های کوچک پایدار کننده استفاده میکند بوجود می آورد.میدانهای مغناطیسی قوی لازم درون پلاسما با چیزی که دینام مغناطیسی نامیده می شود تولید می شوند.

انرژی‌ده کردن

می دانید درنوعی از رآکتورهای شکافت هسته ای بوجود آوردن زنجیره واکنشها بوسیله برخورد دادن یک نوترون پر انرژی با هسته یک اتم اورانیم235 انجام می شود.به این صورت که وقتی که این نوترون وارد هسته اتم اورانیوم235 می شود آن را به یک هسته اورانیم236 تبدیل میکند.از آنجا که این هسته ناپایدار است به سرعت واپاشی می کرده و اتمهای سبکتری به همراه سه نوترون پر انرژی دیگر را تولید می کند.

توضیح کاملتر اینکه در هسته های سنگین پایدار مثل اورانیوم بین نیروهای الکترواستاتیکی که مایل هستند ذرات تشکیل دهنده اتم را از هم دور کنند و نیروی هسته ای که آنها را کنار هم نگه میدارد تعادل بسیار حساسی وجود دارد که این تعادل رو می توانیم براحتی و به روشی که گفته شد به هم زده و واکنش شکافت هسته ای را شروع کنیم.واکنش حاصل از یک اتم با تولید کردن سه نوترون پر انرژی دیگر باعث میشود سه اتم اورانیم دیگر وارد واپاشی بشوند.به همین ترتیب واکنش اصطلاحا زنجیره ای میشود.

قدر مسلم یک رآکتور همجوشی ایده آل رآکتوریست که در آن واکنشهای زنجیره ای داریم. در واقع هدف اساسی در راه ساخت رآکتور همجوشی هسته ای زنجیره ای کردن آن است.اگر قرار باشد که ما در این راه انرژی صرف کنیم تا یک مقدار کمتر از آن را بدست بیاوریم مطمئنا این واکنش نه زنجیره ایست نه مفید.دانشمندان این رشته مفهومی به نام گیرانش را تعریف کرده اند که به معنی این است که مقداری انرژی صرف شروع واکنش کنیم و انرژی بیشتر از سلسله واکنشها بگیریم.در واقع در شرایط گیرانش واکنش زنجیره ای میشود.یعنی نه تنها انرژی تولیدی یک واکنش برای انجام واکنش بعد کافیست بلکه مقدار زیادی از آن هم اضافه است ومیتواند در اختیار ما برای تولید برق قرار بگیرد.

اگر بخواهیم توکامک یا هر وسیله دیگر که همجوشی در آن انجام می شود توان مفید داشته باشد یعنی به ما انرژی بدهد باید شرایط خاصی داشته باشد. برای آنکه احتمال برخورد ذرات(یونهای) نامزد همجوشی بالا برود اولا باید دمای خیلی بالایی درون آن تولید بشود و رآکتور هم بتواند بخوبی دمای بالا را تحمل کند.(این دما در محدوده ده به توان هشت درجه کلوین می باشد!)دوما رآکتور باید این توانایی را داشته باشد که درونش چگالی زیاد از یونها را وارد کرد و سوم اینکه زمان محصور سازی در آن طولانی باشد.

دمای بالا برای آن است که بتوانیم تقریبا مطمئن باشیم که می توانیم از سد محکم پتانسیل کولنی هسته ها بگذریم.چگالی زیاد هم برای این است که هر چه بیشتر احتمال برخورد های کارا بالا برود.

در این مسیر قانونی وجود دارد که نام آن معیار لاوسون است.به کمک این معیار می شود محاسبه کرد که آیا شرایط طوری هست که واکنش به گیرانش برسد یا نه.

معیار لاوسن = باید: مقدار چگالی*مدت زمان محصور سازی > ده به توان20ذره در متر مکعب باشد تا این واکنش به گیرانش برسد(البته بستگی مستقیم با دمای پلاسما دارد)

اما به طور دقیق تر:

برای رسیدن به شرایط مطلوب درواکنشهای گرما هسته ای که در آنها از سوخت دوتریم - ترتیم استفاده می شود دمای پلاسما (T) باید در محدوده یک الی سه ضرب در ده به توان هشت درجه کلوین و زمان محصورسازی(تی ای)(تی اندیس E) باید در حدود یک الی سه ثانیه و چگالی (n) باید حوالی یک الی سه ضرب در ده به توان بیست ذره بر متر مکعب باشد.برای آغاز به کار رآکتور یعنی برای رسیدن به کمینه دمای حدود ده به توان هشت کلوین باید از وسیله گرما ساز کمکی استفاده کرد. بعد از محترق شدن سوخت مخلوط پلاسما با ذرات آلفایی که در اثر احتراق اولیه بوجود اومده اند گرم شده و می توانیم دستگاه کمکی را از مدار خارج کنیم.از آن به بعد سرعت فعالیتهای همجوشی با افزایش دادن چگالی پلاسما افزایش پیدا می کند.با این وجود افزایش چگالی به بالای مرزهای تعیین شده و مطمئن به معنی به هم خوردن پایداری پلاسما و یا اینکه خاموش شدن رآکتور را در پی خواهد داشت یا فاجعه.به عبارت دیگه (در صورت افزایش چگالی پلاسما) برای پایدار کردن پلاسما زمان محصور سازی و دمای احتراق و صد البته حجم پلاسما و نقطه پایداری پلاسما با افزایش چگالی بالا تر رفته و شرایط را برای کار سخت تر می کند. به حالت تعادل در آوردن این ملزمات با شکل بندی رآکتور در کوچکترین اسپکت ریتو که به شکل بندی مغناطیسی آن بستگی دارد مقدور میشود.

نسبت R به a را اسپکت ریتو می گویند.

خروج پسماندها

طبق شکل زیر که تصویری از سطح مقطع رآکتور می باشد نحوه کنترل و خارج کردن پسماندهای واکنش که همان هلیوم باشند را مشاهده می کنید.

واقعیت

ITER نام مجموعه ایست که اولین رآکتور همجوشی جهان را که از نوع توکامک خواهد بود در فرانسه خواهند ساخت.این مجموعه متشکل است از کشورهای: روسیه اروپا ژاپن کانادا چین ایالات متحده و جمهوری کره. آنها در این راه از ابررساناها برای قسمت های مغناطیسی رآکتور استفاده می کنند. توان خروجی این توکامک 410 مگاوات خواهد بود. یکی از کاربردهای مهم همجوشی هسته ای تبدیل ماده به ماده میباشد.

فرمول:2H+3H1n+4He 


 نیروگاه اتمی 

طی سال های گذشته اغلب کشورها به استفاده از این نوع انرژی هسته ای تمایل داشتند و حتی دولت ایران 15 ‏نیروگاه اتمی به کشورهای آمریکا ، فرانسه و آلمان سفارش داده بود. ولی خوشبختانه بعد از وقوع دو حادثه ‏مهم تری میل آیلند (Three Mile Island) در 28 مارس 1979 و فاجعه چرنوبیل (Tchernobyl) در روسیه ‏در 26 آوریل 1986، نظر افکار عمومی نسبت به کاربرد اتم برای تولید انرژی تغییر کرد و ترس و وحشت از ‏جنگ اتمی و به خصوص امکان تهیه بمب اتمی در جهان سوم، کشورهای غربی را موقتا مجبور به تجدید نظر در ‏برنامه های اتمی خود کرد.

نیروگاه اتمی چیست؟
نیروگاه اتمی در واقع یک بمب اتمی است که به کمک میله های مهارکننده و خروج دمای درونی به وسیله مواد ‏خنک کننده مثل آب و گاز ، تحت کنترل درآمده است. اگر روزی این میله ها و یا پمپ های انتقال دهنده مواد ‏خنک کننده وظیفه خود را درست انجام ندهند، سوانح متعددی به وجود می آید و حتی ممکن است نیروگاه نیز ‏منفجر شود، مانند فاجعه نیروگاه چرنوبیل شوروی سابق.

ساختار نیروگاه اتمی:‏
نیروگاه اتمی از مواد مختلفی شکل گرفته است که همه آنها نقش اساسی و مهم در تعادل و ادامه حیات آن را دارند. ‏این مواد عبارت اند از:

·   ماده سوخت:
ماده سوخت متشکل از اورانیوم طبیعی ، اورانیوم غنی شده ،
اورانیوم و پلوتونیم است. که سوختن اورانیوم بر ‏اساس واکنش شکافت هسته‌ای صورت می گیرد.‏

 

·   نرم کننده ها:‏
‏نرم کننده ها موادی هستند که برخورد نوترون های حاصل از شکست با آنها الزامی است و ‏برای کم کردن انرژی این نوترون ها به کار می روند. زیرا احتمال واکنش شکست پی در پی به ازای ‏نوترون های کم انرژی بیشتر می شود. آب سنگین (D2O) یا زغال سنگ «گرافیت) به عنوان نرم کننده نوترون ‏به کار برده می شوند.‏

 

·   میله های مهارکننده:‏
‏ این میله ها از مواد جاذب نوترون درست شده اند و وجود آنها در داخل راکتور اتمی ‏الزامی است و مانع افزایش ناگهانی تعداد نوترون ها در قلب رآکتور می شوند. اگر این میله ها کار اصلی خود را ‏انجام ندهند، در زمانی کمتر از چند هزارم ثانیه قدرت راکتور چند برابر شده و حالت انفجاری یا دیورژانس ‏راکتور پیش می آید. این میله ها می توانند از جنس عنصر کادمیم و یا بور باشند.‏

 

·   مواد خنک کننده یا انتقال دهنده انرژی حرارتی:‏br>‏ این مواد انرژی حاصل از شکست اورانیوم را به خارج ‏از راکتور انتقال داده و توربین های مولد برق را به حرکت در می آورند و پس از خنک شدن مجدداً به داخل ‏راکتور برمی گردند. البته مواد در مدار بسته و محدودی عمل می کنند و با خارج از محیط رآکتور تماسی ندارند. ‏این مواد می توانند گاز CO2 ، آب ، آب سنگین، هلیم گازی و یا سدیم مذاب باشند.‏

طرز کار نیروگاه اتمی:

·   عمل سوختن اورانیوم در داخل نیروگاه اتمی متفاوت از سوختن زغال یا هر نوع سوخت فسیلی دیگر است. در ‏این پدیده با ورود یک نوترون کم انرژی به داخل هسته ایزوتوپ اورانیوم 235 عمل شکست انجام می گیرد و ‏انرژی فراوانی تولید می کند. بعد از ورود نوترون به درون هسته اتم ، ناپایداری در هسته به وجود آمده و بعد از ‏لحظه بسیار کوتاهی هسته اتم شکسته شده و تبدیل به دو تکه شکست و تعدادی نوترون می شود.

 

·   به طور متوسط تعداد نوترون ها به ازای هر 100 اتم شکسته شده 247 عدد است و این نوترون ها اتم های ‏دیگر را می شکنند و اگر کنترلی در مهار کردن تعداد آنها نباشد واکنش شکست در داخل توده اورانیوم به ‏صورت زنجیره ای انجام می شود که در زمانی بسیار کوتاه منجر به انفجار شدیدی خواهد شد. در واقع ورود ‏نوترون به درون هسته اتم اورانیوم و شکسته شدن آن توام با انتشار انرژی معادل با ‏ Mev‏200 میلیون الکترون ‏ولت است. ‏

 

·   این مقدار انرژی در سطح اتمی بسیار ناچیز ولی در مورد یک گرم از اورانیوم در حدود صدها هزار مگاوات ‏است. که اگر به صورت زنجیره ای انجام شود، در کمتر از هزارم ثانیه مشابه بمب اتمی عمل خواهد کرد. اما ‏اگر تعداد شکست ها را در توده اورانیوم و طی زمان محدود کرده به نحوی که به ازای هر شکست، اتم بعدی ‏شکست حاصل کند شرایط یک نیروگاه اتمی به وجود می آید. ‏

نمونه عملی:
نیروگاهی که دارای 10 تن اورانیوم طبیعی است قدرتی معادل با 100 مگاوات خواهد داشت و به طور متوسط ‏‏105 گرم اورانیوم 235 در روز در این نیروگاه شکسته می شود و همان طور که قبلاً گفته شد در اثر جذب ‏نوترون به وسیله ایزوتوپ اورانیوم 238 اورانیوم 239 به وجود می آمد که بعد از دو بار انتشار ذرات بتا (یا ‏الکترون) به پلتونیوم 239 تبدیل می شود که خود مانند اورانیوم 235 شکست پذیر است. در این عمل 70 گرم ‏پلتونیوم حاصل می شود. ‏

ولی اگر نیروگاه سورژنراتور باشد و تعداد نوترون های موجود در نیروگاه زیاد باشند مقدار جذب به مراتب ‏بیشتر از این خواهد بود و مقدار پلتونیوم های به وجود آمده از مقدار آنهایی که شکسته می شوند بیشتر خواهند ‏بود. در چنین حالتی بعد از پیاده کردن میله های سوخت می توان پلتونیوم به وجود آمده را از
اورانیوم و ‏فرآورده های شکست را به کمک واکنش های شیمیایی بسیار ساده جدا و به منظور تهیه بمب اتمی ذخیره کرد.

ایزوتوپهای قابل دسترس اورانیوم

سنگ معدن اورانیوم موجود در طبیعت از دو ایزوتوپ اورانیوم 234 به مقدار 0.7 درصد و اورانیوم 238 ‏به مقدار 3.99 درصد تشکیل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسید حل کرده و ‏بعد از تخلیص فلز، اورانیوم را به صورت ترکیب با اتم فلئور (F9) و به صورت مولکول ‏اورانیوم هکزا فلوراید تبدیل می کنند که به حالت گازی است. سرعت متوسط ‏مولکول های گازی با جرم مولکولی گاز نسبت عکس دارد. ‏

غنی سازی اورانیوم با دیفوزیون گازی
گراهان در سال 1864 پدیده ای را کشف کرد که در آن سرعت متوسط مولکولهای ‏گاز با معکوس جرم مولکولی گاز متناسب بود. از این پدیده که به نام دیفوزیون ‏گازی مشهور است برای غنی سازی اورانیوم استفاده می کنند. در عمل اورانیوم ‏هکزا فلوراید طبیعی گازی شکل را از ستون هایی که جدار آنها از اجسام متخلخل ‏‏(خلل و فرج دار) درست شده است عبور می دهند.

غنی سازی اورتنیوم از طریق میدان مغناطیسی
ضریب جداسازی متناسب با اختلاف جرم مولکول ها است. روش غنی سازی ‏اورانیوم تقریباً مطابق همین اصولی است که در اینجا گفته شد. با وجود این ‏می توان به خوبی حدس زد که پرخرج ترین مرحله تهیه سوخت اتمی همین ‏مرحله غنی سازی ایزوتوپ ها است زیرا از هر هزاران کیلو سنگ معدن اورانیوم ‏‏140 کیلوگرم اورانیوم طبیعی به دست می آید که فقط یک کیلوگرم اورانیوم 235 ‏خالص در آن وجود دارد. ‏

یکی از روش های غنی سازی اورانیم استفاده از میدان مغناطیسی بسیار قوی می باشد. در این روش ابتدا اورانیم هگزا فلوئورید را حرارت می دهند تا تبخیر شود. از طریق تبخیر، اتم های اورانیم و فلوئورید از هم تفکیک می شوند. در این حالت، اتم های اورانیم را به میدان مغناطیسی بسیار قوی هدایت می کنند. میدان مغناطیسی بر هسته های باردار اورانیم نیرو وارد می کند ( این نیرو به نیروی لورنتس معروف می باشد)، و اتم های اورانیم را از مسیر مستقیم خود منحرف می کند. اما هسته های سنگین اورانیم (اورانیم238) نسبت به هسته های سبک تر(اورانیم 235) انحراف کمتری دارند، و درنتیجه از این طریق می توان اورانیم 235 را از اورانیم طبیعی تفکیک کرد.


کاربردهای اورانیوم غنی شده

·   شرایطی ایجاد کرده اند که نسبت اورانیوم 235 به اورانیوم 238 را به 5 درصد می ‏رساند. برای این کار و تخلیص کامل اورانیوم از سانتریفوژهای بسیار قوی استفاده ‏می کنند.

 

·   برای ساختن نیروگاه اتمی، اورانیوم طبیعی و یا اورانیوم غنی شده بین 1 تا 5 ‏درصد کافی است.

 

·   برای تهیه بمب اتمی حداقل 5 تا 6 کیلوگرم اورانیوم 235 صددرصد خالص نیاز ‏است. در صنایع نظامی از این روش استفاده نمی شود و بمب های اتمی را از ‏پلوتونیوم 239 که سنتز و تخلیص شیمیایی آن بسیار ساده تر است تهیه ‏می کنند.

نحوه تولید سوخت پلوتونیوم رادیواکتیو

این عنصر ناپایدار را در نیروگاه های بسیار قوی می سازند که تعداد نوترون های ‏موجود در آنها از صدها هزار میلیارد نوترون در ثانیه در سانتیمتر مربع تجاوز ‏می کند. عملاً کلیه بمب های اتمی موجود در زراد خانه های جهان از این عنصر ‏درست می شود.‏

روش ساخت این عنصر در داخل
نیروگاه های هسته ای به این صورت که ‏ایزوتوپ های اورانیوم 238 شکست پذیر نیستند ولی جاذب نوترون کم انرژی (نوترون حرارتی) هستند.

تعدادی از نوترون های حاصل از شکست اورانیوم 235 را ‏جذب می کنند و تبدیل به اورانیوم 239 می شوند. این ایزوتوپ از اورانیوم بسیار ‏ناپایدار است و در کمتر از ده ساعت تمام اتم های به وجود آمده تخریب ‏می شوند. در درون هسته پایدار اورانیوم 239 یکی از نوترون ها خودبه خود به ‏پروتون و یک
الکترون تبدیل می شود.

بنابراین تعداد پروتون ها یکی اضافه شده و عنصر جدید را که 93 پروتون دارد ‏نپتونیم می نامند که این عنصر نیز ناپایدار است که یکی از نوترون های آن خود به ‏خود به پروتون تبدیل شده و در نتیجه به تعداد پروتون ها یکی اضافه شده و عنصر ‏جدید
پلوتونیم را که 94 پروتون دارد ایجاد می کنند. این کار حدودا در مدت یک هفته ‏صورت می گیرد.

ممممممممممممممممممممممممممممم

  • اگر ایزوتوب اورانیوم 235 ( موجود در اورانیوم طبیعی ) قابل شکست نمی بود حتی با داشتن کوهی از اورانیوم طبیعی کسی ‏نمی توانست از انرژی نهانی آن استفاده نماید. این ایزوتوپ به وسیله نوترون هایی با هر مقدار انرژی به خوبی شکسته می شود.‏


 

  • فلز طبیعی اورانیوم محتوی مقادیر بسیار کمی از آن است. فقط 0.7 درصد باقیمانده درصد اورانیوم طبیعی شامل 99.3 ‏درصد اورانیوم 238 می باشد که فقط به وسیله نوترون های سریع شکسته می شود.‏


 


 

سوخت هسته ای پلتونیوم:‏


  • اگر نوترون های پر انرزی حاصل از شکست اورانیوم 235 را به کمک کند کننده هایی از جمله گرافیت ، آب معمولی یا ‏آب سنگین یا مواد دیگر به این مقدار انرژی (1 تاev 10) کند کنیم، معجزه شروع می شود. هسته اورانیوم 238 چنین نوترون ‏های آهسته ای را جذب می کند. سپس تحریک و تجزیه شده و بالاخره به پلتیونیوم با نیم عمر 24.4 سال تبدیل می شود.


 

  • نکته قابل توجه این که اورانیوم 235 هم به وسیله نوترون های سریع و هم آهسته شکسته می شود. بدین ترتیب در حین ‏مصرف اورانیوم 235 در راکتور ، مقدار معینی اورانیوم 238 (غیر قابل شکست در عمل ) به پلتونیوم 239 ( قابل شکست ) ‏تبد یل می شود.


 

  • در روش فوق در طی مصرف تدریجی اورانیوم 235 (0.7 درصد) و پلتونیوم 239 که به طور غیر راکتور هسته ای ، ‏تبدیل مقدار قابل ملاحظه ای از اورانیوم 238 طبیعی به سوخت هسته ای مناسب ممکن می گردد.‏


 

  • پلتونیوم 238 خالص یک سم قوی است و به سادگی در هوا آتش می گیرد و در حین تجزیه ذرات آلفایی با انرژی حدود Mev‏ 5 آزاد می کند. ‏


 

  • ورود پلتونیوم بویژه در ارگانیسوم انسان یا حیوان خطرناک می باشد. زیرا نمی تواند به وسیله اعمال طبیعی از بدن خارج ‏شود. پلتونیوم در بدن ، به طور شدیدی اشعه گاما ساطع کرده و باعث بیماری های تشعشعی حاد و یا حتی مرگ می شود. ‏


 

کاربردهای سوخت هسته ای:


 


 


 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:43  توسط حمید  | 

بمب های اتمی شامل نیروهای قوی و ضعیفی اند که این نیروها هسته یک اتم را به ویژه اتم هایی که هسته های ناپایداری دارند، در جای خود نگه می دارند.

دو شیوه بنیادی برای آزادسازی انرژی از یک اتم وجود دارد:



1-

2-

می توان هسته یک اتم را با یک نوترون به دو جزء کوچک تر تقسیم کرد. این همان شیوه ای است که در مورد ایزوتوپ های اورانیوم (یعنی اورانیوم 235 و اورانیوم 233) به کار می رود.
می توان با استفاده از دو اتم کوچک تر که معمولا هیدروژن یا ایزوتوپ های هیدروژن (مانند دوتریوم و تریتیوم) هستند، یک اتم بزرگ تر مثل هلیوم یا ایزوتوپ های آن را تشکیل داد. این همان شیوه ای است که در خورشید برای تولید انرژی به کار می رود.

در هر دو شیوه یاد شده میزان عظیمی انرژی گرمایی و تشعشع به دست می آید.
پرتو گاما به هنگام شکسته شدن هسته آزاد می شود. انرژی آزاد شده از یک فرآیند شکافت به این علت است که محصولات شکافت و نوترون ها وزن کمتری از اتم اورانیوم 235 دارند. این تفاوت وزن نمایان گر تبدیل ماده به انرژی است که به واسطه فرمول معروف انیشتین محاسبه می شود. حدود نیم کیلوگرم اورانیوم غنی شده به کار رفته در یک بمب هسته ای برابر با چندین میلیون گالن بنزین است. نیم کیلوگرم اورانیوم غنی شده انداز ه ای معادل یک توپ تنیس دارد. در حالی که یک میلیون گالن بنزین در مکعبی که هر ضلع آن 17 متر (ارتفاع یک ساختمان 5 طبقه) است، جا می گیرد. حالا بهتر می توان انرژی آزاد شده از مقدار کمی اورانیوم 235 را متصور شد.برای اینکه این ویژگی های اروانیوم 235 به کار آید باید اورانیوم را غنی کرد. اورانیوم به کار رفته در سلاح های هسته ای حداقل باید شامل نود درصد اورانیوم 235 باشد.در یک بمب شکافتی، سوخت به کار رفته را باید در توده هایی که وضعیت «زیر آستانه بحران» دارند، نگه داشت. این کار برای جلوگیری از انفجار نارس و زودهنگام ضروری است. تعریف توده ای که در وضعیت «آستانه بحران» قرار داد چنین است: حداقل توده از یک ماده با قابلیت شکافت که برای رسیدن به واکنش شکافت هسته ای لازم است. این جداسازی مشکلات زیادی را برای طراحی یک بمب شکافتی با خود به همراه می آورد که باید حل شود.


برای تولید یک بمب اتمی موارد زیر نیاز است:
• یک منبع سوخت که قابلیت شکافت یا همجوشی را داشته باشد.
• دستگاهی که همچون ماشه آغازگر حوادث باشد.
• راهی که به کمک آن بتوان بیشتر سوخت را پیش از آنکه انفجار رخ دهد دچار شکافت یا همجوشی کرد.
در اولین بمب های اتمی از روش شکافت استفاده می شد. اما امروزه بمب های همجوشی از فرآیند همجوشی به عنوان ماشه آغازگر استفاده می کنند.بمب های شکافتی (فوزیونی): یک بمب شکافتی از ماده ای مانند اورانیوم 235 برای خلق یک انفجار هسته ای استفاده می کند. اورانیوم 235 ویژگی منحصر به فردی دارد که آن را برای تولید هم انرژی هسته ای و هم بمب هسته ای مناسب می کند. اورانیوم 235 یکی از نادر موادی است که می تواند زیر شکافت القایی قرار بگیرد.اگر یک نوترون آزاد به هسته اورانیوم 235 برود،هسته بی درنگ نوترون را جذب کرده و بی ثبات شده در یک چشم به هم زدن شکسته می شود. این باعث پدید آمدن دو اتم سبک تر و آزادسازی دو یا سه عدد نوترون می شود که تعداد این نوترون ها بستگی به چگونگی شکسته شدن هسته اتم اولیه اورانیوم 235 دارد. دو اتم جدید به محض اینکه در وضعیت جدید تثبیت شدند از خود پرتو گاما ساطع می کنند. درباره این نحوه شکافت القایی سه نکته وجود دارد که موضوع را جالب می کند.
1 - احتمال اینکه اتم اورانیوم 235 نوترونی را که به سمتش است، جذب کند، بسیار بالا است. در بمبی که به خوبی کار می کند، بیش از یک نوترون از هر فرآیند فیزیون به دست می آید که خود این نوترون ها سبب وقوع فرآیندهای شکافت بعدی اند. این وضعیت اصطلاحا «ورای آستانه بحران» نامیده می شود.

2 - فرآیند جذب نوترون و شکسته شدن متعاقب آن بسیار سریع و در حد پیکو ثانیه (12-10 ثانیه) رخ می دهد.

3 - حجم عظیم و خارق العاده ای از انرژی به صورت گرما و

گگگگگگگگگگگگگگ

بمب هسته اي چگونه كار مي‌كند؟

شما احتمالاً در كتابهاي تاريخ خوانده‌ايد كه بمب هسته‌اي در جنگ جهاني دوم توسط آمريكا عليه ژاپن بكار رفت و ممكن است فيلم‌هايي را ديده باشيد كه در آنها بمب‌هاي هسته‌اي منفجر مي‌شوند. درحاليكه در اخبار مي‌شنويد، برخي كشورها راجع به خلع سلاح اتمي با يكديگر گفتگو مي‌كنند، كشورهايي مثل هند و پاكستان سلاح‌هاي اتمي خود را توسعه مي‌دهند.

ما ديده‌ايم كه اين وسايل چه نيروي مخرب خارق‌العاده‌اي دارند، ولي آنها واقعاً چگونه كار مي‌كنند؟ در اين بخش خواهيد آموخت كه بمب هسته‌اي چگونه توليد مي‌شود و پس از يك انفجار هسته‌اي چه اتفاقي مي‌افتد؟

فيزيك هسته‌اي

انرژي هسته‌اي به 2 روش توليد مي‌شود:

1- شكافت هسته‌اي: در اين روش هسته يك اتم توسط يك نوترون به دو بخش كوچكتر تقسيم مي‌شود. در اين روش غالباً از عنصر اورانيوم استفاده مي‌شود.

2- گداخت هسته‌اي: در اين روش كه در سطح خورشيد هم اجرا مي‌شود، معمولاً هيدروژن‌ها با برخورد به يكديگر تبديل به هليوم مي‌شوند و در اين تبديل، انرژي بسيار زيادي بصورت نور و گرما توليد مي‌شود.

در شكل زير نمونه اي از شكافت هسته اتم اورانيوم نمايش داده شده است:

و در شكل زير گداخت هسته‌اي اتم‌هاي هيدروژن و تبديل آنها به هليوم 3 و الكترون آزاد نمايش داده شده است:

طراحي بمب‌هاي هسته‌اي:

براي توليد بمب هسته‌اي، به يك سوخت شكافت‌پذير يا گداخت‌پذير، يك وسيله راه‌انداز و روشي كه اجازه دهد تا قبل از اينكه بمب خاموش شود، كل سوخت شكافته يا گداخته شود نياز است.

بمب‌هاي اوليه با روش شكافت هسته‌اي و بمب‌هاي قويتر بعدي با روش گداخت هسته‌اي توليد شدند. ما در اين بخش دو نمونه از بمب هاي ساخته شده را بررسي مي كنيم:

بمب‌ شكافت هسته‌اي :

1- بمب‌ هسته‌اي (پسر كوچك) كه روي شهر هيروشيما و در سال 1945 منفجر شد.

2- بمب هسته‌اي (مرد چاق) كه روي شهر ناكازاكي و در سال 1945 منفجر شد.

بمب گداخت هسته‌اي : 1- بمب گداخت هسته‌اي كه در ايسلند بصورت آزمايشي در سال 1952 منفجر شد.

بمب‌هاي شكافت هسته‌اي:

بمب‌هاي شكافت هسته‌اي از يك عنصر شبيه اورانيوم 235 براي انفجار هسته‌اي استفاده مي‌كنند. اين عنصر از معدود عناصري است كه جهت ايجاد انرژي بمب هسته‌اي استفاده مي‌شود. اين عنصر خاصيت جالبي دارد: هرگاه يك نوترون آزاد با هسته اين عنصر برخورد كند ، هسته به سرعت نوترون را جذب مي‌كند و اتم به سرعت متلاشي مي‌شود. نوترون‌هاي آزاد شده از متلاشي شدن اتم ، هسته‌هاي ديگر را متلاشي مي‌كنند.

زمان برخورد و متلاشي شدن اين هسته‌ها بسيار كوتاه است (كمتر از ميلياردم ثانيه ! ) هنگامي كه يك هسته متلاشي مي‌شود، مقدار زيادي گرما و تشعشع گاما آزاد مي‌كند.

مقدار انرژي موجود در يك پوند اورانيوم معادل يك ميليون گالن بنزين است!

در طراحي بمب‌هاي شكافت هسته‌اي، اغلب از دو شيوه استفاده مي‌شود:

روش رها كردن گلوله:


در اين روش يك گلوله حاوي اورانيوم 235 بالاي يك گوي حاوي اورانيوم (حول دستگاه مولد نوترون) قرار دارد.

هنگامي كه اين بمب به زمين اصابت مي‌كند، رويدادهاي زير اتفاق مي‌افتد:

1- مواد منفجره پشت گلوله منفجر مي‌شوند و گلوله به پائين مي‌افتد.

2- گلوله به كره برخورد مي‌كند و واكنش شكافت هسته‌اي رخ مي‌دهد.

3- بمب منفجر مي‌شود.

در بمب هيروشيما از اين روش استفاده شده بود. نحوه انفجار اين بمب در شكل زير نمايش داده شده است:

روش انفجار از داخل:

در اين روش كه انفجار در داخل گوي صورت مي‌گيرد، پلونيم 239 قابل انفجار توسط يك گوي حاوي اورانيوم 238 احاطه شده است.

هنگامي كه مواد منفجره داخلي آتش گرفت رويدادهاي زير اتفاق مي‌افتد:

1- مواد منفجره روشن مي‌شوند و يك موج ضربه‌اي ايجاد مي‌كنند.

2- موج ضربه‌اي، پلوتونيم را به داخل كره مي‌فرستد.

3- هسته مركزي منفجر مي‌شود و واكنش شكافت هسته‌اي رخ مي‌دهد.

4- بمب منفجر مي‌شود.

بمبي كه در ناكازاكي منفجر شد، از اين شيوه استفاده كرده بود. نحوه انفجار اين بمب، در شكل زير نمايش داده شده است.

بمب‌ گداخت هسته‌اي: بمب‌هاي شكافت هسته‌اي، چندان قوي نبودند!

بمب‌هاي گداخت هسته‌اي ، بمب هاي حرارتي هم ناميده مي‌شوند و در ضمن بازدهي و قدرت تخريب بيشتري هم دارند. دوتريوم و تريتيوم كه سوخت اين نوع بمب به شمار مي‌روند، هردو به شكل گاز هستند و بنابراين امكان ذخيره‌سازي آنها مشكل است. اين عناصر بايد در دماي بالا، تحت فشار زياد قرار گيرند تا عمل همجوشي هسته‌اي در آنها صورت بگيرد. در اين شيوه ايجاد يك انفجار شكافت هسته‌اي در داخل، حرارت و فشار زيادي توليد مي‌كند و انفجار گداخت هسته‌اي شكل مي‌گيرد.در طراحي بمبي كه در ايسلند بصورت آزمايشي منفجر شد، از اين شيوه استفاده شده بود. در شكل زير نحوه انفجار نمايش داده شده است.

اثر بمب‌هاي هسته‌اي:

انفجار يك بمب هسته‌اي روي يك شهر پرجمعيت خسارات وسيعي به بار مي آورد . درجه خسارت به فاصله از مركز انفجار بمب كه كانون انفجار ناميده مي‌شود بستگي دارد.

زيانهاي ناشي از انفجار بمب هسته‌اي عبارتند از :

- موج شديد گرما كه همه چيز را مي‌سوزاند.

- فشار موج ضربه‌اي كه ساختمان‌ها و تاسيسات را كاملاً تخريب مي‌كند.

- تشعشعات راديواكتيويته كه باعث سرطان مي‌شود.

- بارش راديواكتيو (ابري از ذرات راديواكتيو كه بصورت غبار و توده سنگ‌هاي متراكم به زمين برمي‌گردد)

دركانون زلزله، همه‌چيز تحت دماي 300 ميليون درجه سانتي‌گراد تبخير مي‌شود! در خارج از كانون زلزله، اغلب تلفات به خاطر سوزش ايجادشده توسط گرماست و بخاطر فشار حاصل از موج انفجار ساختمانها و تاسيسات خراب مي‌شوند. در بلندمدت، ابرهاي راديواكتيو توسط باد در مناطق دور ريزش مي‌كند و باعث آلوده شدن موجودات، آب و محيط زندگي مي‌‌شود.

دانشمندان با بررسي اثرات مواد راديواكتيو روي بازماندگان بمباران ناكازاكي و هيروشيما دريافتند كه اين مواد باعث: ايجاد تهوع، آب‌مرواريد چشم، ريزش مو و كم‌شدن توليد خون در بدن مي‌شود. در موارد حادتر، مواد راديواكتيو باعث ايجاد سرطان و نازايي هم مي‌شوند. سلاح‌هاي اتمي داراي نيروي مخرب باورنكردني هستند، به همين دليل دولتها سعي دارند تا بر دستيابي صحيح به اين تكنولوژي نظارت داشته باشند تا ديگر اتفاقي بدتر از انفجارهاي ناكازاكي و هيروشيما رخ ندهد.

کککککککککککککککککککککککککککککک

در داخل هسته اتمها وجود دارد در زبان علمی نام دقیقتر آنرا انرژی هسته‌ای انتخاب کرده‌اند.

تحولاتی که به کشف بمب هسته‌ای منجر شد

هنگامی که دانشمند ایتالیایی به نام انریکو فرمی ، تجربیات و تحقیقات خود را در زمینه عملی ساختن فعل و انفعالات زنجیری مداوم دنبال می‌کرد. پیش بینی می‌شد که این فعل و انفعال ممکن است انفجاری باشد. به همین سبب ایالات متحده آمریکا که در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بود، در صدد برآمد تحت عنوان مبارزه ضد فاشیستی ، نظر دانشمندان اروپایی را برای ساختن سلاح اتمی جلب کند. لذا آن را به ممالک متحده فرا خواند، تا در آنجا که دور از بمبهای دشمن قرار داشت و شرایط کار بهتر بود. امکان استفاده از این انرژی انفجاری را که در سلاحهای جنگی ، مخصوصا بمب مورد بررسی قرار دهند.

پس از گرد آمدن برجسته ترین دانشمندان ، ابتدا تجسساتی در زمینه تصفیه 235U و بعد ساختن پلوتونیوم در آزمایشگاههای چند دانشگاه مهم آمریکا از جمله دانشگاههای کلمبیا و کالیفرنیا صورت گرفت. نتیجه این تجسسات ، ساختن دو کارخانه بزرگ و مجهز برای تصفیه 235U و ساختن پلوتونیوم منجر گردید. سپس آزمایشگاه عظیم و مجهز ، لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو تحت نظر دانشمندان معروف . جی . آر . اوپن هایمر تأسیس شد.

دانشمندان معروف دیگری از کشورهای مختلف از قبیل جیمز چارویک ، اچ بث ، آر. آرویلسون ، نیلس بوهر و غیره ، برای ساختن بمب اتمی ، یعنی سلاحی که ممکن است سبب نابودی بشر و تمدن او گردد، همکاری کردند. در نتیجه تحقیقات دانشمندان ، اساس ساختمان بمب اتمی پی ریزی شد. البته بسیاری از وسایلی که برای بمب اتمی بکار رفت، به کلی افشا نشده ، با این حال با اطلاعات وسیعی که ضمن اظهارات رئیس طرح مانهاتان بدست آمد، طرز عمل تا اندازه‌ای روشن گردید.

تاریخچه اولین انفجارهای هسته‌ای

اولین بار در شانزدهم ژوید سال 1945 ، بمب اتمی کوچک ، به عنوان آزمایش ، در صحرای الاموگوردو واقع در ایالت نیومکزیکو منفجر گردید. بمب را در انتهای بمبی از فولاد نصب کرده بودند و فرمان انفجار آن از پناهگاهی به فاصله 10 کیلومتر صادر می‌شد. محل دیده بانی ناظر این در 17 کیلومتری نقطه انفجار بود. نتیجه این آزمایش به قدری وحشت انگیز بود، که از آنچه قبلا پیش بینی شده بود تجاوز می‌کرد، از جمله برج فولادین حامل بمب به کلی تبخیر شده و در جای آن گودالی وسیع بوجود آمده بود.

کمتر از یک ماه بعد ، بمب اتمی دیگری که قدرت تخریبی آن معادل (1000 تن TNT) بود، روی بندر هیروشیما در ژاپن منفجر گردید (انفجار هیروشیما)، که در نتیجه ، آن شهر به کلی ویران شد و چند هزار مردم به هلاکت رسیدند. فقط معدودی از سکنه اطراف شهر از این بلا جان به در بردند، که هنوز بازماندگان آنان از اثرات زیان بخش تشعشعات هسته‌ای آن رنج می‌برند.

سومین بمب اتمی روز نهم ماه اوت روی شهر ناکازاکی منفجر شد و این دو فاجعه تاریخی کشور ژاپن را در مقابل ایالت متحده آمریکا به زانو در آورد. هر چند که پس از جنگ جهانی دوم دولت آمریکا نام طرح مانهاتان را به کمسیون انرژی اتمی تبدیل کرد و فعالیت این کمسیون را به موارد استفاده از انرژی اتمی در صنعت ، پزشکی و کشاورزی تخصیص داد و در حال حاضر یک کمسیون بین المللی نیز برای استفاده‌های صلح جویانه از انرژی اتمی فعالیت می‌کنند. بنابراین هنوز هم آزمایشهای سلاحهای هسته‌ای ادامه دارد و بدین وسیله دول بزرگ جهان در برابر یکدیگر قدرت نمایی می‌کنند.

ساختمان بمب هسته‌ای

ساختار سلاح هسته‌ای به این صورت است که هر گاه مقدار عنصر قابل شکافت ، که از اندازه بحرانی بیشتر باشد، پدیده شکافت شروع می شود. این پدیده خیلی سریع پیشرفت می‌کند و با آزاد شدن مقادیر عظیم انرژی در مدت بسیار کوتاه ، انفجار مهیبی رخ می‌دهد. ولی از آنجایی که بمب باید در لحظه دلخواه منفجر شود، مقداری از 235U ، یا 239Pu را که خالص بوده و حجم کلی آن از اندازه بحرانی بیشتر باشد، به چند قسمت مجزا ، که هر یک از آنها از اندازه بحرانی کمتر است، تقسیم می‌کنند و این قسمتها را در محفظه‌ای طوری قرار می‌دهند که نوترونهایی که ممکن است در هر یک از آنها آزاد شوند، در قسمت دیگر نفوذ نکنند.

در این تقسیم بندی هرگاه به هر روشی در یکی از اجزای بمب پدیده شکافت شروع شود، در لحظه‌ای که انفجار باید صورت گیرد، رخداد پدیده شکافت زنجیری و مداوم نخواهد بود. این مواد با جرمهای زیر جرم بحرانی عنصر قابل شکافت را به هم نزدیک می‌کنند. تا مجموع آنها از جرم بحرانی بیشتر شود و واکنش زنجیری به وقوع بپیوندد.

نباید فراموش کرد که پیشرفت واکنش زنجیری بسیار سریع است و انفجار اتمی در قطعات اورانیوم فقط در حدود یک میلیونم ثانیه طول می‌کشد. لذا اگر اندازه‌های بحرانی زیر را به آهستگی به هم نزدیک کنیم. ممکن است قبل از تماس ، واکنش زنجیری شروع شود و شدت گرمای حاصل از شکافتهای اولیه به حدی گردد، که قبل از انفجار واقعی ، ماده قابل شکافت را متلاشی سازد و واکنش زنجیری به خاموشی گراید. برای رفع نقایص بمب هسته‌ای به صورت زیر عمل می‌کنیم:

اولا اتصال قطعات اورانیوم بوسیله یک ماده منفجره قوی نظامی صورت می‌گیرد.

ثانیا محفظه ماده اتمی را بسیار ضخیم و محکم می سازد. تا در آغاز واکنش زنجیری از متلاشی شدن ماده مزبور جلوگیری کند و سپس انفجار واقعی صورت گیرد.

بهینه سازی خروجی بمب و افزایش قدرت آن

طرق مختلف نزدیک کردن قطعات اورانیوم یا پلوتونیوم به یکدیگر هنوز یک موضوع سری نظامی است. ولی واقعیت این است که هر چه سرعت اتصال قطعات زیادتر باشد، واکنش زنجیری سریعتر و و مقدار بیشتری از هسته‌های اورانیوم موجود شکافته شده و بهره سلاح اتمی بیشتر می‌شود.

اصولا اتصال سریع قطعات است که انفجار مهیب بمب اتمی را بوجود می‌آورد. اگر منعکس کننده‌ای به دور ماده اتمی قرار داده شود، از فرار نوترونها جلوگیری نموده و شکافت زنجیری تسریع می‌گردد. استفاده از منعکس کننده نوترون ، وزن بحرانی را نیز تقلیل می‌دهد.

باید توجه داشت که حتی در بهترین شرایط همه اورانیوم موجود در یک بمب اتمی تحت عمل شکافتن قرار نمی‌گیرد و در شرایط بسیار مناسب تنها در حدود 10 درصد ماده هسته‌ای شکافته می‌شود و بقیه در نتیجه ، انفجار تبدیل به غبار شده و در فضا پخش می‌گردند بدون اینکه هسته‌های آنها شکافته شوند.

جرم بحرانی از اسرار نظامی است و ممالکی که آن را می‌دانند به شدت از فاش شدن آن جلوگیری می‌کنند. بنابرین از مطالبی که در این باره منتشر شده است، چنین بر می آید که جرم بحرانی باید بین ا و 10 کیلوگرم باشند.

وجود جرم بحرانی ، افزایش قدرت بمب اتمی را محدود می‌کند. زیرا برای آنکه بتوانیم انفجاری ایجاد کنیم:

اولا نباید مقدار سوختی کمتر از جرم بحرانی بکار بریم و این مقدار حد پایین بمب اتمی را تعیین می‌کند.

ثانیا وزن هر یک از قطعات اورانیوم درون بمب نمی‌تواند بیش از وزن بحرانی باشد. زیرا در آن صورت هر قطعه خود به خود منفجر خواهد شد.

ساختن بمبهای بیش از دو قطعه نیز بسیار مشکل است. زیرا اگر دو قطعه از قطعات اورانیوم ، حتی به اندازه یک میلیونم ثانیه قبل از قطعات دیگر به هم وصل شوند، انفجار اتمی صورت خواهد گرفت و باعث پراکندگی قطعات دیگر اورانیوم خواهد شد. قطعات دیگر مجال دخول در قطعات زنجیری را نخواهند یافت. به عبارت دیگر بطور کلی میزان اتمهای اورانیومی که در واکنشهای زنجیری وارد می‌شوند، با افزایش تعداد قطعات داخل بمب ، تقلیل می‌یابد و عمل انفجار ناقص می‌ماند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:29  توسط حمید  | 

غنی سازی اورانیوم
سانتریفیوژ دستگاهی است که برای جدا سازی مواد از یکدیگر بر اساس وزن آنها استفاده می شود. این دستگاه مواد را با سرعت زیاد حول یک محور به گردش در می آورد و مواد متناسب با وزنی که دارند از محور فاصله می‌گیرند.
در واقع در این روش برای جدا سازی مواد از یکدیگر از شتاب ناشی از نیروی گریز از مرکز استفاده می گردد، کاربرد عمومی این دستگاه برای جداسازی مایع از مایع و یا مایع از جامد است.
سانتریفیوژ هایی که برای غنی سازی اورانیوم استفاده می شود حالت خاصی دارند که برای گاز تهیه شده اند که به آنها Hyper-Centrifuge گفته می شود. پیش از آنکه دانشمندان از این روش برای غنی سازی اورانیوم استفاده کنند از تکنولوژی خاصی بنام Gaseous Diffusion به معنی پخش و توزیع گازی استفاده می‌کردند.
● Gaseous Diffusion
در روش Gaseous Diffusion، گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF۶) را با سرعت از صفحات خاصی که حالت فیلتر دارند عبور داده می شود و طی آن این صفحات می توانند به دلیل داشتن منافذ و خلل و فرج زیاد تا حدی می توانند اوانیوم ۲۳۵ را از ۲۳۸ جدا کنند. (به شکل بالا دقت کنید)
در این روش با تکرار استفاده از این صفحات فیلتر مانند، بصورت آبشاری (Cascade)، میزان اورانیوم ۲۳۵ را به مقدار دلخواه بالا می بردند. این روش اولین راهکارهای صنعتی برای غنی سازی اورانیوم بود که کابرد عملی پیدا کرد.
Gaseous Diffusion از جمله تکنولوژی هایی بود که ایالات متحده طی جنگ جهانی دوم در پروژه ای بنام منهتن (Manhattan) برای ساخت بمب هسته ای، با کمک انگلیس و کانادا به آن دست پیدا کرد.
● Hyper-Centrifuge
اما در روش استفاده از سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم، تعداد بسیار زیادی از این دستگاهها بصورت سری و موازی بکار می برند تا با کمک آن بتوانند غلظت اورانیوم ۲۳۵ را افزایش دهند.
گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF۶) در داخل سیلندرهای سانتریفیوژ تزریق می شود و با سرعت زیاد به گردش در آورده می گردد. گردش سریع سیلندر، نیروی گریز از مرکز بسیار قوی ای تولید می کند و طی آن مولکولهای سنگین تر (آنهایی که شامل ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۸ هستند) از مرکز محور گردش دور تر می گردند و برعکس آنها که مولکول های سبک تری دارند (حاوی ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۵) بیشتر حول محور سانتریفیوژ قرار می گیرند.
در این هنگام با استفاده از روشهای خاص گازی که حول محور جمع شده است جمع آوری شده به مرحله دیگر یعنی دستگاه سانتریفیوژ بعدی هدایت می گردد. میزان گاز هگزافلوراید اورانیوم شامل اورانیوم ۲۳۵ ای که در این روش از یک واحد جداسازی بدست می آید به مراتب بیشتر از مقداری است که در روش قبلی (Gaseous Diffusion) بدست می آید، به همین علت است که امروزه در بیشتر نقاط جهان برای غنی سازی اورانیوم از این روش استفاده می کنند.
بزرگترین دستگاههای آبشاری سانتریفیوژ در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان و چین در حال غنی سازی اورانیوم هستد. این کشورها علاوه بر مصرف داخلی به صادرات اورانیوم غنی شده نیز می پردازند. کشور ژاپن هم دارای دستگاههای بزرگ سانتریفیوژ است اما تنها برای مصرف داخلی اورانیوم غنی شده تولید می کند.
کککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

معرفی دستگاه سانتریفیوژ

دستگاهی است که توسط نیروی گریز از مرکز ذرات معلق را با چرخش توسط یک موتور الکتریکی، از مایع جدا میکند. همچنین میتواند باعث تفکیک دو مایع با تراکم متفاوت شود. این مایعات می توانند خون، ادرار و ... باشند. برحسب سرعت میتوان آنها را به سه دسته دور پایین(2000 تا6000 Rpm )، دور بالا (21000 تا 24000Rpm ) و اولترا سانتریفوژ (07500 تا10000Rpm ) تقسیم بندی کرد. نوع دور پایین بیشتر جهت سانتریفیوز کردن سلولهای خونی یا ذرات حجیم هستند. نوع دوربالا برای بیشتر فراورده ها استفاده میشوند و نوع اولترا برای تفکیک مواد تشکیل دهنده سلولی بکار میرود. برای کم کردن گرمای ایجاد شده در سانتریفوژهای سریع از یخچال استفاده میشود.

سانتریفیوژها بر اساس طرز قرار گیری نمونه ها به سه دسته تقسیم میشوند:

1)شناور: جایگاه قرارگیری نمونه ها عمود بر زمین است و با شروع حرکت زاویه پیدا کرده و سپس کاملا به حالت افقی با سطح زمین قرار میگیرد.

2) زاویه ثابت: لوله حاوی نمونه نسبت به محور دوران یک زاویه ثابت بین 25 تا 45 درجه دارند.
سانتریفوژ ها بر اساس کاربرد به انواع مختلف تقسیم بندی میشوند، در زیر دو نمونه را توضیح میدهیم:

سانتریفیوژ هماتوکریت: با استفاده از نیروی گریز از مرکز هماتوکریت خون یعنی نسبت حجم گلبولهای قرمز به حجم کلی خون را مشخص میکنند.

میکروسانتریفیوژ: برای نمونه های با حجم کم مثلا نمونه های گرفته شده از اطفال کاربرد دارد.

قطعات اساسی سانتریفیوژ: موتور الکتریکی، شافت، روتور.
همچنین کلیدها و تنظیم کننده هایی از قبیل کلیدترمز،کنترل کننده سرعت و زمانسنج بر روی دستگاه موجود است.


مکانیسم ترمز دستگاه با معکوس شدن جریان گذرنده از روتور میسر میشود. همچنین کنترل کننده سرعت با کم وزیاد کردن ولتاژ تغذیه کننده سرعت سانتریفیوز را تغییر میدهد.

تصویر سانتریفیوژ هماتوکریت:

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:21  توسط حمید  | 

ننننننننننننننننننن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط حمید  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:6  توسط حمید  | 

موزه جواهرات ملی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو

خزانه جواهرات ملی ایران با نام خزانه جواهرات سلطنتی، در سال ۱۳۳۴ در تهران برپا شده‌است. در دوره قاجار جواهرات سلطنتی در کاخ گلستان نگهداری می‌شد. با روی کار آمدن رضا شاه پهلوی، جواهرات سلطنتی به زیرزمین کاخ مرمر منتقل شده و پس از تکمیل ساختمان بانک ملی ایران، جواهرات به این موزه منتقل شد. خزانه جدید بانک مرکزی در تپه‌های عباس آباد تهران در حال ساخت است.

این خزانه در ساختمان بانک مرکزی ایران قرار دارد و بصورت موزه نیز استفاده می‌شود. بسیاری از جواهرات سلطنتی ایران از دوره صفوی، دورهٔ افشار، قاجار و پهلوی در این موزه به نمایش گذارده شده‌است. از جمله میتوان به الماس دریای نور، جقه نادری، تاج فرح پهلوی، تاج کیانی، کره جواهر نشان، تخت طاووس (تخت خورشید) و تخت نادری اشاره کرد.

[ویرایش] نگارخانه


////////////////////////

خزانه جواهرات ملي






درياي نور ۷‎/۲سانتيمتر ارتفاع و ۵‎/۳سانتيمتر عرض دارد و وزن تقريبي آن ۱۷۵تا ۱۹۵قيراط است ـ از اين گوهر مظفرالدين شاه ـ محمدعلي شاه ـ رضاشاه و جانشينش درسفرهاي خارجي و در مراسم تاجگذاري استفاده كرده اند.

برد، سه صدكرور روپيه سيم ارزش داشت (كرور = ۵۰۰ هزار)




اين كمربند زمرد به احتمال قوي براي محمدشاه قاجار يا پسرش ناصرالدين شاه ساخته شده است . طول آن ۱۱۹سانتيمتر است و در نيمه دوم قرن نوزدهم ساخته شده ـ زمرد بيضي شكل اين كمربند كه برپايه يي از طلا سوار شده ۵سانتيمتر ارتفاع دارد گرداگرد آن با الماسهاي درخشان مرصع است. رضاشاه و جانشينش در تاجگذاري خود از اين كمربند استفاده كردند .




خزانه جواهرات ملي در زيرزمين بانك مركزي قراردارد و جواهرات موجود در آن به عنوان پشتوانه اسكناس در صيانت بانك ملي مركزي مي باشد.معروف ترين قطعه اين جواهرات الماس معروف به درياي نور است. اين الماس و الماس كوه نور ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يك زوج به شمار آمده اند. در حالي كه از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشتركي با يكديگر ندارند. هر دو گوهر متعلق به نادرشاه بود و هم اكنون الماس كوه نور در تاج ملكه اليزابت نصب شده است.
وزن الماس درياي نور ۱۸۲قيراط است و رنگ آن صورتي است كه كمياب ترين رنگ الماس مي باشد. در سال ،۱۳۴۴ هنگام بررسي جواهرات ملي توسط دانشمندان كانادايي، درباره اين گوهر نكته بسيار جالب توجهي كشف شد: تاورنيه، سياحت گر و جواهرشناس معروف فرانسوي در كتاب خود از الماس صورتي رنگي به وزن ۲۴۲قيراط سخن مي گويد و اشاره مي كند كه در سال ۱۶۴۲ ميلادي آن را در شرق ديده است. رنگ و شكل اين الماس توجه دانشمندان كانادايي را جلب كرد و آنها معتقدند كه الماس درياي نور و نورالعين در اصل يك قطعه الماس بوده و بعداً آن را به دو قسمت تقسيم نموده اند كه تك رنگ آن درياي نور نام گرفته و تكه كوچك آن كه به وزن ۶۰قيراط است، نورالعين ناميده مي شود و هم اكنون در وسط نيم تاجي در اين خزانه نگهداري مي شود.
در گنجينه هاي ديگر اين خزانه تخت طاوس (خورشيد)، تخت نادري، شمشير جهانشگا نادري ، كره جواهرنشان، تاج كياني، جقه نادري، تاج پهلوي، اشياي تجملي آراسته به سنگهاي قيمتي از قبيل قليان، سرقليان، سرپوش هاي غذا و سيني هاي زرين، سنگهاي زمرد، الماس، عقيق، فيروزه و مرواريد و تعداد ديگري اشياي نفيس و گرانبها قراردارد. اهميت جواهرات موجود در خزانه جواهرات ملي به ارزش اقتصادي آن محدود نمي شود، بلكه نمايانگر ذوق و سليقه صنعتگران و هنرمندان ايران در دوره هاي مختلف تاريخ و به عنوان ميراث تاريخي، هنري، نماينده هنرهاي مستظرفه كشور پهناور ماست.
راهنماي خزانه جواهرات ملي به دو زبان فارسي و انگليسي و به قيمت هاي ۴۰۰۰ و ۶۰۰۰ريال قابل تهيه مي باشد. خزانه جواهرات ملي هر هفته از شنبه تا سه شنبه از ساعت ۱۴ تا ۱۶‎/۳۰ پذيراي علاقه مندان مي باشد. بهاي بليت آن ۶۰۰۰ريال و براي دانش آموزان و دانشجويان با ارائه كارت شناسايي معتبر نيم بهاست. خزانه جواهرات ملي در خيابان فردوسي و در ساختمان بانك مركزي قراردارد و از طريق شماره تلفن ۶۴۴۶۳۷۸۵ مي توان با آن تماس گرفت.
آوا is offline   پاسخ با نقل قول

قديمي 11-18-2006   #2
آوا
مدیر تالار عکس
 
آوا's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 4,186
جنسيت:

سپاس هاي ايشان از ديگران: 611
از ایشان 1,587 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ** موزه جواهرات سلطنتي **



اين گوهر گرانبها، به جقه نادري معروف است ـ ۱۳ سانتيمتر بلندي دارد و تخمه آن زمردي درشت و بسيار اعلا است كه وزن آن به ۶۵ قيراط مي رسد.





اين آفتابه ـ لگن سلطنتي سراسر از جواهرات گرانبها پوشيده شده است وزن آفتابه ۴۲۲۴گرم و وزن لگن ۱۸۷۰ گرم مي باشد
__________________




+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:59  توسط حمید  | 

تَختِ طاووس، که در آغاز «تخت خورشید» نام داشت، یکی از تخت‌های جواهر نشان سلطنتی ایران است که به مباشرت حاجی محمدحسین‌خان صدر اصفهانی، صدر اعظم فتح‌علی‌شاه و به فرمان فتح‌علی‌شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری ساخته شد. تا اینکه فتح علی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج کرد.از آن به بعد به نام وی تخت طاووس نامیده شد.

این تخت با تخت طاووسی که نادرشاه افشار به همراه جواهرات کوه نور و دریای نور از نبرد هندوستان با خود به ایران آورد تفاوت دارد. تخت طاووس نادر با مرگ وی توسط غارتگران تخریب و به یغما برده شد.کککککککککککککککککککککککککک

ناصرالدین شاه در جلوی تخت طاووس
ناصرالدین شاه در جلوی تخت طاووس

عکس واقعی از ناصرالدین شاه بر روی تخت طاووس (جهت حفظ ارزش عکس با کیفیت بالا و حجم بالا ارسال شده است..کمی صبر کنید)

منبع: ایران روشنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

 

خيلي‌ها اين تخت را با «تخت طاووس» هند اشتباه مي‌گيرند. اما اسم اصلي‌اش اين نيست. طرح خورشيدي كه بالاي تخت مي‌بينيد، طوري طراحي شده بود كه با يك كوك، در جهت عقربه‌هاي ساعت مي‌چرخيد، به همين خاطر، اسم آن تخت خورشيد بود. بعد از اين كه فتحعلي شاه با طاووس‌تاج‌الدوله ازدواج كرد، اسم تخت را به نام زنش عوض كرد. در كتيبة اطراف تخت، اشعاري به خط نستعليق وجود دارد كه همگي با ميناي لاجوردي روي زمينة زر نوشته شده‌اند. تخت طاووس تا سال1360 در تالار كاخ گلستان نگهداري مي‌شد. ولي در اين سال به خزانة جواهرات ملي انتقال يافت .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:47  توسط حمید  | 

مبتلایان به سنگ کلیه از مصرف ریواس خودداری کنند
ریواس به علت داشتن اسید اگزالیک و کلسیم در مبتلایان به سنگ کلیه و مثانه (ازنوع اگزالیک) و سنگ صفرا مضرست.
ریواس دارای ویتامین B و A و مقدار زیادی ویتامین C و اسید اگزالیک،اسید سینامیک، ماده‌ای به نام رئین، مواد چرب، کمی اسانس، نشاسته زیاد و ماده‌ای تلخ به نام بتاگلوکوگالین است. شربت ریواس مفرح، مقوی معده، اشتها آور و صفراکش است. ریواس علاوه بر مصارف خوراکی در درمان یبوست، یرقان، نارسایی کبد و درمان سرطان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین جوشانده ریشه خشک گیاه برای درمان کم خونی، بی اشتهایی، ضعف و خستگی اعصاب و روان، ترش کردن غذا، بیماری دیابت و در معالجه آبسه‌های چرکی و قانقاریا مؤثرست. فقط تحت نظر کارشناس تغذیه از اسانس ریواس برای مصرف خوراکی استفاده کنید. همچنین برگ ریواس سمی است و باید از خوردن آن پرهیز کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:49  توسط حمید  | 

 ::: نارگيل سنگ كليه را دفع می‌كند
 

شير نارگيل سنگ كليه را دفع مي‌كند و براي پايين آوردن تب بسيار مفيد است. 
نارگيل با نام علمي (Coeos nucifera) گياهي است كه در حدود سه هزار سال پيش در جنوب آسيا كشت مي‌شد در حال حاضر به صورت درخت نارگيل در تمام مناطق استوايي وجود دارد. مردم اقيانوس آرام از تمام قسمت‌هاي اين درخت استفاده مي‌كنند و آن را به عنوان يك غذاي اصلي مصرف مي‌كنند.
ميوه نارگيل كروي شكل است كه قسمت خارجي آن ضخيم و سفت و متشكل از الياف نباتي و داخل آن صاف و سخت است. درخت آن در هر سال حدود پنجاه عدد نارگيل مي‌دهد. نارگيل هنگامي كه نارس است مقدار بيشتري شير دارد ولي به تدريج كه ميوه مي‌رسد مقدار شير آن كمتر مي شود.
گوشت اين ميوه داراي آنزيم‌هاي مختلف انورتين، اكسيداز و كاتالاز است و در شير آن اسيدهاي آمينه مختلف موجود است.
گوشت سفيد نارگيل از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و شير آن كمي گرم و مرطوب است.
نارگيل به دليل داشتن چربي زياد و مواد مغذي چاق كننده است و حرارت داخلي بدن را افزايش مي‌دهد همچنين براي خوشبو كردن دهان نيز مفيد است.
اين ميوه ضعف كبد را درمان مي‌كند، ادرار را زياد كرده، درد مثانه را رفع مي‌كند و مداوا كننده زخم‌هاي بدن است.
ريشه درخت نارگيل براي ناراحتي‌هاي كبدي همانند يرقان مفيد است و دم كرده آن اسهال خوني را برطرف مي‌سازد.
شير اين ميوه ضد سم است و براي برطرف كردن آب آوردگي از آن استفاده مي‌شود همچنين براي معالجه پوستي مفيد است.
روغن نارگيل كه از تقطير گوشت سفيد آن به دست مي‌آيد حافظه و هوش را تقويت مي‌كند و در درمان كمر درد نيز موثر است.
نارگيل دير هضم است و در بدن توليد خلط مي‌كند بنابراين بهتر است با شكر خورده شود.
اين ميوه به دليل گرم بودن ممكن است در گرم مزاجان اشكالاتي توليد كند از اين نظر اين گونه افراد بايد آن را با ميوه‌هاي ترش، ليمو و يا هندوانه بخورند، خوردن آن براي سرد مزاجان و سالمندان بسيار مفيد است و اشكالي توليد نمي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:47  توسط حمید  | 

کلیه چیست؟ چه کسانی مبتلا به این بیماری می شوند؟ چه کاری می توان برای بهبود آن انجام داد؟

در آمریکا هر ساله تعداد 300 هزار نفر به دلیل سنگ کلیه در بیمارستان ها بستری میشوند. این بیماری از سال های بسیار دور در بدن انسان وجود داشته. نمونه های سنگ کلیه حتی در مومیایی های مصر باستان نیز یافت می شود. خوب، سنگ کلیه چیست؟ و راه حل موثر در پیشگیری از آن چه می باشد.

سنگ کلیه از مواد مختلفی تشکیل می شود و و اشکال و سایزهای متفاوتی دارد (می تواند به صورت یک رشته موی میکروسکوپی باشد و یا آنقدر بزرگ شود که تمام کلیه را فرا بگیرد). در سه حال متفاوت شیمیایی موادی که در ادرار وجود دارند در هسته مرکزی کلیه جمع شده و باعث رشد سنگ می شوند. تقریبا در حدود 80% از سنگ های کلیه از طریق ادرار دفع می شوند. اما اگر سنگ بیش از اندازه بزرگ باشد در درون کلیه باقی مانده و محل خروج ادرار را مسدود می کند. برای بهبود حال بیمار باید از معالجات پزشکی کمک گرفت.

چه چیز باعث بروز سنگ کلیه می شود؟
مجمع پزشکی تا کنون به هیچ گونه توضیح مستدلی در این زمینه دست نیافته است. اما گفته می شود که اختلات متابولیسمی، مواد معدنی، کالبدی، در این امر نقش مهمی را ایفا می کنند. تا حدودی به اثبات رسیده است که مسائل ژنتیکی نیز در این امر دخیل هستند. طرز زندگی نیز بر روی بروز بیماری تاثیر می گذارد. محل زندگی بیمارانی که دارای سنگ کلیه هستند معمولا در قسمت هایی با هوای گرم و مرطوب است تا هوای سرد. همچنین افرادی که تحرک کمی دارند بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به این بیماری قرار می گیرند. رژیم غذایی نیز یکی از عوامل کلیدی به شمار میرود. غذاهای پر چاشنی مثل کاری و فلفل نیز خطر ابتلا به بیماری را افزایش میدهند. این امر از طریق مشاهده آداب غذایی فیجی قابل اثبات می باشد. افراد این منطقه معمولا از خوراک های بی طعم و شیرین استفاده می کنند به همین دلیل بیماری سنگ کلیه به ندرت در آنها دیده می شود. اما اغلب افراد هندوستانی که معمولا از غذاهای تند و کاری دار استفاده می کنند معمولا از بیماری سنگ کلیه رنج می برند.

در این قسمت راه هایی برای جلوگیری از سنگ کلیه را به شما معرفی می کنیم:

1- نوشیدن آب فراوان به ویژه در آب و هوای مرطوب. سعی کنید روزی 8 لیوان آب بنوشید.

2- اگر شما زندگی بی تحرکی دارید سعی کنید کمی ورزش کنید، از راه رفتن در حوالی خانه شروع کنید و رفته رفته میزان تحرک خود را افزایش دهید.

3-میزان مصرف روزانه خود را از لبنیات بیشتر کنید و مصرف غذاهای فلفلی را نیز کاهش دهید. همچنین از غذاهای حاوی کاری و چاشنی بیش از اندازه نیز خود داری کنید.

کارشناسان اثبات کرده اند که می توان از طریق مصرف خوراکی اکسید منیزیوم به همراه ویتامین B6 پیشگیری کرد. البته مصرف این دارو باید تحت نظر پزشک معالج انجام پذیرد. مصرف فسفات و آنتی بیوتیک ها نیز باید زیر نظر پزشک انجام پذیرد.

تا پیش از سال 1980 برای برداشتن سنگ کلیه از عمل های جراحی ماژور استفاده می شد. اما پیشرفت های پزشکی موجب شده است که در چند سال اخیر دیگر نیازی به این کار احساس نشود. درمان از طریق اشعه های آلترا سونیک ( فراصوتی) این امکان را فراهم میسازند که با کمی شکاف سنگ کلیه از میان برود. امواج اکستراکورپوریل نیز برای شکستن سنگ کلیه استفاده می شوند که در این صورت دیگر هیچ گونه نیازی به جراحی و بریدگی نمی باشد.

پیشرفت های پزشکی استرس مداوای سنگ کلیه را تا حد بسیار زیادی کاهش داده است. اگرچه بهتر است که سعی کنیم تا جایی که ممکن است از ابتلا به این بیماری پیشگیری کنیم. همچنین سعی کنید تا میزان کافی آب بنوشید. آیا درمانی از این ساده تر وجود دارد؟

 ککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

افرادي كه كليه آنها دچار سنگ سازي هاي مكرر است با افزايش حجم مايع دريافتي شانس تشكيل سنگ را كاهش دهند.
دكتر محمد نوروزي، متخصص اورورولوژي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفت و گو با خبرنگار سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران گفت: درد ناشي از دفع سنگ كليه جز شديدترين دردها در انسان است كه بسياري حتي درد آن را دردناك تر از درد زايمان طبيعي مي دانند.
وي افزود: دستگاه ادراري از 2 كليه كه وظيفه تسويه مواد زائد از بدن را دارند، هالپ ها كه مواد زائد دفع شده را منتقل مي كنند، مثانه به عنوان نگه دارنده و سپس دفع كننده ادرار و همچنين مجاري ادراري به عنوان مسير دفع ادرار تشكيل شده است.
وي ادامه داد: اگر در مسير دفع ادرار اختلالي پيش بيايد خواه ناخواه جريان دفع متوقف مي گردد و به خصوص اگر اين مسئله ناشي از انسداد و يا سنگ مربوط باشد، ادرار در پشت محل مسدود جمع شده و فشار منفي به سمت بالا ايجاد مي كند و در نتيجه درد ناشي از كشيدگي كپسول كليه به صورت درد كليه بروز مي كند.
دكتر نوروزي افزود: سنگهاي دستگاه ادراري ابتدا به صورت كريستال هاي كوچك قابل دفع هستند كه اگر حجم مايع ادراري زياد باشد اين كريستالها را قبل از آنكه به يكديگر متصل شوند دفع مي كند و عارضه اي ايجاد نمي شود. اما اگر اين كريستالها در حد فوق اشباع قرار بگيرند بخصوص زماني كه حجم مايع بدن كم است به يكديگر متصل شده و هسته اي را تشكيل دهند اين هسته هاي تشكيل شده با اضافه شدن موادي ديگر سنگ را تشكيل مي دهند.
اين متخصص اورورولوژي گفت: اگر قطر سنگها كمتر از 5 ميلي متر باشد قابل دفعند اما دفع آنها نيز ممكن است همراه با درد باشد كه اين دردها كه درد كوليكي كليه ناميده مي شوند جزء شديدترين دردها هستند.
وي گفت: اين دردها معمولاً يك فاز حمله شديد داشته و با تهوع و استفراغ همراه است. همچنين در نواحي دستگاه تناسلي منتشر مي شوند و به تدريج كه سنگ كليه از بالا به پائين حركت مي كند ممكن است ناحيه درد از سمت پهلو به زير شكم گسترش پيدا كند و زماني كه به نزديگي مثانه مي رسد با سوزش و تكرر ادرار همراه مي شود.
عضو هيأت دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت: محل اتصال هالب به مثانه تنگ ترين جايي است كه سنگ بايد از آن عبور كند و در بسياري موارد سنگ هاي 5 ميلي متر و بالاتر در آن مكان گير كرده و شانس كمتري براي دفع دارند.
وي گفت: خوشبختانه پيشرفت تكنولوژي جديد باعث شده تا بدون نياز به عمل جراحي بتوان بسياري از سنگ ها را از طريق دستگاه سنگ شكن از بين برد. استفاده از دستگاه سنگ شكن كه پايه اصلي آنها امواج التراسون است با تمركز بر يك نقطه سنگها را به قطعات بسيار ريز تبديل نموده و امكان دفع آنها را مهيا مي كند. البته سنگهاي بسيار بزرگ را نمي توان سنگ شكن نمود و ممكن است لازم باشد از سنگ شكن ها داخل بدني و يا از عمل جراحي براي دفع آنها استفاده نمود.
وي افزود: اين دستگاه ها اگر سرويس هاي مناسبي برايشان انجام شود و به طور مرتب قطعاتي كه توليد كننده انرژي هستند تعويض گردند قادرند 80 درصد سنگهايي را كه قابليت سنگ شكن دارند از بين ببرند. اما متاسفانه به دليل محدوديت امكانات در بسياري از مراكز ميزان موفقيت دستگاه ها كاهش مي يابد. بديهي است مراكزي كه سرويس و نگهداري بهتري از دستگاه هاي خود دارند شانس موفقيت بيشتر نيز دارند.
وي در خصوص گران بودن خدمات سنگ شكني در ايران گفت: دستگاه هاي سنگ شكن براساس مرغوبيت، امكاناتي كه دستگاه مي دهد و مارك شركت قيمتهاي متفاوتي دارند به عنوان مثل قيمت يك دستگاه سنگ شكن از حدود 70 ميليون تومان تا حتي نزديك به 800 ميليون تومان تفاوت قيمت دارد. همچنين هزينه هاي نگهداري دستگاه نيز سنگين است و گاه ماهي 2 تا 3 ميليون تومان براي نگهداري يك دستگاه هزينه مي شود. در كشورهاي پيشرفته از هر بيمار حدود3 هزار دلار براي سنگ شكن گرفته مي شود در حاليكه در ايران اين مبلغ از حدود 150 هزار تومان تا 500 هزار تومان در جاهاي مختلف متفاوت است و در بسياري موارد بيمه ها نيز آن را پوشش مي دهند.
انتهاي پيام
نتننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

خطر سنگ‌هاي كليه در تابستان افزايش مي‌يابد

 

تابستان گرم زمان افزايش تشكيل سنگ‌هاي كليه است عوامل زيادي در ايجاد سنگ كليه دخالت دارند و اين عوامل در هر زماني مي‌توانند هر فردي را تحت تاثير قرار دهند، اما در فصل تابستان شايع‌ترند.

علت اين است كه هواي گرم همراه با تعريق زياد و عدم نوشيدن آب كافي مي‌تواند سبب ايجاد حالت دهيدراتاسيون يا از دست دادن آب در افراد

شود. اين امر منجر به افزايش غلظت مواد در ادرار مي‌شود. سپس اين مواد كريستاله شده تشكيل سنگ كليه مي‌دهند.

افرادي كه در هواي گرم كار مي‌كنند و به ميزان كافي مايعات دريافت نمي‌كنند ممكن است بيشتر در معرض خطر سنگ كليه قرار گيرند.

 

با نوشيدن مايعات كافي مي‌توان از تشكيل سنگ در كليه جلوگيري كرد. محققان پيشنهاد مي‌كنند مردم در هواي گرم در طول روز هر ساعت يك ليوان و بهنگام شب نيز زماني كه از خواب بيدار مي‌شوند آب بنوشند و پس از ورزش و غذا خوردن نيز مطمئن شوند كه آب كافي دريافت مي‌كنند.
 

البته تشكيل سنگ كليه تنها به علت دهيدراته شدن صورت نمي‌گيرد بلكه عوامل ديگري نيز در آن دخالت دارند كه عبارتند از: عفونت‌ها يا انسداد دستگاه ادراري، عدم فعاليت به مدت چند هفته، مصرف زياد كلسيم اكسالات، اسيد اوريك، ويتامين C يا D با رژيم غذايي، مصرف برخي داروها و بيماري‌هاي متابوليك خاص.  
براي جلوگيري از افزايش تشكيل سنگ در كليه دستورالعمل‌هايي ارائه شده است:

براي جلوگيري از افزايش تشكيل سنگ در كليه دستورالعمل‌هايي ارائه شده است:

 

اگر سنگ كليه اكسالات كلسيم داريد، از مصرف مقادير زياد محصولات لبني يا غذاهايي با محتواي اكسالات بالا از جمله چاي و شكلات پرهيز كنيد.

زياد ويتامين C و داروهاي ضد اسيد استفاده نكنيد.

اگر مبتلا به سنگ كليه اسيد اوريك هستيد، ميزان مصرف گوشت را در غذاي خود كاهش دهيد.

گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

ابتلا به سنگ کلیه مساعد می‌شود.

به گزارش سرویس علمی-پژوهشی ایسکانیوز و به نقل از مجله Suence ، از مهمترین عواملی که امکان ابتلای فرد را به سنگ کلیه افزایش می‌دهد، عبارتند از:

- قرار گرفتن فرد در رده سنی 20 الی 40سال

- مصرف داروهایی از قبیل داروهای ادرارآور، داروهای مربوط به ضدترشی معده و ....

- داشتن یک کلیه

- مصرف رژیم‌های غذایی غنی شده در پروتئین ولی ضعیف از لحاظ تامین میزان فیبر مورد نیاز بدن

- کم شدن میزان آب موجود در بدن به دنبال عدم مصرف مایعات و سکونت در محیط‌های گرم

- و در نهایت، عدم تحرک و فعالیت

در بسیاری از موارد سنگ‌های کلیوی قادر به حرکت نمی‌باشند و به این ترتیب نمی‌توانند نشانه‌ای مبنی بر وجود این بیماری در فرد ایجاد کنند. ولی اگر این سنگ‌ها قادر به حرکت باشند، باعث بروز نشانه‌های زیادی در فرد می‌شوند، نشانه‌هایی از قبیل،

- احساس در دور عضلات کمر

- وجود خون و تیرگی در ادوار

- حالت تهوع و استفراغ

- احساس سوزش به هنگام خارج شدن ادرار از بدن

- تب و ....

راه‌های درمان سنگ کلیه، بسته به نوع سنگ و چگونگی متفاوت می‌باشد.

بیشتر سنگ‌های کلیه، بدون نیاز به جراحی قابل درمانند، یعنی در چنین مواردی نو شدن میزان زیادی مایعات و داشتن تحرک و فعالیت کافی است که بتوان به دفع سنگ از بدن کمک کرد. ولی زمانی هم هست که اگر سنگ کلیه به مدت طولانی در بدن باقی بماند، می‌تواند باعث بروز ایجاد عفونت‌ها و یا ناراحتی‌های حاد کلیوی شود، در چنین مواردی عمل جراحی توصیه می‌شود.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:45  توسط حمید  | 

ضايعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سينه بوجود می آيند جوش يا به اصطلاح آکنه می گويند. اين ضايعات بصورت جوش های سر سياه، سر سفيد، جوش چرکی، کيست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان ديده ميشود و می تواند تا پايان جوانی و حتی بالای سی سال هم ديده شود. جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می يابد ولی نميتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پايان عمر باقی می ماند و از نظر زيبائی مشکل ساز هستند. گرچه اين جوشگاه ها قابل ترميم هستند ولی مانند پوست صدمه نديده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراين عاقلانه اين است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سريعتر است و نتيجه کار هم رضايت بخش تر است.

چگونگی بوجود آمدن جوش

غدد سباسه يا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوايل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه يا آندروژن اين غدد شروع به بزرگ شدن و فعاليت خود که توليد و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بيشترين تراکم آنها در صورت، سينه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسيله مجاری چربی که در ارتباط با فوليکول مو است، به سطح پوست تخليه می کند. افزايش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد ميگردد و سلول های جدار اين مجاری آسيب ديده و کنده می شوند و اين سلول های صدمه ديده بهم پيوسته و توليد پلاک يا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمايند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ريزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزيم های لازمه برای پوسته ريزی طبيعی، بطور کامل انجام نمی گيرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن اين مجاری می شوند. با بسته شدن اين مجاری به هر وسيله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در اين مجاری رشد زيادی کرده و اين چربی ها را تخمير ميکنند و مواد شيميائی توليد شده در اثر تخمير و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنين انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بيشتر به ديواره مجاری شده و آن را  بطور کامل از بين می برند. با ورود چربی، سلول  های مرده ديواره، باکتری ها و مواد تخميری و آنزيمی به داخل پوست فرآيند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش ميگردد.

عوامل ايجاد کننده و تشديد کننده جوش

بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثيف بودن صورت و بدن علت ايجاد جوش نيستند ولی در تشديد جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و يا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نبايد صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزايش می دهد و همچنين آب سرد نيز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن اين منافذ کمک نمايد. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست.

رژيم غذائی: معمولاْ غذا باعث ايجاد جوش نميشود. گرچه غذاهای چرب و شيرين در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی اين عمومی نيست و بقيه افراد نياز به رژيم غذائی ندارند. ترشح زيادی انسولين در خون و رسيدن آن به پوست در برخی افراد باعث ايجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شيرين و چرب ترشح انسولين افزايش می يابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شيرينی دچار جوش می شوند نياز است که از خوردن اين غذاها پرهيز کنند. البته بايد توجه داشت که عوامل ديگری نيز در ايجاد و تشديد جوش سهيم هستند. پس بايد موقعی قضاوت کرد که اين غذاها باعث تشديد جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکيهايي که باعث اين علت ميشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دريايي ( ماهي و ميگو )، بعضي از ميوه جات ( موز ، کيوي ، خرمالو ) و غيـره. بهـترين راهکار پرهيز از مواد غذايي و خوراکيهايي است که فرد اظهار ميکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر ميشود.

نور خورشيد: گرمای حاصل از نور خورشيد باعث تحريک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقيم آفتاب اجتناب کرد.

فراورده های آرايشی: افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند بايد از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هايی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. اين محصولات بايد غير آکنه زا و غير کومدون زا باشند. موااد آرايشی را بايد روزی دوبار از صورت خود با آب و يا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنيد. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسيت نداشته باشيد که با تست کردن در داخل بازو می توانيد از سلامت آن مطمئن شويد).

درمان جوش

در درمان جوش نبايد خسته شويد. چون درمان جوش يک فرآيند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقيقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ريشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود يافت درمان را قطع نکنيد بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهيد. گاهی نياز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نيافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستيد و بايد درمان تغيير يابد. بسته به نوع جوش و وضعيت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف يا تغيير دارو نکنيد. در صورتی که با مصرف دارو تغييری در وضعيت جسمانی و يا پوست شما ايجاد شد پزشک خود را در جريان گذاريد. در مواردی که کيست و ندول ايجاد شود گاهی نياز به تزريق دارو بداخل کيست و ندول است و گاهاْ کرايو نيز در درمان مورد استفاده قرار می گيرد. جوشهای سر سياه و سر سفيد اگر با مصرف کرم های لايه بردار تخليه نشوند نياز به تخليه آنها با وسايل خاصی است. پس از فشار دادن اين جوشها و هر نوع جوش جهت تخليه آن پرهيز کنيد چون باعث شدت التهاب و ايجاد جوشگاه ميگردد. از کندن جوشها اجتناب کنيد چون باعث لک و ايجاد جوشگاه ميگردد. در طول درمان گاهی نياز است که از آنتی بيوتيک خوراکی از قبيل تتراسايکلين، اريترومايسين، داکسی سايکلين و غيره ... مصرف نماييد. اين داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نيز ميگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بيوتيک دجار قارچ تناسلی شديد با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نماييد. از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشيد و به پزشک خود اطمينان کنيد چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغييری در مزاج و وضعيت جسمی پزشک خود را مطلع نماييد. اگر داروئی غير از داروی درمانی جوش مصرف می کنيد به پزشک اطلاع دهيد. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شير دهی مضر هستند بنابراين در صورتی که شما باردار هستيد يا به نوزادتان شير می دهيد به اطلاع پزشک برسانيد. در مواقعی جوش به داروهای رايج جواب ندهد و يا جوش بصورت کيست و ندول های بزرگ باشد با صلاحديد پزشک شايد نياز به مصرف داروی اکوتان (ايزوتره تينوئين) باشيد. اين دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بيماری ديده نمی شود. بايد قبل از شروع و در طول درمان برای پيشگيری از عوارض اين دارو معاينات پزشکی و آزمايشات لازم انجام گيرد. در حين مصرف اين دارو و احتياطاْ تا يک سال بعد از قطع دارو بايد جلوگيری از حاملگی صورت گيرد. دوره درمان بايد کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصيه های پزشک را در حين درمان جوش فراموش نکرده و دقيقاْ اجرا کنيد. هميشه در ذهن داشته باشيد که جوش را نمی توان بطور کامل از بين برد ولی می توان آن را کنترل نمود.

درمان جوشگاه های جوش

روش های مختلفی برای از بين بردن جوشگاه ها استفاده ميشود ولی بايد در نظر داشته باشيد که با هيچ روشی نتيجه صد در صد نيست. از جمله اين روش ها می توان از ليزر، ميکرودرم ابرشن، لايه برداری با مواد اسيدی و کرم های لايه بردار، سابسيژن يا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زير، تزريق کلازن، هيالورونيک اسيد و چربی را نام برد. گاهی نياز است برای رسيدن به نتيجه مطلوب از چند روش استفاده نمود. ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

عوامل موثر بر جوش چیست؟

اولین عامل

جوش تغییرات هورمون ها است و مهمترین هورمون، در این میان، هورمون های مردانه یا آندروژنیك است. خصوصاً تستوسترون كه یك هورمون مردانه بوده و در زنان كمتر یافت می گردد ولی در برخی از زنان این هورمون افزایشی بیش از حد طبیعی داشته و باعث جوش های صورت در آنان می گردد. پس هورمون اول تستوسترون است.

هورمون دوم هورمون تیروئید است كه افزایش فعالیت غدد تیروئیدی ممكن است باعث افزایش جوش های صورت و بدن بشود.

بهتر است بدانید هورمون های زنانه خصوصاً استروژن از ایجاد جوش های صورت جلوگیری كرده و در درمان جوش های صورت زنان موثر می باشد.

عامل دوم

جوش های صورت استرس های روانی است. لازم است بدانید كه پوست بسیار تحت تاثیر مشكلات روانی قرار می گیرد، لذا دیده شده كه در افراد افسرده و یا عصبی ، اختلالات پوستی شایع تر است. لازم به ذكر است كه مشكلات روانی و استرس های درونی. (مثلاً امتحان) باعث افزایش جوش های صورت شده و درمان را مشكل تر می كند.

عامل سوم

آب و هوای مرطوب، گرما و تعریق زیاد است كه باعث افزایش جوش می گردد و باید از آنها پرهیز نمود.

عامل چهارم

تحریك فیزیكی و دستكاری جوش های صورت است . فشار دادن و ماساژ مكرر و مداوم پوست، جوش های صورت را افزایش می دهد، لذا بهتر است از این كار كاملاً خودداری گردد.عامل پنجم: برخی از داروهای مصرفی همانند داروهای كورتونی، داروهای ضد تشنج، داروهای ضد افسردگی (لیتیوم) و مقادیر زیاد ویتامین ها (همانند 12B ،6B، 1B) كه باعث افزایش جوش های صورت می گردد.

عامل ششم: لوازم آرایشی و بهداشتی كه پوست را چرب می كنند و می توانند باعث افزایش جوش های صورت گردند، لذا افرادی كه جوش دارند بهتر است از این مواد استفاده نكنند .مممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:54  توسط حمید  | 

کمبود ویتامین B12  در بدن میتواند نقش مهمی در پیدایش بیماریهای قلبی باشد . بر اساس مقاله ارائه شده در چهارمین کنگره بین المللی جراحان قلب و عروق افزایش نوعی ماده شیمیایی موسوم به هوموسیستئین که در نتیجه جذب نامناسب ویتامین B12  صورت میگیرد عامل موثری در آسیب به عروق کرونر قلب و ایجاد بیماری قلبی است .

طی تحقیقی که توسط دکتر Roberstson و همکارانش در مرکز تحقیقات آرترواسکلروز در o­ntano  روی 421 بیمار دچار نقص و کمبود در ویتامین B12 بودند و شدت آسیب قلبی در این افراد با کمبود ویتامین یاد شده متناسب بود .

به همین خاطر محققان نتیجه گیری می کنند که تجویز مکملهای ویتامین B12 علاوه بر کاهش سطح هوموسیستئین میتواند تا حدی برطرف کننده مشکل عروق کرونر قلب در بیماران مربوطه باشد .لللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

ویتامین B12 در تولید سلولهای بدن نقش دارد و نقش آن مانند اسید فولیک، شرکت در همانند سازی ژن های هسته سلول است . تکثیر سلولی در دستگاه گوارش ، مغز استخوان و بافت عصب با کمک ویتامین B12 صورت می گیرد . اگر ویتامین B12 دریافت نکنیم ظرف حدود یکسال ذخیره موجود در کبد تمام شده و تولید سلولی در اندامهای یاد شده دچار اختلال می شود .
ویتامین B12 در دستگاه گوارش به تولید سلولهای مخاطی دیواره کمک می کند. اگر ویتامین B12 نباشد زبان متورم و سرخرنگ می شود و اختلالات گوارشی مثل اسهال بروز می کند .
ویتامین B12 در مغز استخوان موجب تولید سلولهای خونی می گردد، در صورت کمبود ویتامینB12 ، ژنهای موجود در گلبولهای قرمز بزرگتر از حد طبیعی شده ، زود از بین می روند و فرد مبتلا به کم خونی مگالوبلاستیک می شود .
ویتامین B12 در بافت عصبی نقش تولید سلولهای رشته های عصبی را عهده دار است. کمبود ویتامین B12 اختلالات عصبی را به همراه دارد که کرخی و لرزش بدن است و سوزش در پاها نیز احساس می شود .
در صورتیکه تعدادی ازعلائم کمبود B12 ، در شما بروز کرد به پزشک مراجعه کرده و با آزمایش خون میزان ویتامین B12 و اسید فولیک خونتان را کنترل کنید .
مهمترین استفاده ویتامین B12 در درمان علایم و نشانه های کم خونی پرنیشوز است. این علایم شامل: ضعیفی، رنگ پریدگی، نشانه های عصبی نظیر سوزن سوزن شدن و سوزش دست ها و پاها، عدم تعادل، گیجی از دست دادن حافظه و کج خلقی است.
تحقیقات اخیر مشخص کرده است که ویتامین B12 در جلوگیری از بیماریهای قلبی دخالت دارد. افرادی که ترکیبی از اسید فولیک، ویتامین B12 و ویتامین B6 استفاده می کنند سطح خونی پایینی از هوموسیستئین (که به نظر می رسد مرتبط با خطر بیشتر برای بیماری قلبی باشد) دارند.


کمبود ویتامین B12

کمبود ویتامین B12 در افرادی که رژیم گیاهیMegaloblastic animia صرف دارند و شیر و تخم مرغ نمیخورند ، بروز می کند زیراویتامین B12 فقط درمنابع غذایی حیوانی موجود است . در افراد کهنسال که ترشح اسید معده و فاکتور داخلی کاهش می یابد ، کمبود ویتامین B12 عارض می شود ، در واقع رنگ زرد چهره، زبان سرخ و ناتوانیهای عصبی را در نتیجه این کمبود می دانند . میزان مورد نیاز بدن یک فرد بزرگسال 2 میکرو گرم است که در زمان بارداری و شیر دهی نیاز فرد بیشتر می شود . افرادی که جراحی معده انجام داده اند و بخشی از معده ، تمام معده یا قسمت انتهای روده آنها ( ایلئوم ) برداشته شده است ، و کسانی که از قرصهای درمان کننده زخم دستگاه گوارش استفاده می کنند بیشتر در معرض کمبود ویتامین B12 هستند .


منابع غذایی


البته معمولا در پروسه پخت مواد غذایی 70 درصد از ویتامین از دست می رود ؛ به کار گیری روش مناسب پخت بسیار مهم است ، برای پخت هرگز نباید از جوش شیرین استفاده کرد .
ویتامین B12 در غذاهای حاوی پروتئین حیوانی وجود دارد. غنی ترین منبع این ویتامین جگر و قلوه است. دیگر منابع خوب برای این ویتامین شامل شیر، تخم مرغ، ماهی وپنیر است.


اشکال دیگر

ویتامین B12در فرم ویتامینی سیانوکوبالامین نیز یافت میشود. ویتامینB12 به صورت قرص، ژل یا در مولتی ویتامین (قابل جویدن و به صورت قطره مایع)، فرم B کمپلکس یا به تنهایی وجود دارد.


نحوه مصرف

برای جلوگیری از اختلالات ناشی از کمبود ویتامین B12، بزرگسالان باید روزانه 2 میکروگرم از این ویتامین استفاده کنند. افرادی که رژیم غذایی شان شامل گوشت، شیر و دیگر فرآورده های لبنی است، میزان نیاز روزانه آنها برطرف شده نیازی به مصرف مکمل ویتامینی ندارند. گیاهخوارانی که فرآورده های پروتئین حیوانی مصرف نمی کنند مکمل های ویتامینی را ترجیحاً بعد از غذا باید مصرف کنند. خانم های حامله 2/2 میکروگرم از ویتامینB12 و خانم های شیرده 6/2 میکروگرم از این ویتامین روزانه باید مصرف کنند. قبل از دادن هرگونه مکمل ویتامین B12 به بچه ها با پزشک مشورت کنید. افراد پا به سن گذاشته روزانه بیش از 2 میکروگرم ویتامین B12 نیاز دارند زیرا توانایی جذب ویتامین B12 با افزایش سن کاهش می یابد. افراد مسن باید در مورد میزان مصرف روزانه این ویتامین با پزشک مشورت کنند.


موارد احتیاط

ویتامین B12 غیرسمی است، اما در مصرف بیش از 2 میکروگرم آن در روز، اثر مفید شناخته شده ای وجود ندارد.


تداخل های احتمالی

جذب ویتامین B12 به وسیله مصرف مت فورمین که برای درمان افزایش قند خون استفاده میشود، کاهش می یابد. همچنین مصرف زیاد ویتامین C نیز(500 میلی گرم یا بیشتر) باعث تخریب این ویتامین میشود.


در صورت ابتلا به کم خونی ناشی از کمبود ویتامین B12


مصرف مکمل یا تزریق ویتامین B12 طبق دستور پزشک ضروری است .
در رژیم غذایی خود مواد حاوی ویتامین B12 فراوان تغذیه کنید .
مصرف دیگر مکمل های ویتامینی بیش از نیاز ( ویتامین C ،ویتامین B) نیز می تواند موجب کاهش ویتامین B12 در بدن شود .


تأمین ویتامین B12 بدن

با خوردن غذایی که ، دارای 100 گرم گوشت قرمز یا 200 تا 300 گرم گوشت مرغ است و مصرف 2 لیوان شیر یا ماست درروز ، ویتامین B12 مورد نیاز ما تأمین می شود .
بانوان باردار و افراد مسن نیز با مصرف مرتب جگر می توانند ، ویتامین B12 مورد نیازشان را تأمین کنندننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

ویتامین B12 نیز کوبالامین نامیده میشود. برای کمک به رشد و عملکرد طبیعی سلولهای بدن نیاز روزانه به مصرف این ویتامین داریم. مخصوصاً این ویتامین برای سلامت مغز استخوان (جایی که سلولهای خونی تشکیل میشود) و سیستم عصبی ، مهم و ضروری است. مصرف ناکافی اینویتامین منجر به یک بیماری به نام کم خونی پرنیشیوز میشود که منجر به دریافت ناکافی اکسیژن توسط سلولها و ایجاد اختلالات سیستم عصبی میشود. افراد پا به سن گذاشته بیشتر در معرض خطر کم خونی پرنیشیوز هستند زیرا افزایش سن باعث کاهش میزان ویتامین B12 دریافتی از طریق غذا میشود.
این ویتامین بسیار حساس است و به سرعت تخریب می شود . تحمل نور ، حرارت و مواد اسید ی و قلیایی را ندارد . حتی در بدن هم به سرعت تخریب می شود . در حقیقت اگر وسیله خاصی برای انتقال آن به خون وجود نداشت ما اصلاً ویتامین B12 دریافت نمیکردیم.


اما این وسیله خاص

با خوردن غذای حاوی این ویتامین و ورود آن به دهان همزمان یک عامل پروتئینی ترشح می شود که به ویتامین B12 متصل می شود و محافظت از آن را تا ابتدای روده بر عهده می گیرد . در مرحله بعد باز هم محافظ دیگری ، به نام فاکتور داخلی Intrensic factorوجود دارد که یک عاملی پروتئینی برای محافظت از ویتامین B12 در برابر محیط های اسیدی و قلیایی به شمار می رود . فاکتور داخلی مثل گاردی محکم ، ویتامین B12 را صحیح و سالم تا دیواره روده رسانده و آنرا به خون منتقل می کند . در خون نیز 2 عامل دیگر موجود است که دست ویتامین B12 را گرفته به کبد ، استخوانها و سایر اندامها می برد.
کککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

دانشمندان علوم تغذيه اعلام كردند: بيشترين علت كم خوني هاي تغذيه‌اي ناشي از كمبود آهن و ويتامين B12 در رژيم هاي غذايي افراد است.
به گزارش ايسنا واحد علوم پزشكي تهران دريافت ناكافي و سوء جذب آهن و نيز از دست دهي مزمن خون در دوران بارداري و شيردهي و رشد از مهمترين علل كمبود آهن است كه به بيماري كم خوني مي انجامد.
استفاده از يك رژيم غذايي سرشار از پروتئين از جمله جگر، گوشت گاو در درمان كم خوني هاي تغذيه اي توصيه مي شود.
همچنين استفاده از تخم مرغ، شير و لبنيات كه منابع ويتامين B12 مي باشند و نيز جگر و كليه و گوشت و سبزيجات سبز تيره و ميوه هاي خشك شده بخصوص برگه زردآلو، نخود خشك و دانه هاي روغني سرشار از آهن مي باشد.
دانشمندان به مصرف ويتامين C به همراه غذا به منظور افزايش جذب آهن در غذا توصيه مي كنند.
انتهاي پيام
گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

  • ویتامین B12 در تولید سلولهای بدن نقش دارد و نقش آن مانند اسید فولیک، شرکت در همانند سازی ژنهای هسته سلول است. تکثیر سلولی در دستگاه گوارش ، مغز استخوان و بافت عصب با کمک ویتامین B12 صورت می‌گیرد. اگر ویتامین B12 دریافت نکنیم ظرف حدود یکسال ذخیره موجود در کبد تمام شده و تولید سلولی در اندامهای یاد شده دچار اختلال می‌شود.

  • ویتامین B12 در دستگاه گوارش به تولید سلولهای مخاطی دیواره کمک می‌کند. اگر ویتامین B12 نباشد زبان متورم و سرخ‌رنگ می‌شود و اختلالات گوارشی مثل اسهال بروز می‌کند.




تصویر

  • ویتامین B12 در مغز استخوان موجب تولید سلولهای خونی می‌گردد. در صورت کمبود این ویتامین گلبولهای قرمز بزرگتر از حد طبیعی شده، زود از بین می روند و فرد مبتلا به کم خونی مگالوبلاستیک می‌شود.

  • ویتامین B12 در بافت عصبی نقش تولید سلولهای رشته‌های عصبی را عهده‌دار است. کمبود این ویتامین اختلالات عصبی را به همراه دارد که کرخی و لرزش بدن است و سوزش در پاها نیز احساس می‌شود.

منابع ویتامین B12

ویتامین B12 جذب شده مدتی طولانی در بدن انسان باقی میماند و دفع آن کند است. این ویتامین توسط باکتریهای موجود در دستگاه گوارشی نشخوارکنندگان و همچنین توسط باکتریهای روده ای انسان سنتز میشود که قسمتی از آن قابل جذب است. نیاز روزانه انسان متوسط به ویتامین B12 حدود 3 میکروگرم است. میزان این ویتامین در کبد نشخوارکنندگان به 40 میکروگرم درصد گرم برآورد شده است. در گوشت ، شیر ،‌پنیر و تخم مرغ نیز این ویتامین وجود دارد. مواد غذایی گیاهی عاری یا فقیر از این ویتامین هستند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:46  توسط حمید  | 

قرارداد الجزایر که به امضای آریامهر و کفتار حسین رسید همواره بعنوان سند هژمونی ایران در منطقه, در قابی زرین نگاهداری شده, در صورتی که شاید بهتر آن باشد که این قرارداد در کنار ماجرای جدا شدن بحرین بررسی شود
آنگونه که روشن است با شدت گرفتن اصطکاک میان ایران و عراق و وخیم شدن اوضاع تا سر حد جنگ, با توجه به برتری همه جانبه ایران, کفتار به قرارداد مذبور "تن در داد" بویژه آنکه سران ارتش شاهنشاهی برای آغاز جنگ, مشتاقانه منتظر فرمان آریامهر بودند و برای صرف ناهار در بغداد لحظه شماری می کردند. در این میان تقلاهای کفتار برای نجات از مهلکه خود ساخته اش با دست یاری الجزایر همراه شد
اما ایران در عین برتری, هرگز برنده از این بازی بیرون نیامد, چرا که متعهد شد حمایت از کردهای عراق را متوقف کند و این امر را جز خیانت تعبیری نتوان کرد؛ آنهم با توجه به توانمندی نظامی ایران, و جایگاه ایران در مناسبات بین المللی آن روز. از اینرو درست همانند ماجرای بحرین باب توجیه به کلی مسدود است. تا جاییکه یکی از نمایندگان مجلس آن زمان, در سفر خود به عراق از اندوه کردان گرد آن دیار حکایت می کرد و از دیده نمناک آنان که "... پدر به ما پشت کرد
در واقع بعد از آنچه پدرش با کردان ترکیه کرد, شاه برای پایان دادن به زوزه های  بی بنیان کفتار تازی, شیر بچه هایش را دو دستی به دشمن سپرد تا امروز این فرزندان چه در عراق, چه در ترکیه, سوریه یا حتی ایران, بجای آنکه پدر را بجویند, دست بر زانوی خویش گیرند و علم استقلال برفرازند
در این پیوند فیلم ذبح اسلامی سه کرد عراق قابل دیدن است که اعلیحضرت همایونی با آن امضا رسماً در برابر چنین حوادثی تصمیم به سکوت گرفت. کاش پیش از مرگش حلبچه را می دید
و در پایان اینکه ناسیونالیزم جدای پان ایرانیزم دروغی بیش نیست
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

معاهده ۱۹۷۵ الجزایر نام قراردادی میان کشورهای ایران و عراق است که خط مرزی ایران و عراق در آب‌های اروندرود (شط‌ العرب) را تعیین کرده است.[۱]

قرارداد الجزایر در سال ۱۹۷۵ میلادی و در اوج اختلافات مرزی میان ایران و عراق بر سر مالکیت آب‌های اروندرود و با پادرمیانی هواری بومدین رئیس جمهور الجزایر بین عباس خلعتبری و سعدون حمادی، وزیران خارجه وقت ایران و عراق امضا شد. قرارداد الجزایر در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی و صدام حسین بسته شد.

مقامات وقت ایران در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی، از قرارداد الجزایر به عنوان «پیروزی ملی» و «موفقیت بزرگ سیاست خارجی ایران» نام بردند. [۲]

[ویرایش] جنگ ایران و عراق

صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق در سال ۱۳۵۹ خورشیدی با ملغی کردن یکجانبه معاهده الجزایر و پاره کردن سند معاهده در جلوی دوربین تلویزیون عراق، عملا آغازگر جنگ با ایران شد که هشت سال به طول انجامید و تلفات انسانی و مالی سنگینی به دو ملت ایران و عراق تحمیل کرد.

صدام حسین پس از اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ میلادی که باعث شکل‌گیری اجماعی بین‌المللی علیه آن شد، با ارسال نامه‌ای به رهبران وقت ایران، قرارداد الجزایر را به عنوان سندی رسمی برای تعیین مرز آبی ایران و عراق در اروندرود را پذیرفت.[۳]

[ویرایش] موضع جلال طالبانی

در دسامبر ۲۰۰۷ میلادی روزنامه الحیات مدعی شد که جلال طالبانی رئیس جمهور عراق که پس از سقوط رژیم صدام حسین به این مقام برگزیده شد، در گفتگویی با این روزنامه، اعتبار قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را که خط مرزی ایران و عراق در آب‌های اروند رود (شط‌ العرب) را تعیین کرده است را ملغی دانسته و تاکید کرده که این قرارداد نه بین عراق و جمهوری اسلامی بلکه بین صدام حسین و نظام شاهنشاهی ایران منعقد شده است.[۴]

مقام‌های وزارت خارجه ایران، اظهار نظر جلال طالبانی را غیر حقوقی و بی‌اعتبار دانسته‌اند.[۵][۶]

در همین حال دفتر رئیس جمهور عراق در بیانیه‌ای اعلام کرد که که وی همچنان معاهده الجزایر را معتبر می‌داند.[۷]

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 8:37  توسط حمید  | 

موز                        Banana

نام علمی         Musa sapientum

كليات گياه شناسي

موز گياهي است علفي كه مانند درختچه است . برگهاي آن بسيار بزرگ و پهن و گاهي تا 2 متر مي رسد . گلهيا آن مجتمع و بصورت سنبله است ميوه آن ابتدا سبز و بعد از رسيدن برنگ زرد در مي آيد .

موز از چهار هزار سال قبل در هندوستان كشت مي شده است . در سال 1482 پرتغاليها موز را در سواحل گينه پيدا كردند و به جزائر قناري بردند و سپس بوسيله ميسيونر مذهبي اسپانيولي به نواحي حاره آمريكا برده شد و اكنون موز در تمام مناطق گرمسير دنيا كشت مي شود .

موز را هنگاميكه هنوز سبز است از درخت مي چينند و به مناطق مختلف مي فرستند و در آنجا بوسيله گرما دادن آنرا مي رسانند .

موز انواع مختلف درد يك نوع آن بسيار درشت و نوعي از آن هم خيلي ريز است كه مزه شيريني درد .

در كشورهاي استوايي معمولا موز را مي پزند و همراه با برنج و لوبيا مي خورند در كشورهاي آمريكاي لاتين موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك مي كنند

هنگاميكه موز انتخاب مي كنيد بايد پوست آن زرد و سفت و روي آن لكه هاي سياه وجود داشته باشد و اين نشانه موز رسيده است . موز نارس بدليل داشتن نشاسته زياد هضمش سنگين است .

تركيبات شيميايي:

قندي كه در موز وجود دارد بسرعت قابل جذب است

در صد گرم موز مواد زير موجود است

انرژي 100 كالري

آب 70 گرم

پروتئين 0/8 گرم

چربي 0/2 گرم

قند 6/5 گرم

كلسيم 8 ميلي گرم

فسفر 25 ميلي گرم

آهن 0/7 ميلي گرم

سديم 1 ميلي گرم

پتاسيم 370 ميلي گرم

ويتامين آ 190 واحد

ويتامين ب1 0/05 ميلي گرم

ويتامين ب 2 0/06 ميلي گرم

ويتامين ب 3 0/07 ميلي گرم

ويتامين ث 10 ميلي گرم

در موز چند ماده شيميايي بسيار مهم مانند سروتونين ، نوروپي تفرين ، دوپامين و كاته چولامين وجود دارد .

خواص داروئي:

موز از نظر طب قديم ايران معتدل و تر است و خون را غليظ مي كند . موز انرژي زيادي درد و چون نرم هست غذاي خوبي براي كودكان و اشخاص مسن مي باشد

1)بدليل داشتن پتاسيم زياد ضد سرطان بوده و غذاي خوبي براي ماهيچه ها مي باشد

2)موز ملين بوده و همچنين درمان اسهال و اسهال خوني است

3)موز خونساز است بنابراين اشخاص لاغر و كم خون حتما بايد موز بخورند

4)موز تقويت كننده معده و نيروي جنسي است

5)موز درمان زخم معده و روده مي باشد

6)گرد موز همچنين داروي خوبي براي پائين آوردن كلسترول است

7)شيره گلهاي موز درمان كننده اسهال خوني است

8)جوشانده موز اثر قطع خونريزي درد

9)ضماد برگ درخت موز براي درمان و سوختگي مفيد است

10)ريشه موز دفع كننده كرم معده است

11)موز نفاخ است و زيادخوردن آن خصوصا در سرد مزاجان توليد گاز معده مي كند براي رفع اين عارضه بايد پس از موز كمي نمك خورد

12)موز تاثير خوبي در تامين رشد و تعادل سيستم اعصاب درد.

13)براي درمان ضعف بدن موز را با عسل بخوريد

14)موز مدر است

15)موز بعلت درا بودن قند زياد براي مبتلايان به مرض قند مضر است و نبايد در خوردن آن افراط كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 8:52  توسط حمید  | 

قطعنامه 1803  

متن کامل قطعنامه 1803  شوراي امنيت سازمان ملل که بر روي سايت اين سازمان قرار گرفته به شرح زير است:
شوراي امنيت
بيانيه رياست شورا 2006 S/PRST/15/ مورخ 29  مارس 2006  و قطعنامه (2006 ) 1696  مورخ 31  ژوييه 2006  قطعنامه (2006 )1738  مورخ 23  دسامبر 2006  و قطعنامه (2007 )1747  مورخ 24  مارس 2007  را يادآوري و بر مفادشان بار ديگر تاکيد مي کند، بار ديگر بر تعهدش در قبال معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته يي، لزوم پايبندي کامل همه کشورهاي عضو معاهده به همه الزاماتشان تاکيد مي کند و حق کشورهاي عضو براساس بندهاي I ول آن معاهده براي توسعه تحقيق، توليد و استفاده از انرژي هسته اي با اهداف صلح آميز و بدون تبعيض را يادآوري مي کند، قطعنامه شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي 14/Gov 2006/ را يادآوري مي کند که عنوان مي کند حل مساله هسته اي ايران به تلاش هاي جهاني منع اشاعه منجر خواهد شد و اهداف خاورميانه عاري از تسليحات کشتار جمعي و از جمله ابزار پرتابي آنها را محقق مي سازد، با نگراني جدي اشاره مي کند همانطور که در گزارشات 23  مه 2007  (2007 22/ GOV/)، 30  اوت 2007  (2007 GOV/48/) و 15  نوامبر 2007  (2007 GOV/48/) مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي تاييد شد، ايران تمام فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري و پروژه هاي مربوط به آب سنگين که در قطعنامه 1696 ، 1737  و 1747  مطرح شده بود، به طور کامل تعليق نکرده و نيز همکاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي تحت پروتکل الحاقي از سر نگرفته است، گام هاي ديگري که مورد درخواست شوراي حکام بوده را بر نداشته، به شروط قطعنامه 1696 ، 1737  و 1747  شوراي امنيت که براي اعتمادسازي ضروري است، پايبند نبوده است و خودداري ايران از برداشتن چنين گام هايي را سرزنش مي کند، با نگراني اشاره مي کند که ايران درباره حق آژانس براي راستي آزمايي اطلاعات طرح که ايران در پي کد 3  .1  اصلاحيه ارايه کرده، وارد بحث شده است، تاکيد مي کند که براساس بند 39  توافقنامه پادمان ايران، کد 3  .1  نمي تواند اصلاح شود يا به صورت يکجانبه به حالت تعليق درآيد و حق آژانس براي راستي آزمايي اطلاعات طرح ارايه شده به آن، حقي مستدام است که به مرحله ساخت يا وجود مواد هسته اي در تاسيسات ارتباط ندارد، بار ديگر بر اراده اش براي تقويت اختيار آژانس بين المللي انرژي اتمي تاکيد مي کند، با جديت از نقش شوراي حکام آژانس حمايت مي کند، از آژانس به دليل تلاش هايش براي حل مسايل مهم باقيمانده مربوط به برنامه هسته اي ايران در طرح اقدام ميان دبيرخانه آژانس و ايران تقدير مي کند (ضميمه 2007 Gov/48/)، از پيشرفت در اجراي اين طرح اقدام آنطور که در گزارش مديرکل آژانس مورخ 15  نوامبر 2007  (2007 GOV/58/) و 22  فوريه Gov 2008 4/ 2008/ منعکس شد، استقبال مي کند، تاکيد دارد بر اهميت رسيدن سريع و موثر ايران به نتايجي ملموس از طريق تکميل اجراي اين طرح اقدام ازجمله با ارايه پاسخ هايي به همه سوالاتي که آژانس مي پرسد تا بتواند از طريق اجراي تدابير شفاف ساز مورد نياز تکميل بودن و صحت اظهاريه ايران را ارزيابي کند، اين اعتقاد را مطرح مي کند که تعليق مطرح شده در پاراگراف 2  قطعنامه 1737  و پايبندي کامل و قابل راستي آزمايي ايران به مطالبات مطرح شده از سوي شوراي حکام آژانس به راه حلي ديپلماتيک از طريق مذاکره  منجر مي شود که تضمين مي کند برنامه هسته اي ايران داراي اهداف منحصرا صلح آميز است، تاکيد مي کند که چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، پادشاهي متحد انگليس و ايالات متحده قصد دارند اقدامات ملموس بيشتري را در خصوص کشف يک استراتژي کلي براي حل مساله هسته اي ايران از طريق مذاکره مبتني بر پيشنهادهايشان در ژوئن 2006  (/S 521 2006/)اتخاذ کنند، و تاييد اين کشورها را مبني بر اين يادآوري مي کند که زماني که اعتماد جامعه بين المللي به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران احيا شود، به همان روشي با آن برخورد خواهد شد که با هر کشور غير دارنده سلاح هسته اي و عضو معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي رفتار مي شود، به حق کشورها و الزامات آنها در رابطه با تجارت بين الملل احترام مي گذارد، از رهنمود انجام گرفته از سوي نيروي ضربت اقدامات  مالي (FATF) براي کمک به کشورها در اجراي الزامات مالي شان تحت قطعنامه 1737  استقبال مي کند، مصمم است با اتخاذ اقدامات مناسب براي ترغيب ايران به پايبندي به قطعنامه هاي 1696 ، 1737 ، 1747  و مطالبات آژانس، به تصميماتش ترتيب اثر دهد و نيز توسعه فن آوري هاي حساس در ايران در حمايت از برنامه هاي هسته اي و موشکي اين کشور را تا زماني که شوراي امنيت تشخيص دهد اهداف اين قطعنامه ها برآورده شده، محدود کند، از خطرات اشاعه که برنامه هسته اي ايران مطرح مي کند و در اين چارچوب از شکست مداوم ايران در بر آوردن مطالبات شوراي حکام و پايبندي به مفاد قطعنامه هاي 1696 ، 1737  و 1747  شوراي امنيت نگران است و به ضرورت مسئوليت ابتدايي اش تحت منشور سازمان ملل براي حفظ صلح و امنيت بين المللي واقف است، براساس بند 41  فصل VII منشور سازمان ملل اقدام مي کند،
1 -بار ديگر تاکيد مي کند که ايران بايد بدون تاخير بيشتر گام هاي مورد درخواست شوراي حکام آژانس در قطعنامه 2006 GOV/14/ را که براي اعتمادسازي نسبت به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته يي اش و حل مسايل مهم باقيمانده ضروري است، بردارد و در اين چارچوب بر تصميمش مبني بر اينکه ايران بايد بدون تاخير گام هاي مورد درخواست پاراگراف 2  قطعنامه 1737  را بردارد، تاکيد مي کند و تاکيد مي کند که آژانس تاييد اين که ايران اصلاحيه کد 3  .1  را به کار خواهد برد خواستار شده است;
2 -از توافق ميان ايران و آژانس براي حل همه مسايل باقيمانده مربوط به برنامه هسته اي ايران و پيشرفت حاصله در اين خصوص آن طور که در گزارش 22  فوريه 2008  (4/Gov 2008/) مطرح شده، استقبال مي کند، آژانس را به تداوم کارش براي روشن ساختن همه مسايل مهم باقيمانده ترغيب مي کند، تاکيد مي کند که اين امر به ايجاد دوباره اعتماد بين المللي نسبت به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران کمک مي کند، و از آژانس در تقويت پادمان هايش در خصوص فعاليت هاي هسته اي ايران مطابق با توافقنامه پادمان ميان ايران و آژانس حمايت مي کند;
3 -از همه کشورها مي خواهد در خصوص ورود يا عبور افرادي که در فعاليت هاي هسته اي حساس اشاعه يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته اي ايران دست اندرکار بوده، مستقيما همکاري کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، به و از قلمروشان هشياري و محدوديت به خرج بدهند، و در اين رابطه تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد به کميته ايجاد شده در پي پاراگراف 18  قطعنامه 1736  درباره ورود يا عبور اشخاص معرفي شده در زمينه قطعنامه 1737  ضميمه I قطعنامه 1747  يا ضميمه I همين قطعنامه و نيز اشخاص بيشتر معرفي شده به وسيله شوراي امنيت و يا کميته به عنوان افرادي که در فعاليت هاي هسته اي حساس اشاعه در ايران يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته اي از جمله از طريق مشارکت در تهيه اقلام، کالاها، تجهيزات، مواد و فناوري ممنوعه مشخص شده در پاراگراف سه و چهار قطعنامه 1737  و تحت تدابير آن، دست اندرکار بوده، کمک مستقيم کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، به قلمروشان يا از طريق آن اطلاع دهند، به استثناي جايي که چنين ورود يا عبوري براي فعاليت هايي باشد که مستقيما به اقلامي مربوط شوند که در زيرپاراگراف هاي 3 (d)(i) و (ii) قطعنامه 1737  مربوط باشد;
4 -تاکيد مي کند که هيچ چيز در پاراگراف سه بالا مستلزم آن نيست که يک کشور از ورود اتباع خود به قلمرواش خودداري کند و همه کشورها بايد در اجراي پاراگراف بالا ملاحظات بشردوستانه را از جمله الزامات مذهبي و نيز لزوم برآوردن اهداف اين قطعنامه، قطعنامه 1737  و قطعنامه 1747  از جمله بند XV اساسنامه آژانس را در نظر داشته باشند;
5 -تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد اقدامات لازم را اتخاذ کنند تا از ورود يا عبور افراد معرفي شده در پيوست II اين قطعنامه و نيز اشخاص بيشتري که شوراي امنيت يا کميته معرفي کرده اند، جلوگيري کنند، منظور افرادي است که در فعاليت هاي هسته اي حساس اشاعه در ايران يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته اي از جمله از طريق مشارکت در تهيه اقلام، کالاها، تجهيزات، مواد و فناوري ممنوعه مشخص شده در پاراگراف سه و چهار قطعنامه 1737  و تحت تدابير آن، دست اندرکار بوده، کمک مستقيم کرده اند يا از آن حمايت کرده اند، به استثناي جايي که چنين ورود يا عبوري براي فعاليت هايي باشد که مستقيما به اقلامي مربوط شوند که در زيرپاراگراف هاي 3 (d)(i) و (ii) قطعنامه 1737  مربوط باشد و مشروط بر اينکه هيچ چيزي در اين پاراگراف يک کشور را به جلوگيري از ورود اتباعش به قلمرواش ملزم نسازد;
6 -تصميم مي گيرد که اقدامات تحميلي پاراگراف 5  بالا نبايد در جايي به کار برود که کميته بر مبناي مورد به مورد تشخيص مي دهد چنين سفري به دلايل نياز بشردوستانه از جمله الزامات مذهبي توجيه پذير است يا در جايي که کميته نتيجه مي گيرد که برعکس يک استثنا اهداف قطعنامه فعلي را به پيش مي برد;
7 -تصميم مي گيرد که تدابير مشخص شده در پاراگراف هاي 12 ، 13 ، 14  و 15  قطعنامه 1736  بايد همچنين براي اشخاص و شرکت هايي که در ضميمه هاي يک و دو اين قطعنامه برشمرده مي شوند و هر شخص يا شرکتي که به نفع آنها يا به دستورشان کار کند و شرکت هايي که تحت مالکيت يا کنترل آنها باشد و اشخاص و شرکت هاي مشخص شده به وسيله شورا يا کميته که به اشخاص و شرکت هاي معرفي شده در فرار از تحريم ها يا نقض شروط اين قطعنامه 1737  و قطعنامه 1747  کمک مي کند، به کار رود;
8 -تصميم مي گيرد که همه کشورها بايد تدابير ضروري را انجام دهند تا از تامين، فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم ]آنچه در پي مي آيد[ از طريق قلمروشان يا به وسيله اتباع شان يا با استفاده از قايق ها يا هواپيماهاي پرچمدارشان يا براي استفاده در ايران يا به نفع ايران، چه منشا» آن در قلمروشان باشد و چه نباشد، جلوگيري شود:
(a) همه اقلام، مواد، تجهيزات، کالاها و فن آوري مطرح شده در بخش دوم 254/INFCIRC 7/.Rev از سند 814/S 2006/، به استثناي تامين، فروش يا انتقال اقلام، مواد، تجهيزات، کالاها و فناوري مشخص شده در بخش هاي يک و دو ضميمه آن سند و بخش هاي سه و شش، همانطور که پيشتر به کميته اطلاع داده شده و مطابق با مطالبات پاراگراف 5  قطعنامه 1737 ، فقط زماني که براي استفاده در رآکتورهاي آب سبک باشد و در جايي که چنين تامين، فروش يا انتقال براي همکاري فني ارايه شده به ايران به وسيله آژانس يا تحت حمايت آن همانطور که در پاراگراف 16  قطعنامه 1734  فراهم شده است ضروري باشد;
(d) همه مواد، تجهيزات، کالاها و فن آوري تعيين شده در 3.A.19  مقوله II سند 815/S /;2006
9 -از همه کشورها مي خواهد نسبت به وارد شدن به تعهدات جديد براي ارايه حمايت مالي دولتي در خصوص تجارت با ايران از جمله اعطاي اعتبار صادرات، ضمانت ها يا بيمه، به اتباع يا شرکت هايشان که در چنين تجارت هايي شرکت دارند، هوشياري به خرج دهند تا از چنين حمايت مالي جلوگيري شود که به اشاعه فعاليت هاي هسته اي حساس يا توسعه سيستم هاي پرتابي تسليحات هسته اي همانطور که در قطعنامه 1737  اشاره شده،  منجر مي شود;
10 -از همه کشورها مي خواهد نسبت به فعاليت هاي موسسات مالي در قلمروشان با تمامي بانک هايي که اقامتگاهشان در ايران است به ويژه بانک ملي و بانک صادرات و شعبات آنها و موسسات تابعه آنها در خارج در راستاي جلوگيري از چنين فعاليت هايي که به اشاعه فعاليت هاي حساس هسته اي يا توسعه سيستم هاي پرتابي سلاح هسته اي منجر مي شود، آنطور که در قطعنامه 1737  اشاره شده، هشياري به خرج دهند;
11 -از همه کشورها مي خواهد مطابق با اختيارات حقوقي ملي  و قانون گذاري شان و مطابق با حقوق بين الملل به ويژه حقوق درياها و توافقات هواپيمايي غيرنظامي بين المللي از محموله هاي هواپيماها يا قايق هاي تحت مالکيت يا فعاليت Cargo Air Iran و خطوط کشتيراني جمهوري اسلامي ايران که به ايران مي رود يا از ايران خارج مي شود، در فرودگاه ها و بنادرشان بازرسي کنند; مشروط بر اينکه دلايل منطقي وجود داشته باشد که باور شود آن هواپيما يا کشتي اقلام ممنوعه تحت اين قطعنامه يا قطعنامه 1737  يا 1747  را منتقل مي کند;
12 -از همه کشورها مي خواهد در مواردي که بازرسي اشاره شده در پاراگراف بالا انجام مي گيرد، ظرف پنج روز کاري گزارشي کتبي را در خصوص بازرسي که شامل توضيح دلايل بازرسي، اطلاعات مربوط به زمان، مکان، شرايط، نتايج و ديگر جزييات مربوط به آن باشد را به شوراي امنيت ارايه کند;
13 -از همه کشورها مي خواهد ظرف 60  روز از تصويب اين قطعنامه درباره گام هايي که آنها با نظر به اجراي موثر پاراگراف هاي 3 ، 5 ، 7 ،8   ، 9 ، 10  و 11  بالا برداشته اند به کميته گزارش دهند;
14 -تصميم مي گيرد که دستور کار اين کميته همانطور که در پاراگراف 18  قطعنامه 1737  مشخص شده بايد همچنين اقدامات تحميلي قطعنامه 1747  و اين قطعنامه را شامل شود;
15 -بر تمايل چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، بريتانياي کبير و ايالات متحده براي افزايش تلاش هاي ديپلماتيک در جهت ارتقاي از سرگيري مذاکرات و مشاورات بر مبناي پيشنهادشان به ايران به منظور رسيدن به يک راه حل جامع، بلندمدت و مناسب اين مساله تاکيد مي کند که توسعه گسترده روابط و همکاري عميق تر با ايران مبتني بر احترام دوجانبه و ايجاد اعتماد بين المللي نسبت به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران و در کنار ديگر مسايل، از سرگيري آغاز گفت وگوي مستقيم و مذاکره با ايران را مادامي اجازه مي دهد که ايران همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه آنطور که آژانس راستي آزمايي کرده، تعليق کند;
16 -نماينده عالي اتحاديه اروپا در امور سياست خارجي و امنيتي را به تداوم ارتباط با ايران در حمايت از تلاش هاي سياسي و ديپلماتيک براي يافتن راه حلي از طريق مذاکره از جمله پيشنهادات مربوطه از جانب چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، بريتانياي کبير و ايالات متحده با نظر به ايجاد شرايط ضروري از سرگيري گفت وگوها ترغيب مي کند;
17 -بر اهميت اتخاذ تدابير ضروري از جانب همه کشورها از جمله ايران براي اطمينان از اين امر تاکيد مي کند که هيچ ادعاي خسارتي نبايد به درخواست دولت ايران يا هر شخص و شرکتي در ايران يا اشخاص و شرکت هاي نامبرده شده در پي قطعنامه 1737  و قطعنامه هاي مربوطه، يا هر شخصي که از طريق يا به نفع اين چنين شخص و شرکتي ادعاي خسارتي داشته باشد، در رابطه با هر قرارداد يا تبادل ديگري که انجام آن به دليل اقدامات تحميلي قطعنامه فعلي، قطعنامه 1737  و 1747  منع شده، مطرح شود;
18 -ظرف 60  روز گزارش ديگري را از مديرکل آژانس درباره اينکه آيا ايران تعليق کامل و پايدار همه فعاليت هاي ذکر شده در قطعنامه 1737  را اجرا کرده است يا خير و نيز روند پايبندي ايران به همه گام هاي مورد درخواست شوراي حکام و ديگر شروط قطعنامه 1737 ، 1747  و اين قطعنامه به شوراي حکام آژانس و به موازات آن براي ملاحظه به شوراي امنيت مي خواهد;
19 -دوباره تاکيد مي کند که بايد اقدامات ايران در راستاي گزارشي که در پاراگراف بالا به آن اشاره شد را بازنگري کند و:
  (a) (شوراي امنيت) اجراي اين اقدامات را در صورتي و براي مدتي که ايران تمامي فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه را آنطور که مورد تاييد آژانس قرار گيرد، تعليق کند، به حالت تعليق در مي آورد تا مذاکرات با حسن نيت در راستاي رسيدن به نتيجه قابل پذيرش سريع و دوجانبه را اجازه دهد;
(d) شورا بايد به اقدامات مشخص شده در پاراگراف هاي 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7  و 12  قطعنامه 1737  و نيز پاراگراف هاي 2 ، 4 ، 5 ، 6  و 7  قطعنامه 1747  و پاراگراف هاي 3 ، 5 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10  و 11  بالا به محض آن پايان دهد که در پي دريافت اين گزارشي که در پاراگراف بالا به آن اشاره شد، تشخيص دهد که ايران به طور کامل به الزاماتش تحت قطعنامه هاي مربوطه شوراي امنيت پايبند بوده و مطالبات شوراي حکام آژانس آنطور که مورد تاييد شورا قرار گيرد را برآورده کرده است;
(c) در صورتي که اين گزارش نشان دهد که ايران به قطعنامه 1696 ، 1737 ، 1747  و اين قطعنامه پايبند نبوده، شورا بايد اقدامات مناسب بيشتري را تحت بند 41  فصل VII منشور سازمان ملل تصويب کند تا ايران را به پايبندي به اين قطعنامه ها و مطالبات آژانس ترغيب کنند و تاکيد مي کند که تصميمات بيشتر در صورتي که چنين تدابير بيشتري لازم باشد، لازم خواهد بود;
20 -تصميم مي گيرد همچنان اين موضوع را دنبال کند»
در پيوست هاي اين قطعنامه به اسامي 18  فرد و 12  شرکت به عنوان افراد و شرکت هايي که تحت تحريم قرار گرفته اند اشاره شده است.

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط حمید  | 

ضميمه قطعنامه شوراي امنيت

الف- نهادهاي دخيل در برنامه هسته اي

1- سازمان انرژي اتمي ايران

2- شركت انرژي مصباح ( تامين كننده راكتور تحقيقاتي 40 واتي اراك)

3- كالا الكتريك ( تامين كننده PFEP نطنز )

4- شركت پارس تراش ( دخيل در برنامه سانتريفيوژ كه در گزارشهاي آژانس معرفي شده)

5- فرايند تكنيك ( دخيل در برنامه سانتريفيوژ كه در گزارشهاي آژانس معرفي شده)

6- سازمان صنايع دفاع (تحت پوشش وزارت دفاع، برخي از نهادهاي تابعه سازمان در برنامه ساخت قطعات سانتريفيوژ و برنامه موشكي دخيل مي باشند)

7- هفت تير ( نهاد تابعه سازمان صنايع دفاع، كه بطور گسترده اي بعنوان نهادي شناخته شده كه مستقيما درگير برنامه هسته اي است)

ب- نهادهاي دخيل در برنامه موشكهاي بالستيك

1- گروه صنعتي شهيد همت( نهاد تابعه سازمان صنايع دفاع)

2- گروه صنعتي شهيد باقري (نهاد تابعه سازمان صنايع دفاع)

3- گروه صنعتي فجر (نهاد تابعه سازمان صنايع دفاع- سابقا كارخانه ابزار سازي)

ج-اشخاص دخيل در برنامه هسته اي

1- محمد قندي، معاون تحقيق و توسعه سازمان انرژي اتمي ايران

2- بهمن اصغرپور، مدير عمليات (اراك)

3- داود آقاجاني، رئيس PFEP  نطنز

4- احسان منجمي، مدير پروژه ساخت، نطنز

5- جعفر محمدي، مشاور فني سازمان انرژي اتمي ايران ( مسئول مديريت توليد VALVES براي سانتريفيوژها)

6- علي حاجي نيا ليل آبادي، مديركل شركت انرژي مصباح

7- سردار محمد مهدي نژاد نوري، رئيس دانشگاه فناوري دفاعي مالك اشتر ( دپارتمان شيمي وابسته به وزارت دفاع كه آزمايشاتي را در مورد بريليوم انجام داده)

 د- اشخاص دخيل در برنامه موشكي

1- سردار حسين سليمي، فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران

2- احمد وحيد دستجردي، مديرعامل سازمان هوا و فضا

3- رضاقلي اسماعيلي، رئيس اداره كل روابط بين المللي و بازرگاني سازمان انرژي اتمي ايران

4- مرتضي بهمنيارة رئيس اداره كل بودجه

ه- اشخاصي كه هر دو برنامه هسته اي و موشك بالستيك دخيل هستند

سرلشكر يحيي رحيم صفوي، فرمانده سپاه پاسداران    

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:38  توسط حمید  | 

ترجمه قطعنامه مصوب شوراي امنيت سازمان ملل

در خصوص برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران

مورخ 2/10/85

 

شوراي امنيت،

با يادآوري بيانيه شماره  S/PRST/2006/15 مورخ 29 مارس 2006 رئيس شورا، و قطعنامه شماره 1696 مورخ 31 ژوئيه 2006 خود،

 با تاكيد بر تعهدش نسبت به پيمان عدم گسترش سلاحهاي هسته اي، و با يادآوري حق كشورهاي عضو در توسعه، تحقيق، توليد و استفاده از انرژي هسته اي براي اهداف صلح آميز بدون تبعيض و مطابق مواد 1 و 2 آن پيمان،

 با تاكيد مجدد بر نگراني جدي اش از گزارشهاي متعدد مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي و قطعنامه هاي شوراي حكام آژانس درباره برنامه هسته اي ايران كه توسط مدير كل آژانس به شوراي امنيت گزارش شده اند، از جمله قطعنامه شماره GOV/2006/14 شوراي حكام،

با تاكيد مجدد بر نگراني جدي اش از اينكه گزارش شماره ((GOV/2006/15 مورخ 27 فوريه 2006 مديركل آژانس تعدادي از موضوعات باقي مانده و نگراني هايي را راجع به برنامه   هسته اي ايران فهرست كرده، ازجمله موضوعاتي كه مي توانند ابعاد هسته اي نظامي داشته باشند، و اينكه آژانس قادر نيست نتيجه گيري نمايد كه مواد يا فعاليتهاي هسته اي اظهار نشده در ايران وجود ندارد،

با تاكيد مجدد بر نگراني جدي اش از گزارش شماره (GOV/2006/27) مورخ 28 آوريل 2006  مديركل آژانس و يافته هاي آن گزارش، از جمله اينكه بعد از گذشت بيش از سه سال از تلاش هاي آژانس براي شفاف سازي كليه ابعاد برنامه هسته اي ايران، خلاء هاي موجود در‌‌ اطلاعات مربوط به برنامه مذكور همچنان موجب نگراني است و اينكه آژانس قادر به پيشرفت در تلاشهايش براي ارائه تضمين در مورد نبود مواد و فعاليتهاي هسته اي اظهار نشده در ايران نمي باشد،

با نگراني جدي خاطر نشان مي سازد، همانگونه كه در گزارشهاي مورخ 8 ژوئن 2006 (GOV/2006/38) و 31 اوت 2006 ( (GOV/2006/53 مدير كل آژانس تاييد گرديده، ايران تعليق كامل و پايدار كليه فعاليتهاي مرتبط با غني سازي و بازفرآوري به نحو مقرر در قطعنامه 1696 شوراي امنيت را برقرار نساخته، همكاري اش با آژانس را بر طبق پروتكل الحاقي از سر نگرفته و نسبت به مفاد قطعنامه 1696  شوراي امنيت پايبند نبوده در حالي كه تمامي اين موارد براي اعتماد سازي اساسي هستند، و از امتناع ايران از اتخاذ اين اقدامات شديدا ابراز تاسف مي نمايد،

با تاكيد بر اهميت تلاشهاي سياسي و ديپلماتيك بمنظور يافتن راه حلي مبتني بر مذاكره كه تضمين نمايد برنامه هسته اي ايران منحصرا براي مقاصد صلح آميز است، و  با توجه به اينكه چنين راه حلي رژيم عدم اشاعه هسته اي را در ديگرجاها نيز منتفع خواهد ساخت، و با  استقبال از تعهد مستمر چين، فرانسه، آلمان، روسيه، انگليس و آمريكا و حمايت نماينده عالي اتحاديه اروپا در پيگيري يك راه حل مبتني بر مذاكره،

با عزم بر موثر ساختن تصميمات شورا از طريق اتخاذ تدابير مقتضي بمنظور ترغيب ايران به پايبندي به قطعنامه 1696 و درخواستهاي آژانس، و همچنين بمنظور محدود نمودن ايران در توسعه فنآوري هاي حساسي كه در پشتيباني از برنامه هاي هسته اي و موشكي اين كشور استفاده مي شوند، تا زماني كه شوراي امنيت تشخيص دهد كه اهداف اين قطعنامه محقق شده اند،

 با نگراني از خطرات اشاعه ناشي از برنامه هسته اي ايران و در اين چارچوب، نگراني از  قصور مستمر ايران در برآورده ساختن درخواستهاي شوراي حكام آژانس و پايبندي به مفاد قطعنامه 1696 شوراي امنيت، و ضمن مد نظر داشتن مسئوليت اوليه شورا طبق منشور سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنيت بين المللي،

 

با اقدام بر مبناي ماده 41 فصل 7 منشور ملل متحد، 

1.  تاكيد مي كند كه ايران بدون تاخير بيشتر اقدامات مورد درخواست شوراي حكام آژانس، مندرج در قطعنامه GOV/2006/14، كه براي ايجاد اعتماد نسبت به هدف منحصرا صلح آميز  برنامه هسته اي ايران و حل و فصل مسائل باقي مانده، اساسي مي باشند را اتخاذ نمايد؛

2.  تصميم مي گيرد كه در اين زمينه ايران فعاليتهاي هسته اي ذيل كه به  لحاظ اشاعه حساس مي باشند را بدون تاخير بيشتر تعليق كند:

    (a) تمامي فعاليتهاي مرتبط با غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه بنحويكه توسط آژانس راستي آزمايي شود؛ و

     (b) كار بر روي تمامي پروژه هاي آب سنگين از جمله ساخت راكتور تحقيقاتي آب سنگين، بنحويكه توسط آژانس راستي آزمايي شود؛

3.  تصميم مي گيرد كليه كشورها اقدامات لازم براي جلوگيري از عرضه، فروش يا انتقال  كليه اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوريهايي كه بتوانند به فعاليتهاي مرتبط با غني سازي، بازفرآوري يا آب سنگين يا به توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي ايران كمك نمايند، را اتخاذ نمايند، اعم از اينكه اين موارد مستقيما يا بطور غيرمستقيم از قلمروشان، يا توسط اتباعشان يا با استفاده از كشتي ها يا هواپيماهاي تحت پرچمشان به ايران، يا براي استفاده در ايران يا به سود ايران ارسال شود و اعم از اينكه چنين مواردي از قلمروشان منشاء گرفته باشد يا خير. اين اقلام مشخصا عبارتند از:

 (a)  موارد تعيين شده در بخشهاي B.2، B.3، B.4، B.5،B.6 و B.7  سند  INFCIRC/254/Rev.8/Part 1 آژانس كه در سند شماره S/2006/814 شوراي امنيت مندرج مي باشند؛

(b)  موارد تعيين شده در بخشهاي A.1 و B.1 سند   INFCIRC/254/Rev.8/Part 1 آژانس كه در سند شماره S/2006/814 شوراي امنيت مندرج مي باشند به استثناء عرضه، فروش يا انتقال:

    (i)   تجهيزات تحت پوشش بخش B.1  در مواقعي كه چنين تجهيزاتي براي راكتورهاي آب سبك باشند؛

    (ii)   اورانيوم كم غني شده ذيل بخش A.1.2 در مواقعي كه اورانيوم مذكور در ميل هاي ساخته شده سوخت هسته اي و براي راكتورهاي آب سبك قرار داده شده باشد؛

(c)  موارد تعيين شده در سند شماره S/2006/815  شوراي امنيت به استثناء عرضه، فروش يا انتقال اقلامي كه ذيل طبقه بندي شماره دو بند 19.A.3 قرار دارند؛

(d)  ديگر اقلام، مواد، تجهيزات، كالا و فناوريهاي كه توسط شوراي امنيت يا كميته ايجاد شده طبق بند 19 اين قطعنامه ( كه در اين قطعنامه از آن بعنوان " كميته " ياد مي شود) ضروري تشخيص داده شوند و بتوانند به فعاليتهاي مرتبط با غني سازي يا بازفرآوري يا آب سنگين يا به توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي كمك كنند؛

4.  تصميم مي گيرد كليه كشورها اقدامات لازم براي جلوگيري از عرضه، فروش يا انتقال اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوريهاي ذيل را اتخاذ نمايند، اعم از اينكه اين موارد مستقيما يا بطور غير مستقيم از قلمروشان، يا توسط اتباعشان يا با استفاده از كشتي ها يا هواپيماهاي تحت پرچمشان به ايران، يا براي استفاده در ايران يا به سود ايران ارسال شود و اعم از اينكه چنين مواردي از قلمروشان شروع شده باشد يا خير:

 (a) موارد تعيين شده در سند INFCIRC/254/Rev.7/Part 2 منعكس شده در سند شماره S/2006/814 شوراي امنيت چنانچه كشور مربوطه تشخيص دهد كه اين اقلام به فعاليتهاي مرتبط با غني سازي، بازفرآوري يا آب سنگين كمك خواهد كرد؛

(b) ديگر اقلام فهرست شده در اسناد شماره S/2006/814 و S/2006/815 شوراي امنيت  چنانچه كشور مربوطه تشخيص دهد كه اين اقلام به فعاليتهاي مرتبط با غني سازي، بازفرآوري يا آب سنگين يا به توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي كمك خواهد كرد؛

  (c) ديگر اقلامي كه كشور مربوطه تشخيص دهد آن اقلام به پيگيري فعاليتهاي مرتبط با موضوعاتي كه آژانس در خصوص آنها ابراز نگراني كرده يا آنها را بعنوان موضوعات باقي مانده شناسايي نموده، كمك خواهد كرد؛

5.  تصميم مي گيرد كه بمنظور عرضه، فروش يا انتقال تمامي اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوريهاي تحت پوشش اسناد شماره    S/2006/814و S/2006/815 شوراي امنيت كه صادرات آنها به ايران طبق بندهاي cb3 و a4 فوق منع نشده اند، كشورها اطمينان حاصل نمايند كه:

(a)   الزامات اصول راهنماي مقرر در اسناد شماره   S/2006/814 و S/2006/815 شوراي امنيت، بنحو مقتضي، برآورده شده اند؛ و

(b) كاربرد نهايي (end-use) و مكان كاربرد نهايي هر يك از اقلام عرضه شده را دريافت كرده باشند و در موقعيتي باشند كه حق راستي آزمايي اين موارد را بطور موثري اعمال نمايند؛

(c) طي ده روز از زمان عرضه، فروش يا انتقال به كميته اطلاع دهند؛

(d) در صورت انتقال اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوريهاي مندرج در سند شماره  S/2006/814  شوراي امنيت، طي ده روز از زمان عرضه، فروش يا انتقال به آژانس نيز اطلاع دهند؛

6.  تصميم مي گيرد كه كليه كشورها با اتخاذ اقدامات لازم از ارائه هر گونه كمك فني يا آموزش، كمك مالي، سرمايه گذاري، خدمات واسطه گري يا ديگر خدمات به ايران، و انتقال منابع يا خدمات مالي مربوط به عرضه، فروش، انتقال، ساخت يا استفاده از اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فنآوريهاي منع شده طبق بندهاي 3 و 4 فوق به ايران جلوگيري نمايند؛

7.  تصميم مي گيرد كه ايران نبايد هيچيك از اقلام مندرج در اسناد S/2006/814 و S/2006/815 شوراي امنيت را صادركند و كليه كشورهاي عضو تهيه و تدارك چنين اقلامي از ايران را توسط اتباعشان يا با استفاده از كشتيها يا هواپيماهاي تحت پرچمشان ممنوع سازند، اعم از اينكه منشاء چنين امري از قلمرو ايران شروع شده باشد يا خير؛

8.  تصميم مي گيرد كه ايران دسترسي و همكاري مورد درخواست آژانس را ارائه نمايد بنحوي كه آژانس بتواند تعليق مقرر در بند 2 را راستي آزمايي و تمامي موضوعات باقي مانده، آنگونه كه در گزارشهاي آژانس شناسايي شده اند را حل و فصل كند و از ايران مي خواهد پروتكل الحاقي را فورا تصويب كند؛

9.  تصميم مي گيرد اقدامات مقرر در بندهاي 3، 4 و 6 اين قطعنامه اعمال نگردد در مواقعي كه كميته از قبل و بر مبناي مورد به مورد تشخيص دهد كه عرضه، فروش، انتقال يا ارائه چنين اقلام يا كمك هايي مشخصا به توسعه فناوريهايي در ايران كه پشتيبان فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه و همچنين توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي مي باشند، كمك نخواهد كرد، از جمله مواقعي كه چنين اقلام يا كمك هايي براي مقاصد غذايي، كشاورزي، دارويي يا ديگر اهداف بشر دوستانه مي باشند، مشروط بر اينكه:

(a)   قرارداد هاي ارسال چنين اقلام و كمكهايي شامل تضمينهاي مقتضي در خصوص كاربر نهايي (end-user) باشد؛ و

 (b) ايران متعهد شده باشد كه چنين اقلامي را در فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه يا براي توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي بكار نبرد؛

10. از كليه دولتها مي خواهد نسبت به ورود يا عبور افرادي كه در گير در فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه يا توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي مي باشند يا بطور مستقيم مرتبط با اينگونه فعاليتهاي هستند، يا  براي چنين فعاليتهايي پشتيباني ارائه مي كنند، به قلمرو يا از قلمروشان، هوشياري اعمال نمايند و در اين مورد تصميم مي گيرد كه تمامي دولتها، كميته را از ورود يا عبور افراد تعيين شده در ضميمه اين قطعنامه، به قلمرو يا از قلمروشان، و همچنين افراد ديگري كه توسط شوراي امنيت يا كميته بعنوان افراد دخيلي تعيين شوند كه مستقيما مرتبط با فعاليتها و برنامه هاي مذكور مي باشند يا براي آنها پشتيباني ارائه مي كنند از جمله از طريق دخيل بودن در تهيه و تدارك اقلام، كالاها، تجهيزات، مواد و فناوريهاي ممنوعه مقرر در بندهاي 3 و 4 اين قطعنامه، مطلع نمايند، به استثناء مواقعي كه چنين سفري بمنظور فعاليتهايي است كه مستقيما مربوط به اقلام بندهاي (b),(i),(ii) 3 باشد؛

11. تاكيد مي كند كه هيچ چيزي در بند 10 كشوري را ملزم به جلوگيري از ورود اتباع خود به قلمرواش نمي كند و اينكه تمامي دولتها در اجراي بند 10 ملاحظات بشر دوستانه و ضرورت برآورده نمودن اهداف اين قطعنامه از جمله در مواردي كه ماده XV اساسنامه آژانس مطرح است، را مد نظر قرار خواهند داد؛

12. تصميم مي گيرد كه كليه كشورها در تاريخ تصويب اين قطعنامه يا در هر تاريخي بعد از آن، اعتبارات، دارائيهاي مالي و منابع اقتصادي موجود در قلمروشان كه تحت كنترل يا متعلق به اشخاص يا نهادهاي مشخص شده در ضميمه اين قطعنامه، همچنين ديگر اشخاص و نهادهاي مشخص شده توسط شوراي امنيت يا كميته مي باشند را مسدود نمايند. اين موارد شامل افراد و نهادهاي دخيلي مي باشد كه مستقيما مرتبط با فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه يا توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي ايران بوده يا براي آنها پشتيباني ارائه مي كنند، و  اشخاص يا نهادهايي كه به نمايندگي از سوي آنها يا به دستور آنها، از جمله از طرق ابزار غير قانوني، عمل مي كنند، نيز مي شود و اينكه اگر شوراي امنيت يا كميته نام اشخاص يا نهادهاي مذكور را از ضميمه حذف كند، كليه كشورها اقدامات مقرر در اين بند را در مورد آنها متوقف نمايند. بعلاوه تصميم مي گيرد كه كليه كشورها اطمينان حاصل نمايند كه از قرار گرفتن هر گونه اعتبار، دارائي مالي يا منابع اقتصادي توسط اتباعشان يا توسط هر شخص يا نهادي در قلمروشان در اختيار اشخاص يا نهادهاي مذكور [ در ضميمه ] و به سود آنها جلوگيري شود؛

13. تصميم مي گيرد كه اقدامات مقرر در بند 12 در مورد اعتبارات، ديگر دارائيهاي مالي و منابع اقتصادي كه كشورهاي مربوطه تشخيص دهند در چارچوب موارد زير قرار مي گيرد، اعمال نگردد:

(a)   موارد ضروري براي برآوردن نيازهاي اوليه، شامل پراخت جهت مواد غذايي، اجاره يا رهن، داروها و معالجات پزشكي، ماليات، حق بيمه، و هزينه هايي مانند آب و برق و ... يا منحصرا براي پرداخت هزينه هاي حرفه اي و بازپرداخت هزينه هاي مربوط به ارائه خدمات حقوقي، يا هزينه هاي خدماتي معمول مربوط به نگهداري اعتبارات و ديگر دارايي ها مالي و منابع اقتصادي مسدود شده، كه بر طبق قوانين ملي محاسبه مي شوند، و بعد از مطلع كردن كميته توسط كشورهاي مربوطه مبني بر قصد صدور مجوز، در صورت اقتضاء، براي دسترسي به چنين اعتبارات، دارايي هاي مالي و منابع اقتصادي و در صورت عدم اتخاذ تصميم منفي توسط كميته طي 5 روز كاري بعد از اعلام موضوع؛

(b) موارد ضروري براي هزينه هاي فوق العاده، مشروط بر آنكه چنين تشخيصي توسط كشورهاي مربوطه به اطلاع كميته رسانده شده و توسط كميته تاييد شده باشد؛

 (c) در مواردي كه اعتبارات، دارايي هاي مالي يا منابع اقتصادي تحت حكم يا توقيف قضايي، اداري يا حكميتي قرار گرفته باشند، مي توانند براي منظورهاي مربوطه مورد استفاده قرار گيرند، مشروط بر اينكه حكم توقيف يا حكم قضايي كه قبل از تاريخ تصويب اين قطعنامه صادر شده باشد، و به سود شخص يا نهادي كه پيرو بندهاي 10 و 12 اين قطعنامه مشخص شده اند، نباشند و مراتب توسط كشورهاي مربوطه به اطلاع كميته رسانده شده باشد؛

(d) در موارد ضروري براي فعاليتهايي كه مستقيما مرتبط با اقلام مصرح در بندهاي  (b),(i),(ii) 3 مي باشند و توسط كشورهاي مربوطه به اطلاع كميته رسانده شده باشد؛

14. تصميم مي گيرد كه كشورها مي توانند اجازه دهند كه بهره ها يا ديگر دريافتي هاي مقرره يا پرداختها به موجب قرار دادها، موافقتنامه ها و تعهدات مربوط به قبل از قرار گرفتن آن حسابها تحت مفاد اين قطعنامه، به حسابهايي كه مطابق بند 12 فوق مسدود شده اند، واريز شوند، مشروط بر آنكه هر كدام از اين بهره ها، ديگر دريافتي ها و پرداختها همچنان تحت مفاد اين قطعنامه قرار داشته و مسدود باقي بمانند؛

15. تصميم مي گيرد كه اقدامات بند 12 فوق مانع از اقدام يك شخص يا نهاد نام برده شده [در ضميمه]، براي انجام پرداختهاي مقرره بموجب قرار داد منعقده در زمان قبل از قرار گرفتن چنين شخص يا نهادي ‌‌[در فهرست ضميمه]، نشود، مشروط بر اينكه كشورهاي مربوطه مشخص كرده باشند كه:

(a)   قرار داد مربوط به اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها، فنآوريها، كمكها، آموزش، كمك مالي، سرمايه گذاري، واسطه گري يا خدمات ممنوعه اي كه در بندهاي 3،  4 و 6 فوق به آنها اشاره شده، نمي باشد؛

(b)  پرداخت مستقيما يا بطور غير مستقيم توسط شخص يا نهاد مشخص شده طبق بند 12 فوق دريافت نمي شود؛

و بعد از اعلام مراتب توسط كشورهاي مربوطه به كميته مبني بر قصد انجام پرداخت يا دريافت يا   صدور مجوز، در صورت اقتضاء، رفع توقيف از اعتبارات، ديگر دارايي هايي مالي يا منابع اقتصادي براي اين منظور، ده روز كاري قبل از صدور چنين اجازه اي؛ 

16. تصميم مي گيرد كه كمكهاي ارائه شده به ايران توسط آژانس يا تحت نظارت آن تنها بايد براي استفاده در جهت مقاصد غذايي، كشاورزي، پزشكي، ايمني يا ديگر اهداف انساندوستانه، و در مواقعي كه ضروري است براي پروژه هايي باشد كه مستقيما مربوط به اقلام مصرح در بندهاي (b),(i),(ii) 3  هستند، اما چنين همكاريهاي فني ارائه نمي گردد اگر با فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه كه در بند 2 اين قطعنامه تعيين شده اند مرتبط باشند؛ 

17. از كليه كشورها مي خواهد نسبت به آموزش تخصصي يا تعليم اتباع ايراني در رشته هايي كه به فعاليتهاي هسته اي حساس به لحاظ اشاعه و توسعه سيستم هاي پرتاب سلاحهاي هسته اي ايران كمك خواهد نمود، در داخل قلمروشان يا توسط اتباعشان هوشياري اعمال و از آن جلوگيري نمايند؛

18. تصميم مي گيرد كه بر مبناي بند 28 آئين كار موقت، كميته اي در شوراي امنيت متشكل از كليه اعضاي شورا جهت انجام وظايف زير تشكيل دهد:

(a)   درخواست اطلاعات از كليه كشورها، بويژه كشورهاي منطقه و كشورهاي توليد كننده اقلام، كالاها، تجهيزات، مواد و فنآوري مورد اشاره در بندهاي 3 و 4 فوق، در باره اقدامات اتخاذ شده توسط آنها جهت اجراي موثر تدابير مقرر در بندهاي 3، 4، 5، 6، 7، 8، 10 و 12 اين قطعنامه و هر نوع اطلاعات ديگري كه مي تواند در اين رابطه مفيد بشمار رود؛

(b)  درخواست اطلاعات از دبيرخانه آژانس در مورد اقدامات انجام شده توسط آژانس جهت اجراي موثر تدابير مقرر در بند 17 اين قطعنامه و هر نوع اطلاعات ديگري كه مي تواند در اين رابطه مفيد بشمار رود؛

(c)  بررسي اطلاعات دريافتي و اتخاذ اقدامات مقتضي درباره موارد ادعايي نقض تدابير مقرر در بندهاي 3، 4، 5، 6، 7، 8، 10 و 12 اين قطعنامه؛

(d)  بررسي و تصميم گيري در مورد درخواستها براي معافيتهاي پيش بيني شده در بندهاي 9 و  و 1513 فوق؛

(e)   تعيين ديگر اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فنآوريهايي كه بايد براي هدف بند 3 مشخص گردند؛

(f)   بر حسب ضرورت تعيين اشخاص و نهادهاي ديگري كه موضوع اقدامات مقرر در بند هاي 10و 12 فوق مي باشند؛

(g)  ارائه اصول راهنماي مورد نياز جهت تسهيل اجراي تدابير مقرر در اين قطعنامه و درج درخواستي در اين اصول راهنما از كشورها جهت ارائه اطلاعات در هر جا كه ميسر باشد، در مورد اينكه چرا اشخاص و يا نهادها واجد معيارهاي تعيين شده در بندهاي 10 و 12 بوده و ارائه هر گونه اطلاعات جهت شناسايي اشخاص و نهادهاي مربوطه؛

(h)  ارائه گزارش به شوراي امنيت حداقل هر 90 روز يكبار در مورد فعاليتهايش و اجراي اين قطعنامه بهمراه ملاحظات و توصيه ها بويژه در مورد راههاي تقويت اثربخشي تدابير مقرر در بندهاي 3، 4، 5، 6، 7، 8، 10 و 12 فوق؛

19. تصميم مي گيرد كه كليه كشورها طي 60 روز از زمان تصويب اين قطعنامه در مورد اقداماتي كه براي اجراي موثر بندهاي 3، 4، 5، 6، 7، 8، 10، 12 و 17 فوق اتخاذ كرده اند، به كميته گزارش دهند؛

20. ابراز عقيده مي نمايند كه تعليق مقرر در بند 2 فوق و پايبندي كامل و راست آزمايي شده ايران به درخواستهاي شوراي حكام آژانس به راه حلي ديپلماتيك و مبتني بر مذاكره كه تضمين نمايد برنامه هسته اي ايران منحصرا براي مقاصد صلح آميز است، كمك خواهد كرد، و بر تمايل جامعه بين المللي براي كار مثبت در جهت نيل به چنين راه حلي تاكيد مي كند، و ايران را  تشويق        مي كند تا بر مبناي مفاد فوق وارد تعامل مجدد با جامعه بين المللي و آژانس شده، و                   تاكيد مي كند كه چنين تعاملي به سود ايران خواهد بود؛

21. از تعهد چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، انگلستان و آمريكا و حمايت نماينده عالي اتحاديه اروپا به يافتن يك راه حل مبتني بر مذاكراه براي اين موضوع استقبال و ايران را تشويق   مي كند  جهت نيل به ترتيبات دراز مدت و جامعي كه توسعه روابط و همكاري با ايران را بر مبناي احترام متقابل و ايجاد اعتماد بين المللي نسبت به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران ميسر سازد، به تعامل در مورد پيشنهادهاي ژوئن 2006  آنها (S/2006/521) كه در قطعنامه 1696 شوراي امنيت مورد تاييد قرار گرفت، بپردازد؛

22. عزم خود را براي تقويت قدرت و اختيارات آژانس مجددا مورد تاكيد قرار مي دهد، قويا از نقش شوراي حكام آژانس حمايت مي كند، از مديركل و دبير خانه آژانس بخاطر تلاشهاي حرفه اي و بي طرفانه جاري شان بمنظور حل و فصل كليه مسائل باقي مانده در ايران در چارچوب آژانس قدرداني و تشويق مي نمايد، و بر ضرورت ادامه كار آژانس براي روشن سازي كليه موضوعات باقي مانده مربوط به برنامه هسته اي ايران تاكيد مي كند؛

23. درخواست مي كند كه مديركل آژانس ظرف 60 روز گزارشي درباره اينكه آيا ايران تعليق كامل و پايدار كليه فعاليتهاي ذكر شده در اين قطعنامه را برقرار ساخته و نيز درباره فرايند پايبندي  ايران به تمام اقدامات مقرر شده توسط شوراي حكام و ديگر مفاد اين قطعنامه، به شوراي حكام و به موازات آن به شوراي امنيت ارائه نمايد؛

24. تاكيد مي كند كه شورا در پرتو گزارش مدير كل آژانس كه قرار است ظرف 60 روز ارائه شود، اقدامات ايران را مورد مرور و بررسي قرار دهد و:

(a)   اينكه شورا بمنظور ميسر ساختن مذاكرات، اجراي اقدامات را تعليق مي نمايد چنانچه ايران تمامي فعاليتهاي مرتبط با غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه را تعليق كند، بنحويكه آژانس آنرا راستي آزمايي نمايد، و تعليق اقدامات شورا تا زماني است كه ايران چنين تعليقي را حفظ كند؛

(b) اينكه شورا بمحض اينكه تشخيص دهد ايران كاملا به تعهدات خود طبق قطعنامه هاي مربوطه شوراي امنيت پايبند است و درخواستهاي شوراي حكام آژانس را، آنطوركه توسط شوراي حكام تاييد گرديده، برآورده ساخته است، اقدامات مصرح در بندهاي 3، 4، 5، 6، 7، 10 و 12 را پايان مي دهد،

(c) و در صورتي كه گزارش مورد اشاره بند 23 [ گزارش مديركل آژانس] نشان دهد كه ايران به اين قطعنامه پايبند نبوده، شورا بمنظور ترغيب ايران به پايبندي به اين قطعنامه و درخواستهاي آژانس، اقدامات مقتضي ديگري را تحت ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد اتخاذ مي نمايد و تاكيد مي كند چنانچه چنين اقدامات بيشتري ضرورت پيدا كند، به تصميمات ديگري نياز خواهد بود؛

25. تصميم مي گيرد كه اين موضوع را در دستور كار خود حفظ كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:37  توسط حمید  |